اثربخشی درمان مدیریت تنش به شیوه ی شناختی رفتاری بر رضایت زناشویی زنان نابارور

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکترای روان شناسی، دانشگاه اصفهان

چکیده

: ناباروری یک رویداد منفی بسیار مهم در زندگی است که منجر به مشکلات روانی و تجربیات تنش‌زای هیجانی می‌شود. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان مدیریت تنش به شیوه‌ی شناختی‌رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زنان نابارور مراجعه‌کننده به درمانگاه‌های بیماری‌های زنان و نازایی شهر یزد بود.
روش‌کار: پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی شبه‌آزمایشی با پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه شاهد و پی‌گیری یک ماهه است. جامعه‌ی آماری، زنان ناباروری بودند که در تابستان 1388 به درمانگاه‌های بیماری‌های زنان و نازایی شهر یزد مراجعه کرده بودند. 24 زن نابارور با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون (12 نفر) و شاهد (12 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمون 10 جلسه‌ی هفتگی درمان مدیریت تنش به شیوه‌ی شناختی‌رفتاری دریافت کردند. ابزار مورد استفاده، پرسش‌نامه‌ی رضایت زناشویی انریچ و پرسش‌نامه‌ی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 15 با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات رضایت زناشویی در گروه آزمون در مراحل پس‌آزمون و پیگیری به طور معنی‌داری نسبت به گروه شاهد افزایش یافته است (001/0=P).
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی درمان مدیریت تنش به شیوه‌ی شناختی‌رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زنان نابارور می‌باشد. با توجه به کاهش رضایت زناشویی در زنان نابارور و موثر بودن مداخله‌ی روانی، درمان‌های
 روان‌شناختی در این بیماران می‌تواند مفید باشد.
 

کلیدواژه‌ها


در دنیای پیشرفته، مشکل ناباروری در حال افزایش بوده و به صورت یک نگرانی اجتماعی درآمده است (1). یک زوج زمانی از نظر بالینی نابارور تلقی می‌شوند که طی یک سال مقاربت بدون پیشگیری، باروری حاصل نگردد (2). از سال 1988 در کنفرانس بین­المللی ناباروری بانکوک، ناباروری به عنوان یک مشکل بهداشتی جهانی با ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی توصیف شده است (1).طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی تخمین زده می‏شود که حدود 8 درصد از زوجین در طول سال­های باروری خود، به نوعی مشکل ناباروری را تجربه می‏کنند. به عبارت دیگر در سراسر دنیا 80-50 میلیون نفر به شکل اولیه یا ثانویه دچار مشکل ناباروری می‏باشند (1،3،4). ناباروری و درمان آن یک بحران عمده در زندگی است که سال­های متمادی طول می‏کشد (5). این رویداد تنشی جدی در زندگی محسوب شده و ضربه­ی روانی شدیدی را بر زوجین وارد می‏سازد (5،6). این تنش بر روابط بین­فردی، اجتماعی و زناشویی تاثیر گذاشته و می‏تواند منجر به عدم تعادل روانی زوجین، طلاق و قطع رابطه بین آن­ها گردد (5،7). ناباروری با احساس فقدان هدف در زندگی، بی‏هویتی شخصیتی و جنسی و فقدان کنترل شخصی، سلامت و اعتماد به­نفس همراه است. احساس‏های وابسته به این فقدان‏ها شامل غم، حقارت، تنهایی، خستگی، درماندگی و ترس است. در واقع احساس‏های تجربه شده توسط فرد نابارور مشابه با آن چیزی است که افراد در مقابل هر فقدان مهم  همچون فقدان یک عزیز تجربه می­کنند (8). ادلمن[1] با بررسی 152 زوج نابارور در طی مراحل درمان ناباروری به این نتیجه رسید که سازگاری زناشویی زنانی که عامل ناباروری به آن­ها نسبت داده شده کاهش می‌یابد. در حالی که در مورد مردان، ناباروری، موجب کاهش رضایت جنسی می‌شود (9). ساندلوسکی[2] نیز در بررسی 52 زوج آمریکایی دریافت که متغیر زمان در سازگاری خانوادگی زنان، تاثیر به­سزایی دارد و گذشت زمان موجب کاهش سازگاری زناشویی زنان نابارور می‌شود (10).

معمولا اگر زن و شوهر قبل از پیدایش بحران ناباروری روابط خوبی داشته باشند، پس از پدیدار شدن مسئله­ی ناباروری و مشکلات روان­شناختی ناشی از آن، شانس بیشتری برای فایق آمدن بر آن­ خواهند داشت. در واقع اغلب زوج­ها به­طور علنی اظهارمی­کنند که در اثر پیش آمدن این وضعیت ناخواسته، روابط بین آن­ها قوی­تر و نزدیک­تر گردیده است، در حالی که احتمال بروز مشکلات عمده در زوج­هایی با روابط مشکل و غیرصمیمانه، بیشتر است (11).                                           

بسیاری از پژوهشگران بر افزایش منازعات زناشویی در میان زوج‌های نابارور تاکید کرده‌اند و حتی در مواردی این منازعات به طلاق و جدایی می‌انجامند (12). شاید بتوان گفت ناباروری یکی از عمده‏ترین وقایع تنش‏زا در زندگی افراد نابارور است. ناتوانی در داشتن فرزند به عنوان یک علامت شکست تلقی شده و این احساس را به وجود می‏آورد که فرد کامل نیست. غالب مردم تصور نمی­کنند که ممکن است نابارور باشند، به همین دلیل تشخیص ناباروری برای آنان یک شوک محسوب می­شود (13). اندریوس[3] در مورد لزوم چاره‌اندیشی برای مشکلات روانی و خانوادگی این­گونه افراد بیان می­دارد که حتی اگر امکان رفع تنش ناشی از ناباروری وجود ندارد، حداقل باید برای کاهش اثرات آن تلاش شود. کاهش مشاجرات خانوادگی و راضی نگه­داشتن زنان و همسران­شان از روابط و زندگی جنسی و زناشویی از روش‌های مناسب برای تخفیف مشکلات زوج­هاست (14). ناباروری برای بسیاری از زوج­ها بحرانی عمده و از نظر روانی، پرتنش می‌باشد و مشکلات مهمی را در روابط زوجین ایجاد می‌کند که کاهش ارتباط با یکدیگر و اطرافیان، اشکال در فعالیت جنسی، تصمیم‌گیری در زندگی، اختلال عاطفی و هیجانی از آن جمله است (15،16). بررسی‌ها نشان داده‌اند که جمعیت نابارور در مقایسه با جمعیت عمومی از عزت‌نفس پایین‌تر و رضایت جنسی و زناشویی کمتر برخوردارند (8،20-17). زنانی که احساس می‏کنند ناباروری باعث از دست‏دادن کنترل بر زندگی آن­ها شده است، در مراحل درمان ناباروری دچار مشکلات تطابقی بیشتری می‏شوند. تعارض و جروبحث درباره­ی کنار‏آمدن با ناباروری می‏تواند رضایت و بهداشت زندگی زناشویی را کاهش دهد. نقش‏های جنسیتی سنتی که در آن زن و شوهر به گونه­ی متفاوتی احساسات منفی خود را ابراز می‏دارند، باعث می‏شود آن­ها از روش‏های مقابله‏ای یکسانی برای مواجهه با مشکل استفاده نکنند (21). هم­چنین تنش ناشی از ناباروری می­تواند به ساختار روابط زناشویی آسیب زده و منجر به کاهش رضایت زناشویی، سلامت ذهن و کیفیت زندگی شود (18). روش‌های مختلف درمانی برای مقابله با واکنش‌های روانی ناشی از ناباروری وجود دارد. میرز و وارک[4] رویکرد شناختی­رفتاری را برای درمان زوج­های نابارور پیشنهاد می‌کنند؛ زیرا معتقدند که این رویکرد به طور مناسبی هم­راستای نیازهای زوج نابارور است و درمان
شناختی­رفتاری باید همیشه اولین قدم در درمان زوج‌های نابارور باشد (22).

برنامه­ی مدیریت تنش به شیوه­ی شناختی­رفتاری[5] (CBSM) انواع گوناگون آرمیدگی،‌ تصویرسازی ذهنی و دیگر روش‌های کاهش اضطراب را با رویکردهای شناختی­رفتاری معمول، مانند بازسازی شناختی، آموزش اثربخشی مقابله‌ای،‌ آموزش ابرازگری و مدیریت خشم، ترکیب کرده است. اهداف طراحی این برنامه عبارتند از:

الف) جمع­آوری اطلاعات برای افراد در مورد منابع تنش، ماهیت پاسخ­های تنش در انسان، انواع راهبردهای مقابله­ای که در مواجهه با عوامل تنش­زا به کار می­روند.

ب) آموزش مهارت­های کاهش اضطراب، از قبیل آرمیدگی عضلانی تدریجی و تصویرسازی آرامش­بخش.

ج) تعدیل و اصلاح ارزیابی­های شناختی ناسازگار با استفاده از بازسازی شناختی.

د) ارتقای مهارت­های حل تعارض بین­­فردی و ارتباطی از طریق آموزش ابرازگری و مدیریت خشم.

ه) افزایش دسترسی و استفاده از شبکه­های حمایت اجتماعی از

طریق مهارت­های بین­­فردی و ارتباطی اصلاح شده.

برنامه­ی مدیریت تنش به شیوه­ی شناختی­رفتاری برای توجه به

مسایلی مانند فقدان کنترل شخصی، خواست­های مقابله­ای، انزوای اجتماعی و اضطراب و افسردگی، سازمان­دهی شده است که همگی در مورد افراد مبتلا به بیماری­های مزمن و سخت جسمی، برجسته می­باشند (23).

هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان مدیریت تنش به شیوه­ی شناختی­رفتاری بر رضایت زناشویی زنان نابارور است.

 

روش­کار

پژوهش حاضر از نوع شبه­آزمایشی شامل پیش­آزمون و     پس­آزمون با گروه شاهد است. جامعه­ی آماری پژوهش را تمام زنان ناباروری تشکیل می‌دادند که در تابستان سال 1388 به درمانگاه‌های زنان و نازایی شهر یزد مراجعه کرده بودند.

در این پژوهش از روش نمونه­گیری در دسترس استفاده شد و تمام زنانی که به تشخیص متخصصان بیماری­های زنان و زایمان، نابارور بودند با استفاده از مصاحبه، ارزیابی گردیدند. 24 نفر از کسانی که  معیار‌های ورود را داشتند به عنوان نمونه انتخاب و سپس با توجیه اهداف و داشتن رضایت برای حضور در پژوهش، به شیوه‌ی تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند (دو گروه 12 نفره). معیار‌های ورود در این پژوهش شامل نداشتن سابقه­ی بستری در بخش روان­پزشکی، دامنه‌ی سنی 35-25 سال، داشتن سطح تحصیلات دیپلم به بالا و طول مدت ناباروری6-1 سال بودند. افراد گروه آزمون در 10 جلسه (هر جلسه به مدت 2 ساعت) مداخله‌ی مدیریت تنش به شیوه‌ی شناختی­رفتاری شرکت کردند. افراد گروه شاهد در لیست فهرست انتظار قرار گرفتند و پس از اتمام دوره­ی پژوهش، درمان را دریافت کردند. ابزارگردآوری داده­ها شامل پرسش­نامه‌ی رضایت زناشویی انریچ[6] و پرسش­نامه­ی اطلاعات جمعیت­شناختی بود. پرسش­نامه‌ی رضایت زناشویی انریچ به عنوان پیش­آزمون در جلسه‌ی اول و به عنوان پس­آزمون در آخرین جلسه‌ی مداخله و در پی­گیری یک ماه پس از اتمام درمان اجرا شد. پرسش­نامه­ی رضایت زناشویی انریچ از 14 خرده‌مقیاس تشکیل شده استو برای بررسی رضایت زناشوییو تغییراتی که در طول دوره­ی حیات آدمی رخ    می­دهد، هم­چنین تغییرات پدید آمده در محیط خانواده حساس است. هر یک از موضوعات این پرسش­نامه در ارتباط با یکی از زمینه­های مهم است.

ارزیابی این زمینه­ها در درون یک رابطه­ی زناشویی می­تواند مشکلات بالقوه­ی زوج­ها را توصیف کند یا می­تواند زمینه­های نیرومندی و تقویت آن­ها را مشخص نماید. این ابزار هم­چنین می­تواند به عنوان یک ابزار تشخیصی برای زوج­هایی که در جستجوی مشاوره­ی زناشویی و به دنبال تقویت رابطه­ی زناشویی خود هستند به کار برده شود. اعتبار این پرسش­نامه با روش ضریب آلفا 92/0 (برای جامعه­ی ایرانی 95/0) گزارش شده و دارای 47 پرسش است (24).نمره­گذاری آن بر پایه­ی مقیاس لیکرت می­باشد. پنج پرسش از 47 پرسش در این آزمون که در ارتباط با فرزند بود، با توجه به این موضوع که این پرسش­نامه برای زنان نابارور اجرا می­شد، حذف شده و زنان نابارور به 42 پرسش پاسخ دادند.

 تجزیه و تحلیل داده‌های خام حاصل از این پژوهش توسط نرم‌افزار SPSS نسخه­ی 15 در دو بخش توصیفی و استنباطی با استفاده از روش­های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس صورت گرفت.

نتایج    

دامنه­ی تغییرات سنی زنان در این مطالعه 35-25 سال با میانگین و انحراف استاندارد 69/3±54/29 و طول مدت ناباروری     6-1سال با میانگین و انحراف استاندارد 31/1±50/3 بود. سطح

تحصیلات دیپلم  و کارشناسی (هر کدام با 5/37 درصد)  بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده­اند.

 نتایج بررسی پیش­فرض­های آماری نشان داد که هر دو    پیش­فرض تساوی واریانس­ها (با استفاده از آزمون لوین) و نرمال بودن (با استفاده از آزمون شاپیر و ویلک) برقرار است (05/0>P) و با توجه به برابری تعداد بیماران در دو گروه آزمون و شاهد، امکان استفاده از تحلیل کوواریانس ممکن بود. یافته­های این بررسی بین متغیرهای سن و طول مدت ناباروری با رضایت زناشویی همبستگی منفی (به ترتیب   58/0-=r و 48/0-=r) و بین میزان تحصیلات و رضایت زناشویی همبستگی مثبت (86/0=r) نشان داد که این مقادیر از لحاظ آماری معنی­دار بودند (05/0P<). به بیان دیگر، با افزایش سن و مدت ناباروری، رضایت زناشویی زنان نابارور کاهش می­یابد و بر عکس. هم­چنین با کاهش سطح تحصیلات میزان رضایت زناشویی زنان نابارور نیز کاهش می­یابد و بر عکس.

یافته­ها نشان دادند که در گروه آزمون، به طور متوسط 16 نمره  افزایش رضایت زناشویی در مرحله­ی پس­آزمون و 5/16 نمره افزایش در مرحله­ی پی­گیری به وجود آمده است. در حالی که در گروه شاهد میزان رضایت زناشویی با گذشت زمان در   مرحله­ی پس­آزمون و پی­گیری کاهش یافته است (جدول1).

نتایج تحلیل کواریانس (جدول2) نشان می­دهد که پس ازکنترل نمرات پیش­آزمون و متغیرهای جمعیت­شناختی، تفاوت معنی­داری بین دو گروه آزمون و شاهد در مرحله­ی پس­آزمون و پی­گیری وجود دارد (001/0=P). میزان تاثیر درمان (عضویت گروهی) در مرحله­ی پس­آزمون و پی­گیری به ترتیب 71/0 و 47/0 می­باشد. به این معنا که 71 درصد تفاوت­های فردی در میزان رضایت زناشویی (در مرحله­ی پس­آزمون) و 47 درصد (در مرحله­ی پی­گیری) به خاطر تفاوت در عضویت گروهی می­باشد.

 

بحث و نتیجه گیری

یافته­های پژوهش حاکی از وجود رابطه بین متغیر رضایت زناشویی با سن، میزان تحصیلات و طول مدت ناباروری است. این یافته­ها با نتایج پژوهش نوربالا و همکاران، هماهنگ است.


 

جدول 1- مقایسه­ی میانگین و انحراف استاندارد نمرات رضایت زناشویی دو گروه آزمون و شاهد در مراحل پیش­آزمون،

پس­آزمون و پی­گیری

 

     پیش­آزمون

 

      پس­آزمون

 

            پی­گیری

 

گروه

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

آزمون

101

68/18

33/117

95/22

58/117

76/23

شاهد

91/102

67/17

33/102

51/17

33/100

87/16

 

 

جدول2 -نتایج تحلیل کوواریانس تاثیر درمان مدیریت تنش به شیوه­ی شناختی­رفتاری بر رضایت زناشویی دو گروه آزمون و شاهد در مرحله­ی پس­آزمون و پی­گیری

 

منبع تغییرات

مرحله

میانگین مجذورات

سطح معنی­داری

میزان تاثیر

توان آماری

پیش­آزمون

پس­آزمون

05/2274

000

79/0

1

پی­گیری

37/2298

000

52/0

98/0

سن

پس­آزمون

59/22

41/0

03/0

12/0

 

پی­گیری

82/8

78/0

004/0

05/0

میزان تحصیلات

پس­آزمون

02/8

62/0

01/0

07/0

 

پی­گیری

19/21

67/0

01/0

06/0

مدت ناباروری

پس­آزمون

49/30

34/0

04/0

15/0

 

پی­گیری

54/3

86/0

002/0

05/0

عضویت گروهی

پس­آزمون

47/1501

000

71/0

1

 

پی­گیری

52/1904

001/0

47/0

96/0

 

 

 

آن­ها در پژوهش خود دریافتند که میزان رضایت زناشویی در گروه با سطح تحصیلی بالاتر (دیپلم و بالاتر، بالاترین سطح تحصیل در نمونه­ی پژوهش)، گروه سنی پایین­تر (25-19 سال، کمترین محدوده­ی سنی در نمونه­ی پژوهش) و طول مدت ناباروری کمتر ( کمتر از 5 سال، کمترین محدوده­ی مدت زمان ناباروری در نمونه­ی پژوهش) بیشتر است (24). برخی پژوهش­ها نیز سن بالا و سطح تحصیلات پایین را پیشگویی کننده­ی کیفیت زندگی پایین در زنان نابارور دانسته­اند. بنابراین مشکلات روان‌شناختی بیماران نابارور تحت تاثیر عواملی چون تفاوت‌های جنسیتی، علت و طول مدت ناباروری، کاربرد روش‌های درمانی و تحقیقی خاص، قرار می‌گیرد(27-25). یافته­های این پژوهش نشان داد که مداخله­ی مدیریت تنش به شیوه­ی شناختی­رفتاری سبب افزایش رضایت زناشویی زنان نابارور می­گردد. در همین راستا پژوهش نوربالا و همکاران نشان داد که مداخله­های روان­پزشکی (شامل درمان دارویی و درمان شناختی­­رفتاری) نقش مهمی در فرآیند درمان ناباروری و افزایش رضایت زناشویی زوجین نابارور دارد (24). پژوهش­های نیوتون، هرن، یوزپه ­ویول[7] نشان دادکهدرمان‌های روان­شناختی در گروه مداخله‌ای، کاهش اضطراب و افسردگی، افزایش رضایت­مندی زناشویی و‌ موفقیت در باروری را در پی دارد (30-28).

بررسی‌ها نشان داده‌اند که رضایت­مندی زناشویی زوج­های نابارور کمتر از زوج‌های بارور است. علایم روان‌شناختی به ویژه اضطراب در رضایت زناشویی موثر است و بهره‌گیری از الگوی شناختی­رفتاری سبب افزایش و بهبود کنش و رضایت جنسی، کاهش افکار ناامیدی و افزایش مهارت و روابط زناشویی می­گردد که اثر آن در پی‌گیری 6 ماه بعد تداوم داشته است. بنابراین درمان­ شناختی­رفتاری می‌تواند رویکرد مناسبی برای درمان ناباروری باشد (32،31). نتایج بررسی­های علمی نشان داده­اندکه وجود تنش، تعارضات زناشویی را افزایش و عزت نفس، رضایت زناشویی، کیفیت زندگی و رضایت جنسی (فراوانی و عملکرد جنسی) را کاهش می‌دهد. هم­چنین میزان تنش را می‌توان به کمک درمان­های روان‌شناختی و شناختی­رفتاری کاهش داد (35-33).

تاسکن کافیر[8] و همکاران یک برنامه­ی درمانی شناختی­رفتاری 6 ماهه در جهت بهبود عملکرد و رضایت جنسی ،کاهش افکار ناامیدی و بهبود مهارت­های ارتباط زناشویی را بر روی 70 زوج نابارور انجام دادند که پیشرفت در تراکم اسپرم، کاهش افکار ناامیدی و کاهش نارضایتی­های زناشویی در گروه تحت درمان، از نتایج این پژ‍وهش بود. این پژوهشگران معتقدند درمان   شناختی­رفتاری می­تواند رویکرد مناسبی برای درمان ناباروری باشد و یافته­های این پژوهش با یافته­های پژوهش­های پیشین هماهنگ است (36).

در تبیین نتایج به دست آمده باید ذکر شود که مدیریت تنش به افراد کمک می‌کند تا موقعیت‌های تنش­زا را شناسایی کنند و سپس راه­برد‌های مقابله‌ای با آن­ها را بیاموزند. اصلاح ارزیابی‌های شناختی و بهبود مهارت‌های مقابله‌ای و تمرین‌های ارایه شده برای تلفیق روش‌های آموخته شده با موقعیت‌های زندگی واقعی می‌تواند به کاهش تنش ادراکی منجر شود. در نمونه­های این پ‍‍‍ژوهش، عمده‌ترین مسایل تنش­زا در رابطه با مسایل بین فردی بود که شامل روابط زناشویی می‌شد. این بیماران در جریان مداخله آموختند که چگونه می‌توانند این موقعیت‌ها را به شرایط قابل کنترل و غیر قابل کنترل، تقسیم و

به دو شکل مسئله ­مدار و هیجان­مدار با آن­ها برخورد کنند و

 

 

مهارت‌های خودابرازی و کنترل خشم نیز از جمله مهارت‌هایی

بودند که به طور خاص در این شرایط می‌توانست به آن­ها کمک کند تا از ایجاد چنین موقعیت‌هایی جلوگیری و در صورت مواجهه با آن­ها به نحو مناسب، مقابله نمایند. به طور کلی این مطالعه نشان داد که مداخله­ی درمانی مدیریت تنش به شیوه­ی شناختی­رفتاری نقش مهمی در افزایش رضایت زناشویی زنان نابارور دارد.

 پژوهش حاضر از محدودیت­هایی برخوردار بود که مهم­ترین آن­ها ناآگاهی بیماران از وجود مشکلات روانی و نیاز به مراجعه به روان­شناس یا روان­پزشک بود که عدم همکاری این افراد در طرح پژوهشی را به دنبال داشت. با توجه به تاثیر مداخله­ی درمانی مدیریت تنش به شیوه­ی شناختی­رفتاری بر رضایت زناشویی زنان نابارور این درمان می­تواند به عنوان یک درمان پیشنهادی در کنار درمان­های پزشکی در مراکز درمان ناباروری ارایه شود.



1Edelmenn

2Sandelowski

3Andrews

1Myers and Wark

2Cognitive Behavioral Stress Management

[6] Enrich Marital Satisfaction Qusestionnaire

1Newton, Hearn, Yuzpe and Houle

2Taschen-Caffier

 

1. Sciarra J. Infertility an international problem. J Obs Gyn 1994; 64: 155-63.

2. Mohammadi MR, Khalaj Abadi Farahani F. [Emotional and psychological problems of infertility and strategies to overcome them]. Journal of reproduction and infertility 2001; 2(4): 33-9. (Persian)

3. Spiroff L, Fritz MA. Clinical gynecology endocrineology and infertility. 17th ed. Philadelphia: Lippincott Williams and Wilkins; 2005:12.

4. Berek J S, Adashi EY, Hillard PA. Novak’s gynecology. 12th ed. Baltimor: Williams and Wilkins; 1996: 915.

5. Hirxsch AM, Hirsch SM. The longer, psychosocial effects of infertility. J Obs Gyn Neonatal Nurs 1995; 24(6): 517-21.

6. Rajvir D, Ceinwen E, Cumming DC. Psychological well-being and coping patterns in fertile men. Fertil Steril 2000; 74-5: 702-6.

7. Mcnaughton C, Bostwick M. Development of brief stress management support groups for couples undergoing in vitro fertilization treatment. Fertil Steril 2000; 74: 87-93.

8.Gibson DM, Myers JE. Gender and infertility: A relational approach to counseling women. J Counseling Dev 2000; 78(4): 400-10.

9. Edelmenn RJ, Humphery M, Owens DJ. The meaning of parenthood and couple’s reaction to male infertility. Br J Med Psychol 1994; 67: 291-9.

10. Sandelowski MH, Davis D. Living the life explanation of infertility. Soc Healthiness 1990; 12: 195-215.

11. Rebarsolzekey CH. [Infertility and treatment]. 1st ed. Karimzadeh Maybodi MA. (translator). Yazd: Yazad; 1996: 32. (Persian)

12. Kemman E, Cheron C, Bachman G. Good luck rites in cotemporary infertility. Reprod Med 1998; 43 (3): 196-8.

13. Berg B, Wilson J. Psychological functioning across stages of treatment for infertility. J Behav Med 1991; 14: 11-26.

14. Andrews FM, Abbey A, Halman LJ. Is fertility problem stress different? The dynamics of stress in fertile and infertile couples. Fertil Steril 1992; 57: 1247-53.

15.Nilforooshan P, Latifi Z, Abedi MR, Ahmadi SA. [Quality of life and its different domains in fertile and infertile women]. Journal of research of behavioral sciences 2006; 4(1-2): 70-7. (Persian)

16. Chachamovich JR, Chachamovich E, Zachia S, Knauth D, Passos EP. What variables predict generic and health-related quality of life in a sample of Brazilian women experiencing infertility? Hum Reprod 2007; 22 (7): 1946-52.  

17. Abbey A, Andrews FM, Halman LJ. Gender's role infertility. Psychol Women 1991; 15: 295-316.

18. Abbey A, Andrews FM, Halman LJ. Infertility and subjective well-being: The mediating roles of self- esteem, internal control and interpersonal conflict.  J Marr Fam 1992; 54: 408-17.

19. Callan VJ, Hennessey JF. Psychological adjustment to infertility: A unique comparison of two groups of infertile women, mothers and women childless by choice. J Reprod Infant Psycho 1988; 7: 105-12.

20. Kedem P, Mikulincer M, Nathanson YE. Psychological aspects of male infertility. Br J Med Psychol 1990; 63: 73-80.                  

21. Abbey A, Andrews FM. Psychosocial predictors of life quality. J Fam Issue 1994; 15(2): 253.

22. Myers LB, Wark L. Psychotherapy for infertility: A cognitive-behavioral approach for couples. Am J Fam Ther 1996; 24(1): 9-20.

23. Antoni MH, Ironson G, Schnneiderman, N. [Cognitive-behavioral stress management]. Al-e-Mohammad SJ, Jokar S, Neshat Doost H. (translators). Isfahan: Jahad publication 2007: 31-5. (Persian)

24. Noorbala AA, Ramezanzade F, Malekafzali Ardakani H, Abedinia N, Rahimi Foroshani A, Shariat M. [The effect of psychiatry interventions on marital satisfaction  in infertile couples in a center of investigation healthy fertility]. Iranian journal of psychiatry and clinical psychology 2008; 2: 104-11. (Persian)

25. Drosdzol A, Skrzypulec V. Quality of life and sexual functioning of Polish infertile couples. Eur J Contracept Reprod Health Care 2008; 13(3): 271-81.  

26. Khayata GM, Rizk DE, Hasan MY, Ghazal-Aswad S, Asaad MA. Factors influencing the quality of life of infertile women in United Arab Emirates. Int J Gynaecol Obs 2003; 80(2): 183-8.

27. Bresnick E, Taymor ML. The role of counseling in infertility. Fertil Stril 1979; 32(2): 154-6.

28. Domar AD, Clapp D, Slaw Sby EA, Dusek J, Kessel B, Freizinger M. Impact of group psychological intervention on pregnancy rates in infertile women. Reprod Endocrinol 2000;

73: 805-11.

29. Terzioglu F. Investigation into effectiveness of counseling on assisted reproductive techniques in Turkey. J Psychosom Obs Gyn 2001; 22: 133-41.

30. Newton CR, Hearn MT, Yuzpe AA, Houle M. Motives for parenthood and response to failed in vitro fertilization: Implication for counseling. J Assist Reprod Gen 1992; 9: 24-31.

31. Bringhenti F, Martinelli F, Ardenti R, La Sala GB. Psychological adjustment of infertile women entering. IVF treatment: Differentiating aspects and influencing factor. Acta Obs Scand 1997;

70: 431-7.

32. Slade P, Emery J, Liberman BA.  A prospective, longitudinal study of emotions and relationships in vitro fertilization treatment. Hum Reprod 1997; 12: 183-90.

33. Eugster A, Vingerhoets AJ.  Psychological aspects of IVF. Soc Sci Med 1999; 48: 575-89.

34. Tarabusi M, Facchinetti FP. Psychological group support attenuates distress of waiting in couples scheduled for assisted reproduction. J Psychosom Obs Gyn 2004; 25: 273-9.

35. Facchinetti F, Tarabusi M. Volpe A. Cognitive-behavioral treatment decrease cardiovascular and neuroendocrin reaction to stress in women waiting for assisted reproduction. Psychoneuroendocrin 2004; 29: 162-73.

36. Taschen-Caffier B, Felorin I, Krause W, Pook M. Psychother Psychosom 1999; 1: 7-15.