بررسی اثربخشی مداخله ی فراشناختی بر علایم مولفه های فراشناختی در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله‌ی فراشناختی بر کاهش علایم مربوط به مولفه‌های فراشناختی درگیر در بیماران اختلال بدشکلی بدن انجام شد.
روش‌کار: این پژوهش به روش کار آزمایی بالینی با گروه شاهد و با روش نمونه‌گیری داوطلبانه بر روی مراجعین به متخصصین جراحی زیبایی در شهر اصفهان در سال 1388 که بر اساس ملاک‌های چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی و مقیاس اصلاح شده‌ی اختلال وسواسی
جبری یل-براون برای اختلال بدشکلی بدن (YBOCS-BDD) دچار اختلال بدشکلی بدن بودند، انجام شد. 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب و در دو گروه شاهد و آزمون به روش تصادفی جایگزین شدند. پس از اجرای پیش‌آزمون که با استفاده از پرسش‌نامه‌ی فراشناخت (MCQ) به عمل آمد، گروه آزمون طی 8 جلسه‌ی هفتگی تحت مداخله‌ی فراشناختی قرار گرفتند در حالی که گروه شاهد هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. پس‌آزمون و پی‌گیری (6 ماه بعد) با همان ابزار انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره به کمک نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 18 انجام شد.
یافته‌ ها: مداخله‌ی فراشناختی درکاهش علایم مربوط به مولفه‌های فراشناختی (باورهای مثبت درباره‌ی نگرانی، کنترل‌ناپذیری و خطر، نیاز به کنترل افکار و ...) در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در مراحل پس‌آزمون و پی‌گیری تاثیر معنی‌داری دارد (01/0P<).
نتیجه‌ گیری: بر اساس نتایج، مداخله‌ی فراشناختی حتی در پی‌گیری 6 ماهه پس از مداخلات نیز در کاهش علایم مربوط به مولفه‌های فراشناختی در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن موثر می‌باشد.
 

کلیدواژه‌ها


ویژگی اصلی اختلال بدشکلی بدن[1] (BDD) که در گذشته بدشکلی هراسی[2] نامیده می­شد، عبارت است از اشتغال ذهنی با نوعی نقص در ظاهر فرد که این نقص یا خیالی است یا چنان چه نابهنجاری جسمی جزیی وجود داشته باشد، دلواپسی بیمار در مورد آن افراطی و عذاب­آور است (1). میزان شیوع BDD در عموم مردم در دو مطالعه 7/0 درصد گزارش شده است (2) که شیوع بالایی در بین نوجوانان و بزرگسالان جوان دارد (3). شیوع BDD در حیطه­ی جراحی زیبایی در حدود 5 درصد (4) و در کلینیک­های جراحی پوست 12 درصد می­باشد (5). همایندی مکرر بین BDD و دیگر اختلالات به ویژه با افسردگی، فوبی اجتماعی و اختلال وسواسی­جبری[3] (OCD) وجود دارد (6،7). خصیصه­های مشابهی در آسیب­شناختی BDD با OCD و فوبی اجتماعی وجود دارد. حتی بر اساس شباهت زیاد بین این دو اختلال، گاهی اوقات BDD به عنوان طیفی از اختلال OCD مفهوم­سازی می­شود (8).

از آن جایی که اثربخشی درمان فراشناختی برای درمان اختلال وسواسی­جبری بدیهی است (9) و با توجه شباهت زیاد بین OCD و BDD، محقق پژوهش حاضر بر آن شد تا برای بیماران اختلال بدشکلی بدن، درمان فراشناختی را برگزیند.

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد (10،11). از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد. علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود (12). این روش درمانی از رفتاردرمانی شناختی[4] (CBT) متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه‌های مکرر و طولانی‌مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی ا‌ست که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و هم­چنین نظارت غیر قابل انعطاف‌ بر تهدید را از بین ببرد. نظریه‌های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می‌شوند توضیحات مختصری ارایه کرده‌اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی‌توانند درباره‌ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می‌دهند. این عوامل اساس نظریه‌ی فراشناختی‌ است (12).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت  با  اختلالات  روان­شناختی رابطه­ای وجود دارد (13). مطالعه­ی کوپر و عثمان[5] نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی[6] نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می‌باشند (14). تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی ولز و فیشر[7] که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال OCD دریافتند که تمام بیماران در پس‌آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم OCD نشان دادند که این نتایج در 3 و 6 ماه بعد نیز باقی ماندند (15).

در مطالعه‌ای راس[8] و همکارش با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال OCD بر روی گروهی از بیماران
(6 زن و 6 مرد) و در دامنه‌ی سنی 21 تا 58 سال دریافتند که در پس‌آزمون و در 3 و 6 ماه از دوره‌ی پی­گیری 7 بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند (16). مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت‌آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر[9] (GAD) (17) و درمان اختلال استرس پس از سانحه[10] (PTSD) (18) نشان داده‌اند.

در ایران نیز در مطالعه‌ای تحت عنوان کارآیی و اثربخشی الگوی فراشناختی ولز در درمان یک مورد اختلال وسواسی اجباری مورد آزمایش قرار گرفت. اثربخشی این مدل با استفاده از روش تک موردی آزمایشی از نوع خط پایه­ی چندگانه بر روی یک مورد آزمودنی (زن) بررسی شد و اثربخشی مدل فراشناختی مورد تایید قرار گرفت (19).
بخت­آور و همکاران نیز اثربخشی درمان رفتاری فراشناختی را بر روی علایم خودتنبهیی 30 بیمار PTSD مورد آزمایش قرار دادند که اثربخشی این مداخله مورد تایید قرار گرفت (20). علاوه بر این، ربیعی اثربخشی مداخله­ی رفتاری فراشناختی را بر روی یک مورد BDD مورد آزمایش قرار داد که علایم بیماری بعد از مداخله به طور معنی­داری کاهش یافت (21). لذا محقق پژوهش حاضر بر آن شد که اثر بخشی درمان فراشناختی را بر روی علایم مربوط به مولفه­های فراشناختی در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن مورد آزمایش قرار دهد.

روش­کار

این پژوهش از دسته­ی طرح­های تجربی و کاربردی (کارآزمایی بالینی) است که به صورت پیش­آزمون و
پس­آزمون با گروه شاهد به همراه پی­گیری 6 ماهه و با استفاده از گزینش تصادفی عضویت گروهی اجرا گردید. جامعه­ی آماری این پژوهش عبارت از تمام بیماران سرپایی بودند که در بهار سال 1388 جهت انجام عمل جراحی زیبایی به
کلینیک­های پوست و زیبایی و متخصصین جراحی پوست و زیبایی شهر اصفهان مراجعه کرده بودند. از این جامعه، نمونه­ای به حجم 20 نفر به روش نمونه­گیری تصادفی انتخاب و پس از اخذ رضایت آگاهانه در دو گروه آزمون و شاهد به شیوه­ی تصادفی جایگزین شدند.

ابزارهای پژوهش:

مقیاس اصلاح شده­ی اختلال وسواسی­اجباری یل-براون برای اختلال بدشکلی بدن[11] (YBOCS-BDD): ابزار خودسنجی 12 سئوالی است که شدت علایم اختلال بدشکلی بدن را مورد سنجش قرار می­دهد و دارای یک ساختار مرتبه­ای دو عاملی و دو سئوال اضافی است. این عوامل عبارتند از وسواس فکری و وسواس عملی و دو سئوال اضافی نیز در مورد بینش[12] و اجتناب[13]. پاسخ­دهندگان میزان توافق خود را با هر کدام از ماده­ها در مقیاس لیکرت که از دامنه­ی کاملا مخالفم تا کاملا موافقم گسترده است، نشان می­دهند. به طور کلی، مطالعات نشان می­دهند که YBOCS-BDD دارای روایی و پایایی مطلوبی می باشد (22) و در ایران نیز روایی و پایایی آن توسط ربیعی و همکاران ثابت شده است (23).

پرسش­نامه­ی فراشناخت[14](MCQ): این پرسش­نامه توسط ولز و کارت­رایت هاوتون[15] به منظور اندازه­گیری تفاوت‌های فردی افراد در باورهای مثبت و منفی در مورد نگرانی و افکار مزاحم ناخوانده، بازبینی و نظارت فراشناختی و قضاوت در مورد کارآمدی شناختی طراحی شده است. دارای 65 سئوال و 5 خرده­مقیاس است که عبارتند از: باورهای فراشناختی مثبت در مورد نگرانی (19 سئوال)، باورهای فراشناختی منفی درمورد غیر قابل کنترل و خطرناک بودن نگرانی (16 سئوال)، اعتماد شناختی پایین (10 سئوال)، باورهای فراشناختی منفی در مورد افکار (13 سئوال) و خودآگاهی شناختی (7 سئوال). شیوه­ی نمره گذاری سئوال­ها در مقیاس لیکرت و با 4 گزینه از موافق نیستم تا کاملا موافقم در نظر گرفته شده است. روایی و پایایی این پرسش­نامه بررسی گردیده و با پرسش نامه ی اضطراب خصلتی اشپیل­برگر همبستگی مثبت و معنی داری دارد (24). در پژوهشی ابوالقاسمی و همکاران ضریب آلفای کرونباخ این پرسش­نامه را 85/0 گزارش کرده اند (25).

در انجام کار ابتدا یک اطلاعیه در مورد برگزاری درمان بر روی علایم BDD (علایم با جزئیات در اطلاعیه ذکر شده بود) در تمام کلینیک­های پوست و زیبایی و مطب متخصصین پوست و جراحی زیبایی شهر اصفهان پخش شد. سپس افراد مراجعه­کننده، ابتدا توسط YBOCS-BDD مورد آزمون قرار گرفتند و سپس افرادی که نمره­ی بالای 20 کسب کردند مورد مصاحبه­ی بالینی ساختار یافته بر اساس چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی قرار گرفتند تا از تشخیص BDD اطمینان حاصل شود. در نهایت به طور تصادفی 20 نفر انتخاب شده، در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمون بعد از اجرای پیش­آزمون به وسیله­ی آزمون MCQ، طی 8 جلسه­ی 1 ساعته در هفته، در یک کلینیک درمانی (کلینیک آفتاب) در شهر اصفهان تحت مداخله­ی فراشناختی قرار گرفتند، در حالی که افراد گروه شاهد مورد پیش­آزمون قرار گرفتند ولی هیچ مداخله­ی درمانی دریافت ننمودند. در پایان مداخله، پس­آزمون و بعد 6 ماه (پی­گیری) از هر گروه آزمونMCQ  به عمل آمد. جهت رعایت اصول اخلاقی در این پژوهش برای گروه شاهد و کسانی که مراجعه کرده بودند ولی در گروه آزمون یا شاهد قرار نداشتند (در مجموع 15 بیمار) بعد از پایان مداخله، پنج جلسه­ی درمان فراشناختی انجام گرفت. البته قابل ذکر است که تا کنون هیچ مداخله­ی فراشناختی بر روی اختلال بدشکلی بدن انجام نشده و این مداخله اولین مداخله­ی فراشناختی است که بر روی مولفه­های فراشناختی در بیماران BDD صورت می­گیرد و نبود پیشینه باعث شده است که محقق پژوهش حاضر تغییراتی در مدل فراشناختی ولز ایجاد نماید تا قابل اجرا بر روی مبتلایان به BDD باشد. شایان ذکر است که تمام تغییرات، مورد تایید متخصصین در این حوزه بوده است.

مداخله طبق مراحل زیر بر روی بیماران اجرا شد.

جلسه­ی اول: ارزیابی بیماران، معرفی هیجان­ها و ابعاد آن و رابطه‌ی آن­ها با باورهای فراشناختی

جلسه­ی دوم: معرفی BDD به عنوان بی‌نظمی هیجانی و ترسیم دیاگرام فراشناختی آن، معرفی منطق درمان رفتاری فراشناختی و الگوی فراشناختی BDD و تعیین اهداف درمانی

جلسه­ی سوم: تغییر در استراتژی‌های خودنظارتی و نظارت بر ماشه­چکان­ها و افکار درونی (مربوط به بدشکل بودن ظاهر).

جلسه­ی چهارم: ارزیابی باورهای فراشناختی و درآمیختگی افکار (عینیت بخشیدن به افکار مربوط به بدشکلی بدن) و آموزش در مورد مقابله با این باورها

جلسه­ی پنجم: آموزش جهت درگیر شدن با نشخوار فکری، نگرانی تکرارشونده مربوط به افکار مربوط به زشتی ظاهر و تضعیف کردن باورهای مربوط و ایجاد سبک سازگارتر فکری و رفتاری (جریان پردازشی جدید)

جلسه‌ی ششم: رویکردهای رفتاری درمان BDD (روش­های تحلیل سود و زیان، آزمایش به تعویق انداختن آیین‌مندی‌ها و روش کنترل توجه برای کاهش شدت افکار وسواسی مربوط به

 زشتی ظاهر)

جلسه­ی هفتم: آموزش به بیمار جهت فاصله گرفتن از غنی‌سازی ذهنی و به تعویق انداختن نگرانی و توسعه‌ی هوشیاری و رهایی از اندیشناکی در مورد افکار مربوط به بدشکلی بدن

جلسه­ی هشتم: بررسی تنش­ها (مدیریت تنش)، افزایش آگاهی، کنترل انعطاف‌پذیری فراشناختی، استراتژی­های مقابله‌ای، انحراف توجه مزمن به سمت خطر و بازسازی فراشناخت­های ناسازگار و در نهایت نتیجه‌گیری

قابل ذکر است که در هر جلسه تکالیف خانگی نیز داده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.

نتایج

میانگین سنی مراجعه­کنندگان 80/28 سال با انحراف استاندارد 5/6 بود. لازم به ذکر است که 3/23 درصد از آزمودنی­ها دارای تحصیلات دبیرستان، 7/26 درصد دارای تحصیلات دیپلم و 49 درصد دارای تحصیلات کارشناسی و بالاتر بودند.

 

جدول1- میانگین نمرات پیش­آزمون، پس­آزمون و پی­گیری گروه نمونه به تفکیک دو گروه آزمون و شاهد

متغیرها

پیش­آزمون

پس­آزمون

پی­گیری

باورهای مثبت درباره­ی نگرانی

آزمون

2/16

7/11

11

شاهد

15

9/15

7/15

کنترل­ناپذیری و خطر

آزمون

5/20

7/17

6/17

شاهد

21

8/20

8/20

اطمینان شناختی

آزمون

7/14

4/12

9/11

شاهد

8/15

5/15

7/14

نیاز به کنترل افکار

آزمون

9/17

1/13

5/13

شاهد

19

5/18

5/18

خودآگاهی شناختی

آزمون

5/16

2/11

9/11

شاهد

8/15

15

9/14

 

 

از نظر بررسی توصیفی متغیرهای جمعیت­شناختی، دو گروه آزمون و شاهد از لحاظ تمام متغیرهای جمعیت­شناختی
(سن، سطح تحصیلات، سابقه­ی مصرف دارو و سابقه­ی بیماری) به غیر از متغیر جنسیت (18 زن و 2 مرد) و وضعیت تاهل (17 نفر مجرد و 3 نفر متاهل) تفاوت معنی­داری با هم نداشتند. به همین دلیل چون دو گروه از لحاظ متغیرهای جمعیت­شناختی باهم تفاوتی نداشتند نیازی به کنترل آن­ها نبود.

همان طور که در جدول 1 قابل مشاهده می­باشد بعد از درمان نمرات مولفه­های فراشناختی در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد کاهش بیشتری داشته­اند. برای تحلیل داده­ها از تحلیل مانکووا استفاده گردید تا اثر پیش آزمون بر روی نمرات دو گروه در پس­آزمون و پی­گیری تعدیل گردد. برای استفاده از تحلیل مانکووا پیش­فرض­های آزمون­های پارامتریک توسط شاپیرو- ویلک و آزمون لوین مورد سنجش قرار گرفت که نشان­دهنده­ی نرمال بودن نمرات متغیرهای وابسته و تساوی واریانس­ها در دو گروه بود(05/0<P). نتایج تحلیل مانکووا در جدول 2 ارایه شده است. همان طور که در جدول 2 مشاهده می­گردد حتی بعد از کنترل پیش­آزمون، دو گروه آزمون و شاهد در پس­آزمون و پی گیری در همه­ی متغیرهای وابسته تفاوت معنی­داری دارند. هم­چنین همان طور که قابل مشاهده می­باشد بیشترین اثر درمان در متغیر نیاز به کنترل افکار می­باشد (76/0) و این اثر در پی گیری 6 ماه نیز ماندگار بوده است. کمترین اثر درمان نیز بر روی متغیر کنترل­ناپذیری و خطر می­باشد (34/0). با توجه به توان آزمون و اندازه­ی اثر بالا و سطح معنی­داری نزدیک به صفر در اکثر متغیرهای وابسته می­توان احتمال این را داد که حجم نمونه در این پژوهش کافی بوده است.

بحث و نتیجه­گیری

هدف پژوهش حاضر ارایه و سنجش کارآیی مداخله­ی فراشناختی بر مولفه­های فراشناختی مرتبط با اختلال بدشکلی بدن بود. با توجه به شیوع نسبتا بالای اختلال بدشکلی بدن و نبود درمان مشخص و همه جانبه برای این اختلال، لزوم پژوهش در مورد درمان­های جدید برای اثربخشی بر روی اختلال بدشکلی بدن کاملا مشخص می­باشد. درمان فراشناختی از جمله درمان­های جدیدی است که اثربخشی آن بر چندین اختلال هیجانی روشن گردیده است


 

جدول 2- نتایج تحلیل مانکووا و تاثیر عضویت گروهی بر میزان مولفه­های فراشناختی در دو گروه آزمون و شاهد

 

توان آزمون

اندازه­ی اثر

P

درجه­ی آزادی

F

میانگین تعدیل­شده گروه­ها

مراحل پژوهش

متغیرهای وابسته

85/0

44/0

006/0

1

54/10

13/11

آزمون

پس­آزمون

باورهای مثبت درباره­ی نگرانی

86/15

شاهد

86/0

45/0

006/0

1

61/10

03/11

آزمون

پیگیری

66/15

شاهد

67/0

34/0

023/0

1

62/6

18

آزمون

پس آزمون

کنترل­ناپذیری و خطر

49/20

شاهد

68/0

35/0

021/0

1

87/6

87/17

آزمون

پیگیری

52/20

شاهد

99/0

69/0

0001/0

1

03/30

27/12

آزمون

پس آزمون

اطمینان شناختی

62/15

شاهد

94/0

54/0

002/0

1

88/14

6811

آزمون

پیگیری

91/14

شاهد

99/0

76/0

0001/0

1

23/40

48/13

آزمایش

پس­آزمون

نیاز به کنترل افکار

12/18

شاهد

99/0

74/0

0001/0

1

26/37

84/13

آزمون

پیگیری

15/18

شاهد

96/0

56/0

001/0

1

12/16

07/11

آزمون

پس­آزمون

خودآگاهی شناختی

12/15

شاهد

84/0

44/0

007/0

1

12/12

86/11

آزمون

پیگیری

94/14

شاهد

 

 

 

و از جمله­ی این اختلالات، اختلال وسواسی­جبری می­باشد (9،12،15) و از آن جایی که بین OCD و اختلال بدشکلی بدن شباهت زیادی وجود دارد (8)، محقق پژوهش حاضر بر آن شد تا اثربخشی مداخله­ی فراشناختی را بر روی بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن برای اولین بار مورد پژوهش قرار دهد. درمان فراشناختی بر مبنای مدل فراشناختی ولز از شیوه­های نوین درمان­های غیر دارویی است که جهت تبدیل و برطرف کردن خلاء­های نظریه‌ی شناختی شکل گرفته است و به بیان واضح‌تر، باورها و طرح‌واره‌هایی که الیس و بک در نظریه‌‌ی شناختی‌ بر آن­ها تاکید کرده‌اند، می‌توانند عامل­هایی فراشناختی  باشند که توجه به شیوه‌ی ارزیابی و پاسخ­های مقابله‌ای را شکل داده و خود باعث افزایش باورهای منفی عمومی گردند. این رویکرد بالینی موجب تعمیق درمان شده و به متخصصان بالینی کمک می‌‌کند تا به بیماران­شان آموزش دهند که بتوانند با شیوه‌ای متفاوت، افکارشان را شکل دهند و به جای چالش با باورهای ناکارآمد، فراشناخت‌های ناسازگار را که باعث افزایش این باورها می‌شود، تغییر دهند (9).

کاهش معنی­دار نمرات بیماران (گروه آزمون نسبت به گروه شاهد) در مولفه­های فراشناختی (باورهای مثبت درباره­ی نگرانی، کنترل­ناپذیری و خطر، اطمینان شناختی، نیاز به کنترل افکار و خودآگاهی شناختی) از مرحله­ی خط پایه تا مرحله­ی پی­گیری، دلیلی بر اثربخشی مداخله­ی فراشناختی بر مولفه­ی فراشناختی مرتبط با BDD می­باشد. این نتایج یافته­های مبنی بر کارآیی درمان فراشناختی بر درمان اختلالات هیجانی را تایید می­کند و با یافته­هایی مبنی بر اثربخشی مدل فراشناختی بر وسواس­ها، هماهنگ می­باشد (12،15،16). علاوه بر این، افراد مبتلا به BDD در مولفه­های فراشناختی نمرات بالاتری نسبت به هنجار طبیعی جامعه به دست آوردند، این یافته با نتایج کوپر و عثمان (14) مبنی بر متفاوت بودن فراشناخت در افراد مبتلا به BDD نسبت به سایر افراد جامعه، همخوان بود.

از علت­های اثربخشی مداخله­ی فراشناختی می­توان این موارد را ذکر کرد. 1- اثربخشی بر روی راهبردهای کنترل فراشناختی نادرست (مثل نشخوار فکری، انعطاف­ناپذیری در پردازش اطلاعات، نگران­اندیشی، هوشیاری بیش از اندازه در مورد افکار مربوط به بدشکلی ظاهر)، 2- اثربخشی مداخله بر روی باورهای فراشناختی منفی و مثبت (باورهای منفی مثل باور به خطرناک و ترسناک بودن افکار مربوط به بدشکلی ظاهر و باورهای مثبت مثل اعتقاد به مفید بودن افکار مربوط به بدشکلی یا اعتقاد به این که افکار مربوط به بدشکلی باعث می­شوند تا از زشتی و بدشکلی ظاهر جلوگیری شود).

مداخله­ی فراشناختی علاوه بر محتوای افکار، به فرآیند پردازش اطلاعات (مثل عدم انعطاف­پذیری در پردازش اطلاعات)، چگونگی دریافت اطلاعات از بیرون (مثل هوشیاری بیش از اندازه به توجه دیگران نسبت به خود) و چگونگی برون­داد اطلاعات (مثل رفتار های ایمنی) توجه فزاینده دارد. یکی از امتیازات پژوهش حاضر، نوآوری آن می­باشد و از محدودیت­های آن می­توان به آگاهی درمانگر به گروه­های آزمون و شاهد، کم بودن حجم و محدود بودن نمونه به افراد داوطلب، تحصیل­کرده و محدوده­ی سنی خاص و نبود امکان مقایسه با درمان­های دیگر مثل CBT اشاره کرد. پیشنهاد می­شود که درمان فراشناختی برای اختلال بدشکلی بدن در نمونه­های دیگر و با درمان­های دیگری مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته و در صورت امکان از طرح­های دوکورسازی یا ناآگاهی دوسویه استفاده شود.

به طور کلی نتایج پژوهش حاضر حاکی از این می­باشد که مداخله­ی فراشناختی برای مولفه­های فراشناختی در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن اثربخش می­باشد و می­توان این درمان را به عنوان یک روش درمان جدید و چند بعدی در کنار درمان های دیگر برای درمان اختلال بدشکلی بدن پیشنهاد نمود



[1]Body Dysmorphi Disorder

[2]Dysmorphic Phobia

[3]Obsession Compulsion Disorder

[4]Cognitive Behavior Therapy

[5]Cooper and Osman

[6]Safety Behaviors

[7]Wells and Fisher

[8]Ross

[9]Generalized Anxiety Disorder

[10]Post Traumatic Stress Disorder

[11]Yale- Brown Obsessive Compulsive Scale Modified for BDD

[12]Insight

[13]Avoidance

[14]Meta-Cognitive Questionnaire

[15]Wells and Certwright-Hatton

 

1. American Psychiatric Association.  Diagnostic and statistical manual of mental disorder (4th ed). Washington DC: APA; 2000.

2. Otto MW, Wilhelm S, Cohen LS, Harlow B. Prevalence of body dysmorphic disorder in a community sample of women.  Am J Psychiatry 2001; 158: 2061-3.

3. Bohne A, Wilhelm S, Keuthen NJ, Florin I, Baer L, Junkie M. Prevalence of body dysmorphic disorder in a German college student sample.  Psychiatr Res 2002; 109: 101-4.

4. Sarwer DB, Wadden TA, Pertschuk MJ, Whitaker LA. Body image dissatisfaction and body dysmorphic disorder in 100 cosmetic surgery patients. Plast Reconstr Surg 1998; 101: 1644-9.

5. Phillips KA, Diaz SF. Gender differences in body dysmorphic disorder. J Nerv Mental Dis 1997; 185: 570-7.

6. Neziroglu F, Khemlani-Patel S. A review of cognitive and behavioral treatment for body dysmorphic disorder. CNS Spectr 2002; 7: 464-71.

7. Neziroglu F, Khemlani-Patel S, Yaryura-Tobias JA.  Incidence of abuse in body dysmorphic disorder.  J Clin Psychiatry 2003; 57: 61-4. 

8. Philips KA. Understanding body dysmorphic disorder. London: Oxford press; 2009: 54-87.

9. Wells A. Metcognitive therapy for anxiety and depression.  London: Guild ford press; 2009: 126-45.

10. Flavell JH. Metacognition and cognitive monitoring: A new area of cognitive–developmental inquiry.  Am Psychologist 1979; 34: 906-11.

11. Moses LJ, Baird JA.  Metacognition. In: Wilson RA, Kiel FC. (editors). The MIT encyclopedia of the cognitive sciences.  Cambridge, MA: MIT; 2002: 187-205.

12. Wells A. Emotional disorders and metacognition: Innovative cognitive therapy.  Chi Chester, UK: Wiley; 2000: 187-95.

13. Wells A, Matthews G.  Attention and Emotion: A clinical perspective.  Erlbaum: Hove; 1994: 24-36.

14.  Cooper M, Osman DS. Metacognition in body dysmorphic disorder: A preliminary exploration. J Cogn Psychother 2007; 2: 1-20.

15. Wells A, Fisher PL. Metacognitive therapy for obsessive compulsive disorder: A case series. J Behav Ther Exp Psychiatr 2008; 43: 117-32.  

16. Ross KE, Van K. An open trail of group metacognitive therapy for obsessive-compulsive disorder. J Behav Ther Exp Psychiatr 2008; 39: 451-8.

17. Wells A, King P. Metacognitive therapy for generalized anxiety disorder: An open trial. J Behav Ther Exp Psychiatr 2006; 37: 206-12. 

18. Wells A, Simbi S. Metcognitive therapy for PTSD: A preliminary investigation of a new brief treatment. J Behav Ther 2004; 35: 307-18. 

19. Andooz Z. [Efficacy of the Wales’ model of meta-cognitive therapy in treatment of one case with obsessive compulsive disorder]. Andeesheh va Raftar 2004; 12(1): 59-66. (Persian)

20. Bakhtavar E, Neshat-Doost H, Molavi H, Bahrami F. [Efficacy of meta cognitive behavioral therapy in reducing self punishment in patients with post traumatic stress disorder]. Journal of research in behavioral sciences 2007; 5(2): 93-7. (Persian)

21. Rabiei M. [Efficacy of metacognitive therapy on BDD patient's symptoms]. MA. Dissertation. Isfahan University, College of psychology and educational sciences, 2009: 2-4. (Persian)

22. Phillips KA, Hollander E, Rasmussen SA, Aronowitz BR, De Caria C, Goodman WK.  A severity rating scale for body dysmorphic disorder: Development, reliability, and validity of a modified version of the Yale-Brown obsessive compulsive scale.  Psychopharmacol Bull 1997; 33: 17-22. 

23. Rabiei M, Khoramdel, K, Kalantari K, Molavi H. [Validity of the Yale-Brown obsessive compulsive scale modified for body dysmorphic disorder (BDD) in students of university of Isfahan]. Iranian journal of psychiatry and clinical psychology 2009; 15: 343-50. (Persian)

24. Wells A, Certwright-Hatton S. A short form of metacognitions questionnaire. Behav Res Ther 2004; 42(24): 385-96.

25. Abolghasemi A, Ahmadi M, Kiamarsi A. [The relationship of metacognition and perfectionism whit psychological consequence in the addicts]. Journal of research in behavioral science 2007; 5(2): 73-8. (Persian)