مقایسه ی ترسیم خانواده جهت تحلیل روان شناختی کودکان در خانوادههای عادی و تک والدی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد مشاوره- عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی سنندج، ایران

چکیده

پژوهش حاضر جهت مقایسه‌ی نتایج آزمون ترسیم خانواده در کودکان 5 تا 10 ساله در خانواده‌های تک‌والدی و عادی طراحی شد.
روش‌کار: ‌این پژوهش توصیفی در بهار 1387در سنندج انجام ‌گرفت. صد و شصت کودک 5 تا 10 ساله، شامل 60 کودک پیش‌دبستانی و 100 کودک دبستانی مورد مطالعه قرار گرفتند. هشتاد کودک از خانواده‌های تک‌والدی، به روش نمونه‌گیری سیستماتیک خوشه‌ای و 80 کودک از خانواده‌های عادی سنندجی بصورت تصادفی انتخاب ‌شدند. آزمودنی‌ها توسط آزمون ترسیم خانواده‌ی کرمن مورد سنجش قرار گرفتند. آن‌ها در ترسیم نقاشی خانواده آزاد بودند. اطلاعات محرمانه باقی ماند و با استفاده از شاخص‌های توصیفی  و آزمون‌های مجذور خی، تی وابسته و کولموگروف اسمیرنوف مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: کودکان خانواده‌های تک‌والدی بیشتر از کودکان خانواده‌های عادی در ترسیم‌های خود واکنش‌های عاطفی نسبت به خانواده از جمله حذف خود و اعضای بدن (001/0=P)، حذف یکی از والدین  (001/0=P)، ترسیم والدین با فاصله (017/0=P) و تنوع رنگ کمتر (001/0= P) را بروز می‌دهند.
نتیجه‌گیری: کودکان خانواده‌های تک‌والدی در ترسیم خانواده خود واکنش‌های عاطفی متفاوت با کودکان خانواده‌های عادی نشان می‌دهند.
 

کلیدواژه‌ها


نقاشی کودکان نمودی از تجربه
ی زندگی واقعی آنان است (1) و از طریق آن خواست‌ها و مشکلات آنان به شکل خلاق و مطلوب منعکس
شده و در نتیجه سلامت روانی آن
ها در حد زیادی تامین می‌شود. نقاشی کودکان تحت تاثیر محیط زندگی و تجربیاتی است که در محیط مدرسه کسب می‌کنند (2) و به آن
ها در سازمان دادن به اندیشه‌ها و معنی بخشیدن به تجارب
شان کمک می‌کند (3). کودکان در هر سنی که باشند از نقاشی به عنوان راهی برای ابراز وجود و ارتباط با محیط پیرامون استفاده می‌کنند. نقاشی و تصاویری که کودک از آن استفاده می‌کند بیانگر تعارضات درونی و عواطف وی است (4) و کودک را قادر می
سازد تا ضمن بیان تجارب خود، تفکرات، ترس­ها،‌ رویاها و ایده‌هایش را به شیوه
ای امن، کامل و واقعی بروز دهد که این امر منجر به توسعه
ی مهارت
های ارتباطی و ابراز وجود می­شود (5).

 

نقاشی یکی از انواع زبان
هایی است که کودکان از طریق آن می‌توانند در مورد دنیای خویش با خود و با دیگران حرف بزنند. از این رو فعالیت ترسیمی، شبیه یک نمایش خیال
پردازانه است (6) و کودکان از طریق فعالیت
های ترسیمی احساسات، عواطف، ایده‌ها و تجارب خود را بیان می‌نمایند (7). نقاشی به عنوان شکلی از داستان
سرایی است که کودکان را قادر می‌سازد داستان
های خود را  از طریق  یک شکل توسعه  یافته از ارتباطات با تمرکز بر صحبت کردن در مورد نقاشی
های خود بیان نمایند (7). نقاشی کودکان اغلب فراتر از مرحله
ی کلامی پیش می
رود و به واقعی
سازی عمیق و ظهور آن
برای کودک و هم
چنین سازگاری با واقعیت
یابی
کمک می
کند (5).

 

به نظر می
رسد مصاحبه
ی ساده با کودک به نحو واضح و روشن احساسات واقعی او را نسبت به خانواده‌اش نمایان نمی‌سازد زیرا کودک از مقاصد جستجوگرایانه
ی بزرگسالان به خوبی آگاه است. برعکس هنگامی که او افراد خانواده
اش را در نقاشی نشان می
دهد خود را کمتر کنترل نموده و با آزادی تمام ترس
ها، تمایلات، احساسات،‌ جاذبه‌ها و تردید‌هایش را بیان می‌کند (8). نقاشی خانواده به عنوان یک فعالیت هنری نقطه
ی شروعی برای بزرگسالان است تا شاهد تکامل نقاشی‌های کودکان باشند و ببینند که آنان چگونه از رنگ‌ها و شکل‌ها برای انتقال احساسات خود استفاده می‌کنند. در این فعالیت به کودک گفته می‌شود که تصویر خانواده خود را ترسیم نماید (4) هر چند معنایی که کودکان از نقاشی
های خود دارند به گونه‌ای است که بزرگسالان قادر به درک آن نخواهند بود (9).

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهند که نقاشی خانواده برای تشخیص مشکلات خانوادگی روش مناسبی بوده و خانواده موثرترین عامل محیطی است که نقاشی کودک را تحت تاثیر قرار می‌دهد (10). نتایج ترسیم‌های دو گروه کودکان خانواد‌های تک والدی و عادی نشان می‌دهد که نقاشی‌های کودکان به طور قابل
توجهی با واقعیت‌های زندگی‌ آنان هم
خوانی دارد (11).

 

در نقاشی خانواده برای گرفتن نتیجه
ی بهتر از کودک خواسته می
شود که تصویر خانواده‌ای به جز خانواده
ی خود را نقاشی کند. به این ترتیب توجه کودک از خانواده‌اش دور ‌شده و با آرامش بیشتری گرایشات درونی خود را نقاشی می
کند. ولی در هر حال تصویری که او می‌کشد مربوط به خانواده‌اش خواهد بود زیرا به نظر او خانواده‌اش تنها خانواده‌ای است که می‌شناسد و در آن زندگی کرد‌ه است (12).

 

یافته‌های پژوهشی ایپولیتو[1] بر روی دو گروه کودکا‌ن تک والدی و عادی ایتالیایی با استفاده از آزمون ترسیم خانواده‌های کرومن نشانگر آن است که کودکان خانواده‌‌های عادی بیشتر از رنگ
های شاد، ارزنده
سازی[2]، ترسیم والدین با هم و حضور خود در نقاشی استفاده نمودند در حالی که در ترسیم‌های کودکان خانواده‌های تک
والدی، سطح پایین اعتماد به نفس،‌ استفاده از رنگ
های سرد یا تحویل نقاشی بدون رنگ، حذف اعضای بدن و حذف یکی از والدین، مشخص بود. نتایج دیگر نشان داد که فعالیت
های ترسیمی کودکان خانواده
های تک
والدی متناسب با سن طبیعی آن
ها نبوده است (11).

 بررسی
های انجام شده بر ‌روی 41 کودک خانواده
های طلاق حاکی از آن است که کودکانی که تحت تاثیر خانواده‌های مادرمدار[3] بوده‌اند، پدر را از نقاشی‌های خود حذف نموده‌اند (13). به نظر ایپولیتو نشانگان مشکلات عاطفی به صورت ترسیم خصمانه
ی[4] تصاویر، اشکال غیرقابل تشخیص و رسم حیوانات، استفاده از رنگ
های تیره یا عدم حضور رنگ، شکل
های معلق در کاغذ،‌ ترسیم با فاصله
ی افراد و به طور کلی عدم ثبات و امنیت در نقاشی کودکان تک‌ والدی دیده می‌شود (11).

در ترسیم‌های کودکان خانواده‌های دارای نا
پدری و نا
مادری، اعضای خانواده به صورتی عجیب و غریب نقاشی می‌شوند و در ترسیم آن
ها نشانه‌ای از صمیمیت و ارتباط در بین اعضای خانواده دیده نمی‌شود (14). یافته‌های قاسم
زاده نشان
دهنده
ی بروز نگرش منفی این کودکان نسبت به خانواده در نقاشی
های آن
ها است (15). مطالعه
ی چرنی[5] و همکاران بر روی نقاشی خانواده
ی کودکان سنین 5 تا 13 ساله نشانگر آن است که بین جنسیت، سن، خصوصیات و جزئیات نقاشی خانواده ارتباط وجود دارد. هم
چنین بین نقاشی‌های دختران و پسران تفاوت مشهودی در زمینه
ی تناسب شکل و نحوه
ی رسم لباس در نقاشی دیده می‌شود (16).

مطالعات دیگر بر روی نقاشی کودکان حاکی از آن است که اندازه
ی نقاشی کودکان تحت تاثیر شرایط روحی و روانی آنان متفاوت است. کودکانی که شرایط روانی مطلوبی داشته‌اند نقاشی را در اندازه
ی بزرگتری نسبت به کودکان دارای محیط نامناسب و شرایط روانی منفی هستند ترسیم می‌کنند (17).

 نتایج مطالعه
ی دیگری بر روی 253 نفر از کودکان سنین 4 تا 11 ساله نشان می‌دهد که تنوع رنگ در نقاشی کودکانی که موضوعات خوشایند و مثبت را در نقاشی ترسیم می‌کنند بیشتر دیده می‌شود (18).

مطالعات هاریسون، کلارک و یونگرر[6] ‌بر روی نقاشی کودکان 6 ساله اشاره به این نکته دارد که بین نقاشی
های کودکان و ارزیابی معلم از کیفیت روابط و سازگاری با مدرسه، رابطه
ی معنی‌داری وجود دارد (19).

در پژوهش
های  دیگر  بین  نقاشی  کودکان  با  شرایط  نامطلوب

خانوادگی در مقایسه با کودکان خانواده‌های عادی تفاوت
هایی وجود دارد. از جمله این تفاوت
ها، ‌تحویل بدون رنگ نقاشی و بروز تمایلات منفی نسبت به خانواده، استفاده  از رنگ
های سرد و حذف اعضای بدن و اجزای صورت بوده است (20).

بر اساس نتایج یک مطالعه کودکانی که در یتیم
خانه
ها زندگی می‌کنند شکل خانه را مانند کودکان دیگر ترسیم ننموده و ترسیم خانه در نقاشی آنان یک حالت هرج و مرج را به بیننده منتقل می­کند (21).

 

هدف از این پژوهش مطالعه
ی واکنش‌های عاطفی کودکان نسبت به خانواده و اعضای آن و بررسی فهم و شناخت آنان از وضع موجود خانواده است که به صورت مقایسه­ای بین دو گروه کودکان عادی و تک والدی در دو مقطع سنی پیش
دبستانی و دبستان با استفاده از آزمون کورمن[7]  انجام
شده است.

می­توان ادعا نمود در سال
های اخیر در تحقیقات موجود داخلی برای اولین
بار بر روی این موضوع، پژوهشی صورت گرفته است که در مطالعات خارجی نزدیک به موضوع مطالعات ایپولیتو می­باشد که در آن فقط مقطع سنی دوره
ی دبستان بررسی شده است.

فرض اساسی در این پژوهش آن است که نقاشی
های کودکان خانواده
های عادی با خانواده
های تک والدی تفاوت دارد و این تفاوت در دو قسمت چهارچوب و محتوای نقاشی است.

قسمت اول یعنی خطوط، فضا و رنگ که در تمام نقاشی
ها وجود دارد و نشانگر خصوصیات عمومی مشخص کودک است و قسمت دوم محتوای نقاشی است که اشاره به عواملی مانند بی
ارزش کردن (حذف افراد خانواده، فاصله
ی بین اشخاص در نقاشی، در مصاحبه نام فردی را به زبان نیاوردن) و ارزنده
سازی (برجسته نمودن اشخاص)، حذف خود، حذف اعضای بدن و اضافه نمودن شخصیت
های دیگر می
باشد.

روش
کار

روش بررسی در این پژوهش،‌ توصیفی و از نوع پس رویدادی است. جامعه
ی آماری شامل کودکان 5 تا10 ساله (دختر و پسر) شهرستان سنندج است که در بهار سال 1387 انتخاب شده­اند. حجم نمونهبا استفادهاز فرمول برآورد حجم نمونه
ی کوکران، نسبت خصیصه‌های ترسیم خانواده
ی کودکان و خطای برآورد 08/0= dبرابر160 نفر برآورد می
شود یعنی این حجم نمونه با اطمینان 95 درصد و خطای نمونه
گیری کمتر از 08/0 خواهد بود.

در این پژوهش60 نفر دختر و پسر از دوره
ی پیش
دبستانی و آمادگی از 6 مرکز مهدکودک و پیش
دبستانی در دو گروه 30 نفری از خانواده‌های عادی و تک
والدی انتخاب شده‌اند. تعداد 100 کودک دختر و پسر نیز در دوره
ی ابتدایی از 9 دبستان (نیمی متعلق به خانواده‌های عادی و نیمی دیگر از خانواده‌های تک
والدی) با استفاده از روش نمونه
گیری خوشه‌ای دومرحله‌ای‌ که در مرحله
ی دوم، روش نمونه‌گیری سیستماتیک داخل خوشه‌ها استفاده شده است، انتخاب گردیدند.

در تحلیل داده‌ها، شیوه‌های توصیفی مانند جداول ‌فراوانی و شاخص
های آماری نظیر میانگین به کار رفت. برای پاسخ به فرضیه‌های پژوهشی از روش
های آمار استنباطی مانند خی‌دو و آزمون تی وابسته و آزمون K-S[8] استفاده شده است.

ابزار عمده
ی این پژوهش، آزمون ترسیم خانواده کرومن، مشاهده و مصاحبه است.نقاشی
های خانواده در اصل توسط اپل و وولف[9] پیشنهاد شد اما بعدها به گونه‌ای کامل
تر به عنوان آزمون نقاشی خانواده )[10](DAF توسط هال[11] تدوین گردید. این روش همراه با پیشرفت خانواده درمانی در سال
های دهه
ی 1970 و1960 شهرت چشم
گیری پیدا کرد. آزمون ترسیم خانواده را لویی
کورمن تهیه نموده است. در شکل سنتی این آزمون از کودک خواسته می
شود که «خانواده
ات را نقاشی کن».  این دستورالعملی است که  مولفانی هم
چون  مینکوسکا،

پورو، کان و کاین و گومیلا[12] در فرانسه،  اَپل[13] در آمریکا، بارسیلوس[14] در برزیل و فوکاوا[15] در ژاپن به کار بسته
اند. در دستورالعمل
های جدید کرومن به کودک گفته می
شود که "یک خانواده را به فکر خودت نقاشی کن" (12). این دستوالعمل آزادی
 کامل
تری فراهم می
سازد و از این راه، تمایلات ناهشیار با سهولت بیشتری بیان می‌شود و همان
طور که خواهیم دید به این ترتیب است که کودک خواهد توانست از واقعیت فاصله
ی بیشتری گرفته و مثلا خانواده‌ای را نقاشی کند که خود در آن جایی ندارد یا در مواردی دیگر، خود را در اشخاص مختلف نقاشی فرافکنی کند. اجرای آزمون مستلزم آن است که یک صفحه کاغذ، یک مداد و یک مداد پاک
کن به کودک داده و به وی گفته ‌شود "یک نقاشی از خانواده‌ات بکش". در اجرای آزمون این پژوهش، قبل از انجام آزمون، رابطه
ی عاطفی با کودکان توسط آزمونگران که از دو نفر مربیان زن تحصیل
کرده
ی دانشگاهی انتخاب شده بودند برقرار شد و بدون اعمال هر گونه فشار براساس رضایت کودکان در محل مهدکودک یا دبستان که از قبل پیش
بینی شده بود آزمون انجام گرفت. در نمره
گذاری آزمون بر این نکته تاکید گردیدکه تفسیر نقاشی­های فرافکن روی پیوستاری انجام می
کرد که دامنه
ی تغییر آن از نمره­گذاری عینی تا تحلیل شهودی و برداشتی است (20).

 

روش نمره
گذاری زیر در چهار مرحله در این پژوهش به کار رفت که عبارتند از: 1- برداشت کلی 2- بررسی جزئیات خاص 3- نمره
گذاری عینی 4- یکپارچه کردن. در مرحله
ی برداشت کلی به بررسی نقاشی به صورت کلی مانند توجه به حالت روانی، پیام کلی و احساسی که نقاشی به بیننده منتقل می­دهد، پرداخته می
شود. در بررسی جزئیات خاص، اجزای مختلف نقاشی به روش منطقی تجزیه و تحلیل شد. در این تحلیل بر جنبه­های غیرمعمول نقاشی مانند اندازه
ی نقاشی و کیفیت پرداخت به جزئیات مانند ارزنده
سازی توجه گردید. در نمره
گذاری عینی به فراوانی خصیصه­های مورد اتفاق در نقاشی خانواده
ی کودکان مورد آزمون از جمله حذف خود و اعضای بدن، حذف والدین و استفاده از رنگ
های سرد استناد شد که به طور دقیق و مشورت با صاحب
نظران در این خصوص، فراوانی آن
ها در دو گروه نقاشی کودکان یاداشت شد.

 

در مرحله
ی آخر یکپارچه کردن انجام پذیرفت. اطلاعات در سه مرحله
ی قبلی از طریق مصاحبه با مربیان و خود کودک و بررسی سوابق کودکان در پرونده­ها انجام شد تا اطمینان بیشتری نسبت به اطلاعات موجود در نقاشی حاصل گردد. جهت محاسبه
ی پایایی[16]، از افرادی شبیه نمونه‌ها که در تحقیق جزو نمونه نبودند، پیش
آزمون و آزمون مجدد[17] به فاصله
ی 4 هفته به عمل آمد و پایایی 89/0 محاسبه شد. از سوی دیگر ضریب پایایی این سئوالات در نمونه‌های تحقیق به وسیله
ی فرمول آلفای کرونباخ[18] 87/0 محاسبه گردید.روایی[19] آزمون با استفاده از نظر متخصصان در این زمینه در سطح بالایی
ارزیابی شد.

هم
چنین در پژوهش ایپولیتو با استفاده از آزمون کرومن بر روی دو گروه کودکان تک
والدی و عادی ایتالیایی با استفاده از نظر متخصصان، روایی بالایی گزارش شده است (11). در این مطالعه از مشاهده و مصاحبه هنگام ترسیم نیز استفاده شد. مشاهده
ی رفتارهای کودک هنگام رسم نقاشی، به خصوص نحوه
ی کشیدن نقاشی و ترتیب ترسیم افراد خانواده صورت می
پذیرد. مصاحبه به جهت تقلیل جنبه
های مشخص تفسیر نقاشی بعد از ترسیم نقاشی به عمل می‌آید که سئوالات آن شامل توصیف کودک از ترسیم خود و این که در ترسیم خانواده کدام فرد مهربان
تر، کدام کمتر مهربان، کدام خوشبخت
تر، کدام کمی خوشبخت
تر و این که در خانه چه کسی از همه بهتر است، می
باشد. یافته‌های جدول (1) اطلاعات مربوط به کودکان شرکت
کننده در پژوهش را نشان می
دهد.

یافته
های به دست آمده در جدول (2) نشان می­دهد، کودکانی که والدینشان از یکدیگر جدا شده­اند نسبت به کودکانی که والدینشان با هم زندگی می
کنند مشکلات بیشتری  را  نشان  می‌دهند که این  مشکلات  به صورت  حذف

جدول1- اطلاعات جمعیت
شناسی کودکان خانواده
های تک
والدی و عادی

 

 

مقطع سنی

دختر

پسر

جمع

خانواده عادی

خانواده تک
والدی

خانواده عادی

خانواده تک
والدی

پیش
دبستانی

15

15

15

15

60

دبستانی

25

25

25

25

100

 جمع

40

40

40

40

160

 

خود، حذف اعضای بدن، ترسیم والدین با فاصله، تنوع رنگ کمتر، استفاده از رنگ
های سرد و حذف یکی از والدین در نقاشی است.

 

جدول2- جدول متقاطع به همراه آزمون2χ  مربوط به تفاوت
ترسیم در کودکان عادی و کودکان تک
والدی در خصیصه‌های مختلف

خصیصه

کودکان عادی

کودکان تک
والدی

2χ

P

حذف خود

6

25

***44/14

000/0

عدم حذف خود

74

55

 

 

 

 

 

حذف
اعضای
بدن

6

29

***34/19

000/0

عدم حذف اعضای بدن

74

51

 

 

 

 

 

ترسیم والدین با فاصله

27

42

*733/5

017/0

ترسیم والدین درکنار هم

53

38

 

 

 

 

 

عدم تنوع رنگ

9

28

***692/12

000/0

تنوع رنگ

71

52

 

 

 

 

 

استفاده از رنگ
های سرد

29

20

ns 668/0

668/0

عدم
استفاده از رنگ

سرد

51

30

 

 

 

 

 

حذف والدین

9

39

***786/26

000/0

عدم حذف والدین

71

41

ns  معنی
دار نمی
باشد (05/0<P)    * در سطح 05/0 معنی
دار است (05/0>P

** در سطح 01/0 معنی
دار است     *** در سطح 001/0 معنی
دار است (001/0>P)

  یافته‌های به دست آمده در جدول (3) نشان می­دهد دختران خانوادهای تک
والدی در آزمون ترسیم خانواده مشکلات بیشتری را نسبت به پسران نشان می
دهند. با توجه به داده‌های دو گروه پسر و دختر که طبیعی می‌باشد (برای تایید طبیعی بودن داده‌ها از آزمونK-S  استفاده شده است) و معنی
داری آزمونK-S برابر 96/0 و تایید فرض صفر در سطح 05/0 مبنی بر طبیعی بودن داده‌ها و مقدار به دست آمده در آزمون تی وابسته برابر 775/1، حاکی از آن است که اختلاف تعداد خصیصه‌های موجود در ترسیم نقاشی در دختران و پسران خانواده‌های عادی و تک
والدی در سطح 05/0 معنی‌دار نمی‌باشد. بررسی تفاوت میانگین‌ها در این زمینه نشانگر آن است که میانگین تعداد نقاشی در پسران بیشتر است.

 

جدول3-  نتایج آزمون تی وابسته، مربوط به تفاوت ترسیم نقاشی در خصیصه­های مورد مطالعه در کودکان عادی و کودکان

تک
والدی برحسب جنسیت

خصیصه‌های نقاشی

دختر

پسر

جمع

حذف یکی از والدین

18

21

39

عدم تناسب با سن

7

11

18

استفاده از رنگ
های سرد

24

26

50

عدم تنوع رنگ در نقاشی

10

18

28

ترسیم والدین با فاصله

18

24

42

حذف اعضای بدن در نقاشی

12

17

29

حذف خود از نقاشی

11

14

25

جمع

100

131

231

درجه
ی آزادی

6

آماره
ی تی

775/1

سطح معنی
داری

126/0

 

یافته‌های به دست آمده در جدول (4) مبنی بر این که کودکان پیش
دبستانی بیشتر از کودکان دبستانی واکنش
های خود را نسبت به جدایی والدین در نقاشی
های
شان منعکس می‌
کنند،‌ با توجه به داده‌های دو گروه پسر و دختر، طبیعی می‌باشد
(برای تایید طبیعی بودن داده‌ها از آزمون K-S استفاده
شده است).

P آزمون K-S  برابر 94/0 و تایید فرض صفر در سطح 05/0 مبنی بر طبیعی بودن داده‌ها و مقدار به دست آمده در آزمون تی وابسته برابر966/0 حاکی از آن است که تفاوت معنی‌داری در بین کودکان پیش
دبستانی و دبستانی در واکنش به جدایی والدین در نقاشی دیده نشده است و این فرض در سطح 05/0 معنی
دار نمی‌باشد. بررسی تفاوت میانگین‌ها در این زمینه نشانگر آن است که میانگین تعداد خصیصه
ی نقاشی در کودکان دبستانی بیشتر است.

یافته‌های به دست آمده در جدول (5) مبنی بر این که کودکانی که والدینشان از هم جدا شده‌اند نگرش منفی بیشتری نسبت به والدین خود دارند نشانگر آن است که با توجه به این که  مقدار  2χ  برابر  17/17  است،  بنا بر این  این

فرض در سطح 001/0 معنی‌دار است. به این معنی که کودکان خانواده‌های تک والدی نگرش منفی بیشتری نسبت به والدین در نقاشی خانواده بروز می‌دهند.

 

جدول 4- نتایج آزمون تی وابسته، مربوط به تفاوت در ترسیم نقاشی در کودکان عادی و کودکان تک والدی برحسب مقطع تحصیلی در خصیصه­های مورد مطالعه

خصیصه‌های نقاشی

پیش
دبستانی

دبستان

جمع

حذف یکی از والذین

20

19

39

عدم تناسب با سن

4

14

18

استفاده از رنگ
های سرد

21

29

50

عدم تنوع رنگ در نقاشی

13

15

28

ترسیم والدین با فاصله

24

18

42

حذف اعضای بدن در نقاشی

16

13

29

حذف خود از نقاشی

10

15

25

جمع

108

123

231

درجه
ی آزادی

6

آماره تی

966/0

سطح معنی
داری

372/0

جدول5- نتایج آزمون  مربوط به بروز نگرش منفی نسبت به والدین در ترسیم کودکان خانواده
های عادی و تک والدی

نگرش وضعیت خانواده

نگرش منفی نسبت به والدین

عدم نگرش منفی نسبت به والدین

جمع

عادی

22

58

80

تک والدی

48

32

80

جمع

70

90

160

درجه
ی آزادی

1

آماره 2χ

17/17

سطح معنی
داری

000/0

 

بحث و نتیجه
گیری

نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کودکان خانواده‌های تک
والدی بیشتر از کودکان خانواده‌های عادی، واکنش‌های عاطفی خود را نسبت به خانواده و اعضای آن نشان می‌دهند و فهم و شناخت کودکان دو گروه از وضع موجود خانواده متفاوت است. آزمون فرضیه‌ها اذعان می‌دارد که کودکان خانواده‌های تک
والدی در مقایسه با کودکان خانواده‌های عادی بیشتر به حذف خود در نقاشی، حذف اعضای بدن، ترسیم با فاصله
ی والدین، تنوع رنگ کمتر و حذف یکی از والدین می‌پردازند و نگرش منفی آنان نسبت به والدین در نقاشی خانواده بیشتر است که این موضوع با بسیاری از مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور هم
خوانی دارد (11،13،15،18،20). از یافته‌های دیگر این پژوهش این است که در نقاشی
های کودکان خانواده‌های تک
والدی، حذف خود از نقاشی بیشتر دیده می‌شود. پژوهش‌های ایپولیتو و بورکیت‌ بر روی کودکان تک
والدی تایید کننده
ی نتایج این پژوهش است (11،17).

مطالعات انجام شده در مورد نقاشی خانواده حاکی از آن است که والدین از هم جدا شده در نقاشی کودک نیز جدای از هم ترسیم می‌شوند. در بعضی بررسی
ها کودک امکان دارد که آن
ها را به صورت زوج و با هم نشان دهد که بیانگر تمایل و آرزوی او برای دیدن پدر و مادر به صورت همبسته است (8). نتیجه
ی آزمون این فرضیه، نشانگر آن است که کودکان خانواده‌های تک
والدی در نقاشی‌های خود بیشتر به ترسیم والدین خود به صورت جدا از هم و با فاصله اقدام می‌کنند و این یافته با مطالعه
ی ایپولیتو هم
خوانی دارد (11).

از نتایج تحقیقات انجام شده در خصوص حذف والدین از نقاشی خانواده، مطالعه
ی قاسم
زاده نشان داد که کودکان نگرش منفی خود را نسبت به والدین به این گونه جلوه
گر می‌نمایند (15) که با آزمون فرضیه
ی این پژوهش مبنی بر حذف یکی از والدین در نقاشی توسط کودکان خانواده‌های تک
والدی هم
خوانی دارد. از دیگر نتایج این پژوهش می
توان به عدم تفاوت در بروز ملاک
های مذکور در نقاشی
های دختران و پسران و کودکان پیش
دبستانی و دبستانی اشاره کرد که این یافته با مطالعات چرنی مغایرت دارد و می­تواند ناشی از مسایل فرهنگی و نوع نگاه جنسیتی به الگو­های جنسی باشد.

هم
چنین در برخی مطالعات، پسران بیشتر از دختران در نقاشی خانواده  به حذف خود اقدام کرده بودند. به طور کلی مطالعات انجام شده در این رابطه نشان می‌دهند که از نقاشی کودکان می‌توان به عنوان ابزاری جهت سنجش برخی از ویژگی
های شناختی، عاطفی و انگیزه‌های ناهشیار شخصیتی استفاده کرد (4،11،22،23،24).

باید دانست که کاربرد نقاشی به عنوان ابزار شناخت خصایص کودکان با پاره‌ای از محدودیت‌ها همراه است که تاثیر عوامل فرهنگی بر ویژگی
های نقاشی کودکان و دشواری تدوین روش
های عینی سنجش از جمله
ی این محدودیت‌ها است. بنا بر این پیشنهاد می‌شود که برای ارزیابی نقاشی کودکان سنین مختلف ایرانی معیارهای عینی مبتنی بر مطالعات علمی و تجربی فراهم شود و بر اساس روش
های آماری هنجاریابی گردد.

 

نکته
ی دیگری که باید بر آن تاکید نمود این است که نقاشی کودکان فقط یک وسیله
ی پرورش خلاقیت و پختگی کودک نیست بلکه آن را باید به عنوان وسیله
ی تحقیق و مبادله با محیط اجتماعی و دنیای بزرگسالان اطراف کودک دانست و به عنوان نشانه‌ای از حالات عاطفی کودک در نظر گرفت که توجه به آن در آموزش و پرورش با نتایج مثبتی همراه است.

تشکر و قدردانی

از همکاری بی دریغ خانم­ها سهیلا شکیبا و روژین پاک
نهاد و نیز تمام کودکان و مربیان و معلمان مراکز پیش دبستانی و دبستانی و مسئولین  سازمان
های  آموزش و پرورش و بهزیستی

 

 شهرستان سنندج صمیمانه سپاسگزاری می­نمایم.

شایان ذکر است که مطالعهی حاضر بدون حمایت مالی نهاد خاصی انجام پذیرفته و با منافع نویسنده هیچ
گونه ارتباطی نداشته است.



[1]Ippolito

2Valuation

[3]Mother Custody Families

[4]Hostile

[5]Cherney

[6]Harrison, Clarke, Ungerer

[7] Corman

[8]Kolmogrov- Smirnov Test

[9]Appel and Wolf

[10]Draw Family Test

[11] Hall

[12]Minkoska, Porot, Cain and Gomila

[13]Apel

[14]Barcellos

[15]Fukaba

[16]Validity

[17]Test Retest

[18]Cronbach's Alpha

[19]Reliability

 

1. Ivashkerich O. Drawing in children's lives. In: Fineberg J (editor). When we were young new perspectives on the art of the child. Berkeley, CA: University of California press; 2006: 45-59.

2. Rose SE, Jolley RP, Burkitt E. A review of children's, teachers' and parent's influences on children's drawing experience. Int J Art Design Educ 2006; 25(3): 341-9.

3. Baghban M. The role of drawing in the development of writing young children. J Young Children 2007; 62(1): 20-6.

4. Fleming KK. What are they telling us? The importance of children's drawings. [cited 2008 Dec 10]. Available from: URL; http://www.eric.ed.gov

5. Bhroin MN. A slice of life: The interrelationships among art, play and the real life of the young child. J Educ Art 2007; 16(8): 24-7.

6. Coates E, Coates A. Young children talking and drawing. Int J Early Year Educ 2006; 4(3): 221-44.

7. Kathy R. Young children drawing: The Significance. Proceeding of the British Educational Research Association Annual Conference; 2001; British. College of Riponand York; 2001: 13-5.

8. Olivio Ferari A. [Drawing and its concepts]. Sarafan A. (translator). Tehran: Diba; 1988: 15-115. (Persian)

9. Cote CA, Golbeck S. Pre-schooler's feature placement on own and other's drawings. Int J Early Years Educ 2007; 15(3): 231-43.

10. Askari Y. [Comparing the families test which child's father is schizophrenic and healthy family]. MA. Dissertation. Tehran: Allameh Tabatabaei University, College of psychology, 1995: 105-35. (Persian)

11. Ippolito A. The effect of parent separation on children. [cited 2008 Nov 10]. Available from: URL; http://www.forensicpsychology.it/numero%20002/ippol_ing.htm

12. Corman L. [Child drawing, application of drawing test of family in a clinic]. Dadstan P, Mansour M. (translators). 5th ed. Tehran: Roshd; 2009: 25-32. (Persian)

13. Isaacs MB, Levin IR. Who's in my family? A longitudinal study of drawing of children of divorce. J Divorce 1984; 7(4): 1-21.

14. Marzo S. Children in Step families. [cited 2008  Dec 10]. Available from: URL; http://www.forensicpsychology.it /numero%20002/mar_ing.htm  

15. Ghasemzadeh F. [A portray a family in child drawing]. Journal of healthy society 1996; 4(17): 66-9. (Persian)

16. Cherney ID, Seiwert CS, Dickey TM, Flichtbeil JD. Children's drawings: A mirror to their minds. J Educ Psychol 2006; 26(1): 127-42 .

17. Burkitt E, Barnett N.  The effects of brief and elaborate mood induction procedures on the size of young children's drawings. J  Educ Psychol 2006; 26(1): 93-108.

18. Burkitt E, Barrett MA. The effect of affective characterization on the use of size and coloring drawings produced by children in the absence of a model. J Educ Psychol 2004; 24(3): 315-43.

19. Harrison lJ, Clarke l, Ungerer JA. Childrens′ drawings provide a new perspective on teacher-child relationship quality and school adjustment. J Early Childhood Res 2007; 22(1): 55-71.

20. Gari GM. [Handbook of psychology test]. Sharifi HP. (translator). Tehran: Roshd; 1990: 259-304. (Persian)

21. Thomas G, Silk A. [An introduction to psychology of child drawings]. Mokhber A. (translator). Tehran: Tarhe-No; 1990: 45-98. (Persian)

22. Edens K, Potter E. The relationship of drawing and mathematical problem solving: "Draw for math" tasks.  J Issues Res Art Educ 2007; 48(3): 282-98.

23. Frisch NS. Drawing in preschools: A didactic experience. Int J Art Design Educ 2006; 25 (1): 14-85.

24. Cugmas Z. Representation of the child′s social behavior and attachment to the kindergarten teacher in their drawing. J Early Child Dev Care 2004; 174(1): 13-30