رابطه ی سبک‌های دلبستگی و سبک‌های مقابله ی مذهبی با سلامت ‌روان در بیماران HIV

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی ، دانشگاه شیراز

چکیده

: امروزه بررسی عوامل روان‌شناختی مداخله‌گر در ایجاد ‌اختلالات‌ روان‌شناختی در افراد HIV+ جهت ارتقای سلامت روان آنان به منظور سازگاری بیشتر با بیماری، از اهمیت فراوانی برخوردار است. از جمله‌ی این عوامل، سبک‌های دلبستگیو سبک‌ مقابله‌ی مذهبی است که این مطالعه به بررسی رابطه‌ی آن‌ها با سلامت روان افراد HIV+ پرداخته است.
روش‌کار: در این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی که طی اردیبهشت‌ 1387 انجام شد، 120 نفر از بیماران HIV+ تحت درمان در مراکز مشاوره‌ی رفتاری شیراز از طریق نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و پس از تکمیل فرم رضایت آگاهانه توسط پرسش‌نامه‌ی ‌بازنگری ‌شده‌ی ‌دلبستگی ‌بزرگسال ‌کولینز و رید (RAAS)، مقیاس سبک‌های مقابله‌ی مذهبی بادرکس و پرسش‌نامه‌ی سلامت ‌عمومی (GHQ) گلدبرگ، بررسی گردیدند. از آزمون‌های رگرسیون چندگانه، تحلیل واریانس و تی، جهت تحلیل داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: بنا بر نتایج تحلیل واریانس داده‌ها، بیماران HIV+ دارای سبک دلبستگی ایمن در مقایسه با بیماران HIV+ دارای سبک‌های دلبستگی ناایمن اجتنابی و ناایمن اضطرابی‌دوسوگرا از سلامت ‌روان بالاتری برخوردار بودند (001/0P<). نتایج آزمون تی مستقل مشخص نمود بیماران HIV+ که به میزان بیشتری از مقابله‌ی مذهبی مثبت استفاده می‌کردند از سلامت روان بیشتری برخوردار بودند (007/0=P). به منظور پیش‌بینی سلامت ‌روان بر مبنای متغیرهای سبک دلبستگی ایمن و سبک‌های مقابله‌ی مذهبی از آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج، حاکی از آن بود که در بیماران HIV+، متغیر سبک دلبستگی ایمن، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌ی سلامت روان می‌باشد.
نتیجه‌گیری: مقابله‌ی مذهبی مثبت و سبک دلبستگی ایمن می‌توانند منجر به سلامت ‌روان بالاتر در بیماران HIVگردند.
 

کلیدواژه‌ها


ابتلا به عفونت ویروس نقص ایمنی انسانی[1] (HIV) و بیماری ایدز[2] (AIDS) می­تواند سلامت روان افراد را به میزان زیادی مورد تهدید قرار دهد. آگاهی از آلوده شدن به این بیماری، فشارهای روان‌شناختی و مشکلات اجتماعی زیادی از جمله افسردگی، اضطراب و انزوای اجتماعی را در پی دارد (1). مطالعات مختلف نشان داده­اند که حدود نیمی از افراد HIV+ درگیر انواعی از اختلالات روان­پزشکی هستند که افسردگی رایج­ترین آن­ها است. هم­چنین افرادی که با HIV زندگی
می­کنند، بیشتر مستعد ابتلا به مشکلات روانی نسبت به افراد سالم می‌باشند (2).از سوی دیگر با توجه به رابطه­ی بین سلامت روان و انجام رفتارهای پرخطر، بهبود وضعیت سلامت روان افراد HIV+ با استفاده از درمان­های روان­شناختی و دارویی می‌تواند منجر به کاهش رفتارهای پرخطر و کاهش انتقال ویروس ایدز در این گروه گردد (3). با وجود این ‌که عفونتHIV  و بیماری ‌ایدز ‌منجر به ‌آسیب‌های ‌روان‌شناختی ‌زیادی ‌می‌گردند، مطالعات اندکی‌، جنبه‌های ‌بهداشت ‌روانی ‌این ‌بیماری ‌را مورد بررسی ‌قرار داده‌اند (4، 5). پژوهشگران علاقه­مند به سلامت ‌روانی این گروه از بیماران سعی‌ کرده‌اند عوامل روان‌شناختی میانجی و مداخله‌گر ایجادکننده­ی ‌اختلالات‌ روان‌شناختی‌ را مورد بررسی ‌و کنترل ‌قرار‌دهند (6). مطالعات گذشته نشان می‌دهند که از جمله عوامل اصلی مرتبط با کاهش تنش ادراک شده در میان افراد HIV+ وجود سبک­های مقابله‌ای، سبک­های دلبستگی و ادراک حمایت اجتماعی مناسب در این گروه است (7). از جمله همبسته‌های سلامت‌ روانی در این بیماران که در سال‌های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته‌ است، نوع سبک دلبستگی و سبک مقابله­ی مذهبی می‌باشد (8).

بالبی[3] بر این ‌اعتقاد ‌بود که کودک ‌‌بر اساس‌ کیفیت ‌روابط خود با ‌والدین ‌و ‌میزان ‌پاسخ‌دهی ‌آن­ها ‌به ‌نیازهایش، نوعی ‌مدل‌ ذهنی ‌‌از خود و دیگران ‌می‌سازد ‌که ‌در آینده، ‌تاثیر حایز اهمیتی ‌بر نوع ‌روابط وی ‌با ‌محیط ‌اطراف ‌دارد (9). در تبیین بهتر ‌فرآیند دلبستگی، بارتلمو[4] بر اساس دو بعد الگوی ‌ذهنی از خود و الگوی ‌ذهنی از دیگران، چهار نوع متفاوت ‌از سبک‌های ‌دلبستگی ‌را مشخص‌ و‌ مجزا ‌می‌سازد. این ‌چهار طبقه شامل نوع ایمن (الگوی مثبت از خود و دیگران)، اجتنابی یاکوچک انگارانه (الگوی مثبت از خود و الگوی منفی از دیگران)، هراسان (الگوی منفی از خود و از دیگران) و مقاوم (الگوی منفی از خود و مثبت از دیگران) هستند (10).

سبک دلبستگی ایمن با سازگاری و سلامت بیشتر ارتباط دارد (11). تحقیقات‌ نشان ‌داده‌اند ‌که افراد ‌دارای سبک دلبستگی ایمن در مقایسه با افراد دارای سبک‌های دلبستگی ناایمن از نظر سلامت‌ روان‌شناختی و شایستگی در محیط‌های شغلی و اجتماعی از شرایط بهتری برخوردار می‌باشند (12). علاوه ‌بر این، افراد دلبسته­ی ‌ایمن از حس‌ خودکارآمدی بالایی نیز برخوردار ‌می‌باشند. بر این‌ مبنا محققان‌ اذعان دارند که سبک دلبستگی ‌ایمن ‌دارای ارتباط نزدیکی با سلامت روان‌شناختی است (13). نتایج مطالعات نشان داده است که سبک دلبستگی ایمن، رابطه­ی معکوس با میزان نشانه‌شناسی بیماری­های روانی و در مقابل سبک دلبستگی ناایمن و سبک دلبستگی اجتنابی، رابطه­ی مثبتی با میزان نشانه­شناسی بیماری­های روانی در افراد در معرض تهدید دارد (14).

در میان افراد HIV+ نیز سبک­های دلبستگی آن­ها در ارتباط با دیگران از عوامل مهم مرتبط با تجربه­ی تنش است. توانایی شکل دادن و نگهداری ارتباطات در قالب نظریه­ی دلبستگی بالبی است یعنی انتقال از تجارب کودکی با شکل­های مهمی از دلبستگی که بعدها روی توانایی فرد در برقراری ارتباط رضایت­بخش در دوران بزرگسالی تاثیر می‌گذارد (15). دلبستگی ارتباط مستقیمی با کیفیت برقراری روابط فرد HIV+ دارد که ممکن است نقش به­سزایی را در سازگاری بیشتر با بیماری ایدز از طریق تاثیر بر توانایی جلب حمایت­های اجتماعی بازی‌کند. هم­چنین سبک­های دلبستگی می‌تواند در مسیرهایی غیر از جلب حمایت­های اجتماعی، موجب سازگاری بیشتر با بیماری گردد. هم­چنین مدارکی مبنی بر تاثیر دلبستگی به عنوان یک عامل مهم در سازگاری بیشتر با تعارضات روابط بین فردی وجود دارد که این موضوع به ویژه در جمعیت­های HIV/AIDS که افراد به میزان زیادی از نداشتن دوست و روابط عاشقانه رنج می‌برند، مهم است (16).

مطالعات دیگری از این قبیل در افراد HIV+ نشان داده‌اند که در این گروه سبک دلبستگی رومانتیک و عاشقانه به طور معنی­داری با میزان تنش، افسردگی و احساس انگ و تبعیض ادراک شده مرتبط با HIV رابطه دارد (17). هم­چنین بیماران HIV+ دارای سبک ‌دلبستگی ناایمن در مقایسه با بیماران دارای سبک‌ دلبستگی ‌ایمن، افسردگی و مشکلات خلقی بیشتری راا نشان می‌دهند و عامل ایجادکننده­ی این حالت، برداشت منفی افراد از خودشان و افراد دیگر می‌باشد (1). از سویی دیگر افراد دارای سبک دلبستگی‌ ایمن نسبت به افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن، تمایل بسیار زیادی به جستجوی حمایت ‌اجتماعی به عنوان ‌نوعی ‌راهبرد ‌مقابله‌ای ‌نشان می‌دهند (19 ،18). هم­چنین افراد دلبسته­ی اجتنابی تمایل بسیار ‌کمی‌ به ‌جستجوی حمایت اجتماعی در مواقع تنهایی و مشکلات دارند (13).

موضوع دیگری که در سال‌های اخیر به طور گسترده‌تری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، سبک‌های مقابله­ی مذهبی می‌باشد و از جمله دیدگاه‌های موجود در مورد نقش مذهب در زندگی انسان، تلقی مذهب به عنوان نوعی سبک مقابله با تنش و تنیدگی‌های زندگی می‌باشد (20). آن دسته ‌از بیمارانی‌که به میزان بیشتری از‌ سبک‌های‌ مقابله‌های مذهبی استفاده می‌کنند، سریع­تر از افراد دیگر، غم و نگرانی حاصل‌ از شرایط تنش‌زای بیماری خود را حل‌ کرده و با شرایط نامطلوب کنار می‌آیند (21).

مذهب به عنوان یک موضوع مهم، اغلب در زندگی افرادی که با HIV زندگی می‌کنند مورد غفلت واقع شده است. مواجهه با خیل عظیمی از بحران­های بهداشتی ممکن است برای افرادHIV+  فرصتی باشد که به اعتقادات مذهبی خود رجوع کرده تا به تبع آن از پیامدهای مثبت در کیفیت زندگی و سازگاری بیشتر با بیماری بهره ببرند. طی چند سال گذشته، مطالعات زیادی در حوزه­های مرتبط با نقش مذهب و معنویت در سازگاری و سلامت انجام شده است. مذهب اغلب به عنوان یک موضوع محوری برای افراد درگیر با بیماری­های مزمن مطرح بوده و بیشتر بیماران مبتلا به عفونت HIV از جنبه­های اعتقادی خود در جهت سازگار شدن با بیماری استفاده می‌کنند (22،23). در مطالعه­ای بر روی 40 نفر از بیماران مبتلا به بیماری ایدز مشخص شد که بین میزان به­کارگیری سبک‌های مقابله­ی مذهبی مثبت و کیفیت بهینه­ی زندگی و میزان پایین تنش در بین این گروه از بیماران همبستگی مثبتی وجود دارد (24). مطالعات دیگر نشان داده­اند که عواملی از قبیل ضعف باورهای معنوی در افراد HIV+ با افزایش خطر ابتلا به افسردگی رابطه دارد (25، 26). هم­چنین اعتقادات معنوی پایین با تجربه­ی علایم قابل توجه افسردگی در افراد HIV+ رابطه داشته است (23). لذا کمک به بیماران جهت پناه بردن به مذهب و تامین نیازهای معنوی توسط محیط­های درمانی و اجتماعی ممکن است به عنوان یکی از روش­های کاهش علایم افسردگی در افراد HIV+ در نظر گرفته شود(3، 27). از سویی دیگر یکی از جنبه­های مهم کیفیت زندگی، بعد مذهبی­معنوی آن است که این جنبه به ویژه در افرادی که با بیماری­های مزمن و تهدیدکننده­ی زندگی رو به رو هستند، نادیده گرفته شده است. اگر چه مطالعات زیادی، کیفیت زندگی و به خصوص جنبه­های مرتبط با سلامت آن را در افراد HIV+ بررسی کرده­اند، ولی تنها تعداد کمی از آن­ها نقشی معنویت را در بهبود کیفیت زندگی این افراد مورد مطالعه قرار داده‌اند (28،29). نتایج حاکی از این مطالعات بیانگر آن است که در این گروه از افراد، معنویت بیشتر با رشد رضایت از زندگی، عملکرد، کیفیت زندگی و سلامت روان کلی افراد رابطه داشته است(30، 31) ودر مطالعه­ی دیگری نشان داده شده است که به طور حیرت­انگیزی نزدیک به نیمی از افراد اعتقاد داشتند که زندگی آن­ها نسبت به زمانی که  HIV+نبوده­اند در وضعیت بهتری قرار دارد و جنبه‌های معنوی بیماری با احساس بهتر بودن زندگی در آن­ها ارتباط داشته و این موضوع، بیانگر نقشی است که جنبه‌های معنوی­مذهبی در کیفیت زندگی این افراد بازی می‌کند (32).

اعتقادات مذهبی به طور قابل توجهی نگرش فرد را در خصوص زندگی با ویروس ایدز شکل می­دهد. فعالیت­ها و باورهای مذهبی می‌توانند احساس امیدواری و آرامش را در فرد ایجاد کرده و او را برای مرگ احتمالی و پذیرش این موضوع آماده کنند (30).هم­چنینمطالعات انجام شده در آمریکا نشان می دهند که افرادی که با HIV زندگی می­کنند از مذهب به عنوان وسیله­ای برای سازگاری با بیماری خود استفاده می­کنند (25،32) و غالبا تشخیص عفونت اعتقادات بیمار را تقویت می‌کند، لذا افزایش اعتقادات معنوی و مذهبی بعد از ابتلا به عفونت با پیشرفت کندتر بیماری رابطه دارد (33).در یک مطالعه طولی نشان داده شده است که ارتقاء جنبه های معنوی و مذهبی بعد از تشخیص عفونت HIV می تواند منجر به پیشروی کندتر بیماری گردد (34). با این وجود اگر چه نقش مذهب به عنوان یک عامل اساسی در تغییر رفتارهای انسان مبرهن است اما این عامل همیشه نمی­تواند در تمام افراد به دلیل وجود تفاوت­های فردی و گرایش­های مختلف مذهبی، تضمین­کننده­ی تغییر رفتار باشد (35).

مهم‌ترین هدف این مطالعه، شناسایی متغیر مهم سلامت روان بیماران مبتلا به عفونت HIV و ارتباط آن با سبک­های مقابله­ی مذهبی به منظور استفاده در طراحی یک برنامه­ی درمانی جامع‌ همراه با مداخلات روان­شناختی مبتنی بر مذهب به عنوان یک عامل تاثیرگذار بوده است. به این دلیل متغیرها به نوعی انتخاب شدند که بتوانند چه از نظر درون­فردی و چه از نظر بین فردی و به طور یکپارچه تاثیر بیشتری برای افراد به همراه داشته باشند و از طریق آن­ها مداخلات بعدی طراحی گردد. در این راستا و با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی و خاص این بیماری، متغیرهای سبک‌های مقابله­ی مذهبی و سبک دلبستگی جهت بررسی ارتباط آن­ها با سلامت روان انتخاب شدند. در بررسی‌های اولیه­ی سلامت روان بیماران HIV مشخص گردید این که این بیماری دارای بار هیجانی متفاوتی نسبت به سایر بیماری‌ها است و هم­چنین به دلیل این که این گروه از افراد معمولا از پیشینه­ی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و خانوادگی متفاوت و ضعیفی برخوردارند و عوامل مختلف در گذشته و حال و خود بیماری می­تواند منجر به آشفتگی­های روانی در آن­ها گردد، لذا انجام بررسی‌ دقیق در خصوص ارتباط سبک­های دلبستگی با سلامت روان، لازم به نظر می­رسد. با توجه به دلایل فوق و با عنایت به این نکته که هیچ کدام از متغیرهای مذکور تا کنون در جامعه­ی ما بر روی این بیماران مورد بررسی قرار نگرفته و لزوم کسب اطلاعات موثر در مورد مولفه‌های تاثیرگذار بر سلامت‌ روانی افراد HIV+ درشیراز، این مطالعه با هدف بررسی رابطه­ی بین سبک­های دلبستگی و سبک­های مقابله­ی مذهبی با سلامت روان این افراد انجام شد.

روش­کار

جامعه­ی آماری مطالعه­ی توصیفی و مقطعی حاضر، تمام بیماران HIV+ دارای پرونده­ی فعال بودند که جهت استفاده از خدمات بهداشتی­درمانی به مراکز مرتبط شیراز، مراجعه
می­کردند (1300 نفر) و نمونه­ی مورد بررسی نیز تعداد120 نفر ازاین افراد بودند. ابتدا فهرست تمام بیماران HIV+ از مراکز بهداشتی­درمانی شهرستان‌ شیراز اخذ و سپس از بین ‌آن­ها، افراد نمونه به طورکاملا تصادفی انتخاب شدند که پس از حضور در مراکز و یا تماس و ارتباط و دعوت از آن­ها جهت شرکت در تحقیق در محل مراکز درمانی مورد مطالعه قرار می­گرفتند.این مطالعه در طی سال 1387 انجام گرفت. از آزمون­های توصیفی و هم­چنین آزمون­های رگرسیون چندگانه، تحلیل واریانس و تی مستقل جهت تجزیه و تحلیل داده­ها استفاده شد.

ابزارهای اندازه گیری

1- ابزار سنجش سبک­های دلبستگی: برای سنجش سبک‌های دلبستگی از پرسش­نامه­ی ‌بازنگری ‌شده­ی ‌دلبستگی ‌بزرگسال[5] (RAAS)‌کولینز و رید،استفاده‌ شد. این‌مقیاس نوعی‌ خود ارزیابی از مهارت­های ایجاد ارتباط و شیوه­ی شکل­‌دهی به دلبستگی‌های نزدیک است که مشتمل بر 18 ماده است که توسط علامت‌گذاری روی یک مقیاس 5 درجه‌ای از نوع لیکرت (‌از صفر: اصلا ‌ویژگی ‌من ‌نیست ‌تا ‌4: ‌کاملا ویژگی ‌من ‌است) سنجیده ‌می‌شود. انجام ‌تحلیل ‌عوامل ‌روی ‌این
 ‌پرسش­نامه 3 زیرمقیاس6 ماده‌ای ‌را‌ مشخص ‌می‌سازد. میزان اعتماد و اتکای فرد به دیگران (با توجه به این که در مواقع لزوم قابل ‌دسترسی‌اند) را‌ اندازه‌گیری می‌کند.نزدیک‌ بودن یعنی میزان ‌آسایش ‌فرد ‌در‌ رابطه­ی ‌همراه با صمیمیت و نزدیکی ‌عاطفی را‌ می‌سنجد.اضطراب یعنی ترس از داشتن رابطه را اندازه می‌گیرد.

روایی و پایایی این مقیاس در مطالعات مختلف مورد تایید قرار گرفته است (36). ‌در پژوهش‌ حاضر‌ ضریب ‌آلفای کرونباخ سبک‌های دلبستگی ایمن، ناایمن اجتنابی و ناایمن اضطرابی
دوسوگرا به ترتیب 84/0، 75/0 و 81/0 محاسبه گردید.

2-ابزار سنجش سبک­های مقابله­ی مذهبی: برای ‌سنجش‌ سبک‌های ‌مقابله­ی ‌مذهبی‌بیماران HIV+ از مقیاس سبک‌های مقابله­ی مذهبی بادرکس[6] استفاده شد. این پرسش نامه­ی خودگزارشگر در سال 1995 توسط ادوین بادرکس و همکاران جهت‌ بررسی سبک‌های مقابله­ی مذهبی تدوین گردید. این پرسش­نامه در ‌سال 1385 برای ‌فرهنگ ‌اسلام ‌و ایران‌ استاندارد و پایایی آن 95/0 گزارش شده است (37).

این‌ پرسش­نامه دارای40 سئوال می‌باشد که به هر سئوال نمره­ی صفر تا 4 تعلق می‌گیرد. نمره­ی کلی‌ از صفر تا 160 متغیر ‌می‌باشد. در این مطالعه نیز ضریب آلفای کرونباخ مقیاس سبک‌های مقابله­ی مذهبی بادرکس 87/0 به دست آمد.

3- ابزار سنجش سلامت روان: به منظور سنجش سلامت روان بیماران HIV+ از پرسش­نامه­ی سلامت‌عمومی[7] (GHQ) گلدبرگ، فرم ‌28 سئوالی ‌استفاده شد. این فرم توسط گلدبرگ و هیلر از طریق ‌اجرای روش تحلیل عاملی بر روی فرم بلند آن طراحی شده‌ و از 4 خرده­‌آزمون تشکیل شده ‌است که هر کدام از آن­ها دارای 7 سئوال می‌باشد.‌ روایی پرسش­نامه­ی سلامت ‌عمومی بر اساس سه روش بازآزمایی، تصنیفی و آلفای ‌کرونباخ ‌مورد‌ بررسی‌ قرار گرفته‌ است که ضرایب‌ پایایی به دست‌آمده ‌به‌‌ ترتیب70/0،93/0 و 90/0 می‌باشند (38).

روش جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات

تعداد 120 نفر از بیماران HIV+ از طریق نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. از آن­ها خواسته ‌شد که پرسش­نامه­ی سبک‌های دلبستگی کولینز و رید، مقیاس سبک‌های مقابله­ی مذهبی بادرکس و پرسش­نامه­ی سلامت عمومی ‌گلدبرگ را ‌تکمیل‌ کنند. به‌ دلیل‌ شرایط ‌خاص‌ بیماران HIV+ و لزوم ‌مخفی ‌ماندن‌ هویت‌ افراد گروه ‌نمونه به‌ توصیه­ی ‌مسئولان دانشگاه علوم‌ پزشکی، برای ‌اجرای ‌پرسش­نامه‌ها ‌از‌ یکی ‌از بیماران HIV+ خواسته ‌شد تا پرسش­نامه‌ها را برای اجرا در اختیار بیماران مورد نظر قرار دهد. پرسشگر مورد نظر، دانشجوی کارشناسی رشته­ی روان­شناسی عمومی دانشگاه پیام نور خرامه مبتلا به عفونت HIV بود که نقش یک پرسشگر همسان را بازی
می­کرد. با توجه به آشنایی قبلی ایشان با این گونه پژوهش‌ها و پذیرش بیشتری که در میان بیماران داشت، پس از ارایه­ی توضیحات لازم و توجیه علمی و عملی، فرآیند اجرای آزمون‌ها را به عهده گرفت.برای انجام این امر، طی جلسه‌ای با فرد مورد نظر آموزش‌های ‌لازم‌ به ‌ایشان ‌داده شد.

 قبل از اجرای پرسش­نامه‌ها توضیحاتی در مورد نحوه­ی پاسخگویی به سئوالات به آزمودنی‌ها ارایه گردید. البته در بعضی از موارد، به دلیل کم‌­سواد بودن تعداد زیادی ‌از بیماران ‌مورد مطالعه، سئوالات ‌توسط آزمونگر برای بیماران خوانده و تکمیل می­شد.

نتایج

میانگین سنی افراد مورد مطالعه 23/3± 02/46 با دامنه­ی سنی 20 تا 60 سال و متوسط مدت زمان ابتلا به بیماری 58/2± 43/3 با دامنه­ی 2 تا 6 سال بود.

نتایج آزمون تحلیل واریانس یک سویه­ی بررسی رابطه­ی بین سبک­های ‌‌دلبستگی ‌ایمن،‌ نا‌ایمن اجتنابی و ناایمن اضطرابی
دوسوگرا با سلامت رواننشان داد که بین تاثیرگذاری سبک‌های دلبستگی مختلف در متغیر سلامت روان، تفاوت معنی­داری وجود دارد (002/0P<، 83/6=F). جهت مشخص نمودن تفاوت میان سبک‌های دلبستگی از آزمون تعقیبی شفه استفاده شد که در عامل سلامت‌ روان بین سبک دلبستگی ایمن با سبک ناایمن اجتنابی و سبک دلبستگی ایمن با سبک ناایمن اضطرابی­دوسوگرا، تفاوت معنی­دار دیده شد و میانگین سبک دلبستگی ‌ایمن (63/16) از میانگین دو سبک دیگر یعنی اجتنابی (65/7) و اضطرابی­دوسوگرا (99/8) بالاتر بود. این یافته مبین آن است که افراد دارای سبک دلبستگی ایمن از سلامت روان بهتری برخوردار بودند.

در خصوص بررسی وضعیت سلامت روان افراد HIV+ که به میزان بیشتری از سبک‌های مقابله­ی مذهبی استفاده می‌کنند در مقایسه با بیماران HIV+ که به میزان کمتری از سبک‌های مقابله­ی مذهبی استفاده می‌کنند، ابتدا افراد بر اساس نمرات مقیاس سبک­های مقابله­ای به دو گروه با مقابله­ی مذهبی مثبت و منفی، تقسیم (با نقطه­ی برش 80) و سپس میانگین نمرات سلامت روان در این دو گروه با استفادهاز آزمون تی مستقل مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج این تحلیل آماری در جدول 1 آمده است.

 

 


 

جدول 1- آزمون تی مستقل برای دو گروه از افراد  HIV+با مقابله­ی مذهبی مثبت و منفی

متغیر

میانگین

انحراف معیار

آزمون لوین

df

t

سطح معنی­داری

F

سطح معنی­داری

سلامت روان

مقابله­ی مذهبی‌مثبت

5/57

31/7

16/0

68/0

21

98/2

007/0

مقابله­ی مذهبی منفی

56/48

48/6

 

 

همان طورکه از یافته­های جدول فوق استنباط می‌شود، بین دو گروه دارای مقابله­ی مذهبی مثبت و منفی ‌از نظر نمره­ی سلامت‌ روان، تفاوت وجود ‌دارد ‌و ‌این تفاوت در سطح 007/0 معنی­دار‌ می‌باشد. لذا می­توان نتیجه گرفت که بیماران HIV+ دارای مقابله­ی مذهبی مثبت در مقایسه با بیماران HIV+ دارای مقابله­ی مذهبی منفی از سلامت‌ روان بالاتری برخوردارند. برای پاسخ به این سئوال که کدام‌ یک از متغیرهای سبک‌ دلبستگی ایمن و سبک‌های مقابله­ی مذهبی، پیش‌بینی‌کننده­ی بهتری برای سلامت ‌روان بیماران HIV+ می باشند، از روش رگرسیون چندگانه استفاده شد. خلاصه­ی نتایج این تحلیل در جدول 2 آمده ‌است.

 

جدول 2- خلاصه­ی تحلیل رگرسیون چندگانه برای سلامت روان در افراد HIV+ با سبک­های دلبستگی ایمن و مقابله­ی مذهبی

عامل

R2

F

B

سطح معنی­داری

گام اول

سبک دلبستگی ایمن

30/0

02/10

02/7

004/0

گام دوم

سبک‌های مقابله­ی مذهبی

16/0

55/9

40/0

001/0

با توجه به  نتایج جدول 2، سبک دلبستگی ایمن و سبک‌های مقابله­ی مذهبی عامل پیش­بینی‌کننده­ی سلامت روان هستند. سبک دلبستگی ایمن 30 درصد تغییرات واریانس عامل سلامت روان را تبیین کرده و سبک‌های مقابله­ی مذهبی نیز 16 درصد تغییرات واریانس عامل سلامت روان را تبیین می‌کند که معادله­ی رگرسیون آن به صورت زیر می­باشد.

 [X2 (4 /0-)] + [(X1(02/7)] + 6/2- = Ỳ

X1=سبک دلبستگی ایمن

X2=سبک­های مقابله­ی مذهبی

Ỳ=سلامت روان

بحث و نتیجه­گیری

 مطالعات نشان داده­اند که در کنار نشانه­های جسمی بیماری سایر عوامل خطر روانی­اجتماعی از قبیل سبک دلبستگی و احساس انگ و تبعیض با میزان تنش و افسردگی ادراک شده در زنان و مردان HIV+ ارتباط دارد (38) و افراد HIV+ که تنش­های بیشتری را متحمل می­شوند معمولا افرادی هستند که روابط بین فردی خود را بر اساس سبک دلبستگی ناایمن و اضطرابی شکل می­دهند (7).

هدف از مطالعه­ی حاضر، بررسی تاثیر سبک­های دلبستگی و مقابله­ی مذهبی بر سلامت روان افراد HIV+ بود. نتایج این مطالعه نشان داد که هم سبک­های دلبستگی و هم سبک­های مقابله­ی مذهبی نقش مهمی در سلامت روان افرادی که با HIV زندگی می‌کنند ایفا می‌کند، به گونه‌ای که افراد دارای سبک دلبستگی ایمن در مقایسه با افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن اجنتابی و ناایمن اضطرابی­دوسوگرا از سلامت روان بهتری برخوردار بوده و سبک دلبستگی ایمن، بیشترین میزان تغییرات واریانس عامل سلامت روان را تبیین می‌کند. این یافته با نتایج ‌تحقیقات‌ متعددی‌ همسو است (8،11،39،40). در تبیین این ‌یافته‌ می‌توان ‌گفت ‌که ‌بر اساس ‌نظر ‌بالبی سبک ‌دلبستگی ‌موجب شکل‌گیری خودپنداره­ی فرد می‌شود. افراد دلبسته­ی ‌ایمن ‌دارای نوعی ‌ادراک ‌مثبت ‌از‌ خود ‌می‌باشند و این خودپنداره به فرد اجازه می‌دهد تا در زمان برخورد با شرایط ‌تنش‌زا،کنترل ‌شناختی و هیجانی‌خود را از دست ندهد و بتواند شرایط تنش‌زا را در کنترل ‌خود درآورد. این افراد به دلیل داشتن اعتماد به توانایی‌ و قدرت فردی خود بر شرایط تنش‌زا غلبه کرده و با کنترل منابع تنش و آشفتگی از سلامت روان بهتری برخوردار می‌شوند (39). نکته­ی قابل توجه دیگر آن است که بیماران HIV+ دارای سبک دلبستگی ایمن به دلیل دارا بودن ادراک مثبت از دیگران، به راحتی می­توانند از منابع حمایت اجتماعی موجود در محیط اطراف­شان استفاده کنند، لذا توانایی ‌آنان برای غلبه بر شرایط تنش‌زا ‌افزایش‌ می‌یابد (41).‌ افراد‌ دارای‌ دلبستگی ‌ایمن ‌در هنگام ‌برخورد ‌با ‌شرایط تنش‌زا ‌بیشتر از راهبردهای ‌‌حمایت‌جویانه ‌استفاده‌ می‌کنند، در حالی ‌که ‌افراد ‌دلبسته­ی ناایمن ‌اجتنابی و اضطرابی­دوسوگرا ‌بیشتر از‌ راهبردهای ‌هیجان‌محور و دوری‌کننده استفاده می‌کنند (28). لذا با توجه به دلایل و نتایج مطرح شده، سبک دلبستگی ایمن می­تواند بهترین و قوی‌ترین ‌پیش‌بینی­کننده­ی تغییرات واریانس متغیر سلامت روان بیماران HIV+ ‌باشد.

نکته­ی ‌دیگری‌ که ‌از‌ یافته‌های ‌پژوهش ‌به دست ‌می‌آید‌ این ‌است ‌که ‌بعد ‌از متغیر سبک ‌دلبستگی ‌ایمن، متغیر سبک‌های ‌مقابله­ی ‌مذهبی بخشی از تغییرات واریانس متغیر سلامت ‌‌روان بیماران HIV+ را پیش‌بینی می‌کند. ‌در تبیین این مسئله باید به نکاتی اشاره داشت. اول این ‌که آن ‌دسته ‌از بیماران HIV+ که به میزان بیشتری ‌از سبک‌های ‌مقابله­ی ‌مذهبی استفاده ‌می‌کنند، قادر هستند با وجود تجربه­ی شرایط بسیار ناگوار بیماری، معنا و مفهوم ‌تازه‌ای در زندگی خود بیابند و ‌شرایط روحی و روانی بهتری ‌را تجربه‌ کنند. نکته­ی دیگر این‌ که به ‌دلیل‌آسیب‌های شدید ناشی از ابتلا به بیماری، فرد از قدرت کافی در کنترل شرایط ‌نامساعد اطراف خود برخوردار نیست در حالی که با به کارگیری ‌سبک‌های مقابله­ی مذهبی می­تواند سرنوشت زندگی خود را به قدرت ‌خداوند واگذار ‌کرده ‌و احساس‌ کنترل ‌بیشتری بر محیط داشته باشد.

نتایج مطالعات نشان می­دهند که سلامت معنوی پایین­تر با تجربه­ی بیشتر علایم افسردگی در افراد HIV+ ارتباط دارد (3،42). سلامت معنوی یا احساس زندگی هدف­مند و متصل بودن به یک قادر متعال ممکن است سلامت جسمانی و روانی فرد را با کمک ساز و کارهای فیزیولوژیکی، روان­شناختی و اجتماعی بالا ببرد (30). اعتقادات مذهبی قوی می­تواند منجر به بهبود روابط شخصی و اجتماعی فرد گشته، توان او را در چالش با موقعیت­های غیر قابل انتظار و مشکل­آفرین زندگی بیشتر کرده و سازگاری وی را با محیط اطرافش افزایش دهد و در نهایت به عنوان یک عامل محافظتی در برابر افسردگی و سایر مشکلات روان­شناختی به کار رود (3).

یافته‌های این مطالعه با نتایج مطالعات گذشته در خصوص ارتباط بین زمینه‌های معنوی و سلامت در افراد HIV+ همسو می­باشد، به گونه­ای که افراد با سطوح معنوی بالاتر از سلامت روان و کیفیت زندگی بهتری برخوردار بوده و علایم مرتبط با عفونت کمتری را گزارش داده­اند (28،43). مطالعات گذشته نشان داده­اند که افراد مبتلا به HIV/AIDS اغلب از راهکارهای مقابله­ی مذهبی (یعنی مدیریت یک موقعیت مشکل­زا با استفاده از جنبه­های معنوی­مذهبی) جهت پیدا کردن معنی و هدف در زندگی، کنار آمدن با احساس شرم و گناه ناشی از بیماری و مبارزه با غم و اندوه­های حاصل از آن استفاده می­کنند (46-44). ساز و کارهای مقابله­ی مذهبی مثبت در مقابل ساز و کارهای مقابله­ی مذهبی می­تواند منجر به تجربه­ی نتایج مثبت­تر در زندگی افراد با بیماری­های مزمن گردد (46،47).

به دلیل وضعیت خاص و شرایط جسمی و روحی نامناسب آزمودنی­ها این مطالعه نیز با محدودیت­هایی در مراحل انتخاب نمونه و جمع­آوری اطلاعات به خاطر عدم همکاری تعدادی از بیماران رو به رو بود که این مشکل با استفاده از حجم نمونه­ی بالاتر، حذف پرسش­نامه­های مخدوش و تکمیل پرسش­نامه از طریق خواندن سئوالات توسط پرسشگر مرتفع شد. پیشنهاد می­شود مطالعاتی مشابه روی افراد با فرهنگ­ها و زمینه­های اعتقادی مختلف در کشورهای مختلف و در هر دو جنس به منظور مقایسه­ی تاثیر عوامل فرهنگی و جنسیتی انجام گیرد



[1]Human Immunodeficiency Virus

[2]Acquired Immunodeficiency Disease

[3]Bowlby

[4]Bartholomew

[5]Revised Adult Attachment Scale

[6]Bodrox

[7]General Health Questionnaire

1. Evans S. Predictors of depression for HIV-positive adults in group therapy: Effect of perceived social support, adult attachment style, coping and demographics: A multiple regression analysis. Am J Psychiatry 2003; 143: 696-705.

2. Brandt R. The mental health of people living with HIV/AIDS in Africa: A systematic review. Afr J AIDS Res 2009; 8 (2): 123-33.

3. Yi MS, Mrus JM, Wade TJ, Ho ML, Hornung RW, Cotton S, et al. Religion, spirituality, and depressive symptoms in patients with HIV/AIDS. J Gen Intern Med 2006; 21: 21-7.

4. Boyer P. Religion explained: The evolutionary origions of thought. J Relig Health 2001; 29(1): 55-68.

5. Atkinson JH, Grant I, Kennedy CJ, Richman D, Spector S. Psychiatric context of acute/early HIV infection. The NIMH multisite acute HIV infection study. AIDS Behav 2009; 13: 1061-7.

6. Igerja I, Zuroff D, Koestner R, Saltaris C. Social motives, social support and distress in gay men differing in HIV status. J Res Pers 2000; 34: 287-304.

7. Koopman C, Gore-Felton C, Marouf F, Butler ID, Field N, Gill M, et al. Relationships of perceived stress to coping, attachment and social support among HIV-positive persons. AIDS Care 2000; 12(5): 663-72.

8. Turner-Cobb J, Gore-Felton G, Marouf F, Koopman C, Kims P , Istaelski D, et al. Coping, social support, and attachment style as psychological  correlates of adjustment in men and women  with HIV/AIDS. J Behav Med 2002; 25(4): 337-53.

9. Berk L. [Development through the lifespan]. 9th ed. Tehran: Arasbaran; 2001: 35-41. (Persian)

10. Bartholomew K. Avoidance of intimacy: An attachment perspective. J Soc Pers Relat 1990; 7:
 147-78.

11. Mikulincer M, Nachson D. Attachment styles and patterns of self-disclosure. J Pers Soc Psychol 1991; 61: 321-31.

12. Mikulincer M. Attachment style and the mental representation of the self. J Pers Soc Psychol 1995; 69: 1203-15.

13. Collins N, Reed SJ. Adult attachment, working models and relationship quality in dating couples. J Pers Soc Psychol 1990; 58(4): 644-63.

14. Mikulincer M, Horesh N, Eilati H, Kotler M. The association between adult attachment style and mental health in extreme life-endangering conditions. Pers Individ Dif 1999; 27: 831-42.

15. Gluhoski VL, Fishman B, Perry SW. The impact of multiple bereavement in a gay male sample. AIDS Educ Prev 1997; 9(6): 521-31.

16. Riggs SH,  Vosvick M, Stallings S. Attachment style, stigma and psychological distress among HIV+ adults. J  Health Psychol 2007; 12(6): 922-36.

17. Mikulincer M, Florian V, Weller A. Attachment styles, coping strategies and post traumatic psychological distress: The impact of the Golf war in Israel. J Pers Soc Psychol 1993; 64(5): 817-26.

18. Simpson J, Rholes W, Nelligan J. Support seeking and support giving within couples in an
anxiety-provoking situation: The role of attachment styles. J Pers Soc Psychol 1992; 62: 434-46.

19. Pargament KI, ParkCL. In times of stress: The religion-coping connection. J Sci Stud Relig 1997; 31(1): 43-53.

20. Walsh  K, King M, Jones L, Tookman A, Blizard R. Spiritual beliefs may affect outcome of bereavement: Prospective study. BMJ 2002; 324: 1551-4.

21. Cotton S, Puchalski CM, Sherman SN, Mrus JM, Peterman AH, Feinberg J, et al.  Spirituality and religion in patients with HIV/AIDS. J Gen Intern Med 2006; 21: 5-13.

22. McCormick DP, Holder B, Wetsel MA, Cawthon TW. Spirituality and HIV disease: An integrated perspective. J Assoc Nurs AIDS Care 2001; 12: 58-65.

23. Flannelly LT, InouyeJ. Relationhip of religion, health status, and socioeconomic status to the quality of life of individuales who are HIV positive. Ment Health Nurs 2001; 22: 253-72.

24. Coleman CL, Holzemer WL. Spirituality, psychological well-being, and HIV symptoms for African Americans living with HIV disease. J Assoc Nurses AIDS Care 1999; 10: 42-50.

25. Simoni JM, Ortiz MZ. Meditational models of spirituality and depressive symptomatology among HIV-positive Puerto Rican women. Cultur Divers Ethnic Minor Psychol 2003; 9: 3-15.

26. Carrico AW, Ironson G, Antoni MH, Lechner SC, Duran RE, Kumar M. A path model of the effects of spirituality on depressive symptoms and 24-h urinary-free cortisol in HIV-positive persons. J Psychosom Res 2006; 61(1): 51-8.

27. Grimsley LP. Spirituality and quality of life in HP/positive persons. J Cult Divers 2006; 13: l 13-8. 28. Coleman CL. Spirituality and sexual orientation: Relationship to mental-well being and functional health. J Adv Nurs 2003; 43: 457-64.

29. Pargament KI, McCarthy S, Shah P, Ano G, Tarakeshwar N, Wachholtz A, et al. Religion and HIV: A review of the literature and clinical implications. South Med J 2004; 97: 1201-9 Tnck I, McCain NL, Elswick RK. Spirituality and psychosocial factors in persons living with HIV. J  Adv Nurs 2001; 33: 776-83.

30. Tnck I, McCain NL, Elswick RK. Spirituality and psychosocial factors in persons living with HIV. J  Adv Nurs 2001; 33: 776-83.

31. Tseva J. Spirituality/religion and quality of Life in patients with HIV/AIDS. J Gen Intern Med 2006; 21: l-2.

32. Genrich GL, Brathwaite BA. Response of religious groups to HIV/AIDS as a sexually transmitted infection in Trinidad. BMC Pub Health2005; 5: 44-51.

33. Ironson G, Stuetzle R, Fletcher MA. An increase in religiousness/spirituality occurs after HIV diagnosis and predicts slower disease progression over 4 years in people with HIV. J Gen Intern Med2006; 21: 62-8.

34. Awoyemi SM. The Role of Religion in the HIV/AIDS Intervention in Africa: A possible model for conservation biology. Conserv Biol 2008; 22(4): 811-3.

35. Besharat MA, Golinejad M, Ahmadi AA. An investigation of the relationship between attachment styles and interpersonal problems Iranian. J Psychaitr Clin Psychol 2003; 8(4): 74-81.

36. Taghavi M, Kalafi Y, Talei A, Dehbozorgi G, Taghavi MR. [Investigating the relation of depression and religious coping and social support in women with breast cancer]. Journal of Isfahan Medical School 2011; 28: 28-30. (Persian)

37. Riggs SA, Vosvick M, Stallings S. Attachment style, stigma and psychological distress among HIV+ adults. J Health Psychol 2007; 12(69): 922-36.

38. Leong P. Religion, flesh and blood: Re-creating religious culture in the context of HIV/AIDS. Soc Relig 2006; 67(3): 295-311.

39. Fleishman JA, Fogel B. Coping and depressive symptoms among young people with AIDS. Health Psychol 1994; 13: 156-69.

40. Craig JA, Saltaris C, Koestner R, Zuroff D. The path from intimacy motivation to positive affect. J Appl Soc Psychol 1997; 13: 99-125.

41. Moreira JMF, Fatimasilva M, Moleiro C, Aguiar P, Andrez M, Bernardes S, et al. Perceived social support as an of shoot of attachment styles. Pers Individ Dif 2003; 34: 485-501.

42. HUl PC, Pargament KI, Hood RW. Conceptualizing religion and spirituality: Points of commonality, points of departure. J Theory Soc Behav 2000; 30: 51-77.

43. Ironson G, Solomon GF, Balbin EG, O'Cleirigh C, George A, Kumar M, et al. The Ironson-Woods spirituality/religiousness index is associated with long survival, health behaviors, less distress, and low cortisol in people with HIV/AIDS. Ann Behav Med 2002; 24: 34-48.

44. Richards TA, Acree M, Folkman S. Spiritual aspects of loss among partners of men with AIDS: Post bereavement follow-up. Death Stud 1999; 23: 105-27.

45. Prado G, Feaster DJ, Schwartz SJ, Pratt IA, Smith L, Szapocznik J. Religious involvement coping, social support, and psychological distress in HIV-seropositive African American mothers. AIDS Behav 2004; 8: 221-35.

46. Pargament KI, Koenig HG, Perez LM. The many methods of religious coping: Development and initial validation of the RCOPE. J Clin Psychol 2000; 56: 519-43.

47. Pargament KI, Tarakeshwar N, Ellison CG, Wulff KM. Religious coping among the religious: The relationships between religious coping and wellbeing in a national sample of Presbyterian clergy, elders, and members. J Sci Stud Relig 2001; 40: 497-514.