تاثیر رویکرد زوج درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر سازگاری زناشویی در زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مشاوره ی خانواده، دانشگاه اصفهان

2 استادیار گروه مشاوره، دانشکده ی علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان

3 دانشیار گروه مشاوره، دانشکده ی علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان

4 کارشناس ارشد مشاوره ی خانواده، دانشگاه علوم پزشکی قم

چکیده

: سازگاری زناشویی به صورت خودکار ایجاد نشده و به وجود آمدن آن نیاز به تلاش زوجین دارد. معمولا سال اول ازدواج از نظر سازگاری بسیار ناپایدار بوده و بیشترین خطر را برای ناسازگاری و طلاق دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رویکرد راه حل‌محور بر افزایش سازگاری زناشویی در زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان صورت گرفته است.
روش‌کار: در این پژوهش نیمه‌تجربی در سال 89-1388 از روش پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه شاهد استفاده شده است. جامعه‌ی پژوهش شامل آن دسته از زوجین مراجعه‌کننده به مرکز مداخله در بحران شهر اصفهان می‌باشد که به صورت خود‌معرف مراجعه کرده بودند. نمونه‌ی پژوهش شامل 32 زوج از بین زوج‌های داوطلب شرکت در مطالعه است که به صورت در دسترس و تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه‌ی جمعیت‌شناختی و پرسش‌نامه‌ی سازگاری‌ زناشویی اسپاینر بود. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و روش‌های آمار توصیفی و تحلیلی (کوواریانس) استفاده شد.
یافته ها: رویکرد راه حل‌محور بر سازگاری زناشویی موثر است (001/0P<) تجزیه و تحلیل داده‌ها در مورد ابعاد سازگاری زناشویی نشان داد که این رویکرد بر بعد انسجام موثر بوده (002/0P<) اما بر بعد توافق و رضایت تاثیر معنی‌داری نداشته است.
نتیجه ‌گیری: با توجه به افزایش نرخ طلاق در دو دهه‌ی گذشته در کشور، درمان راه حل‌محور با کمک به زوجین برای توسعه‌ی راه حل‌های موثر و یافتن موارد استثنا در زندگی می‌تواند سازگاری زناشویی را افزایش و از طلاق جلوگیری نماید.
 
 

کلیدواژه‌ها


سنگ بنای خانواده، ازدواج است. ازدواج، نیازمند همکاری، همدلی، وحدت، علاقه، مهربانی، بردباری و مسئولیت­پذیری است. با شروع ازدواج و ایجاد رابطه­ی زناشویی، رضایت زناشویی به متغیری مهم در رابطه با کیفیت ازدواج بدل
می­شود. رضایت زناشویی احساس عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده­ی زن و مرد با توجه به تمام جنبه­های رابطه­ی زناشویی است. رضایت زناشویی به عنوان یکی از مهم­ترین مولفه­های ثبات عاطفی زوجین به حساب می­آید (1). تاثیر کیفیت ازدواج در روابط دو نفره­ی همسران در خانواده، بر سلامت جسمانی و روانی موفقیت و سازگاری روانی­اجتماعی آنان در ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی همواره مورد تایید واقع شده است (2).

سازگاری زناشویی، وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساسی ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند. روابط رضایت­بخش در بین زوجین از طریق علاقه­ی متقابل، میزان مراقبت از همدیگر و پذیرش و تفاهم یکدیگر قابل سنجش است (3). در واقع رضایت زناشویی یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط، ارایه می‌دهد. یکی از رایج­ترین مفاهیم برای تعیین و نشان دادن میزان شادی و میزان پایداری رابطه، رضایت و سازگاری زناشویی است (4). سازگاری زناشویی به صورت خودکار ایجاد نشده و به وجود آمدن آن نیاز به تلاش زوجین دارد. معمولا سال اول ازدواج از نظر سازگاری بسیار ناپایدار بوده و بیشترین خطر را برای ناسازگاری و طلاق دارد (5). سازگاری رضایت­بخش فرد با موقعیت‌های اجتماعی عمده­ی زندگی به طور مستقیم با میزان ارضای همه­ی نیازهای اساسی مرتبط است. نیازها و ارضای آن­ها به خصوص به ادراک افراد بستگی دارد که با توجه به سن و جنس، استعدادهای ارثی، فرهنگ، طبقه­ی اجتماعی، شغل، محل جغرافیایی، تعلیم و تربیت، تجارب و سازگاری‌های زندگی اشخاص دیگر در محیط فرد، تغییر پیدا می‌کند (6).

متاسفانه امروزه آمار طلاق رو به افزایش است. به طوری که در آمریکا در سال 1956 از بین هر 1000 ازدواج 259 طلاق به چشم می‌خورد و امروزه در آمریکا 1/2 از 2/3 ازدواج‌های سالانه به طلاق و جدایی منجر می‌شود. تعداد روابطی که با طلاق خاتمه یافته‌اند در چهل سال گذشته تقریبا سه برابر شده است (7).

بسیاری از افراد جوان، اولین ازدواج خود را تنها یک آزمایش برای کسب تجربه می‌دانند و از قبل، پایان ازدواج خود را جدایی در نظر می‌گیرند، اما با این حال ازدواج می‌کنند تا تجربه‌ای کسب کرده باشند. با توجه به این اگر عامل تعهد زوجین به ازدواج­، بچه­ها، ثبات اقتصادی، پیمان معنوی یا عوامل اجتماعی نیست، پس چیست؟ طبق مطالعه‌­ی طرح تحقیقات ملی ازدواج در سال 2001، امروزه اصلی­ترین انگیزه­ی ازدواج در جوانان، پیدا کردن شریکی برای گریز از تنهایی است. کسی که بتواند با او ارتباط روحی و عاطفی سرشار برقرار کند (8).

واقعیت آن است که اساس عملی ازدواج تا حد زیادی ناشناخته مانده است که این امر، تاسف­آور است زیرا آمار فعلی در مورد بقای ازدواج‌ها بسیار تیره و تار به نظر می­رسد. امروزه متارکه و طلاق پدیده‌ای بسیار رایج قلمداد شده و متارکه را یک راه مطمئن به سمت طلاق به جای مصالحه نشان می‌دهد. البته ممکن است از هم­گسیختگی زناشویی تنها با این رویدادهای منفی زندگی، رابطه نداشته و در واقع در بین
قوی­ترین پیش­بینی‌های آن­ها جای داشته باشد (9). کودکان بر اثر طلاق، بی­سرپرست می‌شوند و زوجین مطلقه مدت‌ها در تنهایی و گوشه­گیری زندگی خود را سپری می‌کنند. تمام این موارد به تنش می‌انجامد و زندگی را برای آنان طاقت­فرسا و غیر قابل تحمل می‌کند. بر اثر طلاق، زوجین از یکدیگر جدا می‌شوند و رابطه­ی صمیمی و زندگی مشترک آنان پایان می‌پذیرد، عشق و محبت به کینه و عداوت و اتحاد و با هم بودن، به تنهایی و سرگردانی می‌انجامد. طلاق، پایان یک زندگی مختل و به هم­ریخته است، به طور آنی و غیر مترقبه اتفاق نمی‌افتد، بلکه روند تدریجی و مشخصی دارد. روند طلاق معمولا با کشمکش و نزاع بین زوجین شروع می‌شود و به بی­تفاوتی عاطفی و حتی کینه و نفرت بین آنان و سرانجام به طلاق و جدایی منجر می‌گردد. در نتیجه، خانواده شادابی خود را از دست داده و در اثر ایجاد تنش در زوجین، سلامت روانی همگان بر هم می‌خورد (10). اگر چه نمی‌توان همیشه با دیدی منفی نسبت به طلاق و جدایی نگریست (11) بلکه در بعضی اوقات طلاق برای ارتقای سلامت اعضای خانواده موثر است (12).

در بیشتر زوج‌هایی که برای زوج­درمانی طلاق، مراجعه می‌کنند وجود میل به طلاق در دو طرف نیست. اصولا، در این زمان، یکی از زوجین برای طلاق تصمیم گرفته ولی دیگری به ادامه­ی زندگی امیدوار است. لازم است که در درمان، تعهد زوجین، احساسات­ و تصمیم آنان بررسی شود. در حقیقت بین رهاکننده و رهاشونده، تفاوت زیادی وجود دارد که این مسئله در زندگی زناشویی و در رابطه­ی همسران در حین و بعد از طلاق موثر است (13).

پیشگیری از مشکلات، متفاوت است. مشکلات بالقوه در درجه­ی اهمیت متفاوتی در درمان­های بالینی قرار دارند، اساس نظری/عملی مداخله، گام به گام صورت می‌گیرد و باید در آغاز، طول مدت جلسات و قالب درمانی برای هر مشکل خاص در ابتدا مد نظر قرار گیرد (14).

خانواده­درمانی کوتاه­مدت راه حل­محور توسط دشیزر[1] شکل گرفت (15). بر این اساس با به­کارگیری اصولی که دیدگاه راه حل­محور کشف کرده و اتخاذ موضعی قوی در مقابل طلاق زودرس، می­توان بر بسیاری از مشکلات زناشویی غلبه کرد (16).

وظیفه­ی درمانگر راه حل­محور، کمک به مراجع برای توسعه­ی میزان موارد استثنا نسبت به مشکلات وی است. یعنی توسعه­ی راه حل‌های موثری که از قبل در دسترس بوده‌اند. تلاش درمانگر بر این است تا از دریچه­ی چشم مراجع به مشکل بنگرد و با همان ادراک به دنبال تغییر رفتار باشد. اما با وجود همسانی مدل راه حل­محور با ایجاز و علم­گرایی رویکرد‌های راهبردی، درمانگران این مکتب بر تشریک مساعی (بین درمانگر و مراجع) در ساختن روایت‌های راه­حل­محور تاکید می‌ورزند (17). در سطح دیگر، هدف درمان تنها کمک به مراجع است که با تغییر از صحبت درباره­ی مشکل به صحبت درباره­ی راه حل‌ها، تغییر در کلام خویش را شروع می­کنند.  

کمک به مراجع برای تعیین اهداف روشن و دست­یافتنی، عمده­ترین مداخله در نوع خود است و جریان اندیشیدن درباره­ی آینده و آن چه را که شخص می‌خواهد متفاوت باشد، بخش بزرگی از کاری است که درمانگر راه حل­مدار انجام می‌دهد (18). از آن جایی که طلاق، پدیده­ای است که تمام افراد، خانواده­ها و جامعه را تحت تاثیر قرار می­دهد، هدف ­پژوهش حاضر بررسی تاثیر رویکرد راه­حل­محور بر افزایش سازگاری زناشویی زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان است.

روش­کار

این پژوهش نیمه­تجربی با روش پیش­آزمون و پس­آزمون با گروه شاهد انجام شده و جامعه­ی آماری آن شامل تمام مراجعین خودمعرف متقاضی طلاق تحت پوشش مرکز مداخله در بحران شهرستان اصفهان در تابستان 1388 می‌باشد. تمام مراجعین خودمعرف در زمان مراجعه به مرکز مداخله در بحران (طلاق) به زندگی مشترک ادامه می­دادند و علت مراجعه­ی آن­ها حل مشکلات زناشویی یا شروع روند طلاق بود. جامعه­ی آماری این طرح، افرادی را که به دلیل اعتیاد، بیماری روانی، قتل و خیانت زناشویی برای طلاق مراجعه کرده بودند، در
بر­نمی‌گرفت. افراد منتخب در این طرح کسانی بودند که 2 سال از ازدواج­شان گذشته و به دلیل مشکلات موجود بین زوجین برای مشاوره، مراجعه کرده بودند. روش نمونه­گیری در این تحقیق از نوع نمونه­گیری داوطلبانه بود. برای انتخاب نمونه، ابتدا اطلاعیه­ی تشکیل جلسات و شرایط ثبت نام اولیه به اطلاع مراجعین جهت ارجاع، رسانده شد. به این صورت که محقق از تاریخ 1/2/88 تا 31/3/88 در مرکز مداخله در بحران به مدت دو ماه حاضر شده و از زوجین خودمعرف، مصاحبه­ی اولیه و فرم رضایت­نامه گرفته شد. از بین 45 زوج مراجعه
کننده، 32 زوج شرایط اولیه­ی ورود به طرح پژوهشی را داشتند و این 32 زوج به صورت تصادفی در دو گروه شاهد و آزمون قرار گرفتند. برای هر دو گروه، پیش­آزمون یک هفته قبل از اجرای روش مشاوره­ای و پس­آزمون، دو هفته بعد از پایان جلسات به عمل آمد. برای گروه آزمون، رویکرد راه حل­محور در 6 جلسه اجرا شد و گروه شاهد در لیست انتظار قرار گرفتند تا در دوره­ی بعدی جلسات شرکت نمایند. جلسات به صورت هفتگی و گروهی و مجزا در جنسیت برگزار گردید (هر هفته یک جلسه) که در مجموع 6 جلسه­ی90 دقیقه­ای به طول انجامید. خانواده­درمانی کوتاه­مدت راه
حل­محور به دلیل محدودیت جلسات درمانی از طرف مراجعین مورد استقبال قرار گرفته و برای خانواده‌ها روش درمانی با ارزشی است. این دیدگاه به تعریف و تصریح مشکل عرضه شده توجه داشته و بر دیدگاه سیستماتیک (بیستون) و ساختارگرایی اجتماعی مبتنی است. راه حل‌های متعدد فراوان هستند، فقط باید آن­ها را کشف کرد. دیدگاه راه حل­محور به مراجعان کمک می‌کند تا با نگریستن به رفتار‌ها و تعابیرشان از رفتار‌ها و موقعیت­ها، راه حل‌هایی ایجاد کنند. تمرکز این رویکرد بر انواع سئوالاتی است که می‌تواند به عنوان ابزاری برای کمک به مراجعان استفاده شود و انگیزه­ی آن­ها را در جهت رسیدن به اهداف درمانی ارتقا دهد. فرض بر این است که درمان­جو پیشاپیش می‌داند که برای حل معضلات خود چه باید انجام دهد، وظیفه­ی درمانگر آن است که به وی کمک کند تا موارد کاربرد جدیدی برای دانش از پیش­آموخته­ی خویش بسازد. پس هدف کلی این رویکرد کمک به درمان­جو برای شروع فرآیند حل مشکل است. ساختار یا چهارچوب جریان راه حل­مدار از 3 جزء تشکیل شده که عبارت است از: گفتگو درباره­ی مشکل، گفتگو درباره­ی آینده و گفتگو درباره­ی راهکارها. بیشترین وقت جلسه صرف گفتگو درباره آینده و راهکار می‌شود. این توجه به آینده و توجه به منابع مراجع است که این رویکرد را از سایر رویکردها متمایز می‌سازد. شرح جلسات درمانی به صورت مختصر در جدول 1 آمده است (15).

ابزار پژوهش

پرسش­نامه­ی سازگاری زوجی اصلاح شده: فرم اصلی این مقیاس توسط اسپانیر و بر اساس نظریه­ی لیوایز و اسپانیر[2] (19) در مورد کیفیت روابط زناشویی ساخته شده است (20). فینچام، برادبوری[3] نیز پس از مطرح کردن نظریه­ی خود در مورد کیفیت زناشویی، این پرسش­نامه را به عنوان ابزاری مناسب برای ارزیابی کیفیت زناشویی معرفی می‌کنند (21). این پرسش­نامه­ی 14 سئوالی از روی فرم اصلی 32 سئوالی اسپانیر، ساخته شده است و به صورت طیف 6 تایی از 0 تا 5 نمره­گذاری می‌شود، به گونه­ای که پاسخ کاملا موافق، نمره­ی 5 و پاسخ کاملا مخالف، نمره­ی صفر می‌گیرد. این ابزار از سه خرده­مقیاس همفکری و توافق، انسجام و رضایت تشکیل شده است که در مجموع نمره­ی کیفیت زناشویی را نشان می‌دهند و نمرات بالا نشان­دهنده­ی کیفیت زناشویی بالاتر است (22).

 

جدول 1- شرح جلسات خانواده­درمانی کوتاه­مدت راه حل­محور

تعداد جلسات

شرح جلسات

جلسه­ی اول

  1. تعریف مشکل
  2. دعوت از مراجع که مشکل را در یک کلمه بگوید و آن کلمه را به یک جمله تبدیل کند.
  3. تبدیل مشکل به اهداف قابل دسترس
  4. بحث و مناظره درباره­ی مشکل

جلسه­ی دوم

  1. بررسی تکالیف هفته­ی قبل
  2. تعیین هدف
  3. بررسی راه حل‌های بر طرف­کننده­ی شکایات
  4. فرمول­بندی حلقه‌های راه حل-مشکلات

جلسه­ی سوم

  1. خلاصه‌ای از جلسه­ی قبل و بررسی مشکل
  2. حرف زدن در باره­ی آینده
  3. استفاده از فن استثناء‌ها و سئوالات معجزه­ای
  4. پیدا کردن یک داستان مثبت

جلسه­ی چهارم

  1. بررسی تکالیف و خلاصه‌ای از جلسه­ی قبل
  2. توضیح فن شاه­کلید و استفاده از آن
  3. استفاده از فن سئوالات مقیاسی

جلسه­ی پنجم

  1. بررسی تکالیف هفته­ی قبل
  2. ادامه­ی فن شاه­کلید هفته­ی قبل
  3. استفاده از فن تکالیف وانمودی
  4. استفاده از سئوالات راه حل­مدار
  5. استفاده از برهان خلف و شرط­بندی متناقض

جلسه­ی ششم

  1. خلاصه‌ای از جلسات قبل و بررسی تکالیف انجام شده
  2. استفاده از سئوالات درجه­دار
  3. تعیین این که آیا مراجعان به اهداف درمان دست یافته‌اند؟

 

 

تحلیل عاملی تاییدی، ساختار سه عامل پرسش­نامه را در آمریکا تایید کرده و روایی آن را نشان داده است. پایایی پرسش­نامه به شیوه­ی آلفای کرونباخ در مطالعه­ی هوتلیست و میلر[4] از 8/0 تا 9/0 گزارش شده است (23). در ایران،
عیسی­نژاد برای بررسی ساختار عاملی این پرسش­نامه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده وآلفای کرونباخ آن 90/0 بدست آمده است (24).

برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزار SPSS با استفاده از روش­های آمار توصیفی و تحلیلی (کوواریانس) استفاده شد.

نتایج

با توصیف داده­های گردآوری شده در این مطالعه علاوه بر مشخصات جمعیت­شناختی گروه آزمون و شاهد (جدول 2) میانگین نمره­ی سازگاری زناشویی و میانگین نمره­ی ابعاد آن به دست آمد که در جدول 3 مشخص گردیده است. میانگین تعداد فرزندان در گروه شاهد و آزمون 3 فرزند بود.

 

جدول 2- مشخصات جمعیت­شناختی زوجین تحت زوج­درمانی کوتاه­مدت راه حل­محور

مشخصات جمعیت­شناختی

گروه آزمون

گروه شاهد

جنس

زن

50

50

مرد

50

50

تحصیلات

ابتدایی

5

5

سیکل

31

30

دیپلم

33

38

عالی

31

27

طول مدت ازدواج

کمتر از 5 سال

72/35

33/33

5 تا 10 سال

95/30

72/35

بیش از 10 سال

33/33

95/30

 

جدول 3- داده­های توصیفی نمرات مربوط به سازگاری زناشویی برحسب نمرات پیش آزمون و پس آزمون در

دو گروه تحت زوج­درمانی و گروه شاهد

گروه

آزمون

شاهد

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

پیش­آزمون

5000/54

20714/11

0625/45

29680/4

پس­آزمون

7500/65

83449/16

8125/48

94799/9

 

جدول 3 یافته­های توصیفی مربوط به نمرات سازگاری زناشویی دو گروه آزمون و شاهد را نشان می­دهد. نتایج تحلیل کوواریانس تاثیر زوج­درمانی کوتاه­مدت راه حل­محور بر افزایش سازگاری زناشویی در مرحله­ی پس­آزمون در جدول 4 ارایه شده است. بنا بر نتایج، تفاوت بین میانگین نمرات زوجین در سازگاری زناشویی در مرحله­ی پس­آزمون در دو گروه شاهد و آزمون معنی­دار است (005/0P<). زوج­درمانی کوتاه­مدت راه حل­محور بر سازگاری زناشویی موثر بوده و میزان تاثیر آن در مرحله­ی پس­آزمون 25/0 بوده است.

 

جدول 4- نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسه­ی نمره­ی کل گروه­های تحت زوج­درمانی و شاهد در مرحله­ی پس­آزمون

منبع پراش

df

SS

MS

F

2η

پس­آزمون

1

597/566

597/566

864/9

*859/0

گروه

1

494/177

494/177

090/3

* 997/0

خطا

29

000/78088

441/57

 

 

*p< 004/0

 

جدول 5 میانگین و انحراف معیار نمرات زوجین در ابعاد
پرسش­نامه­ی سازگاری زناشویی را در مرحله­ی پیش­آزمون و پس­آزمون نشان می­دهد و جدول 6 نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسه­ی نمره­ی کل زوجین را در مرحله­ی پس­آزمون نشان می­دهد.

نتایج جدول 6 نشان می­دهد، تفاوت بین میانگین نمرات زوجین در ابعاد پرسش­نامه­ی سازگاری زناشویی در مرحله­ی پس­آزمون در دو گروه شاهد و آزمون در بعد توافق و رضایت، معنی­دار نشده اما در بعد انسجام معنی­دار است (002/0P<). به عبارت دیگر زوج­درمانی کوتاه­مدت راه حل­محور بر بعد انسجام موثر بوده و بر بعد توافق و رضایت زوجین موثر نبوده است. میزان تاثیر رویکرد راه حل­محور در مرحله­ی پس­آزمون 28/0 بوده است.

بحث

نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زوج­درمانی کوتاه­مدت راه حل­محور بر سازگاری زناشویی و بعد انسجام موثر بوده است (001/0P<). توماس و روت[5] از مقیاس سازگاری دوتایی به منظور ارزیابی تغییرات در روابط زوجین استفاده کردند. نمرات پرسش­نامه­ی وضعیت زوجین به عنوان پیش­آزمون-پس­آزمون کاهش احتمال طلاق زوجین را نشان داد (25).

سوپر[6] میزان اثر بخشی این رویکرد را در سازگاری دانش آموزان و کارایی آنان در کلاس درس گزارش دادند (26).


جدول 5- میانگین و انحراف معیار نمرات زوجین در ابعاد پرسش­نامه­ی سازگاری در گروه­های تحت زوج­درمانی و

شاهد در مرحله­ی پیش­آزمون و پس­آزمون

متغیر

آزمون

شاهد

پیش­آزمون

پس­آزمون

پیش­آزمون

پس­آزمون

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

توافق

4/16

4/5

93/20

6/3

5/19

6/2

5/11

4/6

رضایت

4/14

3/3

67/17

09/3

6/13

3/3

6/13

3/3

انسجام

5/11

4/6

5/14

2/3

7/10

8/2

7/10

8/2

 

 


جدول 6- نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسه­ی نمره­ی کل گروه­های تحت زوج­درمانی و شاهد در مرحله­ی پس­آزمون

متغیر

df

SS

MS

P

F

2η

توافق

پس­آزمون

1

16/69

16/69

73/8

006/0

81/0

گروه

1

27/17

27/17

18/2

15/0

29/0

خطا

29

77/229

923/7

 

 

 

رضایت

پس­آزمون

1

77/14

77/14

43/1

24/0

21/0

گروه

1

76/14

76/14

41/1

24/0

20/0

خطا

29

65/299

33/10

 

 

 

انسجام

پس­آزمون

1

79/1068

79/1068

57/192

001/0

1

گروه

1

32/64

32/64

58/11

002/0

90/0

خطا

29

95/160

55/5

 

 

 

                                                                      

 

لامبرت، اوکشی، فینچ و جاکوبسون[7] کارایی درمان راه
حل­محور را برای درمان مشکلات بیماران مبتلا به اختلالات خلقی، اضطراب، اختلالات سازگاری و سوءمصرف مواد بررسی کردند (27). لی[8] بیان کرد این رویکرد برای زوجین جهت تغییر روش‌های اتخاذ شده در زندگی زناشویی­شان کاربرد دارد (28). از دیدگاه فینچام و برادبوری (21) و لیوایز و اسپنیر (19) همسانی رفتاری، بعدی از سازگاری است و سازگاری خود بعد عینی در روابط زناشویی است. بر اساس این تعریف انسجام زناشویی، نزدیکی و همسانی عملکرد زوج در امور روزمره­ی زندگی را نشان می‌دهد. احمدی و همکاران یک روش مداخله‌ای برای کاهش ناسازگاری زناشویی به کار بردند. در این پژوهش نشان داده شد که رویکرد راه حل­محور بر افزایش سازگاری زناشویی زوجین مستعد طلاق موثر است. از آن جایی که زوجین خواهان طلاق، ناسازگاری بیشتری را در زندگی زناشویی خود گزارش می­دهند مسلما با افزایش سازگاری زناشویی، احتمال کاهش گرایش به طلاق وجود دارد و معنی­داری بعد انسجام در ابعاد سازگاری زناشویی (002/0P<) نشان می­دهد که زوجین، بیشتر به دنبال انسجام دادن به زندگی زناشویی خود بوده­اند. مهارت‌های بحث و مذاکره، زمینه‌ای را فراهم می‌کند تا زوج‌ها بتوانند به سازگاری بهتری دست یابند و ناهمسانی در رفتار و عملکرد ایشان کاهش یابد. هم­چنین مهارت­های تغییر خود در کمک به تغییر همسر، زن و شوهر را به سمت نوعی تشابه و تفاهم مشترک سوق می‌دهد (29).

گاتمن[9] بیان نمود که زوج‌های دارای عقاید و نگرش­ها و ارزش­های یکسان و هماهنگ در زندگی زناشویی سازگارترند. این پژوهش تاثیر رویکرد زوج­درمانی کوتاه­مدت راه حل­محور را بر کاهش گرایش به طلاق نشان داد که همگی این تحقیقات با نتایج پژوهش حاضر هم­خوان است (10). مود[10] طی تحقیقی تحت عنوان درمان راه حل­محور و افزایش آموزش مهارت‌های ارتباطی نشان داد که زنان و مردان به درمان راه حل­محور به طور متناوب پاسخ می‌دهند (30). وولوون[11] در تحقیقی رویکرد راه حل­محور را بررسی و در مورد این رویکرد، یک دیدگاه را بیان کرد. این دیدگاه یک رویکرد بسیار قوی برای راه حل دادن به مراجع را نشان می­دهد و این که آن­ها چگونه می‌توانند این راهکارها را برای تغییر در روش‌های اتخاذ کرده در زندگی زناشویی به کار ببرند. در این تحقیق این رویکرد به عنوان رویکرد آزمایشی به کار رفته و از رویکرد‌های دیگر به صورت شاهد استفاده شد. از سال 1985 تا 2006 تحقیقات انجام شده در مورد این رویکرد بررسی گردیده و نتایج نشان داد که در اکثر این تحقیق‌ها رویکرد راه حل­محور تاثیر بالایی داشته است. این رویکرد در کارهای اجتماعی و دیدگاه مخصوص مشاور می‌تواند پیشروی زیادی داشته باشد (31).

نظری در مطالعه­ی خود به برخی مطالعات در خصوص کارایی زوج­درمانی گروهی راه حل­محور در بهبود و افزایش رضایت زناشویی اشاره کرده است. در یکی از این پژوهش­ها ابتدا از زوجینی که می‌خواستند روابط­شان بهبود پیدا کند از طریق آگهی در روزنامه دعوت به عمل آمد. نتایج نشان داد گروه آزمون در پس­آزمون، تفاوت معنی­داری در تمام
خرده­مقیاس‌های آن با گروه شاهد داشته­اند. این یافته‌ها اثربخشی دیدگاه راه حل­محور را در افزایش رضایت زناشویی مورد تایید قرار می‌دهد (به نقل از32).

از آن جایی که این رویکرد بر یک بعد (انسجام) سازگاری زناشویی این زوجین موثر بوده است لازم است در تعمیم نتایج، احتیاط شود و همین طور چون این پژوهش، مرحله­ی پی­گیری نداشته و تعداد نمونه به صورت در دسترس انتخاب شده لازم است تعمیم نتایج در بلندمدت، با احتیاط صورت گیرد. پیشنهاد می­شود در پژوهش­های بعدی مرحله­ی پی­گیری گنجانده شده و مطالعه بر روی نمونه­های بیشتر صورت گرفته و نتایج آن با نتایج این پژوهش مقایسه شود.

نتیجه­گیری

با توجه به افزایش نرخ طلاق در دو دهه­ی گذشته در کشور، درمان راه حل­محور با کمک به زوجین برای توسعه­ی راه حل‌های موثر و یافتن موارد استثنا در زندگی می­تواند سازگاری زناشویی را افزایش و از طلاق جلوگیری نماید.



[1]De Shazer

[2]Lewis and Spanier

[3]Finchman and Bradbury

[4]Hotlist and Miller

[5]Tomas and Ruth

[6] Super

[7] Lamber, Okiisgi, Finch and Johnson

[8] Lee

[9] Gottmann

[10] Mudd

[11] Wolvon

 

1. Fisher TD, McNulty JK. Neuroticism and marital satisfaction: The mediating role played by the sexual relationship. J Fam Psychol 2008; 22: 112-22.

2. Dum J, Davies LC. Family lives and friendships: The perspectives of children in step-single-parent and non step families. J Fam Psychol 2001; 15: 272-87.

3. Sinha P, Mukerjec N. Marital adjustment space orientation. J Soc Psychol 1990; 130(5): 633-9.

4. Daniel JW, Balard RDS. How couple maintain marriage. J Fam Relat1999; 48(3): 263.

5. Conway J. Midlife dimensions with portion 95-98. [cited 2002]. Available from: URL; http://www.Midlife.com/html/resources/Articles/RA22.

6. O'Rourke N, Cappeliez P. Intra-couple variability in marital aggrandizement: Idealization satisfaction with enduring relationships. Buck J Cover 2003; New York: Springer;  15,80.

7. Cherlin A. Marriage, divorce, and remarriage. Cambridge, MA: Harvard University; 1992: 76-80.

8. Bloom K, Hodges S, Coldwell TL, Systra FM, Cedrone WO. Marital interaction in middle and old age: A predictor of marital satisfaction? Int J Aging Hum Dev 1997; 65(4): 283-300.

9. Shafi Abadi A. [Growth principles]. 6th ed. Tehran: Figures; 1995; 86-189. (Persian)

10. Gottman JM. The marriage clinic: A scientifically based marital therapy. New York: W.W. Norton; 1999: 69.

11. Bray JH, Hetherington EM. Families' transition: Introduction and overview. J Family Psychology 1993; 7: 3-8.

12. Ahrons C. The good divorce: Keeping your family together when your marriage comes apart. New York: Harper Collins; 1995: 34-57.

13. Bradbury T, Fincham F, Beuch S. Research on the nature and determinants of marital satisfaction; a decade on review. J Marr Fam 2000; 62: 964-80.

14. Young ME, Long LL. Counseling and therapy for couples Pacific Grove. CA, Broous: Cole; 1998: 321-31.

15. De Shazer S. Words were originally magic. New York: W.W. Norton; 1997: 12-8.

16. Walter JL, Peller JE: Rethinking our assumptions: Assuming anew in a postmodern world. In Handbook of solution focused brief therapy. Edited by Miller SD, Hubble MA, Duncan BL. San Francisco: Jossey-Bass, 1996, 9-26

17. Rusbult CE. A longitudinal test of the investment model: The development (and deterioration) of satisfaction and commitment in heterosexual involvements. J Pers Soc Psychol 1986; 45: 101-

18. Janson DR, Amaloza TO, Booth A. Stability and developmental change in marital quality. J Marriage Family 1992; vol: 54. 582-585.

19. Lewis S, Spanier G. Theories about the family. 2nd ed. New York: Free; 1979: 74.

20. Adital B, Laree Y. Dyadic characteristics of individual attributes; attachment, neuroticism and their relations to marital quality and closeness. Am J Orthopsychiatry 2005; 4: 621.

21. Finchman FD, Bradbury TN. The assessment of marital quality: A Reevaluation. J Marr Fam 1987; 49: 797-809.

22. Hotlist CS, Miller B. Perceptions of attachment style and marital quality in midlife marriage. Fam Relat 2005; 54: 46-58.

23. McAllister M. Doing practice differently: Solution-focused nursing. Journal of Advanced Nursing, Vol. 41(6), pp. 528-535.

24. Isanezad O. [Investigate the effectiveness of quality improvement enrichment marital relationships of couples in Isfahan]. MS. Dissertation. University of Isfahan: College of educational sciences, 2008: 24-46. (Persian)

25. Tomas A, Ruth E. Teachers' conflict management styles with peers and students' parents. J Conflict Manag 1999; 10: 69-89.

26. Super P. When sup use was fully engaged in the couples' financial affairs and id familiar with a business owned by the spouse. J Family Psychology 1992; 7: 3-8.

27. Lamber MJ, Okiisgi JC, Finch AE, Johnson LD. Outcome assessment: From conceptualization to implementation. Prof Psychol 1998; 29: 63-70.

28. Lee MY. A study of solution-focused brief family therapy: Outcomes and issue. Am J Fam Ther 1997; 25: 1-70.

29. Ahmadi Kh. [Identifying the factors affecting marital adjustment and compare the effectiveness of intervention methods to change lifestyle and problem solving in couples with marital incompatibility]. Ph.D. Dissertation. Allameh Tabatabaei University: College of education and psychology, 2004: 32-47. (Persian)

30. Mudd J. Solution- focused therapy and communication skills training; an integrated approach to couple therapy. MS. Dissertation. Virginia University: College of Polytechnic Institute, 2000: 26.

31. Wolvon LJ. Real estate and divorce: Breaking up is hard to do. Tex Manag Real Estate J 2009; 25(9): 203.

32. Nazari AM. [Effectiveness consulting solutions-based on marital satisfaction of couples both working]. New research of consulting 2006; 5(20): 30. (Persian)