مقایسه ی اثربخشی دو رویکرد خانواده درمانی مبتنی بر طرح واره درمانی و نظام عاطفی بوون بر طرح واره های ناسازگار اولیه در مراجعان متقاضی طلاق شهر سقز

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه روان شناسی و مشاوره، دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه کردستان

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی مقایسه‌ی اثربخشی خانواده‌درمانی مبتنی بر طرح‌واره‌درمانی و نظام عاطفی بوون بر طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه در مراجعان متقاضی طلاق شهر سقز صورت گرفت.
روش‌کار: طرح این پژوهش از نوع آزمایشی به شیوه‌ی پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه شاهد بوده است. جامعه‌ی تحقیق شامل مراجعان متقاضی طلاق به مراکز مشاوره‌ای شهرستان سقز واقع در استان کردستان در سال 1388 بوده است. از این جامعه، 66 مراجع به شیوه‌ی تصادفی ساده طی چند مرحله انتخاب شدند. به شیوه‌ی جایگزینی تصادفی، افراد در سه گروه 22 نفری قرار گرفتند. با استفاده از پرسش‌نامه‌ی طرح‌واره‌ی ناسازگار یانگ ویرایش سوم (90 سئوالی) میزان متغیر وابسته‌ی طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه در مراجعان اندازه‎گیری شد (پیش‌آزمون). بعد از مداخله‌ی فردی بر دو گروه آزمون به تعداد 8 جلسه، سرانجام میزان تغییر متغیر وابسته در سه گروه مجددا اندازه‌گیری گردید (پس‌آزمون) و از تحلیل کوواریانس چندمتغیره برای بررسی میزان تاثیر پیش‌آزمون و روش درمانی استفاده شد.
یافته ‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین مراجعان متقاضی طلاق گروه‌های آزمون و شاهد در متغیر وابسته‌ی طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، تفاوت معنی‌داری وجود دارد (0001/0P<، 06/80=F).
نتیجه‌ گیری: بهاین ترتیب، فرضیه‌های مبنی بر اثربخشی خانواده‌درمانی مبتنی بر طرح‌واره‌درمانی و نظام عاطفی بوون بر طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، تایید شدند. هم‌چنین بر اساس نتایج، دو روش درمانی اثر تقریبا یکسانی داشتند.
 

کلیدواژه‌ها


تحقیق حاضر با توجه به روند رو به افزایش طلاق در دهه­ی اخیر در جهان شکل گرفت (1). طبق آمار رسمی در ایران از هر هزار مورد ازدواج، حدود دویست مورد به طلاق منجر
می­شود (1) و ایران، چهارمین کشور جهان از نظر میزان نسبت طلاق به ازدواج معرفی شده است (2).

طبق تعریف، طلاق فرآیندی است که با تجربه­ی بحران عاطفی هر دو زوج شروع می­شود و با تلاش برای حل تعارض از طریق ورود به موقعیت جدید با نقش­ها و سبک زندگی جدید، خاتمه می­یابد (3).

در بررسی علت طلاق علاوه بر عوامل اجتماعی، اقتصادی و حقوقی، توجه به علل فردی و روان­شناختی از جمله طرح­واره­ها که منجر به طلاق می­شوند از اهمیت ویژه­ای برخوردار است (3). یانگ[1] با تاکید به طرح­واره­ها بیان نمود که طرح­واره‌ها ممکن است در یک مرحله‌ی زمانی نافعال باشند و پس از آن در نتیجه‌ی تغییر در نوع درون­‌دادهایی که از محیط دریافت می‌کنند، انرژی کسب کرده و به سرعت فعال شوند (4). این امر موجب سوگیری‌هایی در تفسیر ما از وقایع می‌شود و این سوگیری‌ها در آسیب‌شناسی روانی بین فردی (زوجین) به صورت سوءتفاهم‌ها، نگرش‌های تحریف شده، فرض‌های غلط، اهداف و انتظارات غیرواقع‌بینانه تجلی پیدا می­کنند (4). طبق تعریف یانگ، طرح­واره­ها ی ناسازگار اولیه، الگوها یا درون­مایه­های عمیق و فراگیری هستند که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته­اند، در مسیر زندگی تداوم دارند، به رابطه­ی فرد با خود و با دیگران مربوط می­شوند و به شدت ناکارآمد هستند (5).

یانگ مجموعه‌ای از طرح­واره‌ها را مشخص کرده است که به آن­ها طرح­واره‌های ناسازگار اولیه[2] می‌گوید(5). وی هیجده طرح­واره را بیان می‌کند که عبارتند از:

1-رهاشدگی[3]: فرد معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگی‌اش بمیرند یا این که او را رها کنند و به فرد دیگری علاقه­مند شوند.

2-بی‌اعتمادی/بدرفتاری[4]: فرد فکر می­کند دیگران به انسان ضربه می‌زنند، بد رفتارند و انسان را سرافکنده می‌کنند.

3-محرومیت هیجانی[5]: فرد فکر می­کند تمایلات و نیازهای وی به حمایت عاطفی به اندازه‌ی کافی از جانب دیگران ارضا نمی‌شوند.

4- نقص/بی‌مهری[6]: احساس این که فرد در مهم‌ترین جنبه‌های شخصیتی­‌اش، انسانی ناقص، نامطلوب، بد، حقیر و بی‌ارزش است.

5- انزوای اجتماعی/بیگانگی[7]: احساس این که فرد از جهان کناره‌گیری کرده و با دیگران متفاوت است یا این که به جامعه و گروه خاصی تعلق خاطر ندارد.

6- وابستگی/بی‌کفایتی عملی[8]: اعتقاد به این که فرد نمی‌تواند مسئولیت‌های روزمره را (مثل مراقبت از دیگران، حل مشکلات روزانه) بدون کمک قابل ملاحظه­ی دیگران، در حد قابل قبولی انجام دهد.

7-آسیب‌پذیری نسبت به ضرر یا بیماری[9]: ترس افراطی از این که فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و فرد نمی‌تواند از آن جلوگیری کند.

8- گرفتاری[10]: فرد گرفتار ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی (اغلب والدین)، به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی طبیعی می‌باشد.

9- شکست در پیشرفت[11]: باور به این که فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و این که شکست برای او اجتناب‌ناپذیر است.

10-استحقاق/بزرگ‌منشی[12]: فردی که چنین طرح­واره‌ای دارد، برای این است که بتواند کسب قدرت نموده و یا دیگران را کنترل نماید.

11-خویشتن‌داری و خودانضباطی ناکافی[13]: صاحبان چنین طرح­واره­هایی، مشکلات مستمر در خویشتن‌داری و تحمل نکردن ناکامی‌ها در راه دستیابی شخصی یا ناتوانی در جلوگیری از بیان هیجان‌ها و تکانه‌ها دارند.

12-اطاعت[14]: احساس اجبار نسبت به واگذاری افراطی کنترل خود به دیگران است که این کار معمولا برای اجتناب از خشم، محرومیت، یا انتقام صورت می­گیرد.

13-ایثار[15]: تمرکز افراطی بر ارضای نیازهای دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیازهای خود فرد تمام می‌شود.

14-تاییدجویی/جلب توجه[16]: تاکید افراطی در کسب تایید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل‌گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می‌شود.

15-نگرانی/بدبینی[17]: تمرکز عمیق و مداوم بر جنبه‌های منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری و ...) همراه با دست کم گرفتن جنبه‌های مثبت و خوش‌بینانه‌ی زندگی یا غفلت از آن­ها.

16-بازداری هیجانی[18]: بازداری افراطی اعمال، احساسات و ارتباطات خودانگیخته که معمولا به منظور اجتناب از طرد دیگران، احساس شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانه‌های شخصی صورت می‌گیرد.

17-معیارهای سرسختانه[19]: باور اساسی مبنی بر این که فرد برای رسیدن به معیارهای بلندپروازانه درباره­ی رفتار و عملکرد خود، باید کوشش فراوانی به خرج دهد و این رفتار برای جلوگیری از انتقاد صورت می‌گیرد.

18-خودتنبیهی[20]: باور اساسی مبنی بر این که افراد باید به خاطر اشتباهات­شان، شدیدا تنبیه شوند.

زمانی که نیاز خاصی ارضا نشود، طرح­واره­ی ناسازگاری در آن حیطه ایجاد می­شود. با ارضا نشدن نیازهای دلبستگی و صمیمیت و سرخوردگی از روابط عاطفی اولیه، طرح­واره­های ناسازگار مربوط به روابط صمیمانه و دلبستگی ایجاد می­شود. این باورها و طرح­واره­های مربوط به روابط بین فردی در بزرگسالی در همسرگزینی و در دوران تاهل در روابط زناشویی نمود می­یابد و بر آن تاثیر مخرب می­گذارد (6).
هم­چنین طرح­واره­ها به واسطه­ی ارتباط و تاثیری که بر سبگ دلبستگی، اختلالات شخصیت و اختلالات خلق می­گذارند (5) می­توانند تاثیر غیر مستقیم نیز بر روابط زناشویی داشته باشند. پژوهش­های صورت گرفته نیز رابطه­ی طرح­واره­ها را با روابط زناشویی نشان داده­اند.

آریتی و بمپوراد[21] در پژوهشی دریافتند که طرح­واره­های ناسازگار اولیه اثر منفی بر رضایت زناشویی دارند (7). بک و ایمیری[22]، در پژوهشی به رابطه­ی معنادار طرح­واره­های ناسازگار اولیه و از هم پاشیدگی خانوادگی اشاره کردند (8). در پژوهشی که توسط یانگ و همکاران انجام شد، آن­ها دریافتند که در زوجین، علاوه بر طرح­واره­های اولیه که به روابط زناشویی وارد می­شوند، در روابط فعلی نیز
طرح­واره­هایی شکل می­گیرند، چنان که در روابط دو نفر نیازهای طرح­واره­ی اولیه برآورد نشود و یا طرح­واره­ی اولیه با طرح­واره­ی فعلی ناهماهنگ باشد، موجب ناسازگاری بین زوجین و در نهایت طلاق می­شود  (6).

در پژوهشی دیگر، نتایج نشان داد که بین طرح­واره­های ناسازگار اولیه­ی شکست با اعتماد و قابل پیش
بینی­بودن شریک زندگی و هم­چنین بین طرح­واره­ی ناسازگار محرومیت هیجانی و نقص با نزدیکی، اعتماد و صمیمیت زوجین، رابطه­ی منفی وجود دارد (9). در پژوهشی که توسط استلیز[23] انجام شد، طرح­واره­ی ناسازگار اولیه­ی محرومیت هیجانی و نقص، پیش­بینی­کننده­ی روابط صمیمی و عاشقانه­ی کمتر در زوجین می باشد (10).

در پژوهش اپشتاین، لیپسون، هولشتاین و هایوه[24]، نتایج نشان داد که عناصر شناختی به ویژه طرح­واره­های معیار سخت­گیرانه، گذشت یک جانبه (ایثار)، عمیق­ترین عنصر شناختی پیش­بینی
کننده­ی سازگاری و عدم سازگاری در زوجین هستند (11).
 از آن­جا که طرح­واره­های ناسازگار از عوامل اصلی اختلال شخصیت به حساب می­آیند (5) بنابراین در پژوهش­های بوچارد، سابورین، رایت، لوزیر و ریچر[25] (12)، بال و سیسرو[26] (13)، به رابطه­ی بین پیش­بینی طلاق از روی اختلال شخصیت در زوجین متقاضی طلاق پی بردند. نتایج پژوهش فریمن[27] نشان داد که بین طرح­واره­های ناسازگار اولیه و تفسیر مشکلات، رابطه­ی معنادار مثبت وجود دارد (14). در پژوهش دی­آندریا[28]، نتایج نشان داد که طرح­واره­های ناسازگار اولیه با عواطف مثبت، اعتماد به نفس و سازگار مشارکتی زوجین رابطه­ی منفی دارد (15) که این یافته­ها توسط پژوهش راسین[29] ، مورد حمایت و تایید قرار گرفت (16). در پژوهش سیسرو، نلسون و گیلی[30]  نتایج نشان داد که طرح­واره­های بازداری هیجانی، رهاشدگی و محرومیت هیجانی در بزرگسالی، دلبستگی ایمن را به مخاطره می­اندازند و پیش­گویی مثبت برای دلبستگی رهاشدگی[31] و دلبستگی بیمناک[32] در بزرگسالی هستند (17). نتایج پژوهش هریس و کورتین[33]  نشان داد که طرح واره های ناسازگار اولیه نقص و بی­مهری، بی­کفایتی، اطاعت و آسیب پذیری با برداشت مثبت والدین رابطة منفی دارد (18). نتایج یک پژوهش نشان داد که طرح­واره­های ناسازگار اولیه پیش­بین قدرتمندی برای بدبینی، افسردگی، ناامیدی در پیشرفت و اضطراب در بین زوجین می­باشد (19). در پژوهش بیچ، ساندین و واولری[34] نتایج نشان داد که روان­بنه­های ناسازگار[35] مثل خویشتن­داری افراطی (عدم توان در ابراز احساسات) در روابط زوجین موجب فروپاشی خانوادگی و از جمله طلاق می­شود (20). پژوهش دیگر نشان داد که
میانجی­های شناختی از جمله طرح­واره­های منفی مثل خود
کم­بینی در تعاملات سازگارانه و ناسازگارانه زوجین نقش اساسی دارند (21) که پژوهش میلر و توماس[36]  این نتایج پژوهش را مورد تایید قرار داد (22). در پژوهش­هایی که در ایران در مورد روابط طرح­واره­ها و رضایت زناشویی انجام شد مشخص گردید که بین طرح­واره­های ناسازگار با رضایت زناشویی (23) و صمیمیت زناشویی رابطه­ی معکوس وجود دارد (24).

روشی که مبتنی بر طرح­واره برای حل اختلافات توسط یانگ به وجود آمده، طرح­واره­درمانی[37] نام دارد. طرح­واره­ی درمانی، روشی نوین و یکپارچه است که عمدتا بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روش­های درمان شناختی­رفتاری کلاسیک بنا شده است. طرح­واره­درمانی، اصول و مبانی مکتب­های شناختی­رفتاری، دلبستگی، گشتالت، روابط شیئی، ساختارگرایی و روان­کاوی را در قالب یک مدل درمانی و مفهومی ارزشمند تلفیق کرده است. با این وجود، طرح­واره­ی درمانی یک درمان التقاطی نیست که از طریق آزمایش و خطا پیش برود، بلکه مبتنی بر یک نظریه­ی منسجم و یکپارچه است. هر چند مفاهیمی از مکاتب دیگر گرفته ولی از بسیاری جهات با آن­ها متفاوت است. این شیوه­ی درمان، سیستم جدیدی از روان­درمانی را تدارک می­بیند که مخصوصا برای بیماران مبتلا به اختلالات روان­شناختی مزمن و مقاوم (مثل اختلالات شخصیت) مناسب است (5).

علاوه بر روش طرح­واره­درمانی، نظریه‌پردازان دیگر هم سعی در تبیین عملکرد خانواده نموده‌اند. از معروف­ترین نظریه‌پردازان این حیطه، بوون[38]  است که نظریه­ی نظام­های خانوادگی را ارایه نموده است (25). زیربنا و پایه­ی این نظریه بر اساس مفهوم تفکیک خود قرار دارد (26). از نظر بوون نوعی نظام عاطفی بر ساختار خانواده حاکم است که قابلیت انتقال بین نسلی دارد و سلامت روانی فرد در گروی سطح تفکیک و جدایی وی از این نظام است (27). نظریه­ی بوون نقش مهمی در زمینه­ی رشد نظری و کار بالینی خانواده­درمانی داشته است (28).

محقق با جستجوی تمام اسناد، مدارک و منابع الکترونیکی، بیشتر از چند مورد پژوهش در زمینه­ی نظریه­ی بوون نیافت که در ذیل به آن­ها اشاره می­شود.یوسفی جهت بررسی برازش نظریه­ی بوون در ایران پژوهشی انجام داد. این پژوهش با نمونه­ی 560 نفری از میان مراجعان مراکز مشاوره و فرهنگسراهای سطح شهر اصفهان انجام شد. نخست نظریه­ی بوون با مدل ساختاری برازش شد. نتایج پژوهش روایی ساختاری پرسش­نامه­ها را تایید نمود و مدل ارایه شده نیز مبنی بر روابط ساختاری برازش نظریه­ی بوون تایید گردید و محققان نتیجه گرفتند که نظریه­ی بوون جهت کاربرد در جامعه­ی ایرانی برازش دارد (29).

شکیبایی، اسماعی و کرمی در پژوهشی به بررسی تاثیر آموزش خودمتمایزسازی بر کاهش مشکلات روانی در بین 30 زن مطلقه در شهر تهران پرداختند. نتیجه­ی پژوهش نشان داد که این شیوه­ی آموزش در ارتقای تمایز یافتگی زنان مطلقه و کاهش مشکلات روانی در نه خرده­مقیاس پرسش­نامه­ی چک لیست نشانه­های بیماری 90-تجدید نظر شده[39] (SCL90-R) برای شرکت­کنندگان در گروه آزمون، موثر بوده است.

گاندی[40] در پژوهشی به بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر مدل ترکیبی عقلانی، عاطفی و رفتاری الیس و نظام عاطفی بوون بر مشکلات رفتاری بزرگسالان در خانواده­شان پرداختند، درمان در 4 جلسه به شیوه­ی آموزش روانی و کتاب­درمانی بود که نتایج نشان داد که این مدل ترکیبی توانست مشکلات بزرگسالان در خانواده را کاهش دهد و خودتفکیکی آن­ها را اصلاح کند (31).دیون[41] در پژوهشی به بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر نظام عاطفی بوون و سوگ درمانی بر درمان خودکشی در زوجین اقدام­کننده به خودکشی به صورت مطالعه­ی موردی پرداخت که درمان متمرکز بر روابط زناشویی و خانواده­ی اصلی بود، نتایج نشان داد که درمان بوونی در مورد خودتفکیکی، واکنش عاطفی و برش عاطفی موثر بود (32).

بارتلی[42] در پژوهشی به بررسی اثربخشی خانواده­درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون و درمان مبتنی بر هیجان بر جوانان و تجارب آسیب­زای خانوادگی آنان پرداخت. نتایج نشان داد که رویکردهای مذکور در خودتمایزی متعادل در جوانان و خانواده­های آن­ها موثر بوده­اند (33).

در واقع، این پژوهش به منظور پاسخ به این سئوال عمده طراحی شده است که تاثیر خانواده­درمانی مبتنی بر طرح­واره­ی درمانی و بوون­درمانی بر طرح­واره­های ناسازگار اولیه در مراجعان متقاضی طلاق چگونه است؟ فرضیه­ی اصلی پژوهش این است که خانواده­درمانی مبتنی بر طرح­واره­ی درمانی و نظام عاطفی بوون­درمانی بر طرح­واره­های ناسازگار اولیه موثر است.

روش­کار

این در این پژوهش از روش تحقیق آزمایشی به شیوه­ی پیش
آزمون-پس­آزمون با گروه آزمون و شاهد استفاده شده است. جامعه­ی آماری این تحقیق شامل مراجعین متقاضی طلاق (زن و شوهر) اعم از مراجعان خودارجاعی و یا ارجاعی از طرف دادگاه خانواده­ی شهرستان سقز به مراکز مشاوره­ای بهزیستی، کمیته­ی امداد و بنیاد شهید شهرستان سقز واقع در استان کردستان در سال 1388 بودند.

شرایط ورود در این پژوهش عبارت بودند از: زن یا شوهری که دارای تحصیلات حداقل پنجم ابتدایی باشند، زن یا شوهری که در دادگاه پرونده­ی طلاق داشته باشند و از طرف دادگاه به مراکز مشاوره­ای ارجاع داده شده یا خودشان مراجعه کرده باشند و زن و شوهری که مایل به همکاری جهت دریافت مداخله­ی مشاوره­ای باشند.

شرایط و معیار خروج عبارت بودند از زن یا شوهر دارای همسر معتاد و الکلی، زن یا شوهر مبتلا به بیماری صعب­العلاج جسمی، زن یا شوهری که به دلایل قتل همسر یا بزه­کاری و جرم، اقدام به متارکه کرده بودند، مواردی که درمانگر در حین مداخله متوجه می­شد که زن یا شوهر دارای اختلالات حاد روان­شناخت‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ی (مثل اختلالات شخصیتی، افسردگی، اختلالات محور یک)هستند، زن یا شوهر مصرف­کننده­ی داروهای روان­پزشک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ی و روان­گردان، زنان با مشکل نازایی، زن یا شوهر دارای تحصیلات کمتر از پنجم ابتدایی و زن یا شوهری که در طول درمان مشخص شود که شرایط منطبق با اهداف پژوهش ندارند. این شرایط و خصایص، اثربخشی متغیر مستقل به خصوص طرح­واره درمانی را بر آزمودنی، کم­رنگ کرده و نتایج پژوهش را مخدوش می­کنند. نمونه­گیری به صورت تصادفی چند مرحله­ای انجام شد. در مرحله­ی اول از میان 241 مراجع (مرد یا زن) که در پاییز سال 1388 به مراکز مشاوره­ای بهزیستی (90 زوج)، کمیته­ی امداد (48 نفر) و بنیاد شهید (13 نفر) شهر سقز، مراجعه کرده یا از طرف دادگاه ارجاع داده شده بودند، شرایط ورود از طریق پرونده­های مشاوره­ای و رایزنی با مشاوران و روان­سنج­های مراکز مذکور که قبلا جهت پذیرش مراجعان با آن­ها مصاحبه­ی مشاوره­ای انجام داده بودند و آن­ها را با آزمون آزمون شخصیتی چند وجهی مینه­سوتا[43] (MMPI) سنجش و ارزیابی روانی کرده بودند، بررسی شد. یعنی از جامعه­ی مذکور، افرادی که شرایط ورود به جامعه­ی تحقیق را داشتند، انتخاب شدند (در این مرحله تعداد 34 نفر شرایط ورود نداشتند و از جامعه­ی تحقیق حذف شدند). سپس محقق در مرحله­ی دوم از طریق شیوه­ی نفرگیری (34) با کل نمونه­ی باقی مانده­ی قبلی (207 نفر) تماس تلفنی جهت تمایل به شرکت در جلسات مشاوره­ای برقرار نمود. از بین این افراد تعداد 135 نفر از مراجعان متقاضی طلاق مراکز مذکور، حاضر به همکاری جهت شرکت در جلسات خانواده­درمانی شدند. در مرحله­ی سوم از میان 135 مراجع حاضر به همکاری (مرد یا زن)، 66 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند (نام کل افراد با اعداد 1 تا 135 نوشته و در ظرفی ریخته شد و به قید قرعه 66 نفر انتخاب شدند). در مرحله­ی چهارم با استفاده از مقیاس و ابزار مربوطه، طرح­واره­های ناسازگار اولیه، در مراجعان متقاضی طلاق اندازه‎گیری شد (پیش­آزمون) و سرانجام در مرحله­ی پنجم، به شیوه­ی جایگزینی تصادفی ساده، افراد در سه گروه 22 نفری (گروه طرح­واره­درمانی، بوون­درمانی و گروه شاهد) قرار داده شدند ( ابتدا سه برگ تنظیم و بر روی هر برگ نام گروه طرح­واره­درمانی، بوون­درمانی و شاهد نوشته شد و سپس از داخل ظرف که حاوی 66 کد آزمودنی بود، هر بار به قید قرعه 3 کد انتخاب و به طور تصادفی در یکی از برگه­ها ثبت می­شد که به این صورت سه گروه 22 نفری آرایش داده شد).لازم به ذکر است که از لحاظ آماری، در طرح­های تجربی حجم نمونه­ی 15 تا 20 نفر کفایت می­کند (34). بنابراین محققان 20 نفر را انتخاب نمودند و تعداد 2 نفر مازاد را برای جایگزینی احتمالی در صورت افت آزمودنی انتخاب کردند.

کفایت حجم نمونه، به انجام تحلیل آماری بعد از اجرای مداخله موکول شد. به این صورت که پس از انجام تحلیل مقدماتی، شاخص توان آماری بررسی شد که در این پژوهش توان آماری برابر با 1 است. یعنی امکان خطای نوع دوم وجود نداشته است، لذا به حجم نمونه­ی گرفته شده اکتفا شد.

در این پژوهش از سه پرسش­نامه استفاده شد که در زیر ویژگی­های روان­سنجی آن­ها شرح داده می­شود.

الف- پرسش­نامه­ی طرح­واره­های ناسازگار اولیه[44]: این
پرسش­نامه توسط یانگ ساخته شد. پرسش­نامه­ی خودگزارشی طرح­واره­های ناسازگار اولیه، دارای 90 ماده است که 18 حیطه از طرح­واره­های ناسازگار اولیه از قبیل محرومیت هیجانی، رهاشدگی/بی­ثباتی، بی­اعتمادی/بدرفتاری، انزوای اجتماعی/بیگانگی، نقص/بی­مهری (بی­عشقی)، شکست در پیشرفت، وابستگی/بی­کفایتی عملی، آسیب­پذیری نسبت به ضرر و بیماری، گرفتاری، اطاعت، ایثار (فداکاری)، بازداری هیجانی، معیارهای سختگیرانه، استحقاق بودن/برتری داشتن، خویشتن­داری/خودانضباطی ناکافی، تحسین/جلب توجه، نگرانی/بدبینی و خودتنبیهی را اندازه می­گیرد. هر آیتم توسط مقیاس درجه‌بندی 6 تایی نمره‌گذاری می‌شود (1= کاملا در مورد من نادرست است. 2= تقریبا در مورد من نادرست است. 3= مقداری درست است تا این که غلط باشد. 4= اندکی در مورد من درست است. = تقریبا در مورد من درست است.

6 = کاملا در مورد من درست است). بنابراین نمره­های این پرسش­نامه با جمع نمرات ماده­های هر مقیاس به دست می­آید. به عبارت دیگر هر مقیاس دارای 5 ماده است که نوع
طرح­واره­ی ناسازگار اولیه را اندازه می­گیرد. کمینه و بیشینه­ی نمره­های اندازه­گیری طرح­واره های ناسازگار اولیه بین 1 تا 6 می­باشد که نمره­ی بالا حاکی از میزان بالای طرح­واره­های ناسازگار اولیه در آزمودنی­ها است (5).یانگ، نورمن، اسچی و توماس[45]، اعتبار پرسش­نامه­ی طرح­واره­های ناسازگار اولیه را بر روی یک نمونه­ی 564 نفری از دانشجویان آمریکایی با استفاده از روش همسانی درونی و بازآزمایی به ترتیب 95/0 و 81/0 گزارش کردند (35). روایی همگرایی پرسش­نامه با ابزارهای اندازه‌گیری درماندگی روان­شناختی[46]، اعتماد به نفس[47]، آسیب‌پذیری شناختی برای نشانگان اختلال افسردگی[48] و اختلال شخصیت[49] توسط یانگ، نورمن، اسچی و توماس، بررسی شد و نتایج نشان داد که طرح­واره‌های ناسازگار اولیه، ارتباط منفی با صفات مثبت از قبیل اعتماد به نفس، عاطفه­ی مثبت و ارتباط مثبت با صفاتی از قبیل اختلال شخصیت، درماندگی، عاطفه­ی منفی و اختلال عملکرد نگرش دارند.

هم­چنین در ایران علاوه بر هنجاریابی فرم کوتاه ویرایش اول (فرم 75 سئوالی) توسط آهی و بشارت (36)، فرم جدید ویرایش سوم (فرم کوتاه 90 سئوالی) که در این تحقیق استفاده شده، توسط یوسف، اعتمادی، بهرامی و همکاران (37) بررسی و روایی و اعتبار پرسش­نامه­ی طرح­واره­های ناسازگار اولیه بر روی یک نمونه­ی 579 نفری در دو مرحله (مرحله­ی اول 394 و مرحله­ی دوم 185) بررسی شد.

اعتبار پرسش­نامه­ی طرح­واره­های ناسازگار اولیه با استفاده از دو روش آلفای کرونباخ و دو نیمه کردن در کل نمونه به ترتیب 91/0 و 86/0، و در دختران 87/0 و 84/0 و در پسران 84/0 و 81/0 بود. تحلیل عاملی نشان داد که عامل­های استخراج شده از قابلیت بالا و رضایت­بخش برخوردار بودند.

روایی همگرایی پرسش­نامه با ابزارهای اندازه‌گیری درماندگی روان­شناختی، عاطفه­ی مثبت و منفی، اعتماد به نفس، آسیب‌پذیری شناختی برای نشانگان اختلال افسردگی و اختلال شخصیت مورد بررسی قرار گرفت و نتایج همبستگی برای شش ملاک مذکور به ترتیب 37/0، 34/0، 40/0، 39/0، 35/0- و 36/0- گزارش شده است که در سطح 0001>P معنی­دار است.

هم­چنین برای حصول اطمینان و بررسی برازش مدل ارایه شده توسط یانگ، نورمن، اسچی و توماس (35)، تحلیل عاملی تاییدی(CFA) برای تعیین مقدار این شاخص­ها با به کارگیری لیزرل[50] 53/8 محاسبه شد.

ب- پرسش­نامه­ی اطلاعاتخانوادگی: این پرسش­نامه­ی محقق ­ساخته 32 سئوال دارد که در این پژوهش برای سنجش ویژگی­های جمعیت­شناختی و خانوادگی زوجین از قبیل طول مدت ازدواج، سن ازدواج، سن، تفاوت سنی، تحصیلات، میزان درآمد، تعداد فرزندان، میزان و مدت آشنایی استفاده شد.

ج- پرسش­نامه­ی رضایت مراجع[51] (CSQ): این پرسش­نامه توسط لارسن و همکاران به منظور سنجیدن رضایت مراجعان از برنامه­ی مشاوره­ای و روان­درمانی ساخته شده است.

پرسش­نامه­ی رضایت مراجع یک مقیاس 8 سئوالی است که هر سئوال دارای 4 گزینه است که به سهولت اجرا و نمره­گذاری می­شود. سئوالات این پرسش­نامه بر اساس رتبه­بندی یک مجموعه سئوالات مربوط به رضایت مراجع، توسط متخصصان بهداشت روانی و هم­چنین بر اساس تحلیل عاملی انتخاب شده است. پرسش­نامه­ی رضایت مراجع یک بُعدی[52] است، یعنی یک برآورد همگن از رضایت کلی مراجع از خدمات بالینی به دست می­دهد. این پرسش­نامه به طور وسیعی مورد مطالعه قرارگرفته است. با وجودی که لزوما مقیاسی برای ادراک مراجع از دستاوردهای درمانی یا نتایج آن نیست اما برداشت مراجع را از ارزش خدماتی که دریافت کرده، نشان می­دهد. نمره­ی این پرسش­نامه­ به سادگی با جمع نمرات سئوالات (برای هر سئوال نمره­ی بین 1 تا 4) به دست می­آید. دامنه­ی نمرات بین 8 تا 32 است که نمرات بالاتر از میانه، نشانه­ی رضایت بیشتر است (38). پرسش­نامه روی اقشار متعدد مراجعان اجرا شده و وسیع­ترین مطالعه­ی به عمل آمده روی 3268 نفر از مراجعان سرپایی و بستری 76 مرکز بالینی و مشاوره به عمل آمده است. چنین به نظر می­رسد که این پرسش­نامه تمام گروه­های نژادی و فرهنگی را پوشش می­دهد. دامنه­ی نمرات میانگین هر چهار گروه بین 35/26 تا 23/27 بوده است که از لحاظ آماری تفاوت معنی­داری نشان نمی دهد. آلفای کرونباخ بین 86/0 تا 94/0 در چندین پژوهش، بیانگر همسانی درونی و پایایی عالی پرسش­نامه می­باشد.

از لحاظ روایی پرسش­نامه با رتبه­بندی مراجعان از نشانه­شناسی و بهبودکلی و هم­چنین رتبه­بندی درمانگران از پیشرفت درمانی مراجعان و یا احتمال پیشرفت آن­ها همبستگی دارد. این پرسش­نامه با نرخ ترک درمانی مراجعان همبستگی منفی داشته است که این رابطه­ها دلالت بر روایی عالی پرسش­نامه دارد (39).

مداخله: لازم به ذکر است، مداخله­ی درمانی موقعی صورت گرفت که جلسات مشاوره­ای مراجعان در مراکز مذکور شامل یک جلسه­ی ارزیابی، یک جلسه­ی مددکاری و یک جلسه­ی مشاوره­ای، تمام شده بود تا محقق از تداخل اثرات جانبی آزمایش مطمئن شود.

متغیر مستقل شامل 8 جلسه خانواده درمانی مبتنی بر طرح­واره
درمانی و بوون­درمانی بود. این جلسات به صورت یک ساعتی با تواتر هفته­ای دو بار تشکیل شد و مداخله در مراکز مشاوره­ای مذکور با اختصاص اتاقی انجام می­شد. مداخله به صورت مشاوره­ی فردی با رویکرد خانوادگی با مرد یا زن توسط خود محقق که هم­فرهنگ، بومی و هم­زبان با مراجعان بود، در مراکز مشاوره­ی بهزیستی،کمیته­ی امداد و بنیاد شهید شهرستان سقز انجام شد.

به گروه شاهد هم گفته شد که در پایان جلسه­ی مداخله دو گروه آزمون، می­توانند به مراکز مذکور جهت دریافت خدمات مشاوره­ای مراجعه کنند که پایان جلسه­ی مداخله به گروه شاهد اطلاع داده شد. جهت رعایت اخلاق پژوهش به مراجعان گفته شد که این مداخله ضمن مفید بودن برای مراجعان بخشی از کار تحقیقی محسوب می­شود و مواردی که در جلسه­ی درمان، مطرح می­کنند با هیچ یک از اعضای خانواده حتی همسر بدون رضایت مراجع در میان گذاشته نشده و هویت آن­ها در مورد نتایج پرسش­نامه­ی راجع به طرح­واره­ها محرمانه تلقی می­شود و آن­ها از طریق پست الکترونیکی و یا آدرس پستی می­توانند از نتایج آزمون مطلع شوند و بعد از مداخله­ی درمانی در صورت نیاز می­توانند که درمان را ادامه دهند. بعد از اتمام جلسات درمانی دو گروه آزمون، گروه شاهد که در انتظار درمان بودند، جلسات خانواده­درمانی دریافت کردند.لازم به ذکر است که طرح­واره­درمانی و بوون درمانی به صورت مشاوره­ی فردی اجرا شدند، هر چند گاهی زوجین با هم و گاهی خانواده­ی اصلی زن و مرد هم در جلسات درمانی شرکت می­کردند. چون در روش­های درمانی فردی، تاکید بر مداخلات خانوادگی بود و تکالیف خانوادگی به مراجعان داده می­شد، رویکردها بر مبنای خانواده­درمانی تعریف و اینروش­ها مبتنی بر خانواده­درمانی تلقی شدند.

برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه­ها از شاخص­های آمار توصیفی (مثل میانگین، انحراف معیار و نمودارها) و از روش­های آمار استنباطی از قبیل تحلیل کوواریانس چند متغیره برای بررسی میزان تاثیر پیش­آزمون و روش درمانی استفاده شد. برای تحلیل داده­ها از نرم­افزار آماری SPSS نسخه­ی 18 با کمک کتاب راهنمای عملی  SPSSدر علوم رفتاری استفاده شد.

نتایج

نتایج آزمون لوین در مورد پیش­فرض تساوی واریانس­های نمرات متغیرهای تحقیق گروه­ها و نتایج آزمون شاپیرو-ویلک جهت پیش­فرض نرمال بودن توزیع نمرات در جامعه بررسی شد که فرض صفر برای تساوی واریانس‌های نمرات دو گروه در متغیرهای تحقیق تاییدگردید. به عبارت دیگر پیش­فرض همگنی واریانس­ها برقرار است. هم­چنین پیش­فرض نرمال بودن توزیع نمرات در پس‌آزمون برای متغیرهای تحقیق تایید گردید. ویژگی­های جمعیت­شناختی در این پژوهش به این صورت است که نسبت جنسیت زن به مرد (71 درصد به 29 درصد) است، یعنی بیشترین تعداد نمونه مربوط به زنان و بیشترین شیوه­ی آشنایی مربوط به وساطت است (81%)، 74 درصد از افراد نمونه در فاصله­ی سنی 25 تا 30 سال ازدواج کرده­اند. تفاوت سنی زوجین در 50 درصد بین 1 تا 5 سال بوده است. طول مدت زندگی مشترک زوجین در 65 درصد در فاصله­ی 1 تا 5 و سن طلاق در 62 درصد بین 25 تا 30 سال بوده است. سطح تحصیلی اغلب افراد نمونه در حد مقطع راهنمایی بوده است (36%)، درآمد زوجین در موقع زندگی مشترک در بیشتر موارد کمتر از 200 هزارتومان گزارش شده است (63%) و اکثر افراد نمونه اعلام کرده­اند که از موقع درخواست طلاق جدا از همسر یعنی در خانه­ی والدین زندگی می­کنند (74%). بیشترین مشکل کنونی که زوج­ها عنوان کرده­اند، دخالت خانواده­ی همسر بوده (37%)، زوجین اعلام نموده­اند که از لحاظ تعداد اعضای خانواده با خانواده­ی همسرشان تفاوت زیادی دارند (39%). جدول 1 نشان می­دهد با کنترل پیش­آزمون بین مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و شاهد، حداقل از لحاظ متغیرهای وابسته­ی طرح­واره­های ناسازگار اولیه تفاوت معنی­داری وجود دارد(0001/0P<­ و
06/80=F=آزمون­­لامبدای­ویلکز).                                                                                                                                                          

 

 

جدول 1- نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکووا) بر روی میانگین پس­آزمون نمرات طرح­واره­های ناسازگار اولیه­ی مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و شاهد با کنترل پیش­آزمون

متغیرها

نام آزمون

مقدار

DF

فرضیه

DF

خطا

F

سطح معنی داری

مجذور اتا

توان آماری

نمره پیش­آزمون طرح­واره­های ناسازگار اولیه

آزمون اثر پیلایی

282/0

4

56

49/5

001/0

282/0

966/0

آزمون لامبدای ویلکز

718/0

4

56

49/5

001/0

282/0

966/0

آزمون اثر هتلینگ

393/0

4

56

49/5

001/0

282/0

966/0

آزمون بزرگ­ترین ریشه

393/0

4

56

49/5

001/0

282/0

966/0

گروه­ها

آزمون اثر پیلایی

15/1

8

114

56/19

0001/0

58/0

00/1

آزمون لامبدای ویلکز

022/0

8

112

06/80

0001/0

85/0

00/1

آزمون اثر هتلینگ

05/36

8

110

84/247

0001/0

94/0

00/1

آزمون بزرگ­ترین ریشه

82/35

4

57

49/510

0001/0

97/0

00/1

 


میزان تاثیر یا تفاوت برابر با 85/0 می­باشد یعنی 85 درصد تفاوت­های فردی در نمرات پس­آزمون طر­ح­واره­های ناسازگار اولیه مربوط به تاثیر دو روش خانواده درمانی می­باشد. توان آماری برابر با 1 است یعنی امکان خطای نوع دوم وجود نداشته است و حاکی از دقت آماری بسیار بالا و کفایت حجم نمونه است.

 

نمودار 1-نتایج توصیفی میانگین نمرات پیش و پس‌آزمون
طرح­واره­ی ناسازگار اولیه در دو گروه آزمون و شاهد

 

 برای پی بردن به تفاوت­ها، نتایج حاصل‌ از تحلیل کوواریانس یک سویه در متن مانکووا در جداول بعدی نشان داده شده است.

همان طوری که در جـدول 2 مشاهده می­شود با کنترل
پیش­آزمون بین مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و گروه شاهد از لحاظ طرح­واره­های ناسازگار اولیه، تفاوت معنی­داری وجود دارد (0001/0P< و 35/560=F)، میزان تاثیر یا تفاوت برابر با 95/0 می­باشد و توان آماری برابر با 1 است.

معنی­دار شدن تفاوت در تحلیل کوواریانس مشخص نمی­سازد که بین کدام گروه تفاوت وجود دارد، لذا به دنبال آن تحلیل تعقیبی بونفرونی انجام شد که نتایج آن در جدول 3 آمده است. برای پی بردن به تفاوت­ها، نتایج حاصل‌ از تحلیل کوواریانس یک سویه در متن مانکووا در جداول بعدی نشان داده شده است.

همان طوری که در جـدول 2 مشاهده می­شود با کنترل
پیش­آزمون بین مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و گروه شاهد از لحاظ طرح­واره­های ناسازگار اولیه، تفاوت معنی­داری وجود دارد (0001/0P< و 35/560=F)، میزان تاثیر یا تفاوت برابر با 95/0 می­باشد و توان آماری برابر با 1 است.

معنی­دار شدن تفاوت در تحلیل کوواریانس مشخص نمی­سازد که بین کدام گروه تفاوت وجود دارد، لذا به دنبال آن تحلیل تعقیبی بونفرونی انجام شد که نتایج آن در جدول 3 آمده است.

جـدول 3 نشان می­دهد، خانواده­درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون و طرح­واره­درمانی با توجه به میانگین طرح­واره­های ناسازگار اولیه­ی آنان نسبت به میانگین مراجعان متقاضی طلاق گروه شاهد موجب کاهش طرح­واره­ی ناسازگار اولیه گروه­های

آزمون شده است. بین مراجعان متقاضی طلاق، گروه­های نظام عاطفی بوون­درمانی و طرح­واره­درمانی، تفاوت معنی­داری وجود ندارد.

 

 

جدول 2- نتایج تحلیل کوواریانس یک سویه در متن مانکووا بر روی پس­آزمون میانگین نمرات طرح­واره­های ناسازگار

اولیه­ی مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و شاهد با کنترل پیش­آزمون

متغیر

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه­ی آزادی

میانگین مجذورات

F

P

مجذور اتا

توان آماری

طرح­واره­ی ناسازگار اولیه

پیش­آزمون

51/7267

1

51/7267

28/14

0001/0

195/0

961/0

گروه

86/570304

2

43/285152

35/560

0001/0

95/0

00/1

خطا

29/30023

59

47/619

 

 

 

جدول 3- نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه­ی میانگین نمرات طرح­واره­های ناسازگار اولیه در گروه­های سه گانه

گروه­ها

میانگین

1

2

3

 

1

خانواده­درمانی مبتنی بر طرح­واره­درمانی

19/178

ــــ

ــــ

* 0001/0 P<

 

2

خانواده­درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون

15/159

ــــ

ــــ

* 0001/0 P<

 

3

شاهد

73/402

* 0001/0 P<

* (0001/0P<)

ــــ

             

 

 

که این امر بیانگر تاثیر تقریبا یکسان دو روش درمانی بر کاهش طرح­واره­های ناسازگار اولیه است.   

جهت بررسی اثر خانواده­درمانی مبتنی بر طرح­واره­درمانی و نظام عاطفی بوون­درمانی بر مولفه­های طرح­واره­های ناسازگار اولیه (بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل،
محدودیت­های مختل، دیگرجهت­مندی و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری)، نمودار 2 و جداول بعدی ارایه شده است.

 

 

همان طوری که در جدول 4 مشاهده می­شود با کنترل پیش­آزمون

بین مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و شاهد، حداقل از لحاظ یکی از متغیرهای وابسته (مولفه­های طرح­واره­های ناسازگار اولیه) تفاوت معنی­داری وجود دارد (0001/0P< و 11/41=F)، میزان تاثیر یا تفاوت برابر با 79/0 می­باشد و توان آماری برابر با 1 است. برای پی بردن به تفاوت­ها، نتایج حاصل‌ از تحلیل کوواریانس یک سویه در متن مانکووا در جداول بعدی ارایه می­شود.

 

 

 

حوزه 1: بریدگی و طرد، حوزه 2: خودگردانی، حوزه 3: محدودیت­های مختل، حوزه 4: دیگر جهت مندی، حوزه 5: گوش به­زنگی

 

نمودار 2- نتایج توصیفی میانگین نمرات پیش و پس­‌آزمون و حوزه­های طرح­واره­ی ناسازگار اولیه در دو گروه آزمون و شاهد

جدول 4- نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکووا) بر روی میانگین پس­آزمون نمرات مولفه­های طرح­واره­های

ناسازگار اولیه مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و شاهد با کنترل پیش­آزمون

متغیرها(در پیش­آزمون)

نام آزمون

مقدار

DF فرضیه

DFخطا

F

سطح معنی­داری

مجذور اتا

توان آماری

بریدگی و طرد

آزمون لامبدای ویلکز

968/0

5

54

358/0

875/0

03/0

134/0

خودگردانی

آزمون لامبدای ویلکز

868/0

5

54

61/1

165/0

13/0

528/0

محدودیت­های مختل

آزمون لامبدای ویلکز

854/0

5

54

84/1

120/0

14/0

584/0

دیگرجهت­مندی

آزمون لامبدای ویلکز

808/0

5

54

57/2

037/0

192/0

754/0

گوش به زنگی

آزمون لامبدای ویلکز

897/0

5

54

23/1

305/0

10/0

405/0

گروه­ها

آزمون لامبدای ویلکز

043/0

10

108

11/41

0001/0

79/0

00/1

 


همان طوری که در جـدول 5 ملاحظه می­شود با کنترل
 پیش­آزمون بین مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و گروه شاهد از لحاظ بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت­های مختل، دیگرجهت­مندی و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری، تفاوت معنی­داری وجود دارد و مقدار F ها همگی در سطح 0001/0P< معنی­دار هستند. میزان تاثیر یا تفاوت در حوزه­های طرح­واره برابر مقدار مجذور اتا می­باشند. توان آماری برای تمام حوزه­ها برابر با 1 است.

در جـدول 6 نشان داده شد که بین مراجعان متقاضی طلاق گروه شاهد و مراجعان متقاضی طلاق گروه­های خانواده­درمانی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

 این امر بیانگر آن است که خانواده­درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون­درمانی و طرح­واره­درمانی تاثیر یکسانی بر کاهش  مولفه­های  طرح­واره­ی      گروه­های  یاد شده داشته­اند.

 

 

جدول 5- نتایج تحلیل کوواریانس یک سویه در متن مانکووا بر روی پس­آزمون میانگین نمرات حوزه­ی طرح­واره­های

 ناسازگار اولیه مراجعان متقاضی طلاق گروه­های آزمون و شاهد با کنترل پیش­آزمون

متغیر

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه­ی آزادی

میانگین مجذورات

F

P

مجذور اتا

توان آماری

بریدگی و طرد

پیش­آزمون

71/6

1

71/6

081/0

777/0

001/0

059/0

گروه

44/47890

2

22/23945

16/289

0001/0

90/0

00/1

خطا

92/4802

58

80/82

 

 

 

 

خودگردانی

پیش­آزمون

55/186

1

55/186

78/3

057/0

06/0

481/0

گروه

07/26845

2

53/13422

24/272

0001/0

90/0

00/1

خطا

58/2859

58

30/48

 

 

 

 

محدودیت­های مختل

پیش­آزمون

96/31

1

96/31

01/1

317/0

01/0

168/0

گروه

47/6800

2

24/3400

16/108

0001/0

789/0

00/1

خطا

27/1823

58

43/31

 

 

 

 

دیگر

جهت­مندی

پیش آزمون

83/6

1

83/6

214/0

646/0

004/0

074/0

گروه

52/13578

2

26/6789

18/212

000/0

88/0

00/1

خطا

80/1855

58

99/31

 

 

 

 

گوش به زنگی

پیش آزمون

26/145

1

26/145

78/2

101/0

04/0

375/0

گروه

77/25144

2

38/12572

03/241

0001/0

89/0

00/1

خطا

23/3205

58

15/52

 

 

 

 

 

 

نتایج پی­گیری رضایت مراجعان از مداخله­ی درمانی: در مورد عدم پی­گیری نتایج درمان باید گفت، به دلیل این که آزمودنی­های این پژوهش مراجعان طلاق بودند، بعد از سپری شدن دوره­ی طلاق قانونی یا محل زندگی را تغییر می­دادند و یا ازدواج مجدد نموده و حاضر به ادامه­ی همکاری نمی­شدند. در نتیجه، محقق بعد از تلاش زیاد نتوانست از تمام مراجعان شرکت­کننده در درمان، آزمون پی­گیری بگیرد. افت نمونه در مرحله­ی پی­گیری باعث شد که نتوان اثر پی­گیری را در تحلیل آماری بررسی کرد.

 

جدول 6- نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه­ی میانگین نمرات حوزه­ی طرح­واره­های ناسازگار اولیه­ی مراجعان

متقاضی طلاق گروه­های سه گانه

حوزه­ی طرح­واره

گروه­ها

میانگین

1

2

3

بریدگی و طرد

1- طرح­واره­درمانی

47/45

ــــ

ــــ

* (0001/0P<)

2- نظام عاطفی بوون

22/45

ــــ

ــــ

* (0001/0P<)

3- کنترل

54/111

* 0001/0P<

* 0001/0P<

ــــ

خودگردانی و عملکرد مختل

1- طرح­واره­درمانی

84/34

ــــ

ــــ

* 0001/0P<

2- نظام عاطفی بوون

00/39

ــــ

ــــ

* 0001/0P<

3- کنترل

11/86

* 0001/0P<

* 0001/0P<

ــــ

محدودیت­های مختل

1- طرح­واره­درمانی

33/21

ــــ

ــــ

* (0001/0P<)

2- نظام عاطفی بوون

59/17

* 0001/0P<

* 0001/0P<

ــــ

3- کنترل

04/45

ــــ

ــــ

* 0001/0P<

دیگرجهت­مندی

1- طرح­واره­درمانی

85/30

ــــ

ــــ

* 0001/0P<

2- نظام عاطفی بوون

47/28

* 0001/0P<

* 0001/0P<

ــــ

3- کنترل

95/64

ــــ

ــــ

* 0001/0P<

گوش به زنگی بیش از حد و بازداری

 

1- طرح­واره­درمانی

77/43

* 0001/0P<

* 0001/0P<

ــــ

2- نظام عاطفی بوون

85/37

ــــ

ــــ

* 0001/0P<

3- کنترل

73/88

* 0001/0P<

* 0001/0P<

ــــ

 

 

به دلیل اهمیت بررسی اثر ماندگاری درمان در مداخلات ‌‌آزمایشی، محقق با تلاش زیاد توانست بعد از 6 ماه از خاتمه­ی درمان، پرسش­نامه­ی رضایت مراجعان از مداخله را به 23 مراجع داده و نتایج آن را در این بخش بیان کند.

طبق جدول 7، نمره­ی پرسش­نامه­ی رضایت مراجع با جمع نمرات تمام سئوالات 23 نفر، میانگین کل 59 درصد مربوط به درجه­ی 3 است و 32 درصد مربوط به درجه­ی 4 است و آن به این معنی است که بعد از 6 ماه از مداخله، 59 درصد مراجعان معتقدند که خدمات مشاوره­ای دریافتی برای آن­ها مفید و در حد خوب بوده است و 32 درصد مراجعان رضایت­شان از مداخله در سطح عالی بوده است. با توجه به این که نمرات درصدی بالاتر از میانه بوده است، این امر نشانه­ی رضایت بیشتر مراجعان است. در کل رضایت مراجعان از خدمات مشاوره­ای دلالت بر ماندگاری اثر مداخله دارد.

بحث و نتیجه­گیری

یافته‌های این پژوهش با مبانی نظریه­ی شناختی، طرح­واره و پژوهش­های مشابه (11،12،14،16،40) در مورد اثر
طرح­واره­درمانی بر اصلاح طرح­واره­های ناسازگار اولیه و مولفه­های آن همسو و همخوان است. در تبیین مطالب عنوان شده می­توان گفت که طرح­واره­های ناسازگار موجب سوگیری‌هایی در تفسیر وقایع می‌شوند، این سوگیری‌ها در آسیب‌شناسی روانی به صورت سوء­تفاهم‌ها، نگرش‌های تحریف شده، فرض‌های غلط، اهداف و انتظارات غیر واقع‌بینانه در بین زوجین تجلی پیدا می­کنند و این سوء
برداشت، ادراک‌ها و ارزیابی‌های بعدی(زندگی مشترک) را تحت تاثیر قرار می­دهد؛ زیرا طرح­واره­ها در مسیر زندگی تداوم دارند، به رابطه­ی فرد با خود و با دیگران (به خصوص شریک زندگی) مربوط می­شوند و طرح­واره­های ناسازگار به شدت ناکارآمد بوده و موجب نارضایتی زناشویی گردیده و زمینه را برای اختلاف و طلاق فراهم می­کنند (1). این تبین با نتایج پژوهش­های قبلی هماهنگ است (9،29).

چون طرح­واره‌های ناسازگار اولیه برای بقای خودشان می‌جنگند و در نتیجه تلاش زوجین برای حفظ طرح­واره‌های ناسازگار اولیه­ی خود، موجب بروز اختلاف زناشویی
می­شوند و در صورت عدم مداخله­ی مشاوره­ای به موقع، موجب طلاق و جدایی می­شود که پژوهش­های مشابه، مبین این مطلب هستند (1،16،18،26-23). با توجه به این که طلاق و اختلاف زوجین با افسردگی و اعتماد به نفس پایین، اختلال کارکرد نگرشی، عاطفه­ی منفی، فوبیا و اضطراب، رابطه­ی مستقیم و معنی­دار داشته و طرح­واره­های ناسازگار اولیه با متغیرهای ذکر شده، رابطه­ی مستقیم و معنی­دار دارد و مبانی شناختی منبع تولید آن­ها محسوب می­شود؛ لذا پیامد منفی بر رضایت زناشویی دارد و منجر به از هم پاشیدگی خانوادگی و طلاق می­شود که وجود رابطه­ی طرح­واره­های ناسازگار اولیه با اختلال روان­شناختی (مثل افسردگی، اضطراب و ...) در زوجین متقاضی طلاق با پژوهش­های مشابه همخوان است (11،12،20،21،23،24،27،28). در زوجی که دارای طرح­واره­ی ناسازگار رهاشدگی،
 بی­‌اعتمادی/بدرفتاری، نقص/بی‌مهری و محرومیت هیجانی ­باشند، احتمال از هم پاشیدگی و طلاق، بسیار زیاد است که نتایج پژوهش محققان دیگر موید این مطلب است (10،13،14،25،28،29). در تبیین آن باید گفت که زن یا شوهر دارای طرح­واره­ی ناسازگار رهاشدگی فکر می­کند که هر لحظه امکان دارد، شریک زندگی‌اش او را رها کرده و به فرد دیگری علاقه­مند شود یا زوجی که دارای
 طرح­واره­ی ناسازگار بی­‌اعتمادی/بدرفتاری است، فکر
 می­کند که همسرش فردی بدرفتار است، او را سرافکنده می‌کند، به او دروغ می‌گوید و فردی دغل‌کار و سودجو است و مشکلات زناشویی آن­ها ناشی از بی‌مبالاتی و غفلت مفرط همسرش است.

 طرح­واره­ی ناسازگار نقص/بی‌مهری موجب می­شود فرد در روابط زناشویی احساس کند که او انسانی ناقص، نامطلوب، بد، حقیر و بی‌ارزش است یا این که از نظر شریک
 زندگی­اش، فردی منفور و نامطلوب به حساب می‌آید. افراد واجد این طرح­واره، بیش از حد نسبت به انتقاد، طرد، سرزنش و مقایسه‌های نا به جای همسرشان حساس هستند. زوج با طرح­واره­ی ناسازگار محرومیت هیجانی فکر می­کند، تمایلات و نیازهای او به حمایت عاطفی از طرف همسرش به اندازه‌ی کافی ارضا نمی‌شوند. در زوج دارای طرح­واره­ی ناسازگار انزوای اجتماعی/بیگانگی، گرفتاری، بازداری هیجانی، زمینه­ی بروز اختلافات و درگیری و احتمال جدایی بسیار زیاد است. زیرا زوجی با طرح­واره­ی ناسازگار انزوای اجتماعی/بیگانگی احساس می­کند، باید از روابط کناره‌گیری کند، زیرا با دیگران متفاوت است و به فرد خاصی تعلق خاطر ندارد و از همسر و خانواده بریده می­شود. زوجی با طرح­واره­ی ناسازگار گرفتاری، در دام ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی (اغلب والدین یا فرد خارج از روابط زناشویی)
 می­افتند، این روابط به قیمت از دست دادن فردیت و حتی فرزند و همسر می­باشد. غالبا افراد گرفتار بر این باورند که بدون حمایت دیگری (والدین یا فردی خارج از روابط زناشویی)، قادر به ادامه‌ی زندگی نبوده یا نمی‌­توانند شاد باشند. این طرح­واره اغلب به صورت احساس پوچی و سردرگمی بروز نموده و موجب درگیری بین زوجین
 می­شود. زوج با طرح­واره­ی ناسازگار بازداری هیجانی به دلیل بازداری افراطی اعمال، احساسات و ارتباطات خودانگیخته به منظور اجتناب از طرد از طرف همسرش دارای نوعی بازداری در بروز خشم، بیان تکانه‌های مثبت و بیان آسیب‌پذیری بوده و نوعی احساس شرمندگی دارد. این افراد تاکید افراطی بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجان‌ها و احساسات دارند. نتایج پژوهش­های محققان قبلی این تبیین و مطالب را تایید می­کنند (14،19،20،24). زوجی که دارای طرح­واره­ی ناسازگار آسیب‌پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، وابستگی/بی‌کفایتی عملی، اطاعت و نگرانی/بدبینی می­باشد، مشکلات خانوادگی بیشتری داشته و آمادگی بیشتر برای بروز اختلافات و آسیب­پذیری زناشویی دارد. چنین فردی دارای ترس افراطی است از این که فاجعه (طرد از طرف همسر) نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و بر این باور است که نمی‌تواند از آن جلوگیری کندکه نتایج پژوهش­های مشابه، مبین این ادعا است (18،23،27). زوجی که دارای طرح­واره ناسازگار اطاعت است، احساس اجبار نسبت به واگذاری افراطی کنترل خود به دیگری (معمولا همسر) دارد که این کار اغلب برای اجتناب از خشم، محرومیت، یا انتقام صورت گرفته و این رفتارها موجب نوعی کناره­گیری در همسر می­شود که زمینه­ی طرد از طرف مقابل را فراهم می­کند. به طور کلی در زوج­های دارای طرح­واره­ی ناسازگار شکست در پیشرفت، استحقاق/بزرگ‌منشی، خویشتن‌داری و خودانضباطی ناکافی، ایثار، تاییدجویی/جلب توجه، معیارهای سرسختانه، خود تنبیهی، احتمال وقوع از هم پاشیدگی، عدم رضایت زناشویی و طلاق بیشتر می­شود که نتایج پژوهش­های محققان دیگر که در این زمینه انجام شده، موید این مطلب و ادعا است (27-25). معمولا این گونه افراد، به دلیل در نظر نگرفتن شرایط ویژه­ی زندگی، نادیده گرفتن مشکلات همسر و عدم همدلی با احساسات شریک زندگی، نمی‌توانند از اشتباهات خود و همسرشان چشم‌پوشی کنند و در نهایت، این طرح­واره­های ناسازگار اولیه موجب نارضایتی زناشویی، تعارضات، اختلافات زناشویی و سرانجام منجر به طلاق و از هم پاشیدگی خانوادگی می­شوندکه تحقیقات قبلی، موید رابطه­ی بین طرح­واره­های ناسازگار اولیه و مناقشات زوجین و طلاق است (10،19،29،34). در مورد تبیین اثر درمانی نظام عاطفی بوون بر طرح­واره­های ناسازگار اولیه و
 مولفه­های آن هر چند پژوهشی انجام نگرفته است یا محقق نتوانسته آن را بیابد، اما یافته‌های این پژوهش با مبانی نظریه­ی نظام عاطفی و پژوهش­های مشابه، همسو است (36،38،39)؛ زیرا محققان با انجام تحقیقاتی، رابطه­ی معنی­داری بین طرح­واره­های ناسازگار اولیه و روابط خانوادگی یافته و گزارش کرده­اند که طرح­واره­های ناسازگار اولیه با مراقبت والدینی، رابطه­ی منفی و با مفهوم دخالت­ها و مزاحمت­های والدین، رابطه­ی مثبت دارد. علاوه بر این شیوه­های فرزندپروری با طرح­واره­های ناسازگار اولیه مرتبط است و دو سبک فرزندپروری (افراط و تفریط) به دلیل تاثیر طرح­واره­های نقص/شرم، بی­کفایتی/وابستگی بر روابط عاشقانه­ی همسران موثر است که یافته­های تحقیقات مبین این مطلب است (41). در تبیین نظری باید گفت، نظام عاطفی بوون علاوه بر تاکید بر عواطف فرد برای شناخت و تفکر نیز اهمیت زیادی قایل است، حتی به نظر بوون، درجه­ی ظهور تفکیک خویشتن در هر فرد بیانگر میزان توانایی او در تمییز فرآیند عقلی (شناختی) از فرآیند احساسی (عاطفی) است که او تجربه می­کند و بوون بیان کرده است افرادی که از لحاظ شناختی ضعیف هستند، در مواجهه با تنش و مشکلات زناشویی، پذیرش کمتری دارند و مقابله با تنش­های زندگی برای آن­ها دشوار بوده و در قبال اضطراب­های زندگی، آسیب‌پذیری بیشتری داشته و نشانه‌ها و علایم فیزیکی و روان‌شناسی بیشتری را تحت فشار تجربه می‌کنند. آن­ها در روابط میان‌شخصی (زناشویی) به سمت اتکا و وابستگی به دیگران تمایل دارند، خرد( شناخت) آن­ها اغلب به وسیله‌ی احساسات هدایت می‌شود و در مورد مشکلات زندگی هنگامی که تحت فشار هستند، در زمینه­ی شناخت، مشکل دارند (45-40). از طرف دیگر بوون استدلال کرد که اشخاصی که از لحاظ درونی دارای استقلال فکری­اند، بیشتر قادر به تفکر عینی در هنگام موقعیت‌های تنش‌زا در زندگی هستند (40). آن­ها بیشتر در هنگام تنش و مشکلات زندگی، سازگاری و برگشت‌پذیری دارند و احتمال کمتری وجود دارد که توسط تنش­های زندگی، ناتوان و ضعیف شوند (48-46). بوون اعتقاد دارد، زوجین به هنگام ادراک خطر حقیقی یا خیالی، دچار اضطراب یا برانگیختگی می­شوند که این امر موجب بی­اعتنایی به نظام شناختی و بروز رفتارخودکار و غیر مهارشدنی زوجین در روابط زناشویی می­گردد (40،45،48). بوون حتی متمایزسازی را محصول طرز فکری می­داند که به شیوه­ای از بودن، تبدیل می­شود (عملکرد رفتاری) (40،49). هم­چنین تحقیقات زیادی نشان می­دهد که بین خودتمایزی و ابعاد سلامت فکر و نشانگان اختلالات روانی (مثل افسردگی، اضطراب و اختلال شخصیت) رابطه وجود دارد. تبیین این ادعا به این صورت است که وقتی که درمانگر در جهت تفکیک فرد کار
 می­کند، موجب کاهش اضطراب در فرد می­شود و کاهش اضطراب موجب بهزیستی ذهنی، کاهش درماندگی، تنش و افزایش عملکرد شناختی قوی­تر و کاهش اجتناب و
 بی­اعتمادی می­شود که تمام این شاخص­ها می­تواند با
طرح­واره­های ناسازگار رابطه داشته باشد که قاعدتا کاهش این متغیرهای منفی موجب کاهش و اصلاح طرح­واره­های ناسازگار می­شود. به زبان ریاضی و منطقی موقعی که A با B مرتبط است و B باC  مرتبط است. در نتیجه A با C مرتبط باشد، یعنی هنگامی درمان نظام عاطفی بوون موجب کاهش اضطراب (A) می­شود و کاهش اضطراب موجب افزایش بهزیستی ذهنی (B) می­شود و بین بهزیستی ذهنی و
طرح­واره­ی ناسازگار (C) رابطه­ی منفی وجود دارد که تحقیقات انجام شده­ی قبلی موید این تبیین هستند (49-47).

ذکر این نکته حایز اهمیت است، از آن جا که نتایج آزمون تعقیبی بونفرنی نشان می­دهد که خانواده­درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون­درمانی و طرح­واره­درمانی، تاثیر تقریبا یکسانی برکاهش طرح­واره­های ناسازگار اولیه­ی بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت­های مختل، دیگرجهت­مندی و گوش به زنگی گروه­ها داشته­اند. درمانگران خانواده می­توانند در درمان طرح­واره­های ناسازگار اولیه و مولفه های آن مدل ترکیبی خانواده­درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون­درمانی و طرح­واره­درمانی را به کار گیرند.

محدودیت­های پژوهش این است که این تحقیق در فاصله­ی زمانی کوتاه­مدت اجرا شده و مرحله­ی پی­گیری نداشته است که این امر می­تواند به تصمیم­گیری در خصوص نتایج در شرایط زمانی بلندمدت، تاثیر بگذارد و در مورد ماندگاری اثر درمان، اطلاعاتی در دست نباشد. محدودیت دیگر این است که در پژوهش حاضر، 71 درصد کل نمونه را زنان تشکیل می­دادند که در تعمیم نتایج به کل جامعه باید جنسیت را لحاظ کرد. هم­چنین به دلیل این که جامعه­ی آماری این پژوهش افراد متقاضی طلاق بودند، در تعمیم یافته­ها به سایر افراد جامعه باید به خاص بودن نمونه توجه شود. یکی دیگر از محدودیت­ها، اجرای پیش­آزمون­ها در میان زوجین در معرض طلاق بود که به دلیل تحت تنش بودن ایشان، جلب رضایت و تمرکز برخی از آن­ها، تکمیل پرسش­نامه­ها گاهی دشوار و با مشکلاتی همراه بود.پیشنهاد  می‌شود  برای  نمونه­هایی  با  حجم  بیشتر و در جوامع مختلف با فرهنگ­های متفاوت­تر این پژوهش توسط پژوهشگران دیگر تکرار شود تا قابلیت تعمیم نتایج بیشتر شود. با توجه به این که این پژوهش در شهرستان سقز واقع در استان کردستان انجام گرفت و با توجه به این که مسایل فرهنگی در زندگی زناشویی افراد تاثیر دارد، پیشنهاد
می­شود این پژوهش در شهرها، قومیت­ها و
فرهنگ­های متفاوت تکرار شود.

 در پایان می­توان چنین بیان کرد که می­توان با داشتن مدلی کارآمد بر اساس طرح­واره­های ناسازگار اولیه­ی منفی و متغیرهای جمعیت­شناختی، از میزان  طلاق کاست، اثربخشی درمان و مداخله را در اختلافات زناشویی افزایش داده و خطر وقوع طلاق را که متاسفانه امروز رو به تزاید است، کاهش داد زیرا وقتی زوجین از طرح­واره­های ناسازگار اولیه­ی منفی اطلاع یابند، بینش­شان بالا رفته و برای هم­دیگر قابل پیش­بینی­تر می­شوند و هم­چنین ممکن است برداشت متفاوت، تعارض و در نهایت اختلاف زناشویی به حداقل برسد.

 نتایج پژوهش حاضر علاوه بر کاربردی بودن برای زوجین ناسازگار، فواید بسیاری برای مشاوران خانواده در مرحله­ی قبل از ازدواج، زناشویی و طلاق دارد که درمانگران خانواده نباید اهمیت توجه به طرح­واره­ی ناسازگار اولیه­ی منفی را از نظر دور بدارند بلکه باید از این مدل برای کمک به زوجین دارای مشکل و متقاضی طلاق، بهره گرفته و از این طریق اثربخشی درمان خود را افزایش دهند.



[1]Young

[2]Early Maladaptive Schema Scale

[3]Abandonment

[4]Mistrust/Abuse

[5]Emotional Deprivation

[6]Defectiveness/Unlovability

[7]Social Isolation/Alienation

[8]Impaired Autonomy and Performance

[9]Vulnerability to Harm or Illness

[10]Enmeshment

[11]Failure to Achieve

[12]Entitlement/Superiority

[13]Insufficient Self-Concipline

[14]Subjugation

[15]Self-Sacrifice

[16]Admiration/Recognition-Seeking

[17]Pessimism/Worry

[18]Emotional Inhibition

[19]Unrelenting Standards

[20]Self-Punitivness

[21]Ariety and Bemporad

[22]Beck and Emrey 

[23]Stiles

[24]Epsten, Lipson, Holstein  and Huh

[25]Bouchard, Lussier and Sabourin  

[26]Ball and Cecero

[27]Freeman

[28]D’andrea

[29]Racine

[30]Nelson and Gillie

[31]Dismissing Attachment

[32]Fearful-Avoidant Attachment

[33]Harris and Curtin 

[34]Beach, Sandeen and Oleary

[35]Maladaptive Schema

[36]Miller and Thomas

[37]Schema-Focused Therapy

[38]Bowen

[39]Sypmtom Checklist 90-R

[40]Gandy

[41]Dion

[42]Barttley

[43]Minnesota Multiphasic Personality Inventory

2Early Maladaptive Schema Scale

[45]Young, Norman and Thomas

1Psychological Distress

2Self-Esteem

3Cognitive Vulnerability for Depression

4Personality Disorder Symptoms

[50]Lisrel

[51]Client Satisfaction Questionnaire

[52]Uni-Dimentional

 

1.Young ME, Long LL. Counseling and psychotherapy of couple. New York: Guilford; 1998, 21-85.

2. Kiannia M. [Today woman, yesterday man, conflict of marital]. Tehran: Raoushanfekran; 1996,
14-78. (Persian)

3. Guttman JM. A theory of marital dissolution and stability. J Fam Psychol 1993; 7: 57-75.

4. Young JE, Gluhoski V. A schema-focused perspective on satisfaction in close relationships. In:  Sternberg RJ, Hojjat M. (editors.). Satisfaction in close relationships. New York: Guilford; 1997:
356-81.

5. Young JE. Schema therapy. New York: Guilford; 2003: 123-218.

6. Young JE, Klosko G, Yeshar M. Schema therapy. New York: Guilford; 2003, 120-2760

7. Arieti S, Bemporad J. The psychological organization of depression. J Am Psychiatry 1980; 1370: 1360-5.

8. Beck AT, Emrey G. Anxiety disorders and phobias: A cognitive perspective. New York: Basic books; 1985, 46-127.

9. Clifton JA. The effect of parenting style, attachment, and early maladaptive schema on adult romantic relationship. J Dissert Abs Intern 1995; 56(10-B): 57- 91.

10. Stiles OE. Early maladaptive schemas and intimacy in young adults. Ph.D. Dissertation. San Francisco: Alliant InternationalUniversity, 2004, 5-67.

11. Epsten S, Lipson A, Holstein C, Huh E. Irrational reactions to negative outcomes: Evidence for two conceptual systems. J Pers Soc Psychol 1992; 62: 328-39.

12. Bouchard G, Lussier Y, Sabourin S. Personality and marital adjustment: Utility of the five-factor model of personality. J Marr Fam 1999; 61: 651-60.

13. Ball S, Cecero J. Addicted patients with personality disorders: Traits, schemas, and presenting problems. J Pers Disord 2001; 15: 72-83.

14. Freeman N. Constructive thinking and early maladaptive Schemas as predictors of interpersonal adjustment and marital satisfaction. Ph.D. Dissertation. New York: New York University, 1998, 21-83.

15. D’andrea JT. An investigation of the relationship between early maladaptive schemas and psychological adjustment: The moderating effects of spiritual coping styles. Ph.D. Dissertation. New York: New York University, 2004, 15-32.

16. Racine C. Does religious coping moderate the relationship between early maladaptive schemas and negative trait affect, college adjustment, and alcohol use? Ph.D. Dissertation. New York: New York University, 2005, 8-79.

17. Cecero J, Nelson J, Gillie J.  Tools and Tenets of Schema Therapy: Toward the construct validity of early maladaptive schema questionnaire-research version (EMSQ-RV). J Clin Psychol Psychother 2004; 11: 344-57.

18. Harris A, Curtin L. Parental perceptions, early maladaptive schemas, and depressive symptoms in young adults. Cogn Ther Res 2002; 26(3): 405-16.

19. Welburn K, Coristine M, Dagg P, Pontefract A, Jordan S. The schema questionnaire-short form: Factor analysis and relationship between schemas and symptoms. J Cogn Ther Res 2002; 26(4):
519-30.

20. Beach SRH, Sandeen E, Oleary KD. Depression in marriage. New York: Guilford; 1990, 16- 43.

21. Bradbury T, Fincham F, Beach S. Research on the nature and determinants of marital satisfaction: A decade in review. J Marr Fam 2000; 62: 964-80.

22. Miller GE, Thomas BN. Refining the association between attribution and behavior in marital interaction. J Fam Psychol 1995; 9: 196-208.

23. Anduz Z, Hamidpur H. [The study of early schema, attachment and marital satisfaction]. Proceeding of the 2nd Congress of Family Pathology; 2005, Tehran, Shahid Beheshti University; 2005: 165. (Persian)

24. Zulfaghari M, Fatehizadeh M, Abdy MR. [The study of early schema, and marital intimacy]. Journal of family research 2008; 4(15): 261-47. (Persian)

25. Bowen M. Family therapy in clinical practice. New York: Aronson; 1978, 45- 98.

26. Goldenberg I, Goldenberg H. Family therapy: On overview. 4th ed. Pacific Grove, CA: Brooks/Cole; 2001, 2-103.

27. Roytburd LF, Friedlander Myrna L.Predictors of Soviet Jewish refugees' acculturation: Differentiation of self and acculturative stress. Cultur Divers Ethnic Minor Psychol 2008; 14: 67-74.

28. Bowen M. Theory in the practice of psychotherapy. In: Guerin PJ. (editor). Family therapy theory and practice. New York: Gardner; 1976: 42-90.

29. Yoosefi N. [Structural relationships between self-differentiation and subjective well being, mental health and marital quality fitting Bowen's theory]. Journal of Medical Sciences University of Shahre Kurd 2010; 12(3): 68-77 (Persian)

30. Shakibaie T, Esmaily M, Karamy A. [Effective of teaching of self-differentiation on divorce women mental disorder]. Journal of education and psychology of Tehran University 2006; 2(7):
115-31. (Persian)

31-Gandy P. A psycho educational group treatment model for adolescence with behavior problems based on an integration of Bowen theory (BT) and rational-emotive therapy (RET). California school of professional psychology. Ph.D. Dissertation, San Francisco Campus, Alliant International University, 2007, 6-35.

32. Dion AR. A single case study of a survivor of suicide using Bowen therapy and grief counseling. Ph.D. Dissertation. San Francisco: Alliant International University, California school of professional psychology, 2003, 1-43.

33. Barttley D. The application of emotion focused therapy and Bowen family system theory in family therapy with adolescence. M.Sc. Ph.D.  Dissertation. Manitoba: Manitoba University, 2002, 12- 62.

34. Oraizi HR, Farahani H. [Research in counseling and psychology]. Tehran: Danzheh; 2007. (Persian)

35. Young JE, Norman S, Thomas J. Schema questionnaire. J Cogn Ther Res 1995; 19: 295-321.

36. Mohamadifar A, Besharat M. [Validity of schema scale (Item 75)]. Journal of education and psychology of Tehran University 2007; 3(37): 5-20. (Persian)

37. Yoosefi N, Etemadi O, Bahrami F, Ahmadi A, Fatehezadeh M. [An investigation on early maladaptive schema in marital relationship as predicators of divorce]. Journal of reimaging and divorce 2009; (Acceptance letters for published). (Persian)

38. Larsen DL, Atkinson CC, Hargeruz WA, Neguin TD. Evaluation of client/patient satisfaction. J Eval Prog Plan 1979; 2: 197-207.

39. Larson JH, Wilson SM. Family of origin influences on young adult career decision problems: A test of Brownian theory. Am J Fam Ther1998; 26: 39-53.

40. Bowen M. Family therapy in clinical practice. New York: Aronson; 1978: 44- 134.

41. Fine M. The relationship of perceived health in the family of origin to levels of state and trait anxiety. J Fam Ther 1988; 15(1): 51-7.

42. Chung H, Gale H. Comparing self-differentiation and psychological well-being between Korean and European American students. J Contemp Fami Thera 1988; 28: 367-81.

43. Kerr ME, Bowen M. Family evaluation. New York: Norton; 1988: 34-89.

44. Kerr M. Living the theory, the family therapy networked. New York: Norton; 1991: 39-70.

45. McCollum EE. Bowen's concept of emotional connectedness to spouse and family of origin as a moderator of the relationship between stress and individual well-being. Ph.D. Dissertation. Manhattan: Kansas State University, 1986, 9- 89.

46. Figley CR. Traumatic stress: The role of the family and social support systems. In: Figley CR. (editor). Trauma and its wake. Traumaticstress, theory, research and intervention. New York: Brunner/Mazel, 1986: 39-54.

47. Murdoch NL, Gore PA, Horosz CM. Stress, coping and differentiation of self: A test of Bowen theory. Poster presented at the Annual Convention of the American Psychological Association. 1998; San Francisco.

48. Peleg O. The relation between differentiation and social anxiety: What can be learned from students and their parents? Am J Fam Ther 2005; 33: 167-83.

49. Showers CJ, Ryff CD. Self-differentiation and well-being in a life transition. J Pers Soc Psychol Bull 1996; 22: 448-50.