Validation of the Persian version of pain self-efficacy scale:A psychometric chronic low back pain patients

Document Type : Research Paper

Author

Abstract

The pain self-efficacy scale assesses the patient’s confidence in his ability to complete daily living activities despite pain. Current research aimed at investigating the psychometric properties of the Persian version for pain Self-Efficacy Scale in chronic low back pain (CLBP) patients.
 Materials and Methods: This study was descriptive and validation type. The sample was selected by consecutive sampling through 160 CLBP patients referring to Poursina Hospital in Rasht, North of Iran, in 2010. Subjects completed the Visual Analog Scale, Roland–Morris Disability Questionnaire, Short Form of the Depression Scale, Tampa Scale for Kinesiophobia and Coping Strategies Questionnaire. Factor structure of the Pain Self-Efficacy Scale was evaluated by exploratory factor analysis. Internal consistency, test-retest reliability, construction (divergent and convergent) and predictive validity of this scale were also examined.
 Results: Internal consistency of scale was excellent (α=0.91), test-retest reliability coefficient equivalent of 0.73 and coefficient of item-total correlation were obtained for each item in acceptable range of 0.73 to 0.78. Results of factor analysis indicating a factor called "Pain Self-Efficacy" that accounted for 65.16% of the total variance with minimal factor loading of 0.73. Scores of self-efficacy scale predicted a significant proportion of the variance in scores on measures of kinesiophobia, depression, disability, and coping strategies even after controlling for confounding effects of age, duration and intensity of pain and duration of medication use. Moreover, they were correlated with these variables from expected aspects.
 Conclusion: Findings suggest that Persian version of pain self-efficacy scale has satisfactory psychometric properties which is applicable in research and clinical situations relating to CLBP patients.
 
 

Keywords


کمردرد مزمن[1] یکی از شایع­ترین مشکلاتی است که در محیط­های درمانی دیده می‌شود و اغلب به نگرانی‌های درازمدتی درباره­ی سلامتی منجر می‌شود (1) و دلیل بیش از یک­سوم همه­ی ناتوانی‌های قلمداد شده است (2). اگر چه کمردرد مزمن به ندرت زندگی انسان‌ها را تهدید می‌کند، اما افرادی که از آن رنج می‌برند، تنوعی از مشکلات مرتبط با سلامتی به ویژه ناتوانی جسمی، افسردگی، شکایت مداوم از درد، مشکلات کاری و پیامد درمانی نامطلوب را تجربه می‌کنند (7-3). علاوه بر آن رنج ناشی از کمردرد و کوفتگی عضلانی در ناحیه­ی تحتانی ستون فقرات، دامنه­ی حرکت افراد را کند می‌کند و بهزیستی روان­شناختی[2] بیماران را تضعیف می‌نماید (4،8). در این میان باورهای خوداثربخشی درد[3] به عنوان عاملی کلیدی در نظر گرفته شده است که دارای کارکردی نظم­دهنده به حوزه‌های مختلف سلامتی می‌باشد (9).

مبتنی بر نظریه­ی یادگیری اجتماعی باندورا[4] خوداثربخشی درد، اشاره به احساس اطمینان شخص از توانایی وی برای دستیابی به یک پیامد مطلوب دارد. بر اساس نظر باندورا اهمیت باورهای خوداثربخشی در مطالعه درد به این جهت است که این سازه تعیین می‌کند فرد در مواجهه با مشکلات و تجربیات آزارنده چه مقدار تلاش خواهد کرد و تا چه وقت از خود پایداری نشان می‌دهد (10). مفهوم خوداثربخشی درد توانسته است بسیاری از رفتارها و ناتوانی‌های مشاهده شده را در بیماران مبتلا به دردهای مزمن تبیین نماید. برای مثال ووبی[5] و همکاران نشان داده‌اند که سطوح پایین‌تر باورهای خوداثربخشی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن با شدت درد بیشتر و ناتوانی جسمی بالاتر همراه است (11). پیش­تر نیز آرنستین[6] و همکاران نشان دادند که نارسایی باورهای خوداثربخشی در کنترل درد، پیش‌بینی‌کننده­ی مهمی از شدت ناتوانی و افسردگی در بیماران مبتلا به درد مزمن است (12). در مجموع، سطوح بالاتر خوداثربخشی برای ارتقا و ابقای اثرات مطلوب توان­بخشی نقش مفیدی ایفا نموده (13،14) و تاثیر مهمی در میزان بهره‌برداری از راهبردهای مقابله با درد (15)، کنترل درد و ناتوانی (16)، کارکرد روان­شناختی سازگارانه (17) و حصول پیامد درمانی مطلوب (18) در بیماران مبتلا به درد مزمن دارد.

از منظر رویکردهای بالینی و نظری نیز سنجش سازه­ی خوداثربخشی درد، حایز اهمیت قلمداد شده است که فری[7] و همکاران، ضرورت ارزیابی این سازه را در 4 عامل خلاصه نموده‌اند: 1- سنجش خوداثربخشی برای طرح‌ریزی برنامه‌های آموزشی بیماران بسیار مفید است چرا که شناسایی حوزه‌های خوداثربخشی پایین، برای هدف قرار دادن آموزش خودمدیریتی[8] به بیماران یاری می‌رساند. 2- سنجش تغییرات خوداثربخشی در طول زمان برای ارزیابی تاثیر برنامه‌های آموزشی بیماران با اهمیت است. 3- سنجش خوداثربخشی برای کشف تفاوت‌های فردی بین بیماران مفید است. 4- سنجش خوداثربخشی می‌تواند به عنوان شاخصی برای پیش‌بینی پیامدهای با اهمیت سلامتی نظیر تعداد موارد بستری در بیمارستان و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در نظر گرفته شود (19). در همین زمینه یکی از ابزارهایی که برای سنجش خوداثربخشی درد در جمعیت مبتلایان به درد مزمن کارآمد شناخته شده و مبتنی بر مفهوم خوداثربخشی نظریه­ی باندورا می‌باشد (10)، مقیاس خوداثربخشی برای کنترل بیماری مزمن[9] است (20). مقیاس مطالعه­ی حاضر 6 گویه دارد و برگرفته از چندین مقیاس ساخته‌شده­ی قبلی است که توسط لوریگ[10] و همکاران در سال 1996 به منظور استفاده از آن در مطالعات خودمدیریتی بیماری مزمن طراحی گردید. نسخه­ی 6 گویه‌ای برگرفته از این مقیاس در سال 2001 معرفی شد و به دلیل کوتاهی، سهولت در اجرا و نمره‌گذاری و زحمت کمتری که برای بیماران مبتلا به درد مزمن در تکمیل آن دارد، از محبوبیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است (21).

از امتیازات دیگر این مقیاس مختصر، پوشش دادن حوزه‌های متعددی مانند کنترل علایم، نقش خود بیمار، کارکرد هیجانی و ارتباط با پزشکان است که در میان بسیاری از بیماری‌های مزمن، مشترک می­باشد (21). هر یک از گویه‌های این مقیاس متشکل از سئوالی است که میزان احساس اطمینان بیمار را در انجام برخی از فعالیت‌‌های مرتبط با کنترل بیماری مزمن جویا می‌شود. برای مثال گویه­ی یک از بیمار می‌پرسد: «چقدر اطمینان دارید که بتوانید خستگی ناشی از بیماری­تان را طوری کنترل کنید که به فعالیت­هایتان لطمه نزند؟»

تمام گویه‌‌های این مقیاس بین 0 تا 10 نمره­گذاری می‌شود که کسب نمره­ی بالاتر نشانگر میزان بیشتر باورهای خوداثربخشی درد در کنترل بیماری مزمن است. نمره­ی کل پرسش­نامه نیز از جمع نمرات گویه‌ها و میانگین هر 6 گویه محاسبه می‌شود (به ضمیمه­ی مقاله در صفحه413 رجوع کنید). لوریگ و همکاران، میزان همسانی درونی[11] این مقیاس را بر 605 بیمار مبتلا به درد مزمن 91/0 به دست آوردند. در مطالعه­ی آن­ها نشان داده شد که نمره­ی حاصل از این مقیاس نسبت به تغییرات ناشی از انجام مداخله در برنامه­ی خودمدیریتی بیماری مزمن دارای حساسیت[12] مطلوبی است (21). الزن[13] و همکاران نیز این مقیاس را به عنوان ابزاری تکمیلی در سنجش خوداثربخشی سالمندان هلندی مبتلابه بیماری‌های مزمن به­کار برده و میزان همسانی درونی آن را 93/0 گزارش نمودند (22). این مقیاس هم­چنین در مطالعه­ی پنگ[14] و همکاران با موفقیت روی بیماران تایوانی دچار آسیب طناب نخاعی اجرا شده است (23).

هرچند ضرورت ارزیابی باورهای خوداثربخشی در بیماران مبتلا به درد مزمن به طور گسترده‌ای پذیرفته شده است (11،29-24) اما تاکنون هیچ پژوهشی نسخه­ی فارسی قابل دسترس معتبری را برای سنجش خوداثربخشی درد در میان بیماران پر شمار مبتلا به کمردرد مزمن ارایه ننموده است. از این رو پژوهش حاضر قصد دارد به اعتباریابی و تعیین ویژگی‌های روان­سنجی نسخه­ی فارسی مقیاس خوداثربخشی برای کنترل بیماری مزمن بپردازد. افزون بر آن در گام بعدی باورهای خوداثربخشی درد را در رابطه با سازه‌هایی نظیر ترس از حرکت، خلق افسرده، شدت درد، ناتوانی جسمی و راهبردهای مقابله با درد به منظور فهم و کاربرد سازه­ی خوداثربخشی در سازگارشدن با کمردرد مزمن بررسی نماید.

روش­کار

پژوهش حاضر مطالعه‌ای توصیفی و از نوع اعتبارسنجی بود که در آن 160 نفر از بیماران واجد ملاک‌های آسیب­شناسی برای ابتلا به کمردرد مزمن به شیوه­ی نمونه‌گیری پیاپی[15] وارد پژوهش می‌شدند. به این ترتیب که ابتدا 40 نفر از این بیماران در یک مطالعه­ی مقدماتی[16] به منظور بررسی اولیه­ی ویژگی‌های روان­سنجی و ترجمه­ی مقیاس خوداثربخشی درد مورد ارزیابی قرار گرفتند، سپس در مطالعه­ی جداگانه­ی دوم 120 بیمار دیگر به منظور وارسی ابعاد مختلف اعتبار و پایایی، این مقیاس را به همراه آزمون‌های روانی دیگر تکمیل نمودند. حجم نمونه­ی لازم در مطالعه­ی دوم با توجه به فرمول کوکران، 1977 (به نقل از30) محاسبه شد:

 

 
 

 

 

 


109.93  drop out 10%

 

اطلاعات در فرمول فوق t برابر با میزان آلفا در سطح اطمینان 95 درصد، s برابر با انحراف معیار برآورد شده از مقیاس خوداثربخشی درد در مطالعه­ی مقدماتی و d نیز میزان خطای قابل قبول نمونه‌گیری ضرب در تعداد درجات نمره‌گذاری این مقیاس لیکرت می‌باشد. به حجم نمونه­ی حاصل از این فرمول 10 درصد افت[17] به منظور افزایش پایایی نتایج و مقابله با ناپاسخگویی افزوده گشت. بنابراین میزان n در مطالعه­ی دوم برابر با 120 نفر به دست آمد.

جامعه­ی آماری این پژوهش شامل تمام بیماران مبتلا به کمردرد مزمن است که در سال 1388 به مرکز درمانی تخصصی و فوق تخصصی امام رضا (ع) واقع در بیمارستان آموزشی­درمانی پورسینای شهرستان رشت مراجعه کرده بودند. این بیمارستان و درمانگاه‌های تخصصی مرتبط با آن از مراکز اصلی پذیرش بیماران در استان گیلان محسوب می‌شود که نه تنها این استان بلکه تعدادی از استان‌های هم­جوار را هم پوشش می‌دهد. نمونه­ی تحت ارزیابی در این پژوهش شامل بیماران شرکت­کننده‌ای بود که تشخیص عارضه­ی کمردرد آن­ها توسط پزشک متخصص جراحی اعصاب و ستون فقرات در مرکز درمانی فوق صورت می‌گرفت. ملاک­های زیست
پزشکی که به عنوان ملاک خروج در نظر گرفته شدند شامل علایم و آسیب‌های دستگاه اعصاب مرکزی، نقص پیش­رونده­ی حرکتی، آسیب اسفنکترها ناشی از علل عصب‌شناختی و عفونت دستگاه ادراری، بیماری‌های شناخته­شده­ی
عضلانی­اسکلتی و اعصاب محیطی، بیماری‌های دژنراتیو عصبی، دردهای ارجاعی[18]، متاستاز یا جا به ‌جا شدگی، تروما و یا شکستگی مهره‌های کمر و بدشکلی اسکولیوز[19] بودند. ملاک مزمن بودن درد در این بیماران، وجود دردی است که در طی حداقل 3 ماه پس از وقوع اولین رخ­داد کمردرد بهبود نیافته باشد.

سپس این گونه بیماران جدا از عوامل جمعیت‌شناختی و شغلی نزد یک روان­شناس که در همان مرکز درمانی مستقر بود، ارجاع داده می‌شدند. در این زمان از بیمار برای ورود به مطالعه دعوت به عمل ‌آمده و به منظور کسب رضایت آگاهانه به بیماران توضیح داده می‌شد که اطلاعات پرسش­نامه‌ای آن­ها محرمانه باقی خواهد ماند.

هم­چنین در قبل، حین و پس از اجرای پژوهش به تمام سئوالات احتمالی بیماران پاسخ داده و به ایشان تفهیم می‌شد هر لحظه که مایل باشند می‌توانند از ادامه­ی شرکت در پژوهش خودداری کرده و این خودداری، در تشخیص و درمان بیماری آن­ها اثر منفی نخواهد داشت.

سپس از بیماران مبتلا به کمردرد مزمن ارزیابی‌های
روان­شناختی به عمل می‌آمد. اطلاعات جمعیت‌شناختی این بیماران، نوع و نحوه­ی شروع کمردرد، سابقه­ی قبلی از آن و مدت زمان مصرف دارو طی مصاحبه‌ای کوتاه گردآوری شده و سایر آزمون‌ها نیز تحت نظر و آموزش یک روان­شناس روی آزمودنی‌هایی که حداقل سواد ابتدایی تا دانشگاهی داشتند اجرا ‌گردید. در مواقعی که روان­شناس تشخیص می‌داد بیمار به دلیل شدت درد غیر قابل مهار یا انصراف خاطر وی از
ادامه­ی پاسخگویی به آزمون‌ها، ممکن است ارزیابی ناقص یا مخدوش‌کننده‌ای را نشان دهد، اطلاعات آن بیمار از مرحله­ی تحلیل و نمره‌گذاری خارج می‌گردید.

برای ارزیابی همسانی درونی ابزارهای پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. همبستگی گویه-نمره­ی کل[20] نیز به منظور تعیین رابطه­ی هر یک از گویه‌ها با نمره­ی کل مقیاس خوداثربخشی درد بعد از حذف هر گویه به طور جداگانه مورد سنجش قرار گرفت. به منظور ارزیابی ساختار عاملی[21] این مقیاس از تحلیل عاملی اکتشافی[22] (EFA) با تکیه بر روش تحلیل مولفه­ی اصلی[23] (PCA) استفاده شد.

جهت ارزیابی اعتبار سازه[24] از بررسی رابطه­ی نمره­ی نسخه­ی فارسی مقیاس خوداثربخشی درد با نمرات حاصل از سنجش سازه‌های شناخته شده‌ای که طی پژوهش‌های پیشین انتظار می‌رفت همبستگی‌های مثبت و منفی معنی‌داری با آن داشته باشد، بهره‌گیری شد. در این پژوهش برای سنجش میزان همبستگی آزمون ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون[25] و برای ارزیابی پایایی بیرونی از روش بازآزمایی استفاده گردید. به این ترتیب که 40 نفر از آزمودنی‌هایی که در مرحله­ی اول به مقیاس خوداثربخشی درد پاسخ داده بودند، پس از 2 هفته مجددا ابزار مذکور را تکمیل کردند.

هم­چنین آزمون t وابسته جهت بررسی تفاوت بین دو بار اندازه­گیری به کار گرفته شد. سرانجام به ‌منظور بررسی اعتبار پیش‌بین[26] از تحلیل‌های رگرسیون چندمتغیری، میزان واریانس پیش‌بینی شده­ی متغیرهای ملاک توسط خوداثربخشی درد مورد ارزیابی قرار گرفت.

تمامی تحلیل‌ها توسط نسخه­ی 16 نرم­افزار SPSS انجام پذیرفت.

ابزارهای پژوهش

مقیاس پیوسته­ی بصری[27] (VAS): از این مقیاس برای
 اندازه­گیری شدت درد ادراک شده استفاده می­شود. این مقیاس شامل خط صاف افقی 100 میلی­متری است که روی یک سر آن عبارت «عدم وجود درد» و بر روی سر دیگر آن عبارت «شدیدترین درد ممکن» نوشته شده است. بیمار، میزان درد خود را که در غالب اوقات احساس می­کند بر روی پیوستار 100 میلی­متری این خط صاف علامت­گذاری می‌نماید. شیوه­ی اندازه‌گیری میزان درد با استفاده از یک
خط­کش مدرج از ابتدای پیوستار تا جایی که بیمار علامت گذاشته است، محاسبه می‌شود. این مقیاس به طور گسترده در پژوهش­های مرتبط با درد، مورد استفاده بوده و اعتبار و پایایی آن مکررا مورد تایید قرار گرفته است (34-31).

پرسش­نامه­ی ناتوانی رولند-موریس[28] (RDQ): ناتوانی به عنوان هرگونه محدودیت یا فقدان توانایی در انجام یک فعالیت در دامنه­ی طبیعی توصیف شده است که انجام آن برای یک انسان سالم و عادی میسر است (37-35). در پژوهش حاضر این سازه توسط پرسش­نامه­ی 18 گویه‌ای ناتوانی رولند-موریس سنجیده شد (37،38). در این پرسش­نامه، بیمار یک سری از عبارت‌ها را می­خواند و در صورت صادق بودن آن عبارت در مورد وضعیت سلامتی­اش در مربع مقابل آن علامت «×» می‌گذارد. این عبارت‌ها بیانگر دامنه­ی وسیعی از فعالیت­های روزانه است که توسط کمردرد مختل شده است. نمره­ی کل این پرسش­نامه با جمع نمودن تعداد علامت‌هایی که بیمار جلوی هر عبارت گذاشته است (بین 0 تا 18)، به دست می‌آید. نمره­ی بیشتر در این مقیاس بیانگر ناتوانی جسمی بیشتر است.

 این مقیاس پایایی بازآزمایی خوبی داشته (91/0=r) و نسبت به تغییرات مرتبط با درمان بیماران مبتلا به کمردرد مزمن حساس ظاهر شده است (40). در ایران نیز افشارنژاد و همکاران همسانی درونی این ابزار را 88/0 گزارش نمودند (41). در مطالعه­ی اصغری‌مقدم و گلک نیز ویژگی‌های روان­سنجی نسخه­ی 24 سئوالی این مقیاس برای نمونه­های ایرانی، قابل قبول ظاهر شد (42). اعتبار و پایایی نسخه­ی 18 گویه‌ای این پرسش­نامه مکررا طی پژوهش‌های دیگر مطلوب گزارش شده و در پژوهش­های مرتبط با درد مزمن به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد (14،48-43). پایایی این ابزار به روش ضریب آلفای کرونباخ در پژوهش حاضر 86/0 محاسبه گردید.

مقیاس افسردگی: برای سنجش افسردگی از فرم کوتاه 10 گویه‌ای مقیاس سنجش افسردگی مرکز مطالعات همه‌گیرشناختی استانفورد[29] (CES-D 10) استفاده شد (49) که برروی بیماران مبتلا به درد مزمن هنجاریابی شده است (21). این پرسش­نامه، ترجمه­ی نسخه­ی انگلیسی فرم کوتاه پرسش­نامه­ی افسردگی ناشی از درد مزمن است که برای نخستین بار توسط رادولف[30] طراحی شده بود (50).

 پرسش­نامه­ی اخیر10 عبارت دارد و به صورت چهار گزینه­ای (از صفر به معنای اصلا تا 3 به معنای همیشه) نمره‌گذاری می‌شود. مقادیر بالاتر در این مقیاس، نمایانگر سطوح بالاتر افسردگی در بیمار است. اعتبار این پرسش­نامه در مطالعات قبلی توسط لوریگ4 و همکاران بر روی مبتلایان به بیماری‌های مزمن تایید و ضریب آلفای کرونباخ 84/0 برای آن گزارش شده است (21). در ایران نیز رضایی و همکاران این مقیاس را با ویژگی‌های روان­سنجی مطلوب بر روی 185 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن به کار بردند (6). در پژوهش حاضر میزان پایایی این مقیاس برابر با 81/0 به دست آمد.

مقیاس تامپای کینزیوفوبیا[31] (ترس از حرکت): اصطلاح کینزیوفوبیا ترکیب دو کلمه­ی کینزیس (حرکت) با فوبیا (ترس) یا ترس از حرکت است که به ترس مفرط، غیرمنطقی و ناتوان­کننده از حرکت جسمی و فعالیت اشاره دارد که ناشی از احساس صدمه­پذیری فرد در برابر آسیب مجدد توصیف شده است (51).

چنین ترسی می­تواند گاهی ناتوان­کننده­تر از خود درد واقعی باشد و ممکن است منجر به کناره­گیری سازشی از فعالیت­های اجتماعی شود (52). برای اندازه‌گیری ترس از حرکت از مقیاس 17 گویه‌ای تامپا برای کینزیوفوبیا[32](TSK) استفاده شد (53،54). این پرسش­نامه به صورت لیکرتی در دامنه­ی کاملا مخالفم (نمره­ی 1) تا کاملا موافقم (نمره­ی 4) نمره‌گذاری می‌شود. نمرات بالاتر در این مقیاس نمایانگر ترس بیشتر از حرکت یا ترس بیشتر از آسیب‌دیدگی مجدد[33] است. طی پژوهش‌های گذشته، تمام صورت­های این پرسش­نامه دارای اعتبار و پایایی مناسب شناخته شده‌اند (60-55). در ایران نیز افشارنژاد و همکاران (41) و جعفری و همکاران (61) این مقیاس را با ویژگی‌های روان­سنجی قابل قبول روی بیماران ایرانی مبتلا به کمردرد مزمن به کار بردند. علاوه بر آن در پژوهش حاضر ضریب پایایی این مقیاس به روش آلفای کرونباخ 77/0 محاسبه گردید.

پرسش­نامه­ی راهبردهای مقابله با درد: برای سنجش راهبردهای مورد استفاده­ی بیماران برای مقابله با کمردرد مزمن از
 پرسش­نامه­ی راهبردهای مقابله[34] (CSQ) استفاده شد که شامل 42 عبارت است که شش راهبرد مقابله­ی شناختی (توجه برگردانی[35]، تفسیر مجدد درد[36]، گفتگو با خود[37]، نادیده انگاشتن درد[38]، فاجعه­انگاری[39] و دعا و امیدواری[40]) و یک راهبرد رفتاری (افزایش فعالیت رفتاری[41]) را می‌سنجد (برای هر راهبرد
 مقابله­ای، شش عبارت وجود دارد) (32). از آزمودنی خواسته شد تا عبارت­ها را به دقت خوانده و با استفاده از یک مقیاس 7 درجه­ای (صفر تا شش) مشخص نماید که هنگام مواجهه با درد تا چه میزان از هر عبارت استفاده کرده است. نمره‌های عبارات مربوط به هر راهبرد با هم جمع شده و نمره­ی بالاتر نشان­دهنده­ی استفاده­ی بیشتر از راهبرد مورد نظر می­باشد. این پرسش­نامه نخستین بار توسط روزنشتایل و کیفی[42] در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن مورد ساخت و هنجاریابی قرار گرفته (62) و پس از آن در مطالعات مختلف اعتبار و پایایی آن تایید شده است. برای مثال اصغری­مقدم و گلک، ویژگی‌های روان­سنجی این پرسش­نامه را در جمعیت ایرانی بررسی کرده و ضریب پایایی خرده­مقیاس­های آن را بین 74/0 تا 83/0 گزارش نمودند. هم­چنین نتایج مطالعه­ی آن­ها اعتبار ملاکی[43] و اعتبار پیش‌بین این پرسش­نامه را مورد تایید قرار داد (42). در پژوهش حاضر نیز پایایی پرسش­نامه با روش آلفای کرونباخ در سطح 05/0 برای خرده­مقیاس‌های نادیده‌‌ انگاشتن درد، دعا و امیدواری، توجه­برگردانی، تفسیر مجدد درد، فاجعه­انگاری، گفتگو با خود و افزایش فعالیت رفتاری به ترتیب 77/0، 65/0، 73/0، 79/0، 81/0، 81/0، 73/0 گزارش شد.

اثربخشی راهبردهای مقابله: برای سنجش این که هر یک از راهبردهای مقابله تا چه میزان توانسته درد بیمار را کاهش دهد و نیز تا چه حد موجب احساس کنترل بر درد می­شود، از مقیاس اثربخشی مقابله[44] استفاده شد که بخش دیگری از پرسش­نامه­ی راهبردهای مقابله می­باشند. این مقیاس شامل دو عبارت 7 درجه‌ای مانند سئوالات پرسش­نامه راهبردهای مقابله می­باشد. اعتبار و پایایی این مقیاس نیز به همراه پرسش­نامه راهبردهای مقابله کاملا تایید شده است (42،62). پایایی این مقیاس در پژوهش حاضر 72/0 محاسبه گردید.

مقیاس خوداثربخشی درد[45]: در این مطالعه برای سنجش خوداثربخشی درد، از مقیاس 6 گویه‌ای خوداثربخشی برای کنترل بیماری مزمن که در مرکز مطالعات همه‌گیرشناختی استانفورد توسط لوریگ و همکاران ساخته و مورد هنجاریابی قرارگرفته است، استفاده شد (21). هر یک از گویه­های این مقیاس بین اصلا مطمئن نیستم (0) تا کاملا مطمئنم (10) نمره‌گذاری می‌شود و نمرات خام کمینه و بیشینه­ی این مقیاس بین 0 تا 60 در نوسان است. به دلیل این که این مقیاس تا کنون بر روی بیماران ایرانی پایایی­سنجی و اعتباریابی نشده بود، قبل از هر اقدامی فرم اصلی آزمون توسط یک استادیار
روان­شناسی دو زبانه ترجمه گردید، سپس اعتبار محتوایی[46] آن توسط 3 نفر از استادان روان­شناسی دانشگاه گیلان و یک استادیار روان­پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی گیلان مورد تایید قرار گرفت. برای محاسبه­ی همسانی درونی، این مقیاس در یک مطالعه­ی مقدماتی در اختیار 40 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن قرار گرفت. نتیجه­ی حاصل از محاسبه آلفای کرونباخ در سطح 05/0 برابر با 87/0 به دست آمد که از نظر معیارهای روان­سنجی مورد تایید می‌باشد (63).

برای محاسبه­ی پایایی بیرونی[47] مقیاس خوداثربخشی از روش بازآزمایی استفاده شد. برای این منظور، ابتدا مقیاس در اختیار 40 بیمار گرفت و پس از گذشت 2 هفته به منظور ویزیت مجدد آن­ها توسط پزشک متخصص و تکمیل نوبت دوم آزمون، مجددا با بیماران تماس گرفته شد و این مقیاس دوباره در اختیار این بیماران قرار گرفت. میزان ضریب همبستگی پیرسون نمرات مقیاس خوداثربخشی درد حاصل از دو بار اندازه‌گیری برابر با 73/0 بود. هم­چنین بر اساس آزمون t وابسته، بین نتایج دو بار اندازه‌گیری در این مقیاس، تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. این یافته‌ها موید پایایی بیرونی قابل قبول مقیاس خوداثربخشی درد می‌باشد.

نتایج

پس از ترجمه و تایید اعتبار محتوایی مقیاس خوداثربخشی درد و کسب نتایج مطلوب از محاسبه­ی پایایی درونی و بیرونی طی مطالعه­ی مقدماتی از آن در مطالعه­ی دیگری 120 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن به شیوه­ی نمونه­گیری پیاپی جهت اجرای ارزیابی‌های روان­شناختی و تعیین اعتبار سازه، وارد پژوهش شدند. میانگین سنی تمام افراد نمونه (160 نفر) 87/10±29/41 سال و در دامنه­ی سنی 18 تا 72 سال قرار داشتند. هم­چنین میانگین طول مدت کمردرد بیماران، برابر با 11/77±11/45 ماه بود که طبق تعریف عملیاتی برای درد مزمن در این پژوهش کمترین طول مدت درد 3 ماه و بیشترین مورد گزارش شده 372 ماه بود. تمام این بیماران جهت تسکین دردهای خود یا رهایی از علایم کمردرد به طور متوسط 01/35±61/17 ماه، دارو مصرف کرده بودند. دامنه­ی زمانی مصرف داروها از کمتر از یک هفته تا 240 ماه متغیر بود.

جدول 1 ویژگی‌های جمعیت­شناختی و بالینی این بیماران را خلاصه نموده است.

 

جدول 1- ویژگی‌های جمعیت شناختی و بالینی بیماران

مبتلا به کمردرد مزمن (160 نفر)

متغیرها

فراوانی(n)

درصد(%)

جنسیت

 

مرد

زن

68

92

5/42

5/57

وضعیت تاهل

 

مجرد

متاهل

23

137

4/14

6/85

سطح تحصیلات

 

ابتدایی

راهنمایی

دیپلم

فوق دیپلم

کارشناسی و بالاتر

47

31

52

9

21

3/29

4/19

5/32

6/5

1/13

علت کمردرد

 

شغل

بیماری و عمل جراحی

تصادف

زایمان

ورزش

مبهم یا نامشخص

73

13

7

13

9

45

6/45

1/8

4/4

1/8

6/5

1/28

سابقه­ی کمردرد قبلی

 

بله

خیر

نامشخص

81

61

18

6/50

1/38

2/11

نوع شروع کمردرد

 

ناگهانی

تدریجی

نامشخص

57

96

7

6/35

60

4/4

وضعیت شغلی

 

شاغل

مرخصی استعلاجی

بی­کار به علت کمردرد

بی­کار به علتی غیر از کمردرد

بازنشسته

خانه دار

سایر

نامشخص

46

4

8

2

11

75

6

8

7/28

5/2

5

25/1

9/6

9/46

75/3

5

 

همبستگی گویه-نمره­ی کل: جدول 2 نتایج محاسبه­ی میزان همبستگی هر یک از گویه‌ها با نمره­ی کل مقیاس خوداثربخشی درد را که پس از حذف هرگویه به طور جداگانه به دست آمده است، نشان می‌دهد. در این جدول
هم­چنین میانگین و انحراف معیار کل و هر یک از گویه‌های این مقیاس ارایه شده است.

همان گونه که در جدول 2 مشاهده می‌شود تمامی مقادیر همبستگی هر یک از گویه‌ها با نمره­ی کل آزمون در سطح قوی حاصل شده است (0001/0P<) که نمایانگر همسانی درونی و پایایی مطلوب تمام گویه‌های مقیاس خوداثربخشی درد می‌باشد. علاوه بر آن نیز میانگین و انحراف معیار کل گویه‌های مقیاس 38/2±30/5 و ضریب آلفای کرونباخ آن برای نمونه­ی 160 نفری 91/0 به دست آمد. این میزان بسیار بالا بوده و نشان می‌دهد که ابزار مورد مطالعه بر اساس نظر نانالی و برن‌اشتاین1 واجد همسانی درونی عالی می‌باشد (63). ساختار عاملی مقیاس با استفاده از تحلیل مولفه­ی اصلی و به کارگیری

روش چرخش واریماکس2 مورد بررسی قرار گرفت.

 نتایج آزمون  گوی‌وارگی بارتلت3  نمایانگر  آن  بود  که  استفاده

از تحلیل عاملی مناسب می‌باشد و عامل ساخته ‌شده از متغیرها از اعتبار لازم برخوردار است (0001/0>P؛ 071/380=2c). هم­چنین نتایج آزمون KMO4 برای بررسی میزان بسندگی نمونه‌گیری5 نشان داد که نمونه­ی حاضر از کفایت نسبتا مطلوبی برخوردار است (879/0=KMO بیشتر از معیار 50/0).

 

 


جدول2- میانگین، انحراف معیار و نتایج همبستگی گویه با نمره­ی کل آزمون خوداثربخشی درد (160 نفر)


شماره­ی گویه

میانگین

SD

همبستگی پس از حذف گویه

همسانی درونی پس از حذف گویه (ضریب α کرونباخ)

P

1

00/5

66/2

77/0

89/0

0001/0P<

2

01/5

69/2

76/0

90/0

3

34/5

93/2

74/0

90/0

4

13/5

86/2

78/0

89/0

5

73/5

01/3

73/0

90/0

6

78/5

94/2

74/0

90/0

کل گویه‌ها

30/5

38/2

-

91/0

 

 

جدول3- نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با تاکید بر مقادیر ویژه و درصد واریانس تبیین شده (120 نفر)


مولفه‌ها

چرخشمجموعمجذوراتبارهایعاملی

استخراجمجموعمجذوراتبارهایعاملی

درصدتراکمی

درصدواریانس

مقادیر ویژه (Total)

درصدتراکمی

درصدواریانس

مقادیر ویژه (Total)

1

2

3

4

5

6

157/65

056/77

947/83

651/89

129/95

000/100

157/65

898/11

891/6

704/5

478/5

871/4

909/3

714/0

413/0

342/0

329/0

292/0

157/65

 

157/65

 

909/3

 

 

 

 

[1]Nunnally and Bernstein

2Varimax Rotation

3Bartlett's Test of Sphericity

4Kaiser-Meyer-Olkin Measure

5Sampling Adequacy

6Eigenvalues

7Factor Loadings

بر اساس اطلاعات جدول 3 ملاحظه می‌شود که بر مبنای 6 گویه­ی این مقیاس یک عامل، استخراج شده و حدود 157/65 درصد از واریانس را تبیین کرده است. بنابراین می‌توان گفت که گویه‌های مقیاس خوداثربخشی در یک عامل، ضرایب مشترک دارند زیرا تنها مقدار ویژه­ی6 عامل اول (909/3) بیشتر از معیار 00/1 است و سایر عوامل مقدار ویژه کمتر از یک دارند.در جدول 4 ضرایب بارهای عاملی7 هر یک از گویه‌های مقیاس خوداثربخشی نشان داده‌ شده است. همان طور که  ملاحظه  می‌شود  تمامی  گویه‌ها  دارای  بار  عاملی بیش از

 

 

 

73/0 می‌باشند. این یافته، بیانگر آن است که همه­ی گویه‌ها بر روی یک عامل به نام خوداثربخشی درد، بار شده‌اند. در مجموع با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، ساختار عاملی مقیاس مذکور مورد تایید قرار گرفت.  

قبل انجام سایر تحلیل‌ها کجی و کشیدگی مقیاس‌ها بررسی شد تا در صورت کجی و کشیدگی زیاد، تبدیل‌های لازم انجام شود. بر اساس نظر تاباچنیک و فیدل اگر کجی و کشیدگی مقیاس‌ها کمتر از 2 باشد، نیازی به تبدیل نبوده و ادامه­ی روند تحلیل‌های آماری با این مقیاس‌ها خللی در نتایج ایجاد نمی‌کند (64). در این مورد همان­طور که در جدول 5 دیده می‌شود، تمامی 13 مقیاس مورد مطالعه  از کجی و کشیدگی کمتر از 2 برخوردار بودند. قبل از انجام تحلیل‌های اکتشافی، به منظور بررسی عدم وجود خطای چند هم­خطی بین مقیاس‌ها،  ضرایب

 

جدول 4- بارهای عاملی گویه‌های مقیاس خوداثربخشی درد پس از چرخش واریماکس

شماره گویه

محتوای گویه

بار عاملی

گویه­ی 1)

چقدر اطمینان دارید که بتوانید خستگی ناشی از بیماری­تان را طوری کنترل کنید که به فعالیت‌هایتان لطمه نزند؟

824/0

گویه­ی 2)

چقدر اطمینان دارید که بتوانید مانع از اثرگذاری ناراحتی و دردهایفیزیکی ناشی از بیماری بر فعالیت‌های آتی‌تان شوید؟

821/0

گویه­ی 3)

چقدر اطمینان دارید که بتوانید مانع از اثرگذاری فشارهای عاطفی ناشی از بیماری بر فعالیت‌های آتی‌تان شوید؟

822/0

گویه­ی 4)

چقدر اطمینان دارید که بتوانید مانع از اثرگذاری مشکلات و عوارض ناشی از سایر بیماری­ها بر فعالیت‌های آتی‌تان شوید؟

841/0

گویه­ی 5)

چقدر اطمینان دارید که بتوانید اقدامات و فعالیت‌های لازم برای حفظ سلامتی‌تان را به نحوی