رابطه ی نگرش مذهبی و علایم اختلال استرس پس از سانحه در زلزله زدگان شهرستان بم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار روان شناسی بالینی و مرکز جمعیت شناسی، دانشگاه شیراز

چکیده

مضامین دینی حاکی از این است که انسان به هنگام برخورد با شرایط تهدیدکننده، خدا را می‌خواند. تحقیقات آسیب‌شناسی روانی نیز نشان داده است که وقایع تکان‌دهنده و تهدیدکننده ممکن است در برخی از افراد مستعد، علایم اختلال استرس پس از سانحه را ایجاد نماید. لذا هدف این تحقیق، بررسی رابطه‌ی بین نگرش مذهبی و علایم اختلال استرس پس از سانحه در افرادی بود که در زلزله‌ی بم حضور داشتند.
روش‌کار: تحقیق حاضر از نوع همبستگی و پس‌رویدادی است. آزمودنی‌ها شامل 117 نفر (70 مرد و 47 زن) از مردم شهرستان بم بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از بین افرادی که در حادثه‌ی زلزله حضور داشتند، انتخاب شدند. آزمودنی‌ها دو مقیاس نگرش مذهبی و اختلال استرس پس از سانحه‌ی می‌سی‌سی‌پی (اشل) را به صورت فردی تکمیل کردند. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و آزمون تی استفاده شد.
یافته ‌ها: نگرش مذهبی تنها قادر بود مولفه‌های ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی مقیاس اشل را به صورت معکوس پیش‌بینی کند. هم‌چنین، آزمودنی‌های دارای علایم خفیف در مقایسه با آزمودنی‌های دارای علایم شدید، نگرش مذهبی برتری نشان دادند (001/0P<).
نتیجه‌ گیری: نگرش مذهبی می‌تواند در کاهش علایم عاطفی اختلال استرس پس از سانحه موثر باشد ولی بر علایم خودآیند آن تاثیری ندارد.
 

کلیدواژه‌ها


گاهی افراد، سوانح تکان­دهنده­ای را تجربه می­کنند که شدت آن برای هر کسی آسیب­رسان است و در نتیجه­ی آن، علایمی مانند زنده­شدن سانحه در رویا یا خیالات هنگام بیداری، برانگیختگی فزاینده، اجتناب مستمر از یادآوری سانحه و کرختی پاسخگری به چنین یادآوری­هایی را بارز می­سازند. موارد یاد شده در چهارمین نسخه­ی راهنمای طبقه­بندی تشخیصی و آماری اختلالات روانی[1] (1) در طبقه­ی تشخیصی اختلال استرس پس از سانحه قرار می­گیرند. سوانح تکان­دهنده شامل تجارب جبهه­ی جنگ، سوانح طبیعی (سیل، زلزله)، مورد حمله یا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شدید (رانندگی و در حین کار) می­شود. نتایج تحقیقات نشان می­دهند که سوانح تکان­دهنده تمام سطوح وجودی فرد اعم از جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی را تحت تاثیر قرار می­دهند (2). یکی از سطوح وجودی فرد که تحت تاثیر سانحه­ قرار می­گیرد، معنویت[2] او است. معنویت، شامل یک انرژی وحدت بخش است که همه­ی ابعاد وجودی فرد را به هم متصل نموده و به واسطه­ی آن، فرد حیات را تجربه می­کند. یک بعد معنویت، دینداری است. دینداری یک طریق شخصی بیان معنویت از طریق شرکت در مراسم، آیین­ها و اعمالی است که مبتنی بر شریعت می­باشد (3).

دینداری نقش عمده­ای در زندگی و فرهنگ مردم ایران بازی می­کند. در قرآن کریم در آیات متعددی اشاره شده است وقتی انسان در شرایط خطرآفرین و آسیب­رسان قرار می­گیرد که مرگ او را تهدید می­کند، خدا را می­خواند و از او کمک و یاری می­طلبد. مثلا آیه­ی 67 سوره­ی الاسراء مطرح می­کند: «و چون در دریا به شما صدمه­ای برسد هر که را جز او می­خوانید ناپدید می­گردد و چون خدا شما را به سوی خشکی رهانید روی­گردان می­شوید و انسان همواره ناسپاس است».

گزارش­هایی که پس از سانحه­ی 11 سپتامبر در آمریکا ارایه شده است، حاکی از این است که بلافاصله پس از سانحه، میزان حضور مردم در مراسم مذهبی در کلیسا افزایش یافته است (2). آیه­ی 156 سوره­ی بقره نیز به این نکته اشاره می­کند که وقتی فرد مومن کسی را از دست می­دهد یا به او مصیبتی وارد می­آید، مصیبت وارده را با جهان­بینی الهی خود تفسیر می­کند و به خود می­گوید ما از خداییم و بازگشت همه­ی ما نیز به سوی اوست: «آن­ها که هرگاه مصیبتی به ایشان می­رسد می­گویند ما از خداییم و به سوی او بازمی­گردیم. بر ایشان درودها و رحمتی از پروردگارشان باد و ایشان راه­یافتگان­اند». در آیه­ی 28 سوره­ی رعد به این امر اشاره شده است که قلوب افراد مومن با یاد خدا آرام می­گیرد و بنا بر این یاد خدا باعث می­شود که اضطراب و تنش وارد به قلب مومن کاهش یابد: «همان کسانی که ایمان آورده­اند و دل­های­شان به یاد خدا آرام می­گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دل­ها آرامش می­یابد».

تحقیقات متعددی در کشورهای دیگر نشان داده است که افرادی که اعتقادات دینی دارند یا اعمال مذهبی انجام می­دهند نسبت به افرادی که اعتقادات دینی ندارند یا اعمال مذهبی انجام نمی­دهند از سلامت روانی و سازگاری بهتری برخوردارند (4،5) و در شاخص­هایی مانند افسردگی، اضطراب، آشفتگی روان­شناختی و آسیب روان­شناختی نمرات کمتری را کسب می­کنند (12-6). تحقیقاتی که در جامعه­ی اسلامی ایران انجام گرفته است، به طور کلی حاکی از این است که سلامت روانی و اعتقادات یا اعمال مذهبی با یکدیگر رابطه­ی مثبتی را نشان می­دهند (18-13). تعدادی از مطالعات، اثرات دینداری را در تحمل تنش و آسیب، مورد بررسی قرار داده­اند. نونی[3] گزارش داد که مذهب با فراهم آوردن منابع اجتماعی و روان­شناختی در سازگار شدن افراد با تنش موثر است (19). صیادی­تورانلو، جمالی و میرغفوری رابطه­ی مثبتی را بین سطح هوش هیجانی و اعتقادات مذهبی گزارش دادند به طوری که افزایش اعتقادات مذهبی با افزایش توان کنترل احساسات و هیجانات درونی خود و دیگران همراه بوده است (20). تاجری و بحیرایی گزارش داده­اند که مادران واجد نگرش­های مذهبی در کنار آمدن با تنش­های ناشی از تولد یک کودک کم­توان ذهنی بهتر عمل می­کنند (21). معتمدی، اژه­ای، فلاح و کیامنش گزارش داده­اند که سالمندان موفق که تنش­های ناشی از سالمندی را بهتر تحمل و اداره می­کنند نسبت به سالمندان غیر موفق، گرایش­های مذهبی بیشتری دارند (22). اکلین، براون و موگر[4] و چومانوا، وانات، بارت و کوپمن[5] گزارش دادند که نگرش مذهبی در مبتلایان به بیماری سرطان می­تواند به سازگاری و افزایش طول عمر این بیماران منجر شود (23،24).

بررسی­های متعدد در مورد تفاوت افراد دیندار و غیر دیندار حاکی از این است که افراد دیندار، حمایت اجتماعی گسترده­تری را دریافت می­کنند، عادات رفتاری مثبتی را اتخاذ نموده، به نیروی نظم­دهنده­ی فراگیر اعتقاد دارند و رابطه­ای خصوصی را با خدا برقرار می­کنند که این تفاوت­ها نیز می­تواند در انطباق افراد دیندار با شرایط تنش­آمیز و بحرانی کمک کند.

پارگامت و هان[6] در مطالعه­ی خود روی 124 دانشجوی دیندار دوره­ی کارشناسی نتیجه گرفتند که مذهب در جریان حل مسئله به ویژه در جریان دوره­های تنش­آمیز برای فرد، حمایت عاطفی فراهم می­کند. آزمودنی­هایی که در این مطالعه شرکت کرده بودند از خدا می­پرسیدند که چرا این فاجعه اتفاق افتاد و دعا می­کردند که خداوند نیروی لازم را برای مقابله به آن­ها بدهد (25). وارثینگتون[7] که مقاله­ای تحت عنوان «ایمان مذهبی در طول زندگی: دلالت­ها برای مشاوره و تحقیق» نوشته است نتیجه­گیری کرده است که دینداری ممکن است به فرد کمک نماید تا مسئله را بازتعریف کند به طوری که قابل حل شود و ممکن است از طریق فراهم ساختن معنا و امید دادن به فرد کمک کند تا در حین رویارویی با موقعیت تنش­آمیز، خود را از لحاظ عاطفی مستحکم نگاه دارد (26). لازاروس و فولکمن[8] معتقدند ارزش های مذهبی به فرد کمک می­کنندکه موقعیتی را کمتر تهدید کننده قلمداد کند و احساسش را برای رویارویی با آن تقویت کند (27). الموتاوا[9] در بررسی تاثیر مذهب در ایجاد اختلال استرس پس از سانحه در بین زندانیان کویتی جنگ، گزارش داد که رابطه­ای بین مذهبی بودن و اختلال استرس پس از سانحه وجود ندارد، ولی اعمال مذهبی «متوسط» اثرات مثبتی در تطبیق با شوک ناشی از حادثه­ی آسیب­زا دارد (28). تونی­بویل، استی­گال، کشتگر و نیومن[10] در مرور مطالعات انجام گرفته بر روی مفید یا مضر بودن مقابله­ی مذهبی یا معنوی با سرطان، اشاره کرده­اند که مذهب از طریق فراهم آوردن معنا و هدف و آرامش عاطفی و احساس امید و حفظ عزت نفس بیماران به سازگاری آن­ها با بیماری سرطان کمک می­کند (29). هاف، جوهانسن هنری، راس، هیویت و جوهانسن[11] در مرور بر مطالعاتی که در مورد کاهش خطر سرطان در بین افراد مذهبی انجام دادند، نتیجه­گیری کردند که عامل کاهش­دهنده­ی خطر سرطان در بین افراد مذهبی، سبک زندگی سالمی است که در اعمال مذهبی آن­ها وجود دارد (30). با وجود این، در تحقیقات ذکر شده به دلیل عدم کنترل متغیرهایی مانند مرحله یا سطح بیماری و حمایت اجتماعی ادراک شده نمی­توان با قطعیت در مورد اثرات مثبت مقابله­ی مذهبی سخن گفت (29). در حقیقت بررسی رابطه­ی بین نگرش مذهبی و شدت نشانه­های اختلال استرس پس از سانحه بدون در نظر گرفتن نقش عواملی که در شدت این نشانه­ها تاثیرگذارند، امکان­پذیر نمی­باشد. نتایج مطالعات مختلف نشان داده است که به طور کلی زنان نسبت به مردان پس از حوادث تکان­دهنده علایم بیشتری را بروز می­دهند (34-31). دو متغیر دیگری که کنترل اثر آن­ها لازم است، وضعیت تاهل و تحصیلات می­باشد. تحقیقات گذشته نشان داده است که اختلال استرس پس از سانحه در افراد مجرد، بیوه و مطلقه بیشتر از افراد متاهل مشاهده می­شود (35) و میزان تحصیلات با شدت اختلال استرس پس از سانحه رابطه­ی معکوس دارد (36).

با وجود یافته­های متعدد در مورد اثرات مثبت دینداری بر روی تحمل تنش­های روانی و آیات صریح قرآنی در مورد این که انسان­ها در شرایط دشوار به خدا پناه می­برند، تاکنون مطالعات اندکی به بررسی رابطه­ی دینداری با نشانه­های اختلال استرس پس از سانحه که یکی از پیامدهای مواجهه با حوادث تنش­زا است، پرداخته­اند. هدف تحقیق حاضر این است که رابطه­ی نگرش مذهبی و شدت نشانه­های اختلال استرس پس از سانحه را در ساکنان شهر زلزله­زده­ی بم مورد بررسی قرار دهد.

روش کار

روش تحقیق از نوع همبستگی و پس­رویدادی است. در این تحقیق نگرش مذهبی یا مولفه­های آن به عنوان متغیر پیش­بین و شدت نشانه­های اختلال استرس پس از سانحه به عنوان متغیر ملاک مورد بررسی قرار می­گیرد. متغیرهای سن، جنسیت، تحصیلات و وضعیت تاهل نیز به عنوان متغیرهای مداخله­گر می­باشند. این متغیرها نیز همراه با متغیرهای پیش­بین و ملاک وارد معادله رگرسیون می­شوند و از این طریق، اثر آن­ها بر متغیر پیش­بین، کنترل می­شود. نمونه­یاین تحقیق شامل 117 نفر از مردم شهر بم بود که به روش نمونه­گیری تصادفی ساده از بین تمام کارمندان آموزش و پرورش، کارمندان شهرداری و بازاریان و مغازه­داران شهر بم انتخاب شدند و در هنگام وقوع زلزله در بم حضور داشتند. به منظور اندازه­گیری نگرش مذهبی از مقیاس نگرش مذهبی[12] استفاده شد. این مقیاس که اولین بار در ایران توسط خدایاری فرد، غباری بناب و شکوهی یکتا بر روی گروهی از دانشجویان دانشگاه صنعتی و طلاب حوزه­ی علمیه­ی قم اجرا شده، حاوی 40 سئوال پنج گزینه­ای است که جهان­بینی و ایدئولوژی را اندازه می­گیرد. گزینه­ها شامل کاملا موافقم، تا حدی موافقم، بینابین، تا حدی مخالفم و کاملا مخالفم می­باشد. برخی از سئوالات پرسش­نامه به صورت معکوس نمره­گذاری می­شوند. بر اساس گزارش خدایاری و همکاران، ضریب آلفای کرونباخ این پرسش­نامه برابر 95/0 بوده است. هم­چنین، محققین فوق توانسته­اند با استفاده از این مقیاس بین دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و طلاب حوزه­ی علمیه­ی قم و دانشجویان سهمیه­ی شاهد و غیر شاهد از لحاظ میانگین نمرات کسب شده، تفاوت آماری معنی­داری را پیدا کنند. توانایی افتراق فوق می­تواند به عنوان مدرکی برای روایی مقیاس نگرش مذهبی تلقی شود (37). به نقل از مطالعه­ی گودرزی برای اندازه­گیری علایم اختلال استرس پس از سانحه از مقیاس اشل استفاده شد. این مقیاس برگرفته از مقیاس اختلال استرس پس از سانحه­ی می­سی­سی­پی[13] است که اولین بار توسط کینی، کرل و تیلور[14] ساخته شد. فرم ایرانی این مقیاس توسط گودرزی با فرهنگ ایرانی انطباق یافته و شامل 39 سئوال است که در یک مقیاس لیکرت 5 گزینه­ای نمره­گذاری می­شود. ده تا از سئوالات این مقیاس به صورت معکوس نمره­گذاری می­شوند. همسانی درونی مقیاس اشل برحسب آلفای کرونباخ برابر 92/0 و ضریب بازآزمایی آن برابر 91/0 گزارش شده است. تحلیل عاملی مقیاس چهار عامل زیر را آشکار ساخته است: خاطرات رخنه­کننده، ناتوانی در ارتباطات بین فردی، مشکل در مهار عاطفی و افسردگی (38). دو مقیاس نگرش مذهبی و اشل به همراه چند سئوال دیگر که ویژگی­های جمعیت­شناختی آزمودنی­ها را می­سنجد بر روی گروه نمونه اجرا شد. نحوه­ی اجرا به این صورت بود که با مراجعه­ی تصادفی به آزمودنی­ها وکسب رضایت شفاهی آن­ها برای شرکت در تحقیق، ابتدا توضیحاتی در مورد پژوهش و نحوه­ی پاسخگویی به سئوالات داده می­شد و آن­گاه پرسش
نامه­ها در اختیار آن­ها قرار می­گرفت و در صورت امکان در همان زمان و در صورت عدم امکان در وقت مقتضی پرسش
نامه­ها جمع­آوری می­شد. هیچ محدویت زمانی برای تکمیل پرسش­نامه­ها وجود نداشت. برای ارایه­ی داده­های توصیفی از روش­های آماری میانگین و انحراف معیار و به منظور بررسی ارتباط ساده بین نگرش مذهبی و مولفه­های مقیاس اشل از روش همبستگی پیرسون استفاده شد. علاوه بر این، به منظور ثابت نگاه داشتن اثر متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل و تحصیلات و به این ترتیب حذف اثر آن­ها بر متغیر وابسته­ی نشانه­های اختلال استرس پس از سانحه از روش آماری رگرسیون گام به گام استفاده شد. برای مقایسه­ی گروه­ها در متغیرهای وابسته نیز آزمون تی به کار رفت. تمامی تحلیل­ها با استفاده از نسخه­ی 5/11 نرم­افزار آماری SPSS انجام شد.

نتایج

ویژگی­های جمعیت­شناختی گروه نمونه به شرح زیر بود: 70 نفر مرد، 47 نفر زن؛ 78 نفر متاهل، 29 نفر مجرد؛ تحصیلات 15 نفر زیر دپیلم و تحصیلات 102 نفر بین دیپلم تا کارشناسی و شغل 56 نفر آزاد و 61 نفر دولتی بود. میانگین سن آزمودنی­ها برابر 48/30 سال و انحراف معیار آن برابر 40/8 سال بود. به منظور ترسیم چهارچوب کلی داده­ها میانگین و انحراف معیار نمرات گروه نمونه در مولفه­های مقیاس­های اشل و نگرش مذهبی محاسبه گردید (جدول 1).

 

جدول 1- میانگین و انحراف معیار گروه نمونه در خرده
مقیاس­های اشل و مقیاس نگرش مذهبی

خرده­مقیاس­های اشل

زن

مرد

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

خاطرات رخنه­کننده

38/16

88/4

34/14

14/4

مشکل در ارتباطات بین فردی

02/7

97/1

1/7

75/1

ناتوانی در مهار عاطفی

02/18

71/2

75/17

92/2

افسردگی

14/12

11/5

69/9

08/4

مقیاس نگرش مذهبی

4/158

20/19

164

7/20

 

برای بررسی رابطه­ی مقیاس نگرش مذهبی و خرده­مقیاس­های اشل، ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون بین نمرات آزمودنی­ها در مقیاس اشل و نمرات آن­ها در مقیاس نگرش مذهبی محاسبه شد. جدول 2 نتایج تحلیل­های همبستگی را نشان می­دهد. همان گونه که در جدول 2 مشاهده می­شود، مقیاس نگرش مذهبی با تمام خرده­مقیاس­های اشل همبستگی منفی داشته است. با وجود این، تنها همبستگی مقیاس نگرش مذهبی با سه خرده­مقیاس خاطرات رخنه­کننده، ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی از لحاظ آماری معنی­دار بوده است که به این معنی است که با افزایش نگرش مذهبی، خاطرات رخنه
کننده، ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی که از مولفه­های سه­گانه­ی اختلال استرس پس از سانحه می­باشند، کاهش
می­یابد. بیشترین شدت همبستگی بین خرده­مقیاس افسردگی و نگرش مذهبی بوده است. به عبارت دیگر، هر چه گرایش مذهبی بیشتر بوده، میزان افسردگی کاهش یافته است. این یافته­ها فرضیه­ی اصلی تحقیق را تایید می­کنند.

با توجه به این که در روش تحلیل همبستگی سهم سایر متغیرهای موثر مورد بررسی قرار نمی­گیرد، نمی­توان نتیجه گرفت که رابطه­ی به دست آمده بین مقیاس نگرش مذهبی و خرده­مقیاس­های اشل از متغیرهای دیگری تاثیر نپذیرفته باشد. به همین دلیل، به منظور مطالعه و کنترل متغیرهای موثر بر رابطه­ی بین خرده­مقیاس­های اشل و مقیاس نگرش مذهبی و همین طور تعیین سهم متغیر نگرش مذهبی در پیش­بینی علایم اختلال استرس پس از سانحه، اثر متغیرهای جنس، سن، تحصیلات، وضعیت تاهل (متغیرهای کنترل) بر نگرش مذهبی (متغیر پیش­بین) با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام برای چهار خرده­مقیاس اشل (متغیرهای وابسته) در چهار معادله­ی جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این تحلیل ها در جدول 3 درج شده است.

 

جدول 2- همبستگی نمرات خرده­مقیاس­های اشل و مقیاس نگرش مذهبی

خرده­مقیاس­های اشل

مقیاس نگرش مذهبی

خاطرات رخنه­کننده

*187/0-

مشکل در ارتباطات بین فردی

02/0-

ناتوانی در مهار عاطفی

*20/0-

افسردگی

**328/0

*05/0P<، ** 01/0P>

 

معادله­ی 1 در جدول 3 نشان می­دهد که نمرات خرده­مقیاس خاطرات رخنه­کننده به ترتیب از طریق متغیرهای تحصیلات، جنس و وضعیت تاهل، قابل پیش­بینی است. برای مولفه­ی خاطرات رخنه­کننده، ضرایب رگرسیون (B) متغیرهای
پیش­بین جنسیت و وضعیت تاهل مثبت و برای تحصیلات، منفی و هر سه از لحاظ آماری معنی­دار بوده­اند. این به آن معنا است که میانگین نمرات آزمودنی­های زن در مولفه­ی خاطرات رخنه­کننده (47=n، 89/4=SD، 4/16=M) نسبت به میانگین آزمودنی­های مرد (70=n، 14/4=SD، 34/14=M) از لحاظ آماری به طور معنی­داری بالاتر بوده است.

هم­چنین، میانگین نمرات آزمودنی­های مجرد در این خرده
مقیاس (39=n، 4/4=SD، 2/16=M) نسبت به میانگین آزمودنی­های متاهل (78=n، 6/4=SD، 6/14=M) از لحاظ آماری به طور معنی­داری بالاتر بوده است.

میانگین نمرات مولفه­ی خاطرات رخنه­کننده در آزمودنی­هایی نیز که تحصیلات زیر دیپلم داشته­اند (15=n، 5=SD، 33/18=M) نسبت به آزمودنی­هایی که تحصیلات بالاتر از دیپلم داشته­اند (102=n، 31/4=SD، 7/14=M) از لحاظ آماری به طور معنی­داری بالاتر بوده است. با وجود این، نتایج نشان
می­دهد که با کنترل متغیرهای سن، تاهل، جنس و تحصیلات رابطه­ی نگرش مذهبی با خرده­مقیاس خاطرات رخنه­کننده از بین رفته است. به عبارت دیگر، احتمالا همبستگی به دست آمده بین دو متغیر فوق به واسطه­ی متغیرهای دیگر ایجاد شده است.

 

جدول 3- نتایج رگرسیون گام به گام متغیر نگرش مذهبی بر علایم (خرده­مقیاس­های) اختلال استرس پس از سانحه با کنترل جنس، سن، تحصیلات و وضعیت تاهل

 

متغیرهای

 پیش­بین

معادله­ی 1

خاطرات­

رخنه­کننده

معادله­ی 2

مشکل در ارتباطات بین فردی

معادله­ی 3

ناتوانی در مهار عاطفی

معادله­ی 4

افسردگی

جنس (مرد=1، زن=0)

*90/1

(21/0-)

{35/2-}

]02/0[

"038/0"

 

 

97/1

(21/0-)

{44/2-}

]016/0[

"043/0"

تاهل (مجرد=1، متاهل=0)

82/1

(19/0)

{17/2}

]03/0[

"035/0"

 

73/2

(46/0)

{3/4}

]001/0[

"101/0"

 

تحصیلات

49/3-

(26/0-)

{94/2-}

]003/0[

"072/0"

 

 

96/2-

(20/0-)

{39/2-}

]049/0[

"055/0"

سن

 

 

077/0

(227/0)

{15/2}

]034/0[

"034/0"

 

نگرش مذهبی

 

 

032/0-

(21/0-)

{42/2-}

]017/0[

"037/0"

074/0-

(30/0-)

{41/3-}

]001/0[

"095/0"

df

(113، 3=)df

 

(113، 3=)df

(113، 3=)df

F

41/6=f

 

82/7=f

98/8=f

2R

145/0

 

172/0

193/0

*B، () Beta، {} t، []، ** خانه­های خالی حاکی از خارج شدن متغیر از معادله­ی رگرسیون می­باشد.

معادله­ی 2 در جدول 3 نشان می­دهد که هیچ کدام از متغیرهای تعدیل­کننده و پیش­بین نتوانسته­اند نمرات خرده­مقیاس مشکل در ارتباطات بین فردی را پیش­بینی کنند. نتیجه­ی اخیر با نتیجه­ی به دست آمده از تحلیل همبستگی هماهنگی دارد.

معادله­ی 3 در جدول 3 نشان می­دهد که نمرات مولفه­ی ناتوانی در مهار عاطفی به ترتیب از طریق متغیرهای وضعیت تاهل،  نگرش مذهبی و سن، قابل پیش­بینی بوده است. در سطور زیر معنای روابط فوق شرح داده می­شود: میانگین نمرات آزمودنی­های مجرد در خرده­مقیاس ناتوانی در مهار عاطفی (39=n، 58/2=SD ،12/19=M) نسبت به میانگین نمرات آزمودنی­های متاهل (78=n، 74/2=SD ، 23/17=M) از لحاظ آماری به طور معنی­داری بالاتر بوده است. علاوه بر این، ضریب رگرسیون (B) متغیر پیش­بین مولفه­ی ناتوانی در مهار عاطفی برای متغیرهای سن و نگرش مذهبی به ترتیب 077/0 و 032/0- بوده است. این امر به این معنا است که با افزایش یک نمره در متغیر سن، به طور متوسط میزان ناتوانی در مهار عاطفی 077/0 افزایش می­یابد و با افزایش یک نمره در نگرش مذهبی به طور متوسط میزان ناتوانی در مهار عاطفی 032/0 کاهش می­یابد. معادله­ی 4 در جدول 3 نشان می­دهد که نمرات خرده­

مقیاس افسردگی به ترتیب از طریق متغیرهای جنسیت، تحصیلات و نگرش مذهبی قابل پیش­بینی بوده است.

میانگین نمرات افسردگی آزمودنی­های زن (47=n، 1/5=SD ،15/12=M) نسبت به میانگین آزمودنی­های مرد (70=n، 14/4=SD، 7/9=M) از لحاظ آماری به طور معنی­داری بالاتر بوده است. میانگین مولفه­ی افسردگی در آزمودنی­هایی که تحصیلات زیر دیپلم داشته­اند (15=n، 6/4=SD، 47/13=M) نسبت به آزمودنی­هایی که تحصیلات بالاتر از دیپلم داشته­اند (102=n، 55/4=SD، 27/10=M) از لحاظ آماری به طور معنی­داری بالاتر بوده است. علاوه بر این، ضریب رگرسیون (B) متغیر پیش­بین مولفه­ی افسردگی برای متغیر نگرش مذهبی 074/0- بوده است. این مسئله به آن معنا است که با افزایش یک نمره در متغیر نگرش مذهبی به طور متوسط میزان افسردگی 074/0 کاهش می­یابد. به منظور بررسی قدرت
پیش­بینی متغیر نگرش مذهبی مقادیر R2در جدول 3 درج شده است (این مقادیر برای سایر متغیرهای کنترل نیز در جدول 3 موجود است). همان گونه که ملاحظه می­شود، نگرش مذهبی توانسته است به ترتیب 037/0 و 095/0 درصد واریانس­های مربوط به دو مولفه­ی ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی را تبیین کنند.علاوه بر تحلیل­های فوق، نگرش مذهبی در آزمودنی­ها با نمرات بالاتر (علایم شدیدتر) و پایین­تر (علایم خفیف­تر) از نقطه­ی برش مقیاس اشل برای اختلال استرس پس از سانحه با استفاده از آزمون تی مورد مقایسه قرار گرفت.

برای تعیین گروه افراد با نمرات بالاتر و پایین­تر از نقطه­ی برش مقیاس اشل برای اختلال استرس پس از سانحه از نمره­ی برش 107 استفاده شد. در پژوهشی که گودرزی انجام داد بر اساس نقطه­ی برش 107 حساسیت و ویژگی آزمون اشل برای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه به ترتیب 69 درصد و 74 درصد گزارش شد (38).

 مقایسه­ی نمرات نگرش مذهبی دو گروه با استفاده از آزمون تی برای گروه­های مستقل نشان داد که میانگین نگرش مذهبی در گروه با نمرات بالاتر از نقطه­ی برش اختلال استرس پس از سانحه به طور معنی­داری پایین­تر از گروه با نمرات پایین­تر از نقطه­ی برش بود (جدول 4).

جدول 4- مقایسه­ی نمرات نگرش مذهبی افراد با نمره­ی بالاتر و پایین­تر از نقطه­ی برش مقیاس اشل (107) برای اختلال استرس پس از سانحه با آزمون تی در شرایط عدم تساوی واریانس­ها

 

گروه­ها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

df

t

P

گروه با نمره­ی پایین­تر از نقطه­ی برش

93

33/154

15

915/27

02/3

001/0

گروه با نمره­ی بالاتر از نقطه­ی برش

24

9/138

8/23

 

 

 

 

بحث و نتیجه­گیری

هدف این تحقیق بررسی رابطه­ی بین نگرش مذهبی و علایم اختلال استرس پس از سانحه و تعیین قدرت نگرش مذهبی برای پیش­بینی علایم اختلال استرس پس از سانحه بود. علاوه بر این، در تحقیق حاضر نگرش مذهبی در افرادی که در مقیاس اشل برای اختلال استرس پس از سانحه، نمره­ای بالاتر از نقطه­ی برش به دست آورده بودند با افرادی که نمره­ای پایین­تر از نقطه­ی برش به دست آورده بودند، مقایسه شد. نتایج حاکی از این بود که بین نگرش مذهبی و دو مولفه­ی ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی همبستگی منفی وجود دارد و وقتی وقتی نگرش مذهبی افزایش می­یابد، ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی در افرادی که در زلزله­ی بم حضور داشته­اند کاهش می­یابد. خرده­مقیاس ناتوانی در مهار عاطفی شامل سئوالاتی مانند اگر کسی زیاد سر به سر من بگذارد احتمال دارد که شدیدا خشمگین شوم (3)، در تمرکز روی کارها مشکل دارم (20)، در شب به راحتی به خواب می­روم (24، معکوس) و خرده­مقیاس افسردگی نیز شامل سئوالاتی مانند هنگامی که در مورد زلزله­ی بم فکر می­کنم آرزو می­کنم که ای­کاش می­مردم (8)، به نظر می­رسد که گویی هیچ حسی ندارم (9)، اخیرا میل به خودکشی پیدا کرده­ام (10)، حیرانم در حالی که دیگران مرده­اند چرا من هنوز زنده­ام (12) می­باشد. این نتایج، با یافته­های لازاروس و فولکمن در مورد تاثیر ارزش­های مذهبی بر ادراک و قدرت رویارویی فرد در مقابل موقعیت­های تهدیدکننده (27) و با نتایج الموتاوا در مورد اثرات مثبت اعمال مذهبی در تطبیق با شوک ناشی از حادثه­ی آسیب­زا (28) و با نتیجه­گیری تونی­بویل، استی­گال، کشتگر و نیومن در مورد اثر مثبت نگرش مذهبی بر سازگاری بیماران سرطانی هماهنگ است (29) و نشان می­دهد نگرش­های مذهبی می­توانند افراد را در کنار آمدن با عواطف منفی و افسردگی حاصل از حضور در موقعیت­های تکان­دهنده کمک کند. از سوی دیگر، قدرت پیش­بینی نگرش مذهبی برای دو مولفه­ی ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی به ترتیب برابر با 037/0 و 095/0 درصد بوده است. این اعداد نشان می­دهند که نگرش مذهبی فقط در حدود کمتر از 1 درصد می­تواند واریانس متغیرهای ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی را تبیین کند. علاوه بر این، نتایج حاکی از این بود که افرادی که در مقیاس اشل نمره­ای بالاتر از نقطه­ی برش اختلال استرس پس از سانحه کسب کرده بودند نسبت به افراد دارای نمره­ی کمتر از نقطه­ی برش، نگرش مذهبی ضعیف­تری دارند.

نتایج این تحقیق نشان داد که بین نگرش مذهبی و خرده­مقیاس­های خاطرات رخنه­کننده و مشکل در ارتباطات بین فردی، رابطه­ی خاصی مشاهده نمی­شود. هر چند در محاسبه­ی ضریب همبستگی خرده­مقیاس خاطرات رخنه­کننده با نگرش مذهبی رابطه­ای منفی به دست آمد، کنترل­های آماری نشان داد که این یافته ناشی از اثرات تعدیل­کننده­ی متغیرهای جنس، تاهل و تحصیلات بوده است. خرده­مقیاس خاطرات رخنه­کننده شامل سئوالاتی مانند اگر چیزی اتفاق بیفتد و مرا به یاد زلزله بیندازد، به شدت پریشان و آشفته می­شوم، از زلزله­ی بم کابوس­های وحشت­آوری دارم، بودن در موقعیت­های خاصی این احساس را در من به وجود می­آورد که گویی دوباره دارد زلزله­ی بم تکرار می­شود، می­باشد. این گونه سئوالات بیشتر علامت زنده شدن سانحه در خواب یا خیالات بیداری را نشان می­دهد. در تفسیر این یافته باید اشاره کرد که برخی یافته­ها نشان داده است که خاطرات رخنه­کننده در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه به صورت خودآیند بروز می­کنند (39). فرآیندهای خودآیند در مراحل اولیه­ی پردازش اطلاعات رخ می­دهند و به صورت سریع، موازی و با ظرفیت نامحدود اتفاق می­افتند و فرد کنترل اندکی بر آن­ها دارد (40). آشکار است که بروز این فرآیندهای خودآیند می­تواند ارتباط بیشتری با متغیرهای زیستی مانند سن و جنس داشته باشد. این نتیجه­گیری را داده­های پژوهش حاضر نیز تایید می­کنند. از سوی دیگر، فرد اعتقادات مذهبی را به اختیار خود برمی­گزیند و قادر است بر آن­ها کنترل کافی داشته باشد. به همین دلیل، احتمالا اعتقادات مذهبی که فرآیندی کنترل شده است، خاطرات رخنه­کننده را که به نظر می­رسد فرآیندی خودآیند است تحت تاثیر قرار نمی­دهد.              عدم ارتباط بین خرده­مقیاس مشکل در ارتباطات بین

فردی و اعتقادات مذهبی حاکی از این است که اعتقادات مذهبی اثری بر مشکلاتی که افراد دارای علایم اختلال استرس پس از سانحه به دلیل علایم بیماری در ارتباط­شان با افراد دیگر پیدا می­کنند، ندارد. خرده­مقیاس مشکل در ارتباطات بین فردی شامل این دو سئوال زیر بوده است که من قادرم از لحاظ عاطفی به دیگران نزدیک شوم و از همراهی دیگران لذت
می­برم. فرد در صورتی در این خرده­مقیاس نمره­ی بالایی اخذ می­کند که به سئوالات آن برعکس پاسخ دهد. عدم ارتباط این متغیر را شاید بتوان به محدویت­های مقیاس نگرش مذهبی در سنجش ارتباطات فرد با دیگران از نگاه مذهبی نسبت داد. سئوالات مقیاس نگرش مذهبی بیشتر بر محور دخیل دانستن جهان­بینی الهی در اتخاذ تصمیمات و انجام اعمال می­باشد و هیچ سئوالی در مورد روابط فرد با دیگران از دیدگاه مذهبی ندارد. بنا بر این، فردی که در نگرش مذهبی نمره­ی بالاتری اتخاذ می­کند، فردی است که رابطه­ی ویژه­ای با خدا دارد و کسب نمره­ی بالا در این رابطه لزوما به معنای داشتن رابطه­ی مثبت یا منفی با افراد دیگر نیست. بنا بر این احتمال دارد با افزودن جنبه­های بین فردی دینداری به مقیاس نگرش مذهبی، رابطه­ی بین خرده­مقیاس مشکل در ارتباطات بین فردی و نگرش مذهبی آشکارتر شود.

یافته­ی دیگری که در این تحقیق به دست آمد برتری نمرات زنان نسبت به مردان در دو خرده­مقیاس خاطرات رخنه­کننده و افسردگی بود. این یافته با نتایج مطالعات مختلف که نشان داده­اند به طور کلی زنان نسبت به مردان پس از حوادث تکان
دهنده، علایم بیشتری را بروز می­دهند، هماهنگ است (34-31). دلیل برتری میزان خاطرات رخنه­کننده و افسردگی که از علایم اصلی اختلال استرس پس از سانحه است در زنان
می­تواند به کمتر بودن حمایت اجتماعی برای زن­ها پس از حادثه­ی تکان­دهنده و آسیب­پذیری­ ژنتیکی و زیست­شناختی آن­ها مربوط باشد (41).

هم­چنین نتایج این تحقیق نشان داد که شدت نشانه­های خاطرات رخنه­کننده و ناتوانی در مهار عاطفی در افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل است. علاوه بر این، نشانه­های خاطرات رخنه­کننده و افسردگی در افراد با تحصیلات پایین­تر بیشتر از افراد با تحصیلات بالاتر بود. این نتایج به ترتیب با یافته­های گزارش­های قبلی در مورد بالاتر بودن میزان اختلالات استرس پس از سانحه در افراد مجرد نسبت به افراد متاهل و با نتایج مطالعه­ی یهودا[15] که رابطه­ی معکوس تحصیلات با اختلال استرس پس از سانحه در طول عمر را گزارش نموده، هماهنگ است (36،37).

به طور خلاصه، نتایج، حاکی از این است که رابطه­ی معکوسی بین نگرش مذهبی و دو مولفه­ی ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی وجود دارد. این رابطه به این معنا است که افراد واجد نگرش مذهبی کمتر از افراد فاقد نگرش مذهبی پس از تجربه­ی شرایط آسیب­رسان، ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی را که از مولفه­های اختلال استرس پس از سانحه است، تجربه می­کنند و بنا بر این کنترل عاطفی بیشتری دارند. با وجود این، رابطه­ای بین نگرش مذهبی و خاطرات رخنه کننده که تحت تاثیر فرآیندهای خودآیند هستند نشان داده نشد. باید توجه داشت که روابط به دست آمده در این تحقیق به مفهوم آن نیست که نگرش مذهبی می­تواند به صورت علّی موجب تخفیف علایم اختلال استرس پس از سانحه شود. هر چند این حالت می­تواند یکی از احتمالاتی باشد که قابل بررسی است ولی ممکن است متغیر دیگری باشد که عامل اصلی روابط به دست آمده در فوق باشد. همان گونه که در مقدمه­ی این تحقیق بیان شد، تحقیقات گذشته نشان داده است که نگرش مذهبی می­تواند از طریق فراهم آوردن شبکه­های حمایت اجتماعی، ایجاد امیدواری و عزت نفس و فراهم آوردن آرامش عاطفی و روانی به سازگاری بهتر برای مقابله با استرس کمک کند (26). هم­چنین، این نتایج با مضمون آیه­ی 28 سوره رعد که بیان می کند با یاد خدا دل­ها آرام می­گیرد هماهنگی دارد. با توجه به فقدان رابطه­ی نگرش مذهبی و خاطرات رخنه­کننده در تحقیق حاضر، پیشنهاد می­شود که در تحقیقات آتی رابطه­ی بین اعتقادات مذهبی با فرآیندهای خودآیند و کنترل شده به صورت نظام یافته­تری مورد بررسی قرار گیرد.

 

 



[1]Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders-IV

[2]Spirituality

[3]Nooney

[4]Acklin, Brown and Mauger

[5]Choumanova, Wanat, Barrett and Koopman

[6]Pargament and Hahn

[7]Worthington

[8]Lazarus and Folkman

[9]Al-Mutawa

[10]Thune-Boyle, Stygall, Keshtgar and Newman

[11]Hoff, Johannessen-Henry, Ross, Hvidt and Johansen

[12]Religious Attitude Scale

[13]Mississippi Post Traumatic Stress Scale

[14]Keane, Wolfe and Taylor

[15]Yehuda

 

1- American Psychiatric Association. [Diagnostic and statistical manual of mental disorders
(DSM-IV)]. 4th ed. Naenian MA, Madahi MA, Allahyari A, Biabangard A. (translators). Tehran: Shahed; 1994: 47-8. (Persian)

2- Corales TA. Trends in posttraumatic stress disorder research.Hauppauge, NY:Nova Science; 2005: 9-10.

3- Matthews DA, Clark C. [The faith factor: Proof of the healing power of the prayer]. New York: Penguin Books; 1998: 59-60.

4- Koenig HG, McCullogh ME, Larson DB. Handbook of religion and health. New York: Oxford; 2001: 53-60.

5- Vaillant G, Templeton J, Ardelt M, Meyer S. The natural history of male mental health: Health and religious involvement. Soc Sci Med 2008; 66: 221-31.

6- Lindenthal JJ, Myers JK, Pepper MP, Stern MS. Mental status and religious behavior. J Sci Study Relig 1970; 9: 143-9.

7- Hadaway CK. Life satisfaction and religion: A reanalysis. Soc Forces 1978; 57: 637-43.

8- Hannay DR. Religion and health. Soc Sci Med 1980; 14: 683-5.

9- Stack S. The effect of religious commitment on suicide: A cross-national sample. J Health Soc Behav 1983; 24: 362-74.

10- Stark R, Doyle DP, Rushing JL. Beyond Durkheim: Religion and suicide. J Sci Study Relig 1983; 22: 120-31.

11- Koenig HG. Religion and older men in prison. Int J Geriatr Psychiatry 1994; 10: 219-30.

12- Koenig HG, George LK, Peterson BL. Religiosity and remission of depression in medically ill older patients. Am J Psychiatry 1998; 155: 536-42.

13- Ghahremani M, Neughabi AD, Tavakolizadeh J. [The effect of fasting on mental health]. Proceeding of the 1st International Congress on Religion and Mental Health; 2001; April 16-19, Tehran, Iran. (Persian)

14- Ghobari B, Khodayarifard M, Shokohiyekta M, Faghihi AN. [The relationship between trust on God, anxiety, patient and hope in disaster conditions in college students]. Journal of Naghd Va Nazar 2002; 35-36: 84-121. (Persian)

15- Alborzi M, Samani S. A Study of relationship between religious beliefs and well-being.  Proceeding of the 1st International Congress on Religion and Mental Health; 2001: 22; April 16-19, Tehran, Iran. (Persian)

16- Eslami AA, Shojaeizadeh AA, Vakili M. [The study of depression rate and its relationship with religious attitude among medical students of Gorgan University]. Journal of Teb Va Tazkyeh 2002; 43: 39-45. (Persian)

17- Sargolzaei MR, Behdani F, Ghorbani E. [Can religious activities prevent depression, anxiety and drug abuse in college students]. Proceeding of the 1st International Congress on Religion and Mental Health; 2001; April 16-19, Tehran, Iran. (Persian)

18- Karimelahi M, Aghamohammadi M. [The relationship between religious beliefs and depression in Ardabil Medical Sciences University students]. Journal of Teb Va Tazkyeh 2005; 53: 62-5. (Persian) 

19- Nooney JG. Religion, stress, and mental health in adolescence: Findings from Add Health. The annual meeting of the American Sociological Association. Atlanta, Hilton Hotel, Atlanta, GA, 2003. Available from: URL; http://www.allacademic.com/meta/p106431_index.html

20- Sayadi Touranlou H, Jamali R, Mirghafouri HA. [A case study on university student's excitatory intelligence]. Andishe-e-Novine-e-Dini 2008; 3: 145-72. (Persian)

21- Tajeri B, Bohayraei AR. [The association of parenting stress, religious attitude and knowledge with maternal acceptance for sons with mental retardation]. Research on Exceptional Children 2008; 8:
205-25.  (Persian)

22- Moatamedi A, Ejei J, Azadfallah P. [The relationship between religious tendency and successful aging]. Daneshvar Raftar 2005; 10: 43-56. (Persian)

23- Acklin MW, Brown EC, Mauger PA. The role of religious values in coping with cancer. J Relig Health 1983; 22: 322-33.

24- Choumanova I, Wanat S, Barrett R, Koopman C.Religion and Spirituality in coping with breast cancer: Perspectives of children women. Breast J 2006; 12: 349-52.

25- Pargament KI, Hahn J. God and the just world: Causal and coping attributions in health situations. J Sci Study Relig 1986; 25: 193-207.

26- Worthington EL. Religious faith across the life span: Implications for counseling and research. Couns Psychologist 1989; 17: 555-612.

27- Lazarus R, Folkman S. Stress, appraisal, and coping. New York: Springer; 1984: 77.

28- Al-Mutawa NA. The influence of religion upon the development of post traumatic stress disorder among Kuwaiti prisoners of war. Ph.D. Dissertation. Long Island University, Conolly College, 2004: 3.

29- Thune-Boyle IC, Stygall JA, Keshtgar MR, Newman SP. Do religious/spiritual coping strategies affect illness adjustment in patients with cancer? A systematic review of the literature. Soc Sci Med 2006; 63: 151-64.

30- Hoff A, Johannessen-Henry CT, Ross  L, Hvidt NC, Johansen C. Religion and reduced cancer risk-what is the explanation? A review. Eur JCancer 2008; 44: 2573-9.

31- Kessler RC, Sonnega A, Bromet E, Hughes M, Nelson CB. Posttraumatic stress disorder in the national comorbidity survey. Arch Gen Psychiatry 1995; 52: 1048-60.

32- Breslau N, Davis GC, Andreski P, Peterson EL, Schultz LR. Sex differences in posttraumatic stress disorder. Arch Gen Psychiatry 1997; 54: 1044-8.

33- Stein MB, Walker JR, Hazen AL, Forde DR. Full and partial posttraumatic stress disorder: Findings from a community survey. Am J Psychiatry 1997; 154: 1114-9.

34- Moser JS, Hajcak G, Simons RF, Foa EB. Posttraumatic stress disorder symptoms in
trauma-exposed college students: The role of trauma-related cognitions, gender, and negative affect. J Anxiety Disord 2007; 21: 1039-49.

35- Kaplan HI, Sadock BJ. [Synopsis of psychiatry: Behavioral sciences, clinical psychiatry]. 7th ed. Pourafkari N. (translator). Tehran: Shahre Ab; 1994: 351. (Persian)

36- Yehuda R. Risk factors for post traumatic stress disorder. USA: American Psychiatric; 1999: 42.

37- Khodayarifard M, Shokouhi Yekta M, Ghobari Bobab B. Preparing a scale measure religious attitudes of college students. J Psychol 2000; 4: 268-85. (Persian)

38- Goodarzi MA.  [Evaluating reliability and validity of the Mississipi scale for post traumatic stress disorder in Shiraz city]. Journal of psychology 2003; 2: 153-78. (Persian)

39- Buckley TC, Blanchard EB, Neill WT. Information processing and PTSD: A review of the empirical literature. Clin Psychol Rev 2000; 20: 1041-65.

40- Shiffrin RM, Schneider W. Controlled and automatic human information processing: II. Perceptual learning, automatic attending and a general theory. Psychol Rev 1977; 84: 127-90.

41- Nemeroff CB, Bremner JD, Foa EB, Mayber HS, North CS, Stein MB. Posttraumatic stress disorder: A state-