پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی و مولفه های تمایزیافتگی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه روانشناسی، دانشکدهی روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تبریز

چکیده

خانواده، یک نظام اجتماعی طبیعی است که در همهی مراحل تکوین آن
زوجین، خرده نظام اصلی بوده و عوامل متعددی مانند سبکهای دلبستگی و
مولفههای تمایزیافتگی در رضایت زناشویی آنها نقش دارند. هدف این پژوهش
پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی و مولفههای تمایزیافتگی
است.
روشکار: پژوهش به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوهی جمعآوری
دادهها از نوع توصیفی بود که در چهارچوب یک طرح همبستگی پیشبین انجام
شد. جامعهی آماری پژوهش حاضر، کارکنان متاهل دانشگاه تبریز و دانشگاه
1388 بودند. از این جامعهی آماری با - علوم پزشکی تبریز در سال تحصیلی 89
توجه به جنسیت 200 نفر انتخاب شدند. پس از حذف موارد ناقص حجم نمونه
به 184 نفر کاهش یافت. دامنهی سنی آزمودنیها از 23 تا 54 سال بود. برای
جمعآوری
دادهها از پرسشنامههای رضایت زناشویی انریچ، تمایزیافتگی خود اسکوورون و
دلبستگی بزرگسال هازن و شیور استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از
روش همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد.
یافته ها: از بین مولفههای تمایزیافتگی خود، موقعیت من و از مولفههای سبک
بهترین پیشبینیکنندههای (P<0/ دلبستگی، سبک دلبستگی دوسوگرا ( 001
رضایت زناشویی هستند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش از این باور حمایت میکند که روابط اولیهی افراد
در محیط خانواده به شکلگیری سبک دلبستگی خاص و سطوح بالا یا پایین
تمایزیافتگی منجر میگردد و این تجارب اولیه بر روابط بین فردی زوجین در
بزرگسالی تاثیر مستقیم میگذارد
 

کلیدواژه‌ها


خانواده، یک نظام اجتماعی طبیعی است که دست کم سه نسل
را در بر میگیرد. رابطهی اعضای این خردهفرهنگها 1 رابطهای
عمیق و چند لایه است که عمدتا بر اساس تاریخچهی
مشترک، ادارکها و فرضهای مشترک و درونی شده راجع
به جهان و اهداف مشترک بنا نهاده شده است. در چنین نظامی،
افراد به وسیلهی علایق و دلبستگیهای هیجانی نیرومند، دیرپا و
متقابل با یکدیگر پیوند یافتهاند. ممکن است از شدت این
علایق و دلبستگیها در طی زمان کاسته شود، اما باز هم علایق
.( مزبور در سراسر زندگی به بقای خود ادامه خواهند داد ( 1
اهمیت شناخت و بررسی عواملی که سبب قوام و استحکام این
نهاد اجتماعی میگردند، میتواند گامی مفید در راستای
ارتقای سطح فرهنگ جامعه باشد. عوامل مختلفی بر استحکام
و دوام خانواده تاثیر میگذارند که از جملهی آنها رضایت
.( بین زوجین است ( 2
رضایتزناشویی، یعنی انطباق بین انتظاراتی که فرد از زندگی
زناشویی دارد و آن چه در زندگی خود تجربه میکند ( 3). به
زعم وینچ 2 رضایت زناشویی انطباق بین وضعیت موجود و
وضیعت مورد انتظار است ( 4). برخی از صاحبنظران در
تعریف رضایت زناشویی، آن را تابع مراحل چرخهی زندگی
میدانند. راههای مختلفی برای تعریف رضایت زناشویی وجود
دارد و بهترین تعریف را هاکینز ارایه کرده است. او رضایت
زناشویی را احساس خشنودی، رضایت و لذت توسط زن و
شوهر زمانی که همهی جنبههای ازدواج خود را در نظر
میگیرند تعریف میکند. رضایت یک متغیر نگرشی است،
بنابراین، یک خصوصیت فردی برای زن و شوهر محسوب
میشود. طبق تعریف مذکور رضایت زناشویی در واقع نگرش
مثبت و لذتبخشی است که زن و شوهر از جنبههای مختلف
.( روابط زناشویی خود دارند ( 5
رضایت زناشویی بر میزان سلامت روانی، جسمانی، رضایت از
زندگی، موفقیت در شغل و ارتباطات اجتماعی موثر بوده و
یکی از مهمترین شاخصهای رضایت از زندگی است. یکی از
1Microculture
2Winch
عوامل مهم که در سالهای اخیر به آن توجه شده است و بر
روی رضایت زناشویی تاثیر دارد، تجارب اولیهی فرد با والدین
و یا نوع رابطهی هیجانی فرد با والدین خود در دوران کودکی
است. برخی از پژوهشها تلاش کردهاند به این سئوال پاسخ
دهند که چگونه تجارب اولیهی فرد در دوران کودکی
.( میتواند وی را در بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهد ( 6
نظریههای سبک دلبستگی و تمایزیافتگی 3، بر روابط اولیه در
محیط خانواده تاکید کرده و آن را بر روابط بعدی موثر میدانند.
آنها سبکهای دلبستگی و تمایزیافتگی را به عنوان عوامل
پایدار و چندنسلی 4 تلقی کرده و پیشنهاد میکنند که چگونه
خانوادهی مبدا شخص میتواند بر روابط زناشویی او اثر
7). مطالعات مبتنی بر آسیبشناسی تحولی ،6 ،2 ، بگذارد ( 1
نیز رابطهی بین تجارب منفی اولیهی تحصیلی و خانوادگی و
مشکلات افراد بزرگسال در انجام تکالیف تحولی و مشکلات
روانشناختی و شبکههای معیوب زناشویی را مورد تاکید قرار
.( میدهند ( 7
بالبی 5 بر این عقیده بود که که نظریهی دلبستگی تنها یک
نظریهی تحول کودک نیست، بلکه نظریهی تحول در فراخنای
زندگی 6 نیز میباشد. این نظریه معتقد است نوع رابطهی مادر-
کودک 7 در سالهای اولیهی زندگی و میزان قابلیت دسترسی
به مادر، میزان حمایت مادر هنگام احساس خطر، درجهی
حساسیت مادرانه و تکیهگاه ایمن بودن 8 مادر برای کودک،
سبک دلبستگی 9 فرد را معین میکند (به نقل از 6). فوگل 10
اظهار میدارد که دلبستگی، پیوند هیجانی پایدار بین دو فرد
میباشد به طوری که یکی از دو طرف کوشش میکند
نزدیکی و مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده و به
گونهای عمل کند تا مطمئن شود که ارتباط ادامه مییابد. بالبی
بر این باور است که این گرههای هیجانی متقابل که به نزدیکی
مادر و کودک منجر میشود، نخستین تجلیهای دلبستگی
3Differentiation of Self
4Multigenerational Transmission Process
5Bowlby
6Life Span
7Mother-Child Relationship
8Secure Base
9Attachment Style
10Fugle
67 Fundamentals of Mental Health, 14(1), Spring 2012 پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی
محسوب میشود. دلبستگی، نگهدارندهی نزدیکی متقابل بین
.( دو فرد در تمام مراحل زندگی است (به نقل از 8
اینثورث 1 نظریهی بالبی را گسترش داده و سبکهای دلبستگی
را به سه دستهی ایمن، ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا تقسیم
کرده است. کودکان ایمن از والدین به عنوان پایگاه امنی برای
اکتشاف محیط استفاده میکنند (به نقل از 9). کودکان ایمن
در اکثر موقعیتها احساس راحتی و امنیت میکنند و تجسمی
.( مثبت، حمایتگر و پاسخدهنده از مادر خود دارند ( 10
کودکان دوسوگرا در موقعیت ناآشنا مشکلتر میتوانند به
احساس آرامش و آسایش دست یابند. آنها بین کشش به
سوی مادر و اجتناب از مادر در نوسانند، به این ترتیب آنها به
مادر نزدیک میشوند سپس مادر را پس میزنند. این کودکان
به راحتی نمیتوانند به اکتشاف و دستکاری در محیط بپردازند
و همچنین آنها به لحاظ خلق در برابر تنیدگیها آسیب
پذیرترند ( 11 ). کودکان ناایمن اجتنابی در برابر افراد ناآشنا
منقلب نمیشوند و احتیاط اندکی نشان میدهند ( 8). چنان چه
مادر آنها را در آغوش بگیرد با حرکات پیچ و تاب و تکان
دادن خود سعی در پایین آمدن مینمایند و همچنین این
کودکان در عواطف خود نسبت به مادر بیتفاوتند و به نظر
.( میرسد اهمیت روابط دلبستگی با مادر را انکار میکنند ( 12
طرفداران این نظریه معتقدند به احتمال زیاد سبک دلبستگی
کودک بر اساس الگوهای فعال درونی از خود و چهرهی
دلبستگی تا بزرگسالی ادامه مییابد و در روابط بزرگسالی فرد
منعکس میشود ( 8،13 ). الگوهای فعال درونی از چهرهی
دلبستگی یعنی باورها، انتظارات و احساسهای فرد در مورد
حساسیت و پاسخدهندگی چهرهی دلبستگی و شامل ارزش
شایستگیای میشود که فرد برای خود در دریافت توجه و
محبت از دیگران قایل میشود ( 14 ). پژوهشها نشان میدهند
کیفیت روابط مادر-کودک در دوران کودکی در تحول
الگوهای فعال درونی از اهمیت ویژهای برخوردار است و
روابط نزدیک و صمیمانه در بزرگسالی نیز تحت تاثیر همین
الگوهای فعال درونی قرار میگیرند ( 6). مطالعات عیدی و
خانجانی؛ بشارت؛ رجایی، نیری و صداقتی؛ و حمیدی، همگی
1Ainswarth
بیانگر این نکتهاند که آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی
ایمن از مشکلات زناشویی، مشکلات بین شخصی کمتر و
سطح شادکامی بیشتری نسبت به آزمودنیهای دارای سبک
.(17 - 15 ، دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا برخوردارند ( 6
عامل دیگری که روابط آیندهی فرد را در خانواده مشخص
میکند، تمایز یافتگی میباشد. تمایزیافتگی به عنوان سنگ
بنای نظریهی بوئن 2 در درون خانواده جای دارد و در پی
وحدت و با هم بودن و یا بر عکس، فردیت است. به نظر بوئن،
درجهی ظهور تمایزیافتگی در هر فرد بیانگر میزان توانایی فرد
برای جداسازی فرآیند شناختی از فرآیند احساسی (هیجانی)
است که فرد تجربه میکند. یعنی، درجهی توانایی فرد برای
اجتناب از تبعیت خودکار رفتار از احساسات، بیانگر میزان
.( تمایزیافتگی است (به نقل از 1
بوئن معتقد است در جامعهی انسانی نوعی نیروی زندگی 3 که
از ریشهای غریزی برخوردار است، کودک رو به رشد را به
شخصی برخوردار از عواطف مجزا تبدیل میکند که میتواند
به تفکر، احساس یا عمل بپردازد. در واقع، این نیرو، نیرویی
است که افراد را به سمت تمایزیافتگی سوق میدهد. همزمان
نیروی دیگری که آن هم ریشهی غریزی دارد، کودک و
خانواده را به حفظ پیوندهای هیجانی یا با هم بودن 4 سوق
میدهد. در نتیجهی این نیروهای تعادلی، هیچ کس به جدایی
هیجانی کامل از خانواده دست نخواهد یافت لیکن از لحاظ
مقدار تمایزی که هر فرد به دست میآورد، تفاوتهای قابل
ملاحظهای وجود دارد. همچنین از لحاظ استقلال هیجانی که
فرزندان متعلق به یک خانواده به آن میرسند نیز اختلافهایی
.( وجود دارد (به نقل از 1
تمایزنایافتگی را در دو سطح میتوان بررسی کرد. فرآیندی که
در درون فرد رخ میدهد و فرآیندی که در روابط بین افراد به
وقوع میپیوندد. در سطح درونفردی، تمایز نایافتگی یا
همآمیختگی، زمانی رخ میدهد که اشخاص احساسات خود را
از تفکرشان تفکیک نمیکنند و به جای آن در احساسات غرق
میشوند. در سطح بین فردی، شخص تمایز نایافته تمایل دارد
2Bowen
3Life Force
4Togetherness
1)، بهار 1391 منصور بیرامی و همکاران ) 68 مجله ی اصول بهداشت روانی، سال 14
یا به طور کامل جذب احساسات دیگران شود و با جو هیجانی
محیط حرکت کند و یا برعکس، علیه دیگران واکنش نشان
.( دهد ( 18
، برای تمایزیافتگی چهار مولفهی واکنشپذیری هیجانی 1
جایگاه من 2، گریز هیجانی 3 و همآمیختگی با دیگران 4 مطرح
شده است که به شرح زیر میباشند:
واکنشپذیری هیجانی: حالتی است که در آن، احساسات فرد
بر عقل و منطقش غلبه دارد و تصمیمگیریهای فرد فقط بر
اساس واکنشهای هیجانی صورت میگیرد.
جایگاه من: به معنای داشتن عقاید و باورهای مشخص در
زندگی است. افراد تمایزیافته از هویت شخصی قوی یا جایگاه
من نیرومندی برخوردارند و به خاطر کسب رضایت دیگران،
رفتار و عقاید خود را تغییر نمیدهند.
گریز هیجانی: کودکانی که در فرآیند فرافکنی خانواده قرار
میگیرند و به طور معمول در زمان بزرگسالی یا حتی قبل از
آن، از راهبردهای مختلفی برای فرار از بند پیوندهای هیجانی
حل نشدهی خانواده استفاده میکنند که این راهبردها میتواند
فاصله گرفتن فیزیکی از خانواده یا ایجاد موانع روانی مانند
صحبت نکردن با یکی از اعضای خانواده باشد.
همآمیختگی با دیگران: بوئن، تمایزیافتگی را روی پیوستار
فرضی نشان میدهد که در یک طرف آن تمایزیافتگی و در
طرف دیگر آن همآمیختگی با دیگران قرار دارد. افراد هم-
آمیخته به شدت به تایید و حمایت اطرافیان خود نیاز دارند و
رفتارهایشان تحت تاثیر سیستم هیجانی محیط و واکنش
.( اطرافیان شکل میگیرد ( 19
بر اساس این نظریه، تمایزیافتگی، بنیانهای صمیمیت 5 و
پذیرش دو سویه را در ازدواج بررسی میکند. انتظار میرود
زن و مردی که سطح تمایزیافتگی پایینی داشته باشند، در زمان
ازدواج، بلوغ هیجانی کمتر و ظرفیتی محدود برای صمیمیت و
یکی شدن داشته باشند. این مسئله نیازمند آن است که زن و
مرد برای پایداری ازدواجشان، رشد و خودرهبریشان را
1Emotional Reactivity
2I-Position
3Emotional Cut Off
4Fusion with Others
5Intimacy
قربانی ازدواج کنند. در مقابل، در نظامهای زناشویی تمایزیافته،
همسران به یکدیگر اجازه میدهند که نقشی نرمشپذیرتر و
رابطهای صمیمانهتر داشته باشند و تفاوت عقاید یکدیگر را
تحمل و واکنش هیجانی کمتری را تحمل کنند. به سخن
دیگر، برای این که مشکلات کمتری داشته باشند در پاسخ به
20 ). افراد ، عواطف دیگران آرامش خود را حفظ نمایند ( 18
با تمایزیافتگی پایین در تعارضهای زناشویی در ارتباط با
زوج، اضطراب را جذب میکنند و واکنشهای هیجانی یا
، جدایی هیجانی نشان میدهند. در پژوهش اسکوورون 6
تمایزیافتگی با کیفیت زندگی زناشویی رابطه داشته و از بین
مولفههای تمایزیافتگی، جدایی هیجانی و واکنش هیجانی،
پیشبینیکنندهی اختلاف زناشویی بودهاند ( 21 ). نجفلویی
،(24) 22 )، علیکی و نظری ( 23 )، اسکوورون و فرید لندر 7 )
25 ) نیز به نتایج مشابهی دست یافتند. ) وارینگ و پاتون 8
با توجه به اهمیت رضایت زناشویی در کارکرد خانواده به
عنوان نظامی که به طور مستقیم در کارکرد اعضای خانواده
منعکس میشود، پی بردن به عوامل موثر در پیشبینی و بالا
بردن رضایت زناشویی، حایز اهمیت میباشد. مبتنی بر
استدلالهای ذکر شده و پیشینهی پژوهشی، دو متغیر سبک
دلبستگی و تمایزیافتگی در تعیین رضایت زناشویی نقش دارند.
بنابراین پژوهش حاضر با این هدف که کدام یک از ابعاد
سبک دلبستگی و تمایزیافتگی رضایت زناشویی را پیشبینی
میکنند، انجام گرفت. هدف دیگر پژوهش، بررسی رابطهی
سبک دلبستگی با تمایزیافتگی است.
روشکار
جامعهی آماری این پژوهش، کارمندان متاهل دانشگاه تبریز و
1388 بودند. - دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال تحصیلی 89
در ابتدا آمار کارمندان دانشگاه بر اساس تعداد و جنسیت آنها
از مسئولان مربوطه تهیه گردید. با روش نمونهگیری تصادفی
مبتنی بر جنسیت، 200 نفر انتخاب شدند. شرط ورود به
پژوهش، زندگی با همسر با حداقل شروع از 3 سال قبل و
زندگی با هم در حال حاضر، بود. پس از انتخاب نمونهی
6Skowron
7Skowron and Friedlander
8Waring and Patton
69 Fundamentals of Mental Health, 14(1), Spring 2012 پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی
پژوهش، پیش از اجرای پرسشنامهها، اطلاعاتی دربارهی
موضوع پژوهش تا آن جا که در نتایج پژوهش تاثیرگذار
نباشد، به شرکتکنندهها داده شد و پس از اطمینان از حضور
داوطلبانه و پس از توجیهات لازم، کارمندان سه فرم مذکور را
تکمیل کردند و محرمانه در جعبهی حاوی پرسشنامههای
تکمیل شده قرار دادند؛ به این ترتیب بیشترین تلاش برای
کاهش سوگیری به عمل آمد. چون پرسشنامه یا همان فرم های
جمع آوری اطلاعات، مربوط به اطلاعات زناشویی شرکت
کنندگان بود از همین رو تصمیم بر این شد که شرکت
کنندگان پس از تکمیل پرسشنامه ها به کمک مجریان طرح
(که تنها زمانی که شرکتکنندگان سوالی داشتند مداخله
میکردند) در داخل جعبهای به منظور جمع آوری پرسشنامهها
تعبیه شد بود قرار میگرفت. پس از توافق با شرکتکنندگان
در زمان استراحت کاری، پرسشنامهها توسط مجریان پژوهش
برای آنها خوانده میشد و تکمیل میگردید. در روند اجرای
پژوهش برخی شرکتکنندگان از ادامهی شرکت در طرح
انصراف داده و پرسشنامهها به صورت ناقص تکمیل شدند و
یا به عللی همچون مرخصی و غیره از نمونهی پژوهش خارج
شدند. در نتیجه در تحلیل نهایی، نمونهی پژوهش به 184 نفر
کاهش یافت. دامنهی سنی آزمودنیها از 23 تا 54 سال بود.
ابزار پژوهش
پرسشنامهی رضایت زناشویی انریچ1: در این پژوهش، ابزاری
که اطلاعات رضایت زناشویی به وسیلهی آن به دست آمده
است، پرسشنامهی استاندارد انریچ بود. هدف پرسشنامه،
تعیین حیطههای کاری و نقاط قوت روابط زناشویی بوده است.
پرسشنامهی انریچ به شکل 115 سئوالی و نیز 125 سئوالی
وجود دارد که برای ارزیابی زمینههای بالقوه مشکلزا یا
شناسایی زمینههای قوت و پرباری رابطهی زناشویی به کار
میرود. همچنین از این پرسشنامه برای تشخیص زوجهایی
استفاده میشود که نیاز به مشاوره و تقویت رابطهی خود دارند.
در ایران، فرم کوتاه آزمون با 47 پرسش مورد هنجاریابی قرار
گرفته است. در مطالعهی فعلی از نسخهی 47 سئوالی آن
استفاده شد. محققان با دستهبندی پرسشهای مرتبط، 47
1Enrich
پرسش فوق را به 11 مؤلفه شامل پاسخ قراردادی، رضایت
زناشویی، موضوعات شخصیتی، ارتباط زناشویی، حل تعارض،
مدیریت مالی، فعالیتهای اوقات فراغت، رضایت جنسی،
ازدواج و فرزندپروری، ارتباط با اقوام و دوستان و جهتگیری
مذهبی تفکیک کردهاند که یکی از این مولفهها رضایت
زناشویی را اندازه میگیرد. ضریب آلفای کرونباخ در پژوهش
0/ 0 و احمدزاده 70 / سلیمانیان برای پرسشنامه 47 سؤالی 95
گزارش کردهاند. پاسخ به سئوالات این پرسشنامه بر اساس
مقیاس لیکرت پنج تایی (کاملا موافق، موافق، نه موافق و نه
مخالف، مخالف، کاملا مخالف) است که از 1 تا 5 کدگذاری
شدهاند. جمع نمرات فرد در هر یک از سئوالات، میزان
رضایت زناشویی او را نشان میدهد. در ضمن برخی از
پرسشها به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. ضریب
همبستگی پرسشنامه اینریچ با مقیاسهای رضایت زناشویی از
0 تا / 0، و با مقیاسهای رضایت خانوادگی 41 / 0/32 تا 41
0/60 است که نشانهی روایی سازه پرسشنامه اینریچ است.
کلیهی خرده مقیاسهای پرسشنامهی اینریچ زوجهای راضی و
ناراضی را تفکیک میکنند و این نشان میدهد که این
.( پرسشنامه از روایی ملاک خوبی برخوردار است ( 26
پرسشنامهی تمایزیافتگی اسکوورون: این پرسشنامه که برای
سنجش میزان تمایزیافتگی زوجها به کار میرود 45 پرسش
دارد و پاسخدهی به پرسشها با مقیاس شش گزینهای لیکرت
(از 1 برای به هیچ وجه دربارهی من درست نیست تا 6 برای
کاملا دربارهی من درست است) انجام میشود. نمرهی بالا به
معنای تمایزیافتگی و نمرهی پایین به معنای تمایزنایافتگی است.
این پرسشنامه چهار خردهآزمون واکنش هیجانی، جدایی
هیجانی، آمیختگی با دیگران و موقعیت من را در بر میگیرد.
اسکوورون و فریدلندر، همبستگی درونی پرسشها را با آلفای
کرونباخ برای پرسشنامه و خردهآزمونهای آن به ترتیب کل
،0/ 0، جدایی هیجانی 80 / 0، واکنش هیجانی 83 / پرسشنامه 88
0 گزارش کردند / 0 و موقعیت من 80 / آمیختگی با دیگران 82
28 ). پایایی پرسشنامه و خردهآزمونهای آن در نمونهی )
ایرانی در پژوهش نجفلویی به ترتیب برای کل پرسشنامه
0، آمیختگی / 0، جدایی هیجانی 76 / 0/72 ، واکنش هیجانی 81
1)، بهار 1391 منصور بیرامی و همکاران ) 70 مجله ی اصول بهداشت روانی، سال 14
.( 0 گزارش شده است ( 22 / 0 و موقعیت من 64 / با دیگران 79
مقیاس دلبستگی بزرگسال: مقیاس دلبستگی بزرگسال که با
استفاده از مواد آزمون دلبستگی هازن و شیور ساخته و در مورد
دانشجویان دانشگاه تهران هنجاریابی شده است، یک آزمون
15 سئوالی است و سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و
، دوسوگرا را در مقیاس 5 درجهای لیکرت (خیلی کم= 1
کم= 2، متوسط= 3، زیاد= 4، خیلی زیاد= 5) میسنجد. حداقل و
حداکثر نمرهی آزمودنی در زیرمقیاسهای آزمون به ترتیب 5
و 25 خواهد بود. ضرایب آلفای کرونباخ پرسشهای
زیرمقیاسهای ایمن، اجتنابی و دوسوگرا در مورد یک
نمونهی دانشجویی به تعداد 1480 نفر (شامل 860 دختر و 620
0 (برای /85 ،0/84 ،0/ پسر) برای کل آزمودنیها به ترتیب 85
0 و برای دانشجویان پسر /84 ،0/83 ،0/ دانشجویان دختر 86
0/86 ) محاسبه شد که نشانهی همسانیدرونی 1 ،0/85 ،0/84
خوب مقیاس دلبستگی بزرگسال است. ضرایب همبستگی بین
نمرههای یک نمونهی 300 نفری از آزمودنیها در دو نوبت
با فاصلهی چهار هفته برای سنجش پایایی بازآزمایی 2 محاسبه
شد. این ضرایب در مورد سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و
0/84 ،0/83 ،0/ دوسوگرا برای کل آزمودنیها به ترتیب 87
0 و برای دانشجویان /85 ،0/82 ،0/ (برای دانشجویان دختر 86
0) محاسبه شد که نشانهی پایایی / 0، و 83 /83 ،0/ پسر 88
بازآزمایی رضایت بخش مقیاس میباشد.
روایی محتوایی 3 مقیاس دلبستگی بزرگسال با سنجش ضرایب
همبستگی بین نمرههای پانزده نفر از متخصصان روانشناسی
مورد بررسی قرار گرفت. ضرایب توافق کندال برای
سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به ترتیب
0 محاسبه شد. روایی همزمان 4 مقیاس / 0/61 و 57 ،0/80
دلبستگی بزرگسال از طریق اجرای همزمان مقیاسهای
مشکلات بین شخصی و عزت نفس کوپر اسمیت 5 در مورد
یک نمونهی 300 نفری از آزمودنیها ارزیابی شد. نتایج
ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمرهی آزمودنیها
1Internal Consistency
2Test-Retest Reliability
3Content Validity
4Concurrent Validity
5Cooper Smith
در سبک دلبستگی ایمن و زیرمقیاسهای مشکلات بین
و با (r=0/ تا 83 r= -0/ شخصی همبستگی منفی معنیدار ( 61
تا r= -0/ زیرمقیاسهایعزت نفس همبستگی مثبتمعنیدار ( 39
وجود دارد. بین نمرهی آزمودنیها در سبکهای (r=0/41
دلبستگی ناایمن و زیرمقیاسهای مشکلات بین شخصی،
و با زیر (r=0/ تا 45 r=0/ همبستگی مثبت معنیدار ( 26
مقیاسهای عزت نفس همبستگی منفی و اما غیر معنیدار به
دست آمد. این نتایج، نشاندهندهی روایی کافی مقیاس
دلبستگی بزرگسال است. نتایج تحلیل عوامل نیز با تعیین سه
عامل سبک دلبستگی ایمن، سبک دلبستگی اجتنابی و سبک
دلبستگی دوسوگرا، روایی سازهی 6 مقیاس دلبستگی بزرگسال
.( را مورد تایید قرار داد ( 27
پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوهی
جمعآوری دادهها از نوع توصیفیهمبستگی و پیشبین میباشد.
نسخهی 17 مورد SPSS دادهها با استفاده از نرمافزار رایانهای
تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در تجزیه و تحلیل اطلاعات علاوه
بر آمارههای توصیفی، آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام
استفاده گردید.
نتایج
در پژوهش بر اساس یافتههای توصیفی پژوهش، میانگین سن
6 سال) بود. از / 36 سال (انحراف معیار 22 / شرکتکنندگان 7
34 و / 184 شرکتکننده، 104 نفر زن با میانگین سنی 6
37 و / 7 سال و 80 نفر مرد با میانگین سنی 4 / انحراف معیار 33
8 سال بودند. از لحاظ تحصیلات، 30 نفر / انحراف معیار 61
دیپلم، 16 نفر مدرک کاردانی، 116 نفر کارشناسی و 22 نفر
کارشناسی ارشد و دکترا داشتند.
جدول 1، میانگین و انحراف استاندارد نمرههای آزمودنیها را
برحسب رضایت زناشویی، تمایزیافتگی و سبکهای دلبستگی
نشان میدهد. بر این اساس، میانگین نمرهی آزمودنیها در
135 ) و میانگین در سبک دلبستگی ایمن / رضایت زناشویی ( 8
16/4 ) رابطهی مستقیم با هم دارند و سبکهای دلبستگی )
13 ) رابطهی معکوس با رضایت / 12 ) و اجتنابی ( 3 / دوسوگرا ( 2
164 ) و از / زناشویی دارد. همچنین، تمایزیافتگی با میانگین ( 5
6Construct Validity
71 Fundamentals of Mental Health, 14(1), Spring 2012 پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی
43 ) با رضایت / خردهمقیاسهای تمایزیافتگی، موقیعت من ( 9
زناشویی، رابطهی مستقیم معنیداری دارد.
جدول 1- میانگین و انحراف معیار رضایت زناشویی، تمایزیافتگی
و سبکهای دلبستگی
متغیر میانگین انحراف استاندارد
17/63 135/ رضایت زناشویی 8
20/3 164/ تمایزیافتگی تمایزیافتگی 5
6/12 43/ موقعیت من 88
7/6 40/ واکنش هیجانی 89
6/94 36/ جدایی هیجانی 12
8/64 45/ آمیختگی من 46
2/7 16/ سبک ایمن 37
3/56 13/ دلبستگی اجتنابی 28
3/31 12/ دوسوگرا 22
برای بررسی رابطهی تمایز یافتگی و مولفههای آن (موقعیت
من، جدایی هیجانی، واکنش هیجانی و آمیختگی با دیگران) با
رضایت زناشویی و رابطهی سبکهای دلبستگی (ایمن، اجتنابی
و دوسوگرا) با رضایت زناشویی و همچنین رابطهی تمایزیافتگی
و مولفههای آن و سبکهای دلبستگی از ضریب همبستگی
پیرسون استفاده شد. نتایج مربوط به این تحلیل در جدول 2
ارایه شده است. ضریب همبستگی بین تمایزیافتگی و رضایت
0 معنیدار / با توجه به سطح معنیداری 01 (r=0/ زناشویی ( 37
است. به عبارت دیگر بین دو متغیر تمایزیافتگی و رضایت
زناشویی رابطهی مستقیم و مثبت وجود دارد. ضریب همبستگی
بین مولفههای تمایزیافتگی، موقعیت من، واکنش هیجانی،
، -0/01 ،0/ آمیختگی با دیگران و جدایی هیجانی به ترتیب 66
0/ 0- میباشد که موقعیت من در سطح 01 / -0/03 و 07
معنیدار است. به این معنی که با افزایش موقعیت من، رضایت
از رابطهی زناشویی نیز افزایش مییابد و همچنین جدایی
0 معنیدار است. به این معنی / هیجانی در سطح معنیداری 05
که با افزایش جدایی هیجانی، رضایت زناشویی کاهش مییابد.
ضریب همبستگی بین سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و
-0/ 0- و 52 /47 ،0/ دوسوگرا با رضایت زناشویی به ترتیب 63
0 معنیدار / میباشد. بنابراین سبک دلبستگی ایمن در سطح 01
است. به این معنی که با افزایش سبک دلبستگی ایمن، رضایت
زناشویی، افزایش مییابد. علاوه بر این، دو سبک دلبستگی
0 به طور معکوس با رضایت / اجتنابی و دوسوگرا در سطح 01
زناشویی رابطه دارد. به عبارت دیگر، با افزایش سبکهای
دلبستگی اجتنابی و دو سوگرا رضایت زناشویی کاهش مییابد.
جدول 2- ماتریس همبستگی رضایت زناشویی، تمایزیافتگی و مولفههای آن و سبکهای دلبستگی
متغیر
رضایت
زناشویی
تمایزیافتگی موقعیت من
واکنش
هیجانی
آمیختگی
با دیگران
جدایی
هیجانی
ایمن اجتنابی دوسوگرا
رضایت زناشویی 1
1 **0/ تمایزیافتگی 37
1 **0/34 **0/ موقعیت من 66
1 -0/085 **0/72 -0/ واکنش هیجانی 01
1 **0/56 **-0/29 **0/68 -0/ آمیختگی با دیگران 03
1 **0/52 **0/38 **-0/19 **0/64 * -0/ جدایی هیجانی 07
1 **-0/23 **-0/23 -0/023 **0/87 **0/3 **0/ ایمن 63
1 **-0/64 **0/26 **0/27 **0/28 **-0/69 -0/08 ** -0/ اجتنابی 47
1 **0/54 **-0/63 0/019 *-0/18 0/13 ** -0/62 **-0/22 ** -0/ دوسوگرا 52
با توجه به جدول 3، ضریب همبستگی بین سبکهای دلبستگی
-0/08 ،0/ ایمن، اجتنابی و دوسوگرا و تمایزیافتگی به ترتیب 3
0- است که سبکهای دلبستگی ایمن و دوسوگرا در / و 22
0 معنیدار هستند و به طور اختصاصیتر، ضریب / سطح 01
همبستگی سبک دلبستگی ایمن با مولفههای تمایزیافتگی،
موقعیت من، واکنش هیجانی، آمیختگی با دیگران و جدایی
73 Fundamentals of Mental Health, 14(1), Spring 2012 پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی
0 است که سبک /23 ،0/23 ، -0/023 ،0/ هیجانی به ترتیب 87
دلبستگی ایمن با موقعیت من، آمیختگی با دیگران و جدایی
0 معنیدار میباشد. ضریب همبستگی / هیجانی در سطح 01
سبک دلبستگی اجتنابی با مولفههای تمایزیافتگی، موقعیت من،
واکنش هیجانی، آمیختگی با دیگران و جدایی هیجانی به
0 است که همگی در سطح / 0 و 26 /27 ،0/28 ،-0/ ترتیب 69
0/01 معنیدار هستند. ضریب همبستگی سبک دلبستگی
دوسوگرا با مولفههای تمایزیافتگی، موقعیت من، واکنش
هیجانی، آمیختگی با دیگران و جدایی هیجانی به ترتیب
0 است که سبک دلبستگی / -0/18 و 019 ،0/13 ، -0/62
0/ دوسوگرا با موقعیت من و آمیختگی با دیگران در سطح 01
0 معنیدار میباشد. برای پاسخ به این سئوال که کدام / و 05
یک از مولفههای تمایزیافتگی و سبکهای دلبستگی، توان
پیشبینی تغییرات واریانس رضایت زناشویی را دارند، از روش
آماری تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد.
نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان میدهد که از بین
متغیرهای پیشبین، متغیرهای موقعیت من و سبک دلبستگی
دوسوگرا، توان پیشبینی متغیر ملاک (رضایت زناشویی) را
دارند اما سایر متغیرها به دلیل این که توان پیشبینی کافی
نداشتند از معادلهی رگرسیون خارج شدند. نتایج تحلیل
واریانس و مشخصههای آماری رگرسیون بین میانگین رضایت
زناشویی با متغیرهای پیشبین در جدول 3 ارایه شده است. بر
مشاهده شده برای متغیر F اساس یافتههای به دست آمده میزان
و این متغیر به (P<0/ موقعیت من، معنیدار است ( 001
0 از تغییرات واریانس مربوط به رضایت زناشویی را / تنهایی 43
r2=0/ تبیین میکند ( 43
). دو متغیر موقعیت من و سبک
0 از تغییرات واریانس رضایت زناشویی / دلبستگی دوسوگرا 45
r2=0/ را تبیین میکنند ( 45
.(
جدول 3- خلاصهی مدل رگرسیون، تحلیل واریانس و مشخصههای آماری رگرسیون رضایت زناشویی کارمندان بر متغیرهای
پیشبین تمایزیافتگی و مولفههای آن و سبکهای دلبستگی
SE R2 R سطح معنیداری درجهی آزادی F گام مدل شاخص مجموعه مجذورات میانگین مجموع مجذورات
1
رگرسیون
باقیمانده
24377/59
32210/15
24377/593
176/979
0/001 137/74
1
182
13/3 0/43 0/66
2
رگرسیون
باقیمانده
25531/24
31056/5
12765/62
171/583
0/001 74/4
2
181
13/01 0/45 0/67
گام 1 متغیر پیشبین: موقعیت من
گام 2 متغیرهای پیشبین: موقعیت من و سبک دلبستگی دوسوگرا
،(B=0/ با توجه به جدول 4، ضرایب تاثیر موقعیت من ( 99
و آمارههای تی نشان ،(B= -1/ سبک دلبستگی دوسوگرا ( 13
0 تغییرات / میدهند که این متغیرها میتوانند با اطمینان 99
مربوط به رضایت زناشویی را پیشبینی کنند. یعنی با افزایش
نمرهی موقعیت من، رضایت زناشویی افزایش مییابد و با
کاهش نمرهی سبک دلبستگی دوسوگرا، رضایت زناشویی
افزایش مییابد.
بحث و نتیجهگیری
هدف این پژوهش، بررسی رابطهی سبکهای دلبستگی و
تمایزیافتگی با رضایت زناشویی است. نتایج پژوهش حاضر
نشان میدهد که مولفههای سبک دلبستگی (ایمن، اجتنابی و
دوسوگرا) و تمایزیافتگی(موقعیت من، واکنش هیجانی،
جدایی هیجانی و آمیختگی با دیگران) با رضایت زناشویی
رابطه دارند. از این متغیرها، موقعیت من و دلبستگی ناایمن
دوسوگرا بهترین پیشبینیکنندهی رضایت زناشویی هستند.
این یافتهها بیانگر نقش و اهمیت روابط اولیهی بزرگسالان در
پیریزی و نحوهی ارتباط در بزرگسالی میباشد. به عبارت
دیگر، سبک دلبستگی و میزان تمایزیافتگی بزرگسالی فرد در
کودکی شکل گرفته و ارتباطهای بعدی فرد را پیشبینی
.( میکند ( 8،13،20
بر اساس یافتههای پژوهش، مولفههای سبک دلبستگی ناایمن
دوسوگرا و موقعیت من بهترین پیشبینیکنندهی رضایت
زناشویی میباشند. مشکلات کمتری رو به رو هستند، مطابقت
دارد. زیرا این افراد توانایی بیشتری برای بیان ابراز هیجانات
73 Fundamentals of Mental Health, 14(1), Spring 2012 پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی
خود به شیوهی مثبت و کنترل شده و همچنین توانایی رشد
مستقل در روابط صمیمانه را دارا هستند. در سطح مولفههای
تمایزیافتگی، تحلیل رگرسیون چند متغیرهی گام به گام برای
پیشبینی رضایت زناشویی نشان داد که موقعیت من دارای
بیشترین همبستگی است و 43 درصد تغییر واریانس رضایت
زناشویی را تبیین میکند که این یافته با پژوهشهای انجام شده
در این زمینه همسو است. چنان که اسکوورون دریافت که
رضایت زناشویی با پایین بودن مولفههای تمایز نایافتگی رابطه
.( دارد ( 21
جدول 4- ضرایب تاثیر، بتا و تی، رگرسیون گام به گام متغیرهای
پیشبین تمایزیافتگی و مولفههای آن و سبکهای دلبستگی
t Beta SEB B متغیر شاخص سطح
معنیداری
0/001 11/73 0/66 0/08 0/ موقعیت من 99
0/01 -2/64 -0/18 0/43 - 1/ سبک دلبستگی دوسوگرا 13
،(-0/ جدول ماتریس، همبستگی مولفههای واکنش هیجانی ( 01
0-) پایین / 0-) و جدایی هیجانی ( 07 / آمیختگی با دیگران ( 03
0) بالا را نشان میدهد. افرادی که موقعیت / و موقعیت من( 66
من بالایی دارند دارای عقاید و باورهای مشخصی در زندگی
هستند و از هویت شخصی قوی و نیرومندی برخوردارند و در
نتیجه، اضطراب مزمن کمتری تجربه میکنند و تحت شرایط
تنشزا دچار آشفتگی کمتری شده و رفتارهای ناسالم (همچون
مصرف الکل و مواد مخدر و ...) نشان نمیدهند ( 18 ) که این
ویژگیهای افراد تمایزیافته موجب استحکام روابط زوجها و
افزایش رضایت زناشویی میشود. یافتههای این پژوهش،
همچنین با یافتههای اسکوورون و فرید لندر، و وارینگ و
پاتون همسو است. اسکوورون و فرید لندر با بررسی یک
نمونهی 609 نفری دریافتند که نمرهی بالا در موقعیت من،
اضطراب مزمن کمتر، سازگاری روانشناختی بهتر و رضایت
.( زناشویی بیشتری را پیشبینی میکند ( 24،25
با توجه به تحلیل رگرسیون گام به گام، متغیر سبک دلبستگی
ناایمن دوسوگرا دومین متغیر پیشبینیکنندهی رضایت
زناشویی است. سبک ناایمن دوسوگرا 2 درصد تغییر واریانس
رضایت زناشویی را تبیین میکند. افراد با سبک دلبستگی
ناایمن دوسوگرا معمولا در روابط خود ترس از طرد شدن
دارند ( 14 ). همچنین غالبا تمایلی به نزدیک شدن به دیگران
ندارند و نگرانند طرف مقابلشان متقابلا به احساسات آنها
پاسخ ندهد که منجر به سردی و دوری رابطه میگردد. به
عبارت دیگر، ویژگیهای رفتاری و شخصیتی فرد دوسوگرا بر
روابط زناشویی تاثیر منفی میگذارد. از این نظر که فرد
دوسوگرا به دلیل احساس اضطراب و طردشدگی دایمی و
همچنین چسبندگی و دلبستگی شدید و احساس خطر دایمی
بیوفایی از همسر، بیش از حد برای همسر خود از لحاظ
روانشناختی مشکل ایجاد کرده و تا حدی با کنترل و
چسبندگی دایمی به او، آزادیها و خودمختاری طرف مقابل را
سلب میکند. تحمل این نوع رفتار و ویژگیهای همسر
دوسوگرا برای طرف مقابل، مشکل ایجاد کرده و در درازمدت
موجب سردی رابطه و نارضایتی زناشویی میگردد. قابل
پیشبینی است که چنین ویژگیهایی، رضایت زناشویی را
تحت تاثیر قرار داده و موجب عدم رضایت زناشویی میگردد.
این یافته با نتایج پژوهشهای پیشین از جمله سیمپسون 1، فنی و
نولر 2، عیدی و خانجانی همسو است. عیدی و خانجانی در
پژوهشی روی 365 نفر از دبیران متاهل زن سازمان آموزش و
پرورش شهرستان تبریز به همراه همسرانشان، دریافتند که افراد
با سبک دلبستگی ایمن رضایت زناشویی بیشتری نسبت به
.(28 ، سبکهای ناایمن دارند ( 6
با توجه به جدول ماتریس همبستگی، سبک دلبستگی ایمن با
رضایت زناشویی ارتباط مثبت و سبکهای دلبستگی ناایمن
اجتنابی و دوسوگرا ارتباط منفی دارد. این نتیجه با نتایج
تحقیقات فنی؛ بشارت؛ رجایی، نیری و صداقتی؛ اینزورث و
ایچبرگ؛ فنی و نولر؛ میوری، هلمز، و گرینفیلد، به نقل از
سادوک، سادوک؛ کوب 3، داویلا، و برادبوری؛ کاچادورین،
.(34- فینچام 4؛ و داویلا؛ و بانس 5 همخوانی دارد ( 12،6،15،29
رجایی، نیری و صداقتی در یک نمونهی 159 نفری دبیران
متاهل به این نتیجه رسیدند که بین رضایتمندی زناشویی و
1Simpson
2Feeny and Noller
3Cobb
4Kachadourian and Fincham
5Banse
1)، بهار 1391 منصور بیرامی و همکاران ) 74 مجله ی اصول بهداشت روانی، سال 14
(r=0/ سبک دلبستگی ایمن یک همبستگی مثبت معنیدار ( 53
اما با سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا همبستگی منفی
.( وجود دارد ( 16 (r=-0/ و 38 r=-0/ (به ترتیب 28
یافتههای فنی و نولر نشان داد که افراد با سبک دلبستگی
دوسوگرا و اجتنابی پایینترین حد رضایت زناشویی را نسبت به
افراد دیگر نشان میدهند ( 30 ). بانس در یک بررسی شامل
333 زوج، به این نتیجه رسید که دلبستگی ناایمن همبستگی
.( منفی بالایی با رضایت زناشویی دارد ( 34
افراد با سبک دلبستگی ایمن دارای ویژگیهایی از قبیل اعتماد
به خود و دیگران، درک مثبت و حمایت اجتماعی، رفتار
اکتشافی و انفعالپذیری، تمایل به بخشش و مهار هیجانهای
منفی میباشند که این ویژگیها موجب استحکام روابط
زوجین شده و رضایت زناشویی را افزایش میدهد. فرد با
سبک دلبستگی اجتنابی به شدت از ایجاد روابط نزدیک و
صمیمانه، گریزان است و به محض این که احساس میکنند
ارتباط در حال نزدیکی است، ناهوشیارانه از آن اجتناب
میکنند که این موجب کاهش روابط بین زوجین شده و
رضایت زناشویی را کاهش میدهد.
تمایزیافتگی با سبکهای دلبستگی نیز رابطه دارد. این یافتهها
همسو با پژوهشهای گروتوانت و کوپر 1؛ رایس، فیتز جرالد،
.( والی و گیبس 2 میباشد ( 35،36
نتایج نشان میدهد که سبک دلبستگی ایمن با تمایز یافتگی
رابطهی مثبت دارد، همچنین سبک دلبستگی ایمن با مؤلفههای
موقعیت من رابطهی مثبت و با آمیختگی با دیگران و جدایی
هیجانی رابطهی معکوس دارد. این نتایج همسو با نتایج
اسکوورون و دندی 3، فوندلینک 4 میباشد ( 19،37 ). فرد با
سبک دلبستگی ایمن اضطراب کمتری را تجربه میکند و
نتایج پژوهش اسکوورون، وستر و آزن 5 روی نمونهی 126
نفری نشان میدهد که بین تمایزیافتگی و اضطراب مزمن،
رابطهی معکوس وجود دارد ( 38 ) و همچنین پلچ پوپکو 6
1Grotevant and Cooper
2Rice, Fitzgerald, Whaley and Gibbs
3Dendy
4Fuendling
5Wester and Azen
6Peleg-Popko
دریافت که افراد تمایزیافته، عملکرد شناختی بهتری دارند
(-0/ 39 ). سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی با موقعیت من ( 69 )
0)، آمیختگی / رابطهی معکوس دارد و با واکنش هیجانی ( 28
0) رابطهی مثبت دارد. / 0) و جدایی هیجانی ( 26 / با دیگران ( 27
این یافته همسو با نتایج اسکوورون و دندی میباشد. آنها در
یک نمونهی 255 نفری به این نتیجه رسیدند که رابطهی
معنیداری بین ابعاد دلبستگی و تمایز خود وجود دارد و رابطهی
و (r=-0/ زیادی بین دلبستگی اجتنابی و جدایی هیجانی ( 75
مشاهده (r=-0/ دلبستگی دوسوگرا با واکنش هیجانی ( 60
.( کردند ( 19
با توجه به این که افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی،
در به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات با دیگران ناتوان
هستند، در واقع میتوان گفت روابط فرد اجتنابی با دیگران
دارای ثبات نمیباشد که در مقابل آن فرد دارای ویژگی
موقعیت من بالا، عقاید و باورهای مشخصی در زندگی دارد
که این عقاید باثبات هستند و در روابط بین فردی تجلی پیدا
نموده، منجر به روابط پایدار میگردد. سبک ناایمن اجتنابی با
ناتمایزیافتگی (واکنش هیجانی، آمیختگی با دیگران و جدایی
هیجانی) رابطهی مثبت دارد. در تحلیل این رابطه میتوان گفت
افراد ناتمایزیافته و اجتنابی هر دو از روشهای مقابلهای
هیجانمدار سود میبرند. یعنی احساسات فرد بر منطق و عقل او
غلبه دارد و تصمیمگیریها بر اساس واکنش هیجانی صورت
میگیرد. از سوی دیگر، سبک دلبستگی اجتنابی از مواجه با
مشکلات و مسایل هیجانی حل نشده و روابط صمیمانه با
دیگران، گریزان است. چنین ویژگیهایی در افراد با جدایی
هیجانی بالا نیز دیده میشود. در مورد رابطهی مثبت سبک
دلبستگی اجتنابی با آمیختگی با دیگران میتوان با در نظر
گرفتن متغیرهای فرهنگی، این گونه تبیین کرد که فرهنگ
جمعگرایی ایرانیان باعث میشود تا افراد هویت خود را در
جمع جستجو کنند و با منسوب شدن به آن، خود را شناخته و
به دیگران بشناسانند.
از دیگر یافتههای رابطهی میان مولفههای تمایزیافتگی و سبک
دلبستگی، رابطهی معکوس سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا با
0-) است که این یافته با پژوهشهای / موقعیت من ( 62
75 Fundamentals of Mental Health, 14(1), Spring 2012 پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی
اسکوورون و دندی، لوپز، میشل و گورملی 1 همسو میباشد
19،40 ). سبک ناایمن دوسوگرا با همآمیختگی با دیگران )
-0/18 ) رابطهی معکوس دارد که با توجه به فرهنگ )
جمعگرای ایرانیان میتوان آن را تبیین کرد.
لوپز، میشل و گورملی در پژوهشی دریافتند که تمایز خود و
خودپنهانسازی به طور موثری بین روابط دلبستگی دوسوگرا و
.( پریشانی و اضطراب میانجیگری میکند ( 40
رابطه ی فرد در زندگی با خانوادهی پدری، بسیار بااهمیت
است. تمایزیافتگی یعنی فرد چقدر در خانوادهی اصلی خود،
استقلال عاطفی پیدا کرده و وابستگی اش کمتر شده است.
یعنی بیشتر به خانواده هایشان وابسته اند اما اگر این تفاوت در
وابستگی و تمایز زن و مرد خیلی زیاد باشد، زندگی تلخ
می شود.
در مجموع، نتایج یافتههای پژوهش نشان از اهمیت تجارب
تحولی اولیهی افراد در خانواده میباشد که این تجارب در
شکلدهی روابط صمیمی بعدی و نحوهی برخورد با مسایل
زناشویی نقشی اساسی دارند که این نتایج از نظریهی بوئن
حمایت میکند.
درمانگران و مشاوران خانواده و ازدواج میتوانند با تکیه بر
یافتههای چنین پژوهشهایی، اقداماتی موثر در جهت حل
1Lopez, Mitchell and Gormley
تعارضات زوجهایی صورت دهند که از قبل با هم ازدواج
کردهاند و اکنون در میانهی راه زندگی زناشویی خود بوده و
ممکن است در زندگی خود با تعارضاتی رو به رو باشند که از
حل آنها عاجز ماندهاند یا خانوادههایی که برای دریافت
کمک به آنها مراجعه کردهاند، به انجام برسانند. این یافتهها به
ویژه برای درمانگرانی که بر نقش فرآیندهای انتقال بین نسلی
تاکید دارند، مفید خواهد بود. درمان چند نسلی بوئن از جمله
شیوههای درمانی است که بر نقش فرآیندهای بین نسلی در
ازدواج تاکید دارند.
از محدودیتهای پژوهش حاضر میتوان به حجم کم نمونه و
نمونهی دانشگاهی پژوهش اشاره کرد که بالطبع نتایج پژوهش
را نمیتوان به جامعهی غیر دانشگاهی بدون در نظر گرفتن این
نکته تعمیم داد. پیشنهاد میشود که پژوهشهایی با متغیرهای
مشابه در جامعهای که خواستار طلاق هستند اجرا گردد.
محدودیت دیگر، بیاعتمادی آزمودنیها در مورد محرمانه
ماندن اطلاعات شخصی بود که مایل نبودند به پرسشنامهی
رضایت زناشویی پاسخ دهند. پیشنهاد میشود ارتباط پیگیر
روسای دانشگاهها و مراکز پژوهشی با این کارمندان و ارایهی
نتایج پژوهش به آنان سبب برانگیختن همکاری بیشتر در انجام
چنین پژوهشهایی شود.

 

1. Goldenberg H, Goldenberg I. [Family therapy]. 8th ed. Tehran: Ravan; 2003: 3- 464. (Persian)
2. Atari YA, Abbasi Sarcheshmeh A, Mehrabizadeh Honarmand M. [Examining simple and multiple
relationships of religious attitude, optimism and attachment styles with marital satisfaction in male
married students at Shahid Chamran]. Journal of education and psychology 2006; 13(1): 93-110.
(Persian)
3. Madanes C. Strategic family therapy.San Francisco: Jossey-Bass; 1981: 73-85.
4. Winch R. [Selected studies in marriage and the family]. New York: Holt Rinehart and Winston;
1974: 411-417.
5. Ellis A, Sijel JL, Yeejer RJ, Batia VJ, Gisp R. [Rational-emotive couples therapy]. 1st ed. Tehran:
Misagh; 1996: 25-43. (Persian)
1)، بهار 1391 منصور بیرامی و همکاران ) 76 مجله ی اصول بهداشت روانی، سال 14
6. Eidi R, Khanjani Z. [Investigation the influence of attachment styles on the rate of marital
satisfaction between couples]. Journal of psychology of Tabriz University 2006; 1(2-3): 175-201.
(Persian)
7. Young J, Klosko J, Weishaar M. Schema therapy: A practitioner’s guide. New York: Guildford;
2003: 1- 62.
8. Khanjani Z. [Attachment pathology and development]. 1st ed. Tabriz: Forouzesh; 2005: 16-122.
(Persian)
9. Cassidy J, Marvin RS. [Attachment organization in preschool children: Procedures and coding
manual]. 4th ed.Virginia: University of Virginia; 1992: 22.
10. Cassidy J. Child-mother attachment and the self in six-year old. J Child Dev 1988; 59: 34- 121.
11. Cassidy J, Berlin J. The insecure ambivalent pattern of attachment: theory and research. J Child
Dev 1994; 65: 971-91.
12. Spangler G, Grossmann KE. Biobehavioral organization in securely and insecurely attached infant.
J Child Dev 1993; 64: 1439-50.
13. Feeney JA. Adult attachment, emotional control, and marital satisfaction. J Pers Relat 1999; 6:
169-83.
14. Robyn AP, Evelyn DS. (editors). Attachment and marital adjustment. Proceeding of the 6th
Australian Institute of Family Studies Conference, Changing Family, Challenging Futures; 1998;
November 25-27, Melbourne, Australia, 1998.
15. Besharat M. Relationship between attachment styles with marital problems in infertile couples. J
Psychohypnosis 2001; 19(20): 55-66. (Persian)
16. Rajaei AR, Nayeri M, Sedaghati Sh. [Attachment styles and marital satisfaction]. Developmental
psychology (Journal of Iranian psychologists) 2007; 3(12): 347-56. (Persian)
17. Hamidi F. A study on the relationship between attachment styles and marital satisfaction in married
students of teacher training university. Journal of family research 2007; 3(9): 443-53. (Persian)
18. Kerr ME, Bowen M. [Family evaluation: An approach based on Bowen theory]. New York:
Norton; 1988: 34 -89.
19. Skowron EA, Dendy AK. Differentiation of self and attachment in adulthood: Relational correlated
of effortful control. J Contemp Fam Ther 2004; 26(3): 337-57.
20. Bowen M. [Family therapy in clinical practice]. New York: Jason Aaronson; 1978: 25-39.
21. Skowron EA. The role of differentiation of self in marital adjustment. J Couns Psychol 2000;
47(2): 224-37.
22. Najaflouy F. [The role of self-differentiation in marital relations]. Journal of new thoughts on
education 2006-2007; 2(3-4): 27-37. (Persian)
23. Aliki A, Nazari AM. [A study correlation between differentiation of self and marital satisfaction of
Tarbiat Moallem University employees. Journal of counseling research and development 2008; 7(26):
7-24. (Persian)
24. Skowron EA, Friedlander ML. The differentiation of self inventory: Development and initial
validation. J Couns Psychol 1998; 45(3): 235-46.
25. Waring EM, Patton D. Marital intimacy and family function. Psychiatr J Univ Ott1984; 9 (1): 24-9.
26. Bagher Sana Z, Alaghband S, Falahati Sh, Hooman A. [Family and Marriage Scales]. 2ed. Tehran:
Besat ; 2009: 19- 27. (Persian)
27. Besharat MA, Ghafouri B, Rostami R. [A comparative study of attachment styles in persons with
or without substance use disorders]. Journal of the faculty of medicine 2007; 31(3): 265-71. (Persian)
28. Simpson JA. Influence of attachment style on romantic relationships. J Pers Soc Psychol 1990; 62:
434-40.
29. Ainsworth MDS, Eichberg CG. Effects on infant-mother attachment of mother’s experience related
to loss of an attachment figure. In: Parkes CM, Stevenson Hinde J, Marris P. (editors). Attachment
across the life cycle. New York: Routledge; 1991: 160-83.
30. Feeny JA, Noller P. Attachment style as a predictor of adult romantic relationship. J Pers Soc
Psychol 1990; 58: 281-91.
31. Sadock BJ, Sadock VA. [Synopsis of psychiatry behavioral sciences/clinical psychiatry]. 9th ed.
Tehran: Arjmand, Nasle Farda; 2008: 28-71. (Persian)
77 Fundamentals of Mental Health, 14(1), Spring 2012 پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی
32. Cobb RJ, Davila J, Bradbury TN. Attachment security and marital satisfaction: The role of positive
perceptions and social support. J Pers Soc Psychol 2001; 27: 1131-43.
33. Kachadourian LK, Fincham F, Davila J. Tendency to forgive in dating and married couples: The
role of attachment and relationship satisfaction. J Pers Relat 2004; 11: 373-88.
34. Banse R. Adult attachment and marital satisfaction: Evidence for dyadic configuration effects. J
Soc Pers Relat 2004; 21: 273-82.
35. Grotevant HD, Cooper CR. Patterns of interaction in family relationships and the development of
identity and role-taking skill in adolescence. J Child Dev 1985; 56: 415-28.
36. Rice KG, Fitz Gerald DP, Whaley TJ, Gibbs CL. Cross sectional and longitudinal examination of
attachment, separation-individuation, and college student adjustment. J Couns Dev 1995; 73: 463-74.
37. Fuendeling JM. Affect regulation as a stylistic process within adult attachment. J Soc Pers Relat
1998; 15: 291-322.
38. Skowron EA, Wester S, Azen R. Differentiation of self mediates college stress and adjustment. J
Couns Dev 2004; 82: 69-78.
39. Peleg-Popko O. Bowen theory: A study of differentiation of self, social anxiety, and physiological
symptoms. Contemp Fam Ther 2002; 24: 355-69.
40. Lopez FG, Mitchell P, Gormley B. Adult attachment orientations and college student distress: Test
of a mediational model. J Couns Psychol 2002; 49(4): 460-7