مقایسه ی شیوه ی خاطره نگاری بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناسی ارشد آموزش پرستاری، دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

چکیده

اختلالات روانی به دلیل فقدان نقایص جسمی به سختی تشخیص داده می‌شوند. این مشکل وقتی تشدید می‌شود که دو اختلال دارای نشانه‌ها و علایم بسیار شبیه به هم باشند. هدف از مطالعه‌ی حاضر، مقایسه‌ی شیوه‌ی خاطره‌نگاری بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی می‌باشد.
روش‌کار: این پژوهش، پس‌رویدادی از نوع مورد-شاهدی بود که با روش خاطره‌نگاری بر روی 60 بیمار مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی بستری در بیمارستان‌های فاطمی و ایثار اردبیل در سال 1387 که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار تحقیق شامل پرسش‌نامه‌ی مصاحبه‌ی بالینی، روش خاطره‌نگاری و پرسش‌نامه‌ی علایم مثبت و منفی (PANSS) بود. از روش تحلیل واریانس برای تحلیل داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 36/10±07/68 سال بود. تفاوتی از نظر میزان تحصیلات، وضعیت ازدواج، شغل و سن وجود نداشت اما تفاوت بین گروه‌ها از نظر تعداد روزهای بستری، معنی‌دار بود (001/0>P). خاطرات بیماران دوقطبی از تنوع بیشتری نسبت به دو گروه دیگر (اسکیزوافکتیو واسکیزوفرنی) برخوردار بود که از لحاظ آماری نیز معنی‌دار بود (001/0>P). بیماران اسکیزوفرنی نسبت به دو گروه دیگر از میزان   بی‌نظمی نوشتاری بیشتر و از لحاظ میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی از مقدار کمتری برخوردار بودند که هر دو مورد از لحاظ آماری معنی‌دار بود (001/0>P، 001/0>P).
نتیجه‌ گیری: بر اساس نتایج، میانگین تعداد خاطرات و کلمات عاطفی و هیجانی در بیماران اسکیزوفرنی کمتر از بیماران اسکیزوافکتیو و دوقطبی       می‌باشد و در بیماران اسکیزوافکتیو نیز کمتر از دوقطبی می‌باشد. هم‌چنین از لحاظ نحوه‌ی نگارش، بیماران اسکیزوفرنی در مقایسه با بیماران اسکیزوافکتیو و دوقطبی، بی‌نظمی نوشتاری بیشتری داشته و این بی‌نظمی در بیماران اسکیزوافکتیو نیز بیشتر از بیماران دوقطبی بود. 
 

کلیدواژه‌ها


یکی از مسایل مهم در حیطه­ی آسیب­شناسی روانی تشخیص درست اختلالات روانی است. از بیماری­هایی که تشخیص
آن­ها از یکدیگر مشکل و زمان­بر می­باشد، بیماری اسکیزوفرنی و اسکیزوافکتیو و بیماری خلقی دوقطبی می­باشد که تشخیص این سه اختلال از هم به جهت انتخاب نوع درمان، ضروری به نظر می­رسد. از آن جا که نشانه­های بیماری­های اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی با هم در بسیاری از جهات مشترک هستند، تشخیص این سه اختلال از هم بسیار مشکل می­باشد. به عنوان مثال بی­میلی به دنیا (فقدان احساس لذت) هم ویژگی کلیدی سندرم­های افسردگی و هم یک علامت منفی اسکیزوفرنی محسوب می­شود. در واقع از لحاظ نشانه­شناسی، شباهت­های مشترک زیادی بین بیماری اسکیزوفرنی و اسکیزوافکتیو و بیماری خلقی دوقطبی وجود دارد و نشانه­هایی چون داشتن هذیان یا فقدان بینش به تنهایی نمی­تواند درجه­ی تشخیص افتراقی را داشته باشد و در این زمینه، آگاهی کمی راجع به رابطه­ی بین عاطفه و هذیان وجود دارد (1).

از لحاظ تاریخی، مطالعات انجام گرفته در جهت تشخیص افتراقی بیماری اسکیزوفرنی از بیماری خلقی نشان داده است که باورهای هذیانی در اسکیزوفرنی بیشتر غیر منطقی، عجیب و غریب و منظم و پایدارتر از بیماری افسردگی سایکوتیک می­باشد در حالی که هذیان در افراد مبتلا به بیماری افسردگی بیشتر تحت تاثیر هیجانات می­باشد. به عبارت دیگر هذیان در اسکیزوفرنی، ناهماهنگ با خلق بوده ولی هذیان در بیماری خلقی هماهنگ با خلق می­باشد (2).

 با توجه به نقش ناحیه­ی آمیگدال و سیستم لیمبیک در هیجانات و عواطف در تعدادی از مطالعات انجام گرفته، گزارش شده است که آمیگدال در افراد مبتلا به بیماری خلقی دوقطبی نسبت به افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی بزرگ­تر می­باشد (3) و تحقیق دیگر در تحلیل ساختار ناحیه­ی آمیگدال در افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی توسط MRI نشان داده است که حجم ناحیه­ی آمیگدال به طور معنی­داری در بین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی کاهش پیدا کرده است. این مطلب، همسو با نتایج تحقیقات اکسنر[1] است که کوچک­تر شدن حجم و اندازه­ی آمیگدال را که در پردازش هیجانی نقش اساسی را به عهده دارد، در بیماران اسکیزوفرنی مطرح کرده است (4).

یکی از ویژگی­های اصلی بدکارکردی که با اختلال اسکیزوفرنی مرتبط می­باشد مربوط به نحوه­ی پردازش هیجانی در بیماران اسکیزوفرنی است و ممکن است ناتوانی ویژه­ای در نحوه­ی مکاتبه و برقراری ارتباط از لحاظ هیجانی در بین بیماران وجود داشته باشد و بیماران اسکیزوفرنی مشکلات زیادتری را در زمینه­ی شناسایی و بیان هیجان­ها نشان دهند (5). تحقیقات گذشته اشاره کرده­اند که هر دو ویژگی تشخیص و بازشناسی هیجان­ها و بیان آن­ها و تظاهرات عاطفی و هیجانی در بیماران اسکیزوفرنی، آسیب دیده است (6،7) که این نقص (داشتن حالت آلکسی­تایمی) به احتمال خیلی زیاد یک ویژگی و صفت باثبات در بیماران اسکیزوفرن به حساب می­آید (4). سدرو[2] و همکارانش نشان دادند که بیماران اسکیزوفرنی، نمره­ی بالاتری در پرسش­نامه­ی آلکسی­تایمی نسبت به گروه شاهد کسب کردند، به طور مثال بیماران اسکیزوفرن مشکلات زیادتری را در زمینه­ی شناسایی و بیان هیجان­ها دارند (8).

 اگر چه بدکارکردی هیجانی به عنوان یکی از نشانه­های اسکیزوفرنی در تحقیقات اولیه بیان شده است از جمله می­توان به سطحی شدن عاطفه که جزو علایم منفی در اسکیزوفرنی به حساب می­آید علاوه بر آن در ملاک­های تشخیصی کورت اشنایدر برای اختلال اسکیزوفرنی احساس فقر هیجانی جزو علایم درجه­ی دو بیان شده است (9) ولی تا حد زیادی در تحقیقات معاصر، مورد غفلت واقع شده است و در طول دهه­ی گذشته اکثر محققین و متخصصین بالینی بر این باور بودند که آشفتگی هیجانی، واکنشی برای اختلال موجود است و از بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی به عنوان یک بیمار غیرعاطفی در مقابل بیماری دوقطبی یاد می­کردند ولی در تحقیقات دیگری که در سال­های اخیر صورت گرفته است این طور بیان می­شود که آشفتگی یا بدکارکردی هیجانی می­تواند به عنوان هسته­ی مرکزی نشانه­ی اسکیزوفرنی باشد (10). پژوهش­ها نشان
داده­اند که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در فهم و تشکیل بیان هیجانی از جمله در تشخیص کلمات هیجانی موجود در متن نوشتاری و شنیداری، ضعف نشان می­دهند اما پژوهش­هایی که بتواند نقصان در بیان هیجانی خود بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی را نشان دهد، اندک است. بنابراین مسئله­ی اصلی که در این پژوهش با آن مواجه هستیم این است که در بیان نوشتاری افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی، شکل بروز هیجان و عاطفه چگونه است و در مقایسه با افراد مبتلا به بیماری اسکیزوافکتیو و اختلال خلقی دوقطبی بیان کلمات هیجانی و حوادث مختلف چه تفاوت­هایی دارد؟ (11).

با توجه به هم­پوشی زیاد بین این سه اختلال، فهم بهتر افسردگی در اسکیزوفرنی مهم است زیرا مواجهه­ی افراد با ناراحتی افزایش یافته که باعث عملکرد ضعیف­تر شده، میزان عود و مرگ و میر به دلیل هموار شدن خودکشی را افزایش می­دهد. افسردگی می­تواند یک قسمت از کل اسکیزوفرنی باشد و افزون بر آن ممکن است توسط درمان نورولپتیکی ایجاد شود. بنابراین در نظر گرفتن ماهیت افسردگی در بیماران اسکیزوفرنی و تشخیص آن مهم است. ارتباط بین افسردگی و تظاهرات اسکیزوفرنی در دوره­های مختلف بیماری با در نظر گرفتن ابزار سنجش افسردگی، متفاوت گزارش شده است (12). این مطالعه به منظور بررسی مقایسه­ی شیوه­ی
خاطره­نگاری بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی اجرا گردید.

روش­کار

روش پژوهش فعلی، پس­رویدادی از نوع مورد-شاهدی و روش خاطره­نگاری بود. عمده­ترین ویژگی روش پس­رویدادی، این است که این پژوهش پس از وقوع علت، آغاز شده و پژوهشگر اقدام به جمع­آوری اطلاعات می­کند. پژوهشگر، معلول یا متغیر وابسته را مورد بررسی قرار داده و با مراجعه به گذشته به بررسی علل احتمالی می­پردازد.

با تهیه­ی معرفی­نامه از طرف دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل و دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، جامعه­ی آماری این پژوهش از بین بیماران بستری در بیمارستان فاطمی بخش اعصاب و روان مردان و بیمارستان روان­پزشکی ایثار اردبیل در بهار سال 1387 انتخاب گردیدند و مورد مصاحبه و آزمون قرار گرفتند. به منظور رعایت حقوق افراد شرکت­کننده در پژوهش، ابتدا در مورد نحوه­ی استفاده از اطلاعات حاصل از پژوهش توضیحاتی به ایشان ارایه شد و ضمن تاکید بر رازداری اسناد نوشتاری و مشخصات فردی و گرفتن رضایت فردی از شرکت­کنندگان و یکی از نزدیکان ایشان، پژوهش انجام شد. سپس به انجام مصاحبه­ی بالینی تشخیصی با توجه به ملاک­های چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی اقدام شد و در صورت رسیدن به تشخیص واحد از طرف پژوهشگر و نظر تشخیصی روان­پزشک مربوطه که بر روی پرونده­های بیماران درج شده بود، از بین بیماران به صورت قرعه­کشی به تعداد نصف افراد بستری شده در آن هفته­ی مورد نظر در آخر هفته انتخاب می­شدند و به این شکل آخر هر هفته افراد جدید پذیرش شده، تا تکمیل تعداد نمونه­ی مورد نظر، غربالگری شدند. به دلیل کنترل عامل دارو، متغیر سن و میزان تحصیلات آزمودنی­ها از بین بیماران تازه بستری شده که معیارهای ورود به تحقیق را داشتند بعد از تشکیل پرونده در آخر هفته
نمونه­گیری انجام گرفت. معیارهای ورود شامل تشخیص بیماری اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و اختلال خلقی دوقطبی بر اساس معیارهای راهنمای تشخیص آماری اختلال روانی در مصاحبه­ی ساختار یافته، داشتن سن 18 سال به بالا، داشتن تحصیلات سیکل تا کارشناسی، عدم شروع دارو قبل از بستری و تشخیص روان­پزشک بود. در ضمن به منظور کنترل اثر سطح تحصیلات در میزان غلط­های نگارشی نمونه­های تحقیق از بین افراد دارای سطح تحصیلات سیکل تا کارشناسی که در هر سه گروه، همتا شده بودند استفاده شد.

در ادامه­ی کار در جلسه­ی دیگری بر روی این افراد ابتدا پرسش­نامه­ی علایم مثبت و منفی (PANSS)[3] اجرا گردید و در جلسه­ای دیگر از همان بیماران خواسته شد وقایع 6 ماه اخیر زندگی خود را بنویسند. سپس اطلاعات نوشتاری مربوطه جمع­آوری گردید. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوا، کدگذاری، تحلیل و بررسی محتوای نوشتاری بیماران انجام شد (همان طوری که اشاره شد کدگذاری توسط پژوهشگر و استاد راهنمای مربوطه صورت گرفته و ضریب پایایی بین دو کدگذار 80/0 شد). نمونه­ای از کلمات عاطفی و هیجانی کدگذاری شده عبارت بودند از: شادی، غم، ناراحتی، اندوهگین، نفرت، دوست داشتن، عشق، گریه، خنده، افسردگی، بی­حوصله. منظور از بی­نظمی نوشتاری در این تحقیق رعایت نکردن اصول آیین نگارش بود. مثال (من در حال حاضر حوصله نداشته خواهند) و منظور از تنوع موضوعات نوشتاری تعداد موضوعات و حوادث نوشته شده در متن نوشتاری بیماران بود.

با توجه به نتایج حاصل از تشخیص روان­پزشک و انجام پرسش­نامه­ی ساختار یافته در مصاحبه­ی بالینی و پرسش­نامه­ی علایم مثبت و منفی، پژوهشگر و استاد راهنما در حین بررسی عبارات خاطرات از تشخیص نوع بیماری مطلع بودند. اطلاعات به دست آمده از تحلیل محتوای نوشتاری و پرسش­نامه، با استفاده از نرم­افزار رایانه­ای SPSS و آزمون­های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از شاخص­های آمار توصیفی برای درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار و برای تجزیه و تحلیل داده­ها ازآزمون­های مانووا و LSD استفاده شد.

نتایج

بر اساس یافته­های پژوهش، میانگین سنی افراد مورد مطالعه در گروه اسکیزوفرنی 13/11±15/38 سال، در گروه اسکیزوافکتیو 99/10±8/34 سال، در گروه مبتلا به اختلال دوقطبی 05/9±25/35 سال و میانگین سنی کل افراد 36/10±07/68  سال بود. نتایج تجزیه­ی واریانس نشان داد که بین گروه­های مورد مطالعه، تفاوتی از نظر میزان تحصیلات، وضعیت ازدواج، شغل و سن وجود ندارد و تفاوت بین گروه­ها از نظر تعداد روزهای بستری، معنی­دار بود (006/0>P).

3/63 درصد از افراد شرکت­کننده دارای تحصیلات راهنمایی، 15درصد دبیرستان، 7/16درصد دیپلم و 5 درصد تحصیلاتی در حد کارشناسی داشتند. 7/51 درصد از افراد دارای شغل آزاد، 3/8 درصد کارمند و 40 درصد از آن­ها بی­کار بودند. 45 درصد از آنان مجرد و  55 درصد متاهل بودند. از نظر تعداد دفعات بستری، 15درصد سابقه­ی یک بار مراجعه، 3/13درصد سه بار، 7/41 درصد مراجعه­ی مکرر و 20 درصد بین 10-4 بار مراجعه برای بستری داشتند. روزهای بستری بین گروه­ها یکسان بود و هر سه گروه در یک هفته­ی اخیر بستری شده بودند.

نتایج تجزیه­ی واریانس نشان داد که بین گروه­های مورد مطالعه از نظر تعداد موضوع، تعداد کلمات عاطفی و هیجانی و تعداد بی­نظمی نوشتاری، تفاوت معنی­داری مشاهده شد (0001/0>P). میانگین تعداد موضوع، تعداد کلمات عاطفی و هیجانی و تعداد بی­نظمی نوشتاری در گروه­های مورد مطالعه در نمودار 1 نشان داده شده است.

 

 

 

نمودار 1- مقایسه­ی میانگین تعداد موضوع، تعداد کلمات

عاطفی و هیجانی و تعداد بی­نظمی نوشتاری در گروه­های

مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی

 (در سیستم تجزیه و تحلیل SPSS)

 

بیشترین میزان تعداد موضوع و تعداد کلمات عاطفی و هیجانی در گروه خلقی دوقطبی مشاهده شد و بیشترین تعداد بی­نظمی نوشتاری مربوط به گروه اسکیزوفرنی بود. کمترین میزان تعداد موضوع و تعداد کلمات عاطفی و هیجانی متعلق به گروه اسکیزوفرنی بود و کمترین میزان تعداد بی­نظمی نوشتاری مربوط به گروه خلقی دوقطبی بود. گروه اسکیزوافکتیو نیزحالت بینابینی داشت. 

نتایج توصیفی مقیاس کلی علایم منفی و مثبت (PANSS) در جدول 1 نشان می­دهد که در کل، میانگین علایم مثبت و منفی در بین گروه بیماران اسکیزوفرنی بیشتر از دو گروه دیگر
می­باشد و هم­چنین میانگین علایم مثبت و منفی در بین بیماران اسکیزوفرنی بیشتر از میانگین علایم مثبت و منفی در بین گروه بیماران خلقی دوقطبی است.

نتایج بررسی میزان تاثیر متغیرهای وابسته در بین سه گروه اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی در جدول 2 نشان می­دهد که از لحاظ میانگین تعداد موضوعات نوشتاری، تعداد کلمات عاطفی و هیجانی و میزان بی­نظمی نوشتاری بین
گروه­های اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

 

جدول 1- نتایج توصیفی مقیاس کلی علایم منفی و مثبت (PANSS) در سه گروه بیماران مبتلا به اختلالات

اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی

گروه

میانگین

انحراف استاندارد

تعداد

کل

اسکیزوفرنی

900/112

973/7

20

اسکیزوافکتیو

500/110

351/8

20

خلقی دوقطبی

950/105

046/9

20

کل

783/109

816/8

60

 

بنا بر جدول 3 طبق آزمون LSD تفاوت معنی­داری بین میانگین تعداد موضوعات بیان نوشتاری بین بیماران سه گروه وجود دارد و میانگین تعداد موضوعات بیان نوشتاری در بین بیماران


جدول 2- نتایج بررسی میزان تاثیر متغیرهای وابسته در بین سه گروه مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی


اثر

مجموع مجذورات

درجه­ی آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی­داری

intercept

تعداد موضوعات نوشتاری

017/534

1

017/534

332/665

000/0

تعداد کلمات عاطفی و هیجانی

400/1382

1

400/1382

032/275

000/0

تعداد بی­نظمی نوشتاری

267/564

1

267/564

056/218

000/0

گروه

تعداد موضوعات نوشتاری

233/73

2

617/36

621/45

000/0

تعداد کلمات عاطفی و هیجانی

100/657

2

550/328

366/65

000/0

 

تعداد بی­نظمی نوشتاری

233/180

2

117/90

825/34

000/0

 

 

 

 

 

 

 


دوقطبی بیشتر از اسکیزوفرنی و اسکیزوافکتیو بوده، میانگین تعداد موضوعات بیان نوشتاری در بین بیماران اسکیزوافکتیو بیشتر از اسکیزوفرنی می­باشد.

جدول 4 نشان می­دهد که طبق آزمون LSD تفاوت معنی­داری از لحاظ میزان بی­نظمی نوشتاری در بین هر سه گروه وجود دارد به طوری که میانگین بی­نظمی نوشتاری در بین بیماران اسکیزوفرنی بیشتر از دو گروه اسکیزوافکتیو و دو قطبی
می­باشد. تفاوت میانگین بی­نظمی نوشتاری در بین بیماران اسکیزوافکتیو و بیماران دوقطبی از لحاظ آماری معنی­دار
می­باشد. بنابراین افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی در بیان خاطرات خود از لحاظ نگارش دچار بی­نظمی نوشتاری بیشتری نسبت به بیماران مبتلا به اختلال اسکیزوافکتیو و دو قطبی، هستند. 

بنا بر جدول 5 مشاهده می­شود طبق آزمون LSD تفاوت


 


جدول 3- نتایج آزمون تعقیبی LSD برای مقایسه­ی تعداد موضوعات نوشتاری بین گروه­های اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو

 و دوقطبی به شکل دو به دو

متغیر وابسته

گروه 1

گروه 2

تفاوت میانگین (2-1)

خطای استاندارد

معنی­داری

میانگین تعداد موضوعات

بیان نوشتاری

اسکیزوفرنی

 

اسکیزوافکتیو

دوقطبی

*8000/1-

*6500/2-

28331/0

28331/0

000/0

000/0

 

اسکیزوفرنی

دوقطبی

*8500/0-

28331/0

004/0

 

 

 

 

 

 


معنی­داری بین میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی در بین هر سه گروه وجود دارد. هم­چنین میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی در بیان خاطرات بیماران اسکیزوفرنی کمتر از دو گروه بیماران اسکیزوافکتیو و دوقطبی می­باشد و میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی در بین بیماران  اسکیزوافکتیو و دو قطبی از لحاظ آماری معنی­دار می­باشد. به عبارتی کلمات عاطفی و هیجانی در بیان خاطرات بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی کمتر از بیماران اسکیزوافکتیو و دو قطبی می­باشد.


جدول4- نتایج آزمون تعقیبی LSD برای مقایسه­ی میانگین بی­نظمی نوشتاری بین گروه­های اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو

 و دوقطبی به شکل دو به دو

متغیر وابسته

گروه 1

گروه 2

تفاوت میانگین (2-1)

خطای استاندارد

معنی­داری

میانگین بی­نظمی نوشتاری

اسکیزوفرنی

 

اسکیزوافکتیو

دوقطبی

*8500/2

*1500/4

50870/0

50870/0

000/0

000/0

اسکیزوفرنی

دوقطبی

*3000/1

50870/0

013/0

 

جدول5-  نتایج آزمون تعقیبی LSD برای مقایسه­ی میانگین کلمات عاطفی و هیجانی بین گروه­های اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو

 و دوقطبی به شکل دو به دو

متغیر وابسته

گروه 1

گروه 2

تفاوت میانگین (2-1)

خطای استاندارد

معنی­داری

میانگین بی­نظمی نوشتاری

اسکیزوفرنی

 

اسکیزوافکتیو

دوقطبی

*8500/4-

*0500/8-

70897/0

70897/0

000/0

000/0

اسکیزوفرنی

دوقطبی

*2000/3-

70897/0

000/0

 


بحث و نتیجه­گیری

بین بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دو قطبی از لحاظ به کار بردن تنوع موضوعات نوشتاری (تعداد حوادث و اتفاقات بیان شده در خاطرات نوشتاری)، تعداد کلمات عاطفی و هیجانی و بی­نظمی نوشتاری، تفاوت
معنی­داری وجود دارد. نتایج آزمون مانووا و LSD جهت مقایسه­ی میانگین تعداد موضوعات نوشتاری نشان داد که تفاوت معنی­داری از لحاظ تعداد موضوعات بیان شده نوشتاری بین گروه­های اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی وجود دارد. به طوری که تعداد موضوعات نوشتاری در بین گروه بیماران دوقطبی بیشتر از دو گروه اسکیزوفرنی و اسکیزوافکتیو شد و هم­چنین تعداد موضوعات نوشتاری در بین بیماران اسکیزوافکتیو بیشتر از بیماران اسکیزوفرنی بود. بین افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی از لحاظ نظم نوشتاری، تفاوت معنی­داری وجود دارد. 9 نفر مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی از نوع آشفته و 10 نفر از نوع پارانوئید انتخاب شدند و در گروه اختلال دوقطبی 10 نفر در فاز مانیک و 10 نفر در فاز افسرده بودند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که از لحاظ نگارش، تفاوت معنی­داری در بین سه گروه وجود دارد به طوری که میانگین بی­نظمی نوشتاری در بین گروه بیماران اسکیزوفرنی بیشتر از گروه اسکیزوافکتیو و دو قطبی شد و
هم­چنین میانگین بی­نظمی نوشتاری در بین گروه بیماران اسکیزوافکتیو بیشتر از در بیماران خلقی دو قطبی شد. نتایج این مطالعه با برخی تحقیقات انجام گرفته همسو می­باشد که از دیدگاه محققین آن­ها یکی از علایم اصلی بیماران اسکیزوفرنی، شل شدن تداعی­ها می­باشد که منجر به اختلال جریان فکر گردیده و  این مطلب باعث ایجاد بی­نظمی از لحاظ نگارشی در بین این گروه از بیماران می­شود (13) و همسو با نتایج یک مطالعه بود که در زبان افراد اسکیزوفرن­، از خط خارج شدن، قطعه قطعه شدن و واژه­سازی وجود دارد (14).

هم­چنین بین افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی از لحاظ به کار بردن میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی در بیان نوشتاری خاطرات خود، تفاوت معنی­داری وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی LSD نشان داد که از لحاظ میزان کلمات عاطفی و هیجانی بین گروه­های اسکیزوفرن و اسکیزوافکتیو و دوقطبی از لحاظ آماری در سطح 05/0>P تفاوت معنی­داری وجود دارد. به طوری که میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی در بین گروه بیماران اسکیزوفرنی کمتر از گروه بیماران اسکیزوافکتیو و دوقطبی می­باشد و       هم­چنین میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی در بین گروه بیماران اسکیزوافکتیو کمتر از بیماران دوقطبی می­باشد و این تفاوت از لحاظ آماری در سطح 05/0> Pمعنی­دار شد. نتایج به دست آمده در این تحقیق همسو با نتایج تحقیقات انجام گرفته توسط دیگر محققین می­باشد (2). بورود[4] و همکاران در تحقیق دیگری به مقایسه­ی عملکرد گروه بیماران اسکیزوفرنی و گروه شاهد پرداختند و از شرکت­کنندگان خواستند 2 جمله را در 8 نوع هیجان مختلف بیان کنند. نتایج بررسی­ها نشان داد که عملکرد بیماران اسکیزوفرن پایین­تر از گروه شاهد است (7).

مورفی و کاتینگ[5] در نتایج یکسان به دست آمده با تحقیق حاضر در یک تکلیف از آزمودنی­های اسکیزوفرن و گروه شاهد خواستند که 10 جمله را با 4 نوع هیجان بیان کنند. نتایج نشان داد که میزان عملکرد بیماران اسکیزوفرن بدتر از گروه شاهد بود (15). در تحقیق انجام شده توسط وایت­تاکر[6] که به مقایسه­ی عملکرد بیماران اسکیزوفرنی و گروه شاهد پرداخته است، از آزمودنی­ها درخواست شده 10 جمله را با 4 نوع هیجان بیان کنند. بر مبنای تحلیل نتایج بیماران اسکیزوفرن در بیان کلامی هیجان­های خویش بدتر از گروه شاهد عمل کردند(16).

در تحقیق هاسکینز[7] در طی یک تکلیف به مدت 10 دقیقه­ مصاحبه، فراخوانی پاسخ­های هیجانی آزمودنی­های مبتلا به اسکیزوفرنی و گروه شاهد انجام شد و نتایج نشان داد که بیماران اسکیزوفرنی در بیان کلامی هیجان­ها بدتر از گروه شاهد عمل کردند (17).

در تحقیق لینت­جنس[8]، آزمودنی­های مبتلا به اسکیزوفرنی در بیان حالات عاطفی نسبت به گروه شاهد عملکرد بدتری را نشان دادند (18).

شاو[9] و همکاران، در تحقیق خود بر روی گروه بیماران اسکیزوفرنی و شاهد، در طی یک تکلیف به مدت 20 دقیقه مصاحبه از شرکت­کنندگان خواستند که تجارب مربوط به شادی، غم و خنثای زندگی خود را توصیف کنند. نتایج نشان داد که بیماران اسکیزوفرنی در بیان هیجان­های خود نسبت به گروه شاهد عمکرد ضعیف­تری از خود نشان می­دهند (19).

در تحقیق آلپرت[10] از شرکت­کنندگان شامل دو گروه اسکیزوفرنی و شاهد، خواسته شد تجارب مربوط به شادی و غم خود را در مدت زمان 5 تا 3 دقیقه شرح دهند. در زمینه­ی بیان هیجان­ها، بیماران اسکیزوفرنی نسبت به گروه شاهد عملکرد بدتری نشان دادند (2).

راس[11] و همکارانش هم همسو با نتایج به دست آمده در تحقیق حاضر، به این نتیجه رسیده بودند که بیماران اسکیزوفرنی در ابراز هیجانی بدتر از گروه شاهد عمل کردند. آن­ها این نتیجه را در تکلیفی که از آزمودنی­ها خواسته می­شد 12 جمله یا تک سیلابی را تحت 6 نوع هیجان متفاوت ابراز کنند، به دست آورده بودند (20). پوت­نام[12] و همکارانش در بررسی خود از شرکت­کنندگان در تحقیق خویش که شامل 26 نفر بیمار اسکیزوفرنی و20 نفر به عنوان گروه شاهد، در طی تکلیفی خواسته بودند که 16 کلمه و 4 جمله را تحت 4 نوع هیجان بیان کنند. نتایج این تحقیق نشان داد که بیماران اسکیزوفرنی در ابراز هیجانی خود بدتر از گروه شاهد عمل می­نمایند (21).

از نتایج به دست آمده می­توان به این مطلب اشاره کرد که به احتمال زیاد آسیب­دیدگی در بیان کلمات عاطفی و هیجانی را در افراد اسکیزوفرن می­توان به عنوان یک صفت در نظر گرفت. به طوری که این ویژگی و نقص در بیان هیجان­ها در بیماران اسکیزوفرنی می­تواند به عنوان یک مشخصه­ی ویژه جهت تشخیص و درمان این اختلال به کار برده شود. هم­چنان که همسو با نتایج تحقیقات انجام گرفته در گذشته، هر دو ویژگی تشخیص، بازشناسی و بیان هیجان­ها و تظاهرات عاطفی و هیجانی در بیماران اسکیزوفرنی آسیب دیده است (4،6،11). این نقص یعنی داشتن حالت آلکسی­تایمی به احتمال زیاد یک ویژگی و صفت باثبات در بیماران اسکیزوفرنی درنظر گرفته شده است. نتایج برخی تحقیقات همسو با نتایج تحقیق حاضر نشان داده است که عاطفه­ی کند شده به عنوان یک ویژگی ثابت در بیماران اسکیزوفرنی بوده و میتوان آن را به عنوان یک پیش­آگهی مهم در مورد بررسی­های درازمدت در جهت ابتلا به اسکیزوفرنی در نظر گرفت (10). تحقیقات انجام گرفته ثابت کرده است که نیم­کره­ی راست نسبت به نیم­کره­ی چپ نقش اصلی و غالب را در جهت ادراک و بیان هیجان­ها به عهده دارد. در این راستا تحقیقات دیگری نیز نشان داده که در بیماران اسکیزوفرنی ناحیه نیم­کره­ی راست قسمت فرونتال نسبت به نیم­کره­ی چپ از فعالیت کمتری برخورداراست (11). نتایج تحقیقات ادواردز[13] و همکاران از این موضوع حمایت کرده است که ناحیه­ی آمیگدال که مسئول پردازش هیجان­ها و عواطف در انسان است، در بیماران اسکیزوفرن دچار بدکارکردی و کوچکی حجم شده که عکس این وضعیت در مورد بیماران خلقی یعنی افزایش حجم ناحیه­ی آمیگدال مشاهده شده است و می­تواند دلیلی بر نتایج تحقیقات مورد اشاره باشد که میانگین کلمات عاطفی و هیجانی در بیان نوشتاری بیماران دوقطبی بیشتر از بیماران اسکیزوفرنی و اسکیزوافکتیو می­باشد (6). در تحقیق حاضر به تعیین
ملاک­های ضروری برای توصیف و مقایسه­ی سه گروه  بیماری­های اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی بر اساس خاطره­نگاری پرداخته شد که می توان جهت رسیدن به تشخیص درست از روش خاطره­نگاری بیماران در کنار سایر اقدامات موجود از جمله مصاحبه­ی بالینی و انجام آزمون­های روان­شناختی استفاده کرد. از محدودیت­های این مطالعه
می­توان به عدم کنترل درجه­ی ازمان بیماری در آزمودنی­های شرکت­کننده و محدود شدن آن به جنسیت مذکر اشاره نمود.

 

 



[1]Exner

[2]Cedro

[3]Positive and Negative Syndrome Scale

[4]Borod

[5]Murphy and Cutting

[6]Whittaker

[7]Haskins

[8]Leentjens

[9]Shaw

[10]Alpert

[11]Ross

[12]Putnam

[13]Edwards

1. Mathews JR, Barch DM. Episodic memory for emotional and non-emotional words in individuals with anhedonia. J Psychiatr Res 2006; 143: 121-33.

2. Alpert M, Rosenberg SD, Pouget ER, Shaw RJ. Prosody and lexical accuracy in flat affect schizophrenia. J Psychiatr Res 2000; 97: 107-18.

3. Altschuler E. Shakespeare knew the layered clothing sing of schizophrenia. Br Med J 1999; 319: 520-1.

4. Exner C, Boucein K, Degener D, Weniger IE. Impaired emotional learning and reduced amygdale a size in schizophrenia: a 3- month followup. Schizophr Res 2004; 71: 493-503.

5. Vant Wout M, Aleman A, Roy PC, Frank Laroi K, Kahn R. Emotional processing in a nonclinical psychosis- prone sample. Schizophr Res 2004; 68: 271-81.

6. Edwards J, Pattison PE, Jackson HJ, Wales RJ. Facial affect and affective prosody recognition in first- episode schizophrenia. Schizophr Res 2001; 48: 235-53.

7. Borod G, Borod J, Welkowitz M, Alpert A, Brozgold C, Martin E, et al. Parameters of emotional processing in neuropsychiatric disorders conceptual issues and a battery of tests. J Commun Disord 1990; 23: 247-71.

8. Cedro A, Kokoszka A, Popiel A, Narkiewicz-Jodko W. Alexithymia in schizophrenia: An exploratory study. Psychol Rep 2001; 89: 95-8.

9. Sadock BJ, Sadock VA. [Review of clinical psychology]. Poorafkari N. (translator). 2001; 1st ed. Tehran, Azadeh; 2001: 95. (Persian)

10. Beren Baum H, John G, Laural K, Jose V, Gomez J. Cognitive correlates of schizophrenia signs and symptoms: II- Emotional disturbances. J Psychiatr Res 2008; 159: 157-62.

11. Hoekert M, Kahn RS, Pijnenborg M, Aleman A. Impaired recognition and expression of emotional prosody in schizophrenia: Review and meta-analysis. Schizophr Res 2007; 96: 135-45.

12. Sadat Bahaeddin Sh, Sadeghi M. [The relationship between depression and positive symptoms in the acute phase of chronic schizophrenia disorder]. Tehran University medical journal 2004; 62(1): 24-30. (Persian)

13. Sadock B, Sadock V. Kaplan and Sadock’s synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry. 10th ed. Philadelphia: Lippincott Williams and Wilkins; 2007: 14-24.

14. Cella M, Cooper A, Dymond S, Reed P. The relationship between dysphoria and proneness to hallucination and delusions among young adults. Compr Psychiatry 2008; 49(6): 544-50.

15. Murphy D, Cutting J. Prosodic comprehension and expression in schizophrenia. J Neurol Neurosurg Psychiatry 1990; 53: 727-30.

16. Whittaker JF, Connell J, Deakin JF. Receptive and expressive social communication in schizophrenia. Psychopathology 1994; 27: 262-7.

17. Haskins B, Shutty J, Kellogg E. Affect processing in chronically psychotic patients: Development of a reliable assessment tool. Schizophr Res 1995; 15: 291-7.

18. Leentjens A, Wielaert S, van Harskamp F, Wilmink F. Disturbances of affective prosody in patients with schizophrenia; a cross sectional study. J Neurol Neurosurg Psychiatry 1998; 64: 375-8.

19. Shaw RJ, Dong M, Lim KO, Faustman WO, Pouget ER, Alpert M. The relationship between affect expression and affect recognition in schizophrenia. Schizophr Res 1999; 37: 245-50.

20. Ross ED, Orbelo DM, Cartwright J, Hansel S, Burgard M, Testa JA, et al. Affective-prosodic deficits in schizophrenia: profiles of patients with brain damage and comparison with relation to schizophrenic symptoms. J Neurol Neurosurg Psychiatry2001; 70: 597-604.

21. Putnam KM, Kring AM. Accuracy and intensity of posed emotional expressions in unmedicated schizophrenia patients: Vocal and facial channels. J Psychiatr Res 2007; 151: 67-76.