تاثیر زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی بر رضایت و صمیمیت جنسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد مشاوره ی خانواده، دانشگاه علوم پزشکی قم

چکیده

جستجو و حفظ رابطه با نزدیکان، به ویژه همسر یک اصل مهم در تمام طول زندگی است. پژوهش حاضر جهت بررسی تاثیر زوج‌درمانی مبتنی بر نظریه‌ی دلبستگی بر رضایت و صمیمیت جنسی زوجین طراحی شد.
روش‌کار: دراین پژوهش نیمه‌تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون، 30 زوج از مراجعه‌کنندگان به فرهنگ‌سرای شهر اصفهان به‌ صورت تصادفی به دو گروه مساوی آزمون و شاهد تقسیم شدند. ابتدا پرسش‌نامه‌ها‌ی رضایت و صمیمیت جنسی به‌عنوان پیش‌آزمون در مورد دو گروه اجرا شد، سپس گروه آزمون 8 جلسه      زوج‌درمانیبر اساس نظریه‌ی دلبستگی را تجربه نمودند و دو هفته بعد از اتمام جلسات از دو گروه، پس‌آزمون به ‌عمل آمد. پس از دو ماه نیز آزمون پی‌گیری در مورد دو گروه انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 13 و روش‌های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته‌ها:  زوج‌درمانی مبتنی بر نظریه‌ی دلبستگی، رضایت جنسی را در مرحله‌ی پس‌آزمون (001/0>P، 211/512=F) و پی‌گیری (001/0>P، 405/789=F) و هم‌چنین صمیمیت جنسی را نیز در مرحله‌ی پس‌آزمون (001/0>P، 63/818=F) و  پی‌گیری (001/0>P، 63/1706=F) به ‌طور معنی‌داری افزایش داد.
نتیجه‌گیری: زوج‌درمانی مبتنی بر نظریه‌ی دلبستگی با بهبود رضایت و صمیمیت جنسی، روابط زوجین را اصلاح می‌کند.

کلیدواژه‌ها


وجود روابط صمیمانه بین افراد از اهمیت خاصی برخوردار است.
چنین روابطی بر بهزیستی فیزیکی، روان
شناختی و توانایی افراد در جهت عملکرد موثر در زمینه‌های مختلف فردی، خانوادگی و شغلی موثر است. ایجاد و دوام رابطه
ی صمیمانه توسط پیوندهای هیجانی خاصی تقویت می‌شود. هم
چنان
که روابط سالم در زندگی منافع و پیامدهای مثبتی را در­بر­دارد، روابط غیررضایت­بخش
 سلامت جسمانی و روان
شناختی افراد را به خطر می‌اندازد. صمیمیت[1] احساس نزدیکی، تشابه و رابطه
ی شخصی عاشقانه یا هیجانی با شخص دیگر است و مستلزم شناخت و درک عمیق فرد دیگر به منظور بیان افکار و احساساتی است که به
عنوان منشا تشابه و نزدیکی به کار می‎رود. صمیمیت یک فرآیند تعاملی است و شامل ابعادی مرتبط به هم است. محور این فرآیند شناخت، درک، پذیرش، همدلی با احساسات فرد دیگر، قدردانی و پذیرش دیدگاه اوست. صمیمیت، تنها یک تمایل یا آرزو نیست؛ بلکه یک نیاز اساسی و واقعی بوده و مفهوم وسیعی دارد که شامل خود
افشایی، رابطه
ی جنسی، نزدیکی هیجانی، بدنی و عقلی است. با از دست رفتن صمیمیت یکی از حلقه‌های پیوند زناشویی از بین می‎رود. باگاروزی[2]  صمیمیت را شامل 9 بعد صمیمیت هیجانی، روان
شناختی، عقلانی، جنسی، جسمانی، معنوی، زیباشناختی، اجتماعی­تفریحی و زمانی می‌داند. شدت صمیمیت و ابعاد نه­گانه
ی آن در هر فرد، متفاوت از فرد دیگر است (1).

داشتن رابطه
ی صمیمانه و دلبستگی[3] عاطفی با افراد نزدیک زندگی چون والدین، همسر و فرزندان یکی از مهم
ترین نیازهای بشری است. تلاش درجهت جستجو و حفظ رابطه با افراد مهم زندگی یک اصل انگیزشی بوده و در تمام طول زندگی با فرد همراه است. دلبستگی و داشتن رابطه برای رشد روانی، تکوین شخصیت و سلامت هیجانی ضروری است و بر سلامت هیجانی، احساس امنیت و بهداشت روان انسان
ها تاثیر می‌گذارد. توانایی تنظیم هیجان­ها و تجربه
ی همدلی مستلزم داشتن یک دلبستگی ایمن است (2). نظریه
ی دلبستگی، انسان
 را به عنوان موجودی اجتماعی می‌نگرد که ظرفیت برقراری ارتباط با سایر انسان
ها را دارد. بالبی[4] معتقد است که دلبستگی در رابطه­ی والد-کودک به رابطه
ی عاشقانه در بزرگسالی[5] انتقال می‌یابد و می‌تواند بر شناخت، هیجان
ها و رفتار در زندگی تاثیر بگذارد. هرگونه خلل در رابطه
ی دلبستگی موجب آسیب
 و خطرهای بعدی می‌شود. بر این اساس، امنیت را می‌توان به عنوان هسته
ی نظام دلبستگی[6] در روابط توصیف نمود. یک رابطه
ی امن با فردی صورت می‌پذیرد که نسبت به او احساس دلبستگی بشود. این ارتباط امن بیشتر با همسر شکل می‌گیرد و همسر شکل اولیه­ی دلبستگی و منبع عمده­ی امنیت و احساس آرامش است. افرادی که احساس ایمنی می‌کنند به همسر خود دلبستگی روشن
تر، منسجم
تر و پیوسته
تری داشته و احساس مثبتی نسبت به خود دارند. زوجینی که دلبستگی ایمن دارند نسبت به یکدیگر متعهدتر هستند. آن
ها از رابطه
ی بین
فردی خود بیشتر احساس رضایت می‌کنند و این امر سبب تداوم رابطه بین آن­ها می­گردد (3).

دلبستگی، فهم ما را از وقایع ارتباطی روزانه مثل رابطه
ی جنسی که جزء لازم در ارتباط رضایت
بخش زناشویی است، عمیق
تر می‌کند. رابطه
ی جنسی، دلبستگی بین زوجین را نسبت به هم زیاد می‌کند. برای بسیاری از زوج
ها ارتباط جنسی زمانی اتفاق می‌افتد که قادر باشند ارتباط لطیف
تر و ظریف
تری را با یکدیگر برقرار کنند و نیازهای دلبستگی­شان را پاسخ
گویند. روابط جنسی جزیی از ارتباط­های عاشقانه­ی بین زوجین است و پیوندهای عاشقانه و صمیمیت و رضایت از رابطه
ی جنسی عوامل کلیدی در دلبستگی زوجین هستند (4).   

  در این میان صمیمیت جنسی[7] موضوعی پیچیده است که نیاز به توجه ویژه
ای دارد؛ زیرا رضایت­مندی در این زمینه بر جنبه‌های دیگر روابط زوجین اثر می‌گذارد. صمیمیت جنسی شامل در میان گذاشتن تجارب عاشقانه با یکدیگر، نیاز به تماس بدنی، آمیزش جنسی و روابطی می‌شود که برای برانگیختن، تحریک و رضایت جنسی طرح
ریزی می‌شود. مشاوران در طول سال
ها کار با مراجعان متوجه گردیده
اند که صمیمیت جنسی بیشترین حساسیت و در عین حال بیشترین مشکلات را برای زوج
ها به ارمغان می‌آورد. اگر زوجین نسبت به تفاوت
های خود در تقاضاهای جنسی و تمایلات مختلف­شان در آمیزش جنسی آگاهی داشته باشند می‌توانند قبل از آن
که ارتباطشان دچار مشکل گردد آن را مورد درمان قرار دهند. برعکس اگر زوجین به صمیمیت جنسی خود آگاه نباشند باید شاهد برون
ریزی مشکلات باشند (1).

زوجین در محیط صمیمانه و شاد، روابط جنسی رضایت
بخش
تری دارند و جذابیت این روابط در طی زمان باقی می‌ماند. برای رابطه
ی صمیمانه، رابطه
ی جنسی بسیار مهم است. نارضایتی و فقدان صمیمیت، سرزندگی و شادابی ازدواج را از بین می‌برد و بر کیفیت ازدواج اثر می‌گذارد (5). صمیمیت و کامیابی جنسی و افزایش سطح لذت و رضایت حاصل از آن در بین زوجین، عامل اصلی در جلوگیری از گسیختگی و عنان­بریدگی تمایلات در رفتارهای جنسی آنان و جستجوی ارضای جنسی در روابط غیرزناشویی و خارج
خانوادگی است (6). صمیمیت در روابط جنسی رضایت­بخش با کیفیت زندگی زناشویی ارتباط دارد. پژوهش
های انجام گرفته درخصوص صمیمیت جنسی در ازدواج
های موفق سه موضوع اصلی را بیان می‌کنند: الف) اهمیت رابطه
ی جنسی در ازدواج
های موفق، ب) فواید حاصل از رابطه
ی جنسی در ازدواج
های موفق، ج) تغییر در روابط جنسی در طول زندگی (5).

مک
کارتی[8] بیان کرده است که بین رضایت جنسی و رضایت ازرابطه، ارتباط وجوددارد. رابطه
ی جنسی رضایت­مند بخش مهمی از یک رابطه است، رابطه
ی جنسی بدون رضایت مشکلات جنسی را افزایش داده و صمیمیت و شور و نشاط زندگی را کاهش می‌دهد (7). از عوامل  فردی که  بر روابط جنسی، رضایت جنسی و صمیمیت حاصل از آن تاثیر می‌گذارد دلبستگی است. دلبستگی یک پیوند هیجانی و زیست
شناختی است و نزدیکی کودک با مراقب خود را به
خصوص در زمان مشاهده
ی ترس و خطر تداعی می‌کند (2). به نظر برخی محققان، دلبستگی یک رابطه
ی هیجانی نزدیک میان دو بزرگسال است و به وسیله
ی علاقه
ی دوطرفه و تمایل به نزدیکی مشخص می‌شود (8). دلبستگی برای رشد سالم اهمیت حیاتی دارد. به  نظر بالبی دلبستگی زمانی به وجود می‎آید که رابطه
ی گرم، صمیمانه و پایا بین کودک و مادر که برای هر دو رضایت
بخش و مایه
ی خوشی است، وجود داشته باشد. دلبستگی در سال اول زندگی به
تدریج شکل می‌گیرد و کیفیتی متقابل دارد، یعنی کودک و مادر متقابلا به هم دلبسته می‌گردند (9،3).

بر طبق نظر هازان[9] و همکاران، افراد با سبک دلبستگی مضطرب/دوسوگرا به سطح بالایی از صمیمیت نیاز دارند. رفتارهای جنسی آن
ها بر رفتارهای مراقبت­کنندگی و تمایل به امنیت و صمیمیت، برتری دارند. آن
ها میل جنسی بالایی دارند و از موقعیت‌های جنسی استفاده می­نمایند تا نیاز برآورده نشده
ی امنیت خود را بازیابند. آن
ها ممکن است شریک­های جنسی مختلفی داشته باشند.

افراد دلبسته­ی اجتنابی به احتمال زیاد درگیر روابط جنسی خارج از تعهد در بیرون از خانواده می‌شوند. آن
ها به دنبال رابطه
ی جنسی کاملی هستند و شرکای جنسی بیشتری را در طول زندگی ترجیح می‌دهند (4). اما افراد با سبک دلبستگی ایمن، همدل هستند و می‌توانند صمیمیت را تجربه کنند. آن
ها درگیر آن­گونه روابط جنسی می‌شوند که برای هر دو زوج لذت­بخش و کامل­کننده باشد و هدف در این ارتباط کسب صمیمیت جنسی و لذت دوطرفه است (10).

از آن
جا که نظریه
ی دلبستگی می‌تواند رضایت و صمیمیت جنسی زوجین را افزایش دهد و با توجه به این
که سبک
های دلبستگی ناایمن می‌توانند بر رابطه
ی زوجین و هم
چنین رابطه
ی جنسی آن
ها تاثیر منفی بگذارند و با از هم پاشیدن روابط عاشقانه و ازدواج رابطه دارد، این پژوهش بر آن است تا تاثیر زوج
درمانی براساس نظریه
ی دلبستگی را بر رضایت جنسی و صمیمیت جنسی زوجین در شهر اصفهان بررسی نماید.

روش
کار

روش این پژوهش، نیمه­تجربی بوده و از طرح پیش
آزمون، پس
آزمون با گروه شاهد استفاده شده است. جامعه
ی آماری این پژوهش، زوجین مراجعه
کننده به فرهنگ
سرای خانواده
ی شهر اصفهان در سال 1387 بودند. 15 زوج (30 نفر) در گروه آزمون و 15 زوج (30 نفر) در گروه شاهد به
 صورت تصادفی قرار گرفتند. در این پژوهش از دو پرسش
نامه استفاده شد.

پرسش
نامه
ی رضایت جنسی:
ابتدا با مطالعه
ی متون مربوط به رضایت جنسی پیش
نویس پرسش
نامه
ی رضایت جنسی تهیه شد که شامل 19 سئوال بود. 18 سئوال با طیف 4 گزینه
ای (همیشه، گاهی
اوقات، به
ندرت، هیچ
وقت) و نمره‌های 1 تا 4 بود. سئوال 19 در طیف لیکرت (بسیار ناراضی، بی
تفاوت، بسیار راضی) و از نمره
ی 0 تا 10 بود. حداکثر نمره
 82 و حداقل آن 18 بود. نمره­ی بالاتر، نشانگر رضایت جنسی بیشتر زوجین است. روایی محتوایی این پرسش
نامه توسط پنج متخصص مشاوره و روان
شناس در دانشکده
ی علوم تربیتی دانشگاه اصفهان تایید و برای تعیین پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. این پرسش
نامه بر روی 140 نفر (70 زوج) اجرا و ضریب آلفای کرونباخ آن 83/0 به دست آمد.

پرسش
نامه­ی صمیمیت جنسی:
با مطالعه
ی منابع معتبر علمی و پرسش
نامه­ی صمیمیت جنسی باگاروزی و پژوهش‌های انجام شده در این مورد، پیش­نویس پرسش
نامه
ی صمیمیت جنسی تهیه شد. در این پیش
نویس 30 سئوال مطرح گردید و هر سئوال دارای طیف 4 گزینه
ای (همیشه، گاهی اوقات، به ندرت، هیچ
وقت) با نمره
های 1 تا 4 بود. حداکثر نمره
 120 و حداقل آن 30 بود. نمره­ی بالاتر، نشانگر صمیمیت جنسی بیشتر زوجین است. روایی محتوایی پرسش
نامه توسط پنج متخصص مشاوره و روان
شناس در دانشکده
ی علوم تربیتی دانشگاه اصفهان تایید و برای تعیین پایایی بر روی 140 نفر (70 زوج) اجرا و ضریب آلفای کرونباخ آن 81/0 به
دست آمد. پس از تماس با نمونه
ها، انجام مصاحبه
ی مقدماتی، اخذ رضایت
نامه
ی کتبی از زوجین و قرارگیری تصادفی نمونه
ها در گروه آزمون و شاهد، پرسش
نامه
های رضایت
جنسی وجنسی به
 عنوان پیش
آزمون اجرا شد. سپس برای آزمودنی‌های گروه آزمون جلسات زوج­درمانی براساس نظریه
ی دلبستگی برگزار گردید. بعد از گذشت دو هفته از اتمام جلسات درمانی، پس
آزمون و پس از گذشت دو ماه از انجام پس
آزمون، آزمون پی
گیری از دو گروه آزمون و شاهد به عمل آمد. لازم به ذکر است که پس از اجرای پس
آزمون، خدمات مشاوره
ای به زوج‌های گروه شاهد که خواستار مشاوره بودند ارایه شد. متغیر مستقل شامل 8 جلسه زوج
درمانی مبتنی بر نظریه­ی دلبستگی بود. این جلسات هر هفته یک بار و هر بار به مدت90 دقیقه تشکیل شد. برای یادآوری تشکیل جلسات، روز قبل از هر جلسه با تمام زوج
های گروه آزمون تماس گرفته می‌شد. سرفصل
ها و محتوای جلسات زوج درمانی بر اساس نظریه­ی دلبستگی در جدول (1) ارایه شده است.

برای تجزیه و تحلیل داده
ها از نرم­افزار آماری  SPSSنسخه
ی 13 استفاده شد. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق، آمار توصیفی شامل جداول میانگین، انحراف معیار و آمار استنباطی شامل تحلیل کوواریانس بود.

 

نتایج

در این پژوهش، میانگین سن مردان گروه آزمون و شاهد به ترتیب 4/5±2/34 و 6/5±42/32 سال و میانگین سن زنان گروه آزمون و شاهد به­ترتیب 6/4±2/26 و 3/4± 4/25 سال بود. طول مدت ازدواج در زوجین گروه آزمون32/8± 62/9 سال و در گروه شاهد 932/7±6/8 سال بود. هم
چنین60 درصد مردان گروه آزمون و 40 درصد مردان گروه شاهد دارای تحصیلات دیپلم و 40 درصد زنان گروه آزمون دارای تحصیلات زیر دیپلم و 3/46 درصد زنان گروه شاهد دارای تصیلات دیپلم بودند.

به ­منظور آزمون فرضیه­های تحقیق از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. در این روش، میانگین
های پس
آزمون پس از تعدیل نمره­های پیش
آزمون مورد مقایسه قرار می
گیرند. ابتدا آزمون لوین جهت بررسی مفروضه­ی یکسانی واریانس
ها محاسبه شد که نتایج حاصل یعنی پیش­فرض تساوی واریانس‌های نمره­ها در دو گروه آزمون و شاهد در هر دو مرحله پس
آزمون و پی
گیری تایید شد.

 

 

جدول1- ساختار جلسات زوج درمانی مبتنی بر نظریه­ی دلبستگی

ردیف

عنوان جلسه

محتوای جلسه

1

 

معارفه و بیان منطق درمان بر اساس نظریه­ی  دلبستگی 

 

برقراری ارتباط و معرفی اعضا، بیان قواعد گروه، اهداف و معرفی دوره آموزشی، گرفتن تعهد از زوجین، طرح سئوالات اساسی، توضیح و تبیین دلبستگی، ارایه
ی تکلیف، بازخورد

2

 

دلبستگی و چگونگی شکل­گیری آن در چرخه­ی زندگی

 

مرور تکلیف جلسه
ی قبل، تعریف دلبستگی، تفاوت دلبستگی با وابستگی، دلبستگی در دوران کودکی، چگونگی شکل­گیری سبک دلبستگی در چرخه
ی زندگی، ارایه
ی تکلیف، بازخورد

3

 

ابعاد سبک دلبستگی و ویژگی
های مربوط به آن

 

مرور تکلیف جلسه­ی قبل، آشنا شدن زوجین با ابعاد سبک دلبستگی و ویژگی
های هر کدام، شناسایی سبک دلبستگی بر اساس نگرش افراد نسبت به خودشان و دیگران، ارایه­ی تکلیف، بازخورد

4

 

تبیین تغییر و انعطاف­پذیری سبک­های دلبستگی

 

مرور تکلیف جلسه
ی قبل، تبیین تغییر سبک دلبستگی، آشنایی زوجین با نقش مراقبت­کننده و مراقبت­جوینده، ارایه
ی تکلیف، بازخورد

 

5

 

دلبستگی در بزرگسالی و عشق رمانتیک

 

مرور تکلیف جلسه
ی قبل، تفاوت بین دلبستگی در کودکی و بزرگسالی، آشنایی زوجین درخصوص ارتباط بین سبک دلبستگی و عشق رمانتیک، ارایه
ی تکلیف، بازخورد

 

6

 

نقش دلبستگی و رابطه­ی جنسی

 

مرور تکلیف جلسه
ی قبل، بررسی نگرش افراد نسبت به مسایل جنسی، بررسی ارتباط جنسی زوجین، تبیین نقش دلبستگی در رابطه
ی جنسی، ارایه
ی تکلیف، بازخورد

7

 

افزایش شناخت جنسی، دانش جنسی و ابراز جنسی زوجین

 

مرور تکلیف جلسه
ی قبل، بررسی اجمالی آگاهی و دانش جنسی زوجین، آموزش ابراز هیجان و خودابرازی جنسی به زوجین، ارایه
ی تکلیف، بازخورد

 

8

 

 

جمع­بندی مطالب عنوان­شده در جلسات قبل و بررسی میزان حصول اهداف درمانی

 

مرور تکلیف جلسه­ی قبل، ارایه­ی خلاصه
ای از مطالب عنوان­شده در جلسات قبل، بررسی تکالیف انجام شده و رفع اشکال، جمع
بندی و نتیجه
گیری نهایی با کمک زوجین، اجرای پس
آزمون، تشکر، خداحافظی و ختم جلسات

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   

 

فرضیه
ی اول:
زوج­درمانی مبتنی بر نظریه
ی دلبستگی رضایت جنسی زوجین شهر اصفهان را افزایش می‌دهد. میانگین نمره
ی کل گروه آزمون در مرحله
ی پیش
آزمون برابر با 30/55 و گروه شاهد برابر 06/53 است. در حالی­که در پس
آزمون، میانگین کل نمره­های رضایت جنسی گروه آزمون 83/77 و درگروه شاهد، این میانگین معادل 40/53 است. در آزمون پی
گیری، میانگین کل نمرات رضایت جنسی گروه آزمون 53/76 و در گروه شاهد، این میانگین معادل 40/52 است. جدول (2) نشان می‌دهد که در مقایسه با نمرات پیش
آزمون، بین رضایت جنسی شرکت
کنندگان در پس
آزمون و پی
گیری برحسب عضویت گروهی (دو گروه آزمون و شاهد) تفاوت معنی
داری مشاهده می‌شود (01/0P<).

  با توجه به نتایج، میزان این تاثیر 483/0 بوده است. بنا بر این زوج­درمانی مبتنی بر نظریه
ی دلبستگی میزان رضایت جنسی شرکت
کنندگان را در پس
آزمون و پی
گیری درگروه آزمون افزایش داده است.  

 

s

 

جدول2- خلاصه­ی نتایج تحلیل کوواریانس در مورد تاثیر عضویت گروهی و جنسیت بر رضایت جنسی در دو مرحله­ی پس
آزمون و پی
گیری

متغیرها

آزمون

درجه­ی آزادی

مجموع مجذورات

F

P

میزان تاثیر

توان آماری

 

پیش­آزمون

پس
آزمون

1

60/360

391/25

000/0

31/0

1

پی­گیری

1

95/319

380/35

000/0

39/0

1

 

عضویت گروهی

پس
آزمون

1

59/7274

211/512

000/0

483/0

1

پی­گیری

1

86/7138

405/789

000/0

472/0

1

 

جنسیت

پس
آزمون

1

51/17

233/1

272/0

022/0

194/0

پی­گیری

1

77/12

412/1

240/0

025/0

215/0

 

تعامل جنسیت و گروه

پس
آزمون

1

17/14

998/0

322/0

018/0

166/0

پی­گیری

1

31/1

145/0

705/0

003/0

066/0

 

 

 

فرضیه
ی دوم:
زوج­ درمانی مبتنی بر نظریه
ی دلبستگی صمیمیت جنسی زوجین شهر اصفهان را افزایش می
دهد.میانگین کل نمره­ها­ی گروه آزمون در مرحله
ی پیش
آزمون برابر 97/75 و گروه شاهد برابر 03/73 است، درحالی
که در پس
آزمون میانگین کل نمره­های صمیمیت جنسی گروه آزمون 50/114 و در گروه شاهد، این میانگین معادل 50/83 بوده است. در آزمون پی
گیری میانگین کل نمره­های صمیمیت جنسی گروه آزمون 96/113 و گروه شاهد 13/76 است.

 

 

جدول3- خلاصه­ی نتایج تحلیل کوواریانس در مورد تاثیر عضویت گروهی جنسیت بر صمیمیت جنسی در دو مرحله­ی   پس
آزمون و پی­گیری

متغیرها

آزمون

درجه­ی آزادی

مجموع مجذورات

F

P

میزان تاثیر

توان آماری

 

پیش
آزمون

پس
آزمون

1

030/444

56/31

000/0

36/0

1

پی­گیری

1

522/320

72/30

000/0

36/0

1

 

عضویت گروهی

پس
آزمون

1

8/11515

62/818

000/0

48/0

1

پی­گیری

1

1/17803

63/1706

000/0

46/0

1

 

جنسیت

پس
آزمون

1

50/8

604/0

440/0

11/0

119/0

پی­گیری

1

67/4

004/0

947/0

000/0

050/0

 

تعامل جنسیت و گروه

پس
آزمون

1

404/0

29/0

866/0

001/0

053/0

پی­گیری

1

132/0

013/0

911/0

000/0

051/0

 

 

 

جدول (3) نشان می‌دهد که در مقایسه با نمرات پیش
آزمون صمیمیت جنسی برحسب عضویت گروهی (دو گروه  آزمون  و شاهد) در هر دو مرحله­ی پس
آزمون و پی
گیری تفاوت معنی
داری مشاهده می‌شود ( 01/0P<) لذا فرضیه
ی دوم تایید می‌شود. جداول (2 و3) نشان می
دهند که تعامل بین شیوه
ی درمان و جنسیت در هیچ
یک از متغیرهای رضایت جنسی و صمیمیت جنسی معنی
دار نبوده یعنی شیوه
ی درمان بر روی ابعاد فوق در زنان و مردان تاثیر یکسانی داشته است.

بحث و نتیجه­گیری

نتیجه­ی مربوط به فرضیه
ی اول نشان داد که تفاوت معنی
داری بین میانگین نمرات آزمودنی
های گروه آزمون و شاهد در مرحله
ی پس
آزمون و پی
گیری وجود دارد (001/0>P، 211/512=F) (جدول2). یعنی زوج­درمانی دلبستگی
محور رضایت جنسی زوجین را افزایش داده است. رضایت جنسی پیش
بینی­کننده
ی مهمی از رضایت زناشویی زوجین است (15-11). رضایت جنسی با کیفیت زناشویی (17،16)، طول مدت ازدواج و ارتباط­های عاطفی (18)، سوءاستفاده‌های جنسی دوران کودکی (19)، افسردگی (21،20)، اختلالات جنسی (17)، فعالیت جنسی و رضایت هیجانی (22)، خودابرازی (11)، ناکامی
های زناشویی و ناکامی
های خانواده
ی اصلی (18)، روابط حمایت
کننده (23)، صمیمیت، عاطفه
ی جسمانی، رضایت هیجانی، عشق، تعداد دفعات رابطه
ی جنسی، درآمد، تعهدات مذهبی و نیز با میزان ساعات کاری زوجین رابطه دارد (24).

در تحقیقی بر روی 205 زوج متاهل مشخص شد که سبک دلبستگی ایمن بر رضایت
 جنسی و رضایت
زناشویی زوجین تاثیر مستقیم دارد. افراد دارای سبک دلبستگی ایمن، رضایت
جنسی و رضایت ارتباطی بالاتری را گزارش کردند و نسبت به پایداری رابطه تعهد بیشتری داشتند (25). آرتر بورن[10] در تحقیق خود نشان داد که دلبستگی معنوی بر رضایت
جنسی زوجین تاثیر مثبتی دارد. زوج
های ایمن به همسر خود اعتماد دارند، دیگران را مثبت ارزیابی کرده و به عشق قابل اعتماد معتقد می‌باشند، خودابرازی بیشتری نسبت به همسر از خود نشان می‌دهند، احساسات و ایده‌های خود را با هم تقسیم می‌کنند، انعطاف
پذیرند و به نیازهای همسر خود به
درستی پاسخ می‌دهند. افرادی که از لحاظ معنوی ایمن هستند به دلیل ارتباط با خدا از رضایت جنسی بالاتری برخوردارند (26). شلی[11] و همکاران رابطه
ی بین سبک دلبستگی عاشقانه­ی بزرگسالان را با رضایت جنسی و شیوه
ی حل تعارض بررسی کردند. افرادی که نمرات کمتری در اجتناب و اضطراب کسب کرده و نسبت به خود و دیگران دیدگاه مثبتی داشتند امنیت بیشتری را در روابط خود گزارش کردند، رضایت ارتباطی بالاتری نشان دادند، پرخاشگری کلامی کمتری نسبت به همسر خود نشان دادند، به نیازهای همسر خود پاسخ
گو بودند، محیط امن و حمایتگری را برای همدیگر فراهم کردند، به نیازهای جنسی همسر خود پاسخ می
دادند و درنتیجه رضایت جنسی بیشتری را نشان دادند (27). به نظر بوتزر و کمپبل[12] اجتناب و اضطراب زیاد در رابطه
ی بین زوجین از میزان رضایت
جنسی آن
ها می‌کاهد. زوجینی که هر دو ایمن باشند، در روابط جنسی خود رضایت بیشتری دارند. افراد ایمن آغازگر فعالیت
های جنسی می‌شوند تا عشق خود را نسبت به همسرشان نشان دهند. فعالیت جنسی را دوجانبه می‌نگرند و نزدیکی، صمیمیت فیزیکی و جسمی برای هر دوی آن
ها لذت
بخش است (28).

در تبیین نتیجه
ی این فرضیه می‌توان گفت که زوج
درمانی دلبستگی
محور به زوجین می‌آموزد تا از طریق افزایش امنیت و حمایت، در دسترس بودن، پاسخ
دهی به نیاز همسر و ایجاد رفتارهای امن، روش
های افزایش صمیمیت و ارتباط، آموزش مهارت
های ارتباطی صحیح و ایجاد رابطه
ی جنسی مطلوب، رفتار خود را تصحیح کنند. هم
چنین این رویکرد سعی دارد از طریق بازسازی روابط زوجین، امنیت و رفتارهای امن را در زندگی آن
ها افزایش داده، تعارض­های زناشویی و میل به ترک رابطه و طلاق را کاهش دهد، بهزیستی افراد را بالا برده و سبب ارتقای سلامت جسمانی و روان
شناختی آن
ها گردد. نتایج فرضیه
ی دوم نشان داد که تفاوت معنی
داری بین میانگین نمره­های نمرههای آزمودنی
های گروه آزمون و شاهد در مرحله
ی پس
آزمون و پی
گیری وجود دارد (001/0>P، 63/818=F) (جدول 3). به این معنا که زوج
درمانی دلبستگی
محور، صمیمیت جنسی زوجین را افزایش داده است. نظریه
ی دلبستگی بر اهمیت صمیمیت تاکید می‌کند و بر این باور است که صمیمی شدن با افراد خاص یکی از نیازهای انسان است. میل به صمیمیت ریشه‌های زیست
شناختی دارد و در اکثر افراد از تولد تا مرگ ادامه می­یابد. میل به صمیمیت برای دلبستگی مهم است و روابطی که میل رسیدن به صمیمیت را ارضا می‌کنند منجر به دلبستگی‌های ایمن
تر بین زوجین می‌گردند. یافته‌های این پژوهش با نتایج تحقیق­های هازنو شافر[13] همسو است (29،4). بر این اساس صمیمیت جنسی، صمیمیت کلی را پیش­بینی می‌کند و کاهش اضطراب و اجتناب در بین زوجین بر ایجاد محیطی امن و بهبود رابطه
ی جنسی و صمیمیت موجود در آن موثر است. صمیمیت جنسی با سرزندگی و شادابی در ازدواج (5)، با برون
ریزی مشکلات با سبک
های زناشویی و رفتارهای جنسی (7،1)، با تعهد و نیز عواملی چون اضطراب، افسردگی، دلهره و ترس، احساس گناه، شرم، تعارض و مشکلات زیستی رابطه دارد (30،1).

زوج­درمانی دلبستگی­محور به زوجین می­آموزد که آن­ها می‌توانند مسایل مهم زندگی خود را برای همسرشان افشا نمایند، از همسر خود پاسخ مثبت دریافت کنند و تحت مراقبت وی قرار گیرند. به علاوه تعامل­های کلامی و غیرکلامی خود را افزایش دهند، خودابرازی جنسی از جمله لمس، در آغوش گرفتن و بوسیدن را در رابطه با همسر نشان دهند و افکار، احساسات، نیازها و تمایلات خود را بیان کرده و نزدیکی جسمانی بیشتری داشته باشند.

با توجه به این­که رابطه
ی جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مهم
ترین مسایل زندگی زناشویی محسوب شده و به ­عنوان فشارسنج هیجانی در روابط عمل می‌کند، می‌تواند منعکس کننده
ی رضایت زوج از جنبه‌های دیگر رابطه باشد، لذا مقیاس خوبی از سلامتی و تندرستی کلی روابط زوجین است (31). استفاده از این طرح درمانی می‌تواند به افزایش رضایت جنسی زوجین و هم
چنین صمیمیت جنسی بین آن
ها کمک نموده و به این وسیله روابط کلی زوجین را بهبود بخشد.

چون پژوهش حاضر در شهر اصفهان و بر روی یک نمونه­ی قابل دسترس انجام شده، تعمیم آن به شرایط جدید باید با احتیاط صورت گیرد که این امر از محدودیت­های این مطالعه محسوب می­گردد



[1]Intimacy

2Bagarozzi

[3]Attachment

[4]Bowlby

[5]Adult Romantic Relationship

[6]Attachment System

[7]Sexual Intimacy

[8]McCarthy

2Hazan

1Arterburn

2Shelly

[12]Butzer, Campbell

[13]Hazan, Schaffer

 

1. Bagarozzi D. Enhancing intimacy in marriage. USA: Brunner-Routledge; 2001: 25-6.

2. Jahnson SM, Whiffent VE. [Attachment processes in couple and family therapy]. Bahrami F. (translator). 1st ed. Tehran: Danjeh; 2009: 36-7. (Persian)

3. Bowlby J. Attachment and loss. 2nd ed. New York: Basic Books; 1982: 54-5.

4. Hazan C, Zeifman D, Middleton K. Adult romantic attachment, affection and sex. Proceeding of the 7th International Conference on Personal Relationships; 1994; Groningen, Netherlands; 1994.

5. Olson DH. Marriages and families. Boston: McGrow Hill; 2003: 100-5.

6. White L, Keith B. The effect of shift work on the quality and stability of marital relations. J Marr Fam; 1990; 52: 453-62.

7. McCarthy B. Marital style and its effects on sexual desire and functioning. J Fam Psychother 1999; 10: 1-12.

8. Eysenk MW. Psychology: A student’s handbook. USA: Taylor and Francis group; 2000: 86-95.

9. Simpson JA, Rholes WS, Phillips D. Conflict in close relationships: An attachment perspective. J Pers Soc Psychol 1996; 71: 899-914.

10. Miller L, Fishkin S. On the dynamics of human bonding and reproductive success. In: Simpson J, Kenrick D. (editors). Evolutionary social psychology. Mahwah, NJ: Erlbaum; 1997: 197-235.

11. Cupach WR, Comstock J. Satisfaction with sexual communication in marriage: Links to sexual satisfaction and dyadic adjustment. J Soc Pers Relat 1990; 7: 179-86.

12. Greeley AM. Faithful attraction: Discovering intimacy, love, and fidelity in American marriage. New York: Doherty; 1991: 192-200.

13. Henderson-King DH, Veroff J. Sexual satisfaction and marital well-being in the first years of marriage. J Soc Pers Relat 1994; 11: 509-34.

14. Lawrance K, Byers ES. Sexual satisfaction in long-term heterosexual relationships: The interpersonal exchange model of sexual satisfaction. Pers Relat 1995; 2: 267-85.

15. Bakermans-Kranenburg MJ, Van Ijzendorn MH. A psychometric study of the adult attachment interview: Reliability and discriminate validity. Dev Psychol 1993; 29: 870-9.

16. Ade-Ridder L. Sexuality and marital quality among older married couples. In: Brubaker TH. (editor). Family relations in later life. Beverly Hills CA: Sage; 1990: 202-3.

17. Hinchliff G. Intimacy, commitment, and adaptation: Sexual relationships within long-term marriages. J Soc Pers Relat 2004; 25: 595-606.

18. Wilson LE. Sexual satisfaction in older marriage: Effects of family of origin distress and marital distress. M.Sc. Dissertation. Brigham Young University, College of psychology, 2007: 32-40.

19. Nelson BS, Wampler KS. Systemic effects of trauma in clinic couples: An exploratory study of secondary trauma resulting from childhood abuse. J Marit Fam Ther 2000; 26: 171-84.

20. Tower RB, Kasl SV. Depressive symptoms across older spouses and the moderating effect of marital closeness. Psychol Aging 1995; 10: 625-38.

21. Sandberg JG, Miller RB, Harper JM. A qualitative study of marital process and depression in older couples. Fam Relat 2002; 51: 256-64.

22. Hyde J, Delamater JD. Understanding human sexuality. Boston: McGrow Hill; 2000: 178-82.

23. Sprecher S, Metts S, Burleson B, Hatfield E, Thompson A. Domains of expressive interaction in intimate relationships: Associations with satisfaction and commitment.  Fam Relat 2001; 44: 203-10.  24. Young M, Luquise R. Correlates of sexual satisfaction in marriage. Can J Hum Sex 1998; 7:
115-27.

25. Bretherton I, Munholland KA. Internal working models in attachment relationships: A construct revisited. In: Cassidy J, Shaver P. (editors). Handbook of attachment: Theory, research, and clinical application. New York: Guilford; 1999: 89-111.

26. Arterburn D. Spiritual attachment and sexual satisfaction in marriage. Ph.D. Dissertation. Texas: Texas Technology University, College of psychology, 2002: 47-9.

27. Shelley R. The relationship among romantic attachment style, conflict resolution style and sexual satisfaction. J Couple Relat Ther 2005; 5: 223-34.

28. Butzer B, Campbell L. Adult attachment, sexual satisfaction and relationship satisfaction. Pers Relat 2008; 15: 141-54.

29. Schaffer AR. Adult attachment, intimacy process, and care giving in everyday interactions between romantic partners. Ph.D. Dissertation. Miami: University of Miami, College of psychology, 2003: 167-79.

30. Villegas R. The relationship between quality of paternal relationship and paternal physical proximity and women’s romantic attachment and sexuality. Ph.D.   Dissertation. California: California International University, College of psychology, 2005: 87-109.

31.  Olson DH. [Empowerment couples]. Jafari K, Ardeshirzadeh M. (translators). Tehran: Welfare Organization, Department of cultural affairs and prevention; 2004: 3-10. (Persian)