بررسی ارتباط سبک دلبستگی بالغین به والدین با میزان عملکرد جنسی زنان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی گروه مامایی، دانشکده ی پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد

چکیده

عملکرد جنسی سالم در زنان نقش مهمی در احساس سلامتی و بالا بردن کیفیت زندگی آنان دارد. نگرش، امیال و درک شریک جنسی در ارتباطات جنسی می‌توانند شاخه‌هایی از دلبستگی با والدین به شمار آیند. با توجه به نظریه‌ی مهم دلبستگی بالبی و دسترسی اندک به مطالعاتی که فرضیات مشتق از این نظریه را در زمینه‌ی مشکلات جنسی آزمون کنند، پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط سبک دلبستگی بالغین به والدین با عملکرد جنسی زنان انجام شد.
روش‌کار: این مطالعه‌ی توصیفی همبستگی در سال 1388 بر161 زن متاهل 44-15 ساله که به روش آسان از درمانگاه زنان بیمارستان قائم (عج) و مطب متخصص زنان شهر مشهد انتخاب شدند، انجام شد. داده‌ها با پرسش‌نامه‌ی سبک دلبستگی بالغین به والدین در دوران کودکی و شاخص عملکرد جنسی زنان، جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS با ضریب اطمینان 95 درصد با استفاده از آزمون آماری رگرسیون خطی تحلیل شد.
یافته‌ ها: تمام حیطه‌های عملکرد جنسی به جز رطوبت جنسی ارتباطی مثبت و معنی‌دار با سبک دلبستگی ایمن به مادر داشته و تمام حیطه‌های عملکرد جنسی به جز بی‌دردی جنسی، ارتباطی منفی و معنی‌دار با سبک دلبستگی سرد به پدر دارد (05/0P<).
نتیجه ‌گیری: دلبستگی ایمن به مادر ودلبستگی نا ایمن سرد با پدر در زمان کودکی، در عملکرد جنسی بزرگسالی اهمیت ویژه دارد و نظریه‌ی بالبی مبنی بر این که دلبستگی در کودکی بر روابط بزرگسالی فرد در آینده موثر است، تایید می‌شود
 

کلیدواژه‌ها


عملکرد جنسی سالم در زنان، نقش مهمی در احساس سلامتی و بالا بردن کیفیت زندگی آنان دارد (1). اختلال در سیستم جنسی منبع اصلی تعارضات ارتباطی است که می­تواند موجب تردید در مورد عشق و علاقه و افزایش نگرانی زوجین نسبت به پایداری ارتباط شده (2) و ممکن است موجب طلاق و جدایی زن و شوهرگردد (3).  شیوع مشکلات جنسی در زنان، بالا است. لایومن[1] و همکاران در ایالات متحده­ی آمریکا دریافتند 43 درصد زنان و 31 درصد مردان مبتلا به اختلال جنسی
 می­باشند (4). بر اساس متن بازنگری شده­ی چاپ چهارم کتابچه­ی تشخیصی و آماری اختلالات روانی[2]، یک چرخه­ی پاسخ جنسی شامل چهار مرحله­ی میل، برانگیختگی، اوج لذت و فرونشینی، می­باشد (5). عوامل مختلفی در تعیین رفتارها و تمایلات جنسی نقش دارند نظیر محیط، عوامل هورمونی، تشریحی، فیزیولوژی، روان­شناسی، فرهنگی، روابط فرد با دیگران، تجارب رشدی در طول دوران زندگی (7-4) و
هم­چنین عواملی چون طول مدت و کیفیت رابطه، عوامل روانی­فردی که از روابط دوران کودکی در ارتباط با نقش­های والدی منشا می­گیرد و به طور کلی روش­های تطابق با احساسات، بیماری­ها و استفاده از دارو، تنش­های شخصی و هیجانات می­توانند پاسخ جنسی را تحت تاثیر قرار دهند (7،8). نگرش، امیال و درک شریک جنسی در ارتباطات جنسی
 می­تواند شاخه­هایی از دلبستگی[3]با والدین به شمار آیند (9).

 مطالعات نشان داده­اند که دلبستگی با عواملی هم­چون سلامت روان (10)، تنش (11)، کیفیت روابط بین فردی (12)، رضایت زناشویی (13) و نیز مسایل مختلف جنسی در ارتباط است (12،16-14) و این یافته­ها باعث شده است که توجه پژوهشگران به نقش دلبستگی در مسایل جنسی افزایش یابد. نظریه­ی دلبستگی توسط بالبی[4] در سال 1969 با عنوان دلبستگی و جدایی ارایه شد و با انجام مطالعاتی توسط اینزورث[5] و همکارانش قابل بهره­برداری شد (12). بر اساس نظریات بالبی دلبستگی به معنای پیوند عاطفی است که در کودکی، بین کودک و مراقبت­دهنده­ی اصلی وی شکل می­گیرد و بر رشد اجتماعی و احساس کودک درکل زندگی موثر است (17). نظریه­ی دلبستگی انسان­ها را به عنوان موجوداتی اجتماعی
می­نگرد که ظرفیت برقراری ارتباط با سایر انسان­ها را دارند تا بتوانند زنده بمانند (18). نوزادان به طور ژنتیکی در حدود شش تا دوازده ماهگی شروع به تشکیل پیوند دلبستگی می­نمایند (19). اینزورث با مطالعه بر روی 23 کودک یک ساله الگوهای دلبستگی را به انواع دلبستگی ایمن[6]، ناایمن اجتنابی[7] و ناایمن دوسوگرا[8] طبقه­بندی کرد. پژوهشگران در مطالعات بعدی، طبقات دیگری به این دسته­بندی افزودند (18). به عنوان مثال اسنو[9] و همکارانش، جهت دستیابی به اطلاعاتی راجع به الگوی ارتباطی بالغین با پدر و مادر در زمان کودکی، تحقیقاتی انجام داده و در نهایت مبادرت به ساخت ابزاری نمودند که در آن پنج نوع سبک دلبستگی با پدر و مادر توضیح داده می­شود و شامل انواع ایمن، والدینی، وابسته، هراسان، و سرد می­باشند (20). بالبی معتقد است دلبستگی در رابطه­ی والد و کودک به رابطه عاشقانه­ی بزرگسالی فرد انتقال می­یابد و می­تواند بر رفتار، هیجانات و شناخت، در هر زمانی از زندگی تاثیر بگذارد.

دلبستگی ایمن، عملکرد و شایستگی را در روابط بین فردی تسهیل می­کند و موجب ارتقای رفتار اجتماعی و گسترش مقاومت روانی می­شود (18). افراد با دلبستگی ایمن، سطح بالاتری از اعتماد و رضایت و سطح پایین­تری از تعارضات دارند، در حالی که افراد با دلبستگی دوسوگرا با عدم تعادل در احساسات و تعارضات بالاتر و افراد با دلبستگی اجتنابی با رضایت و صمیمیت کمتر و تعارضات بیشتر مشخص می­شوند (11). یافته­های مطالعه­ی برنبیوم[10] نشان داد که سبک دلبستگی دوسوگرا به طور معنی­داری با کاهش در رضایت، صمیمیت، لذت و برانگیختگی جنسی ارتباط داشته و سبک دلبستگی اجتنابی، فقط با کاهش صمیمیت جنسی در ارتباط است (21). نتایج مطالعه­ی تریسی[11]و همکاران بر روی نوجوانان مشخص نمود که سبک دلبستگی با انگیزش جنسی و هیجانات تجربه شده در طی فعالیت جنسی مرتبط است و افراد ایمن با احتمال بیشتری از رابطه­ی جنسی لذت می­برند و افراد دوسوگرا و اجتنابی کمتر قادر به تجربه­ی هیجانات گرم و صمیمانه در طی فعالیت جنسی می­باشند (22). دمپستر[12] و همکاران دریافتند که دلبستگی وابسته­ی هراسان و سرد با مادر و دلبستگی وابسته­ی والدینی هراسان و سرد با پدر به طور مثبت و سبک دلبستگی ایمن به پدر و مادر به طورمنفی با فعالیت جنسی ناخواسته ارتباط دارند (12). با این حال نمی­توان با اطمینان گفت که توانایی افراد در حل مسایل، ناشی از کیفیت دلبستگی آن­ها است و همیشه دلبستگی ایمن ضمانتی برای سلامت روانی نیست (23). کوپر[13] در مطالعه­ای طولی در نیویورک، دریافت که نمی­توان از دلبستگی ایمن در نوجوانی برای پیشگویی انگیزش جنسی استفاده کرد و در مورد دو نوع دلبستگی ناایمن اضطرابی و اجتنابی، پیشگویی تنها برای بیزاری جنسی موثق بوده است (15). با توجه به اهمیت عملکرد جنسی در زندگی و نظریه­ی دلبستگی بالبی و اینزورث در این زمینه و تاثیرپذیری عملکرد جنسی از عوامل متعددی چون فرهنگ و مذهب و دسترسی محدود پژوهشگر به مقالاتی که فرضیه­های مشتق از این نظریه را آزمون کنند، محقق بر آن شد تا پژوهشی را با هدف تعیین ارتباط سبک دلبستگی بالغین به والدین با میزان عملکرد جنسی زنان مراجعه­کننده به درمانگاه زنان بیمارستان قائم (عج) و مطب متخصصین بیماری­های زنان در شهر مشهد در سال 1388 انجام دهد.

روش­کار

این مطالعه از نوع همبستگی دو متغیره است که با نمونه­گیری به روش آسان بر روی 161 زن متاهل در سن باروری، مراجعه
کننده به درمانگاه زنان بیمارستان قائم (عج) و مطب متخصصین بیماری­های زنان در شهر مشهد در سال 1388 انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل دارا بودن ملیت ایرانی، مذهب اسلام، تاهل، سواد خواندن و نوشتن در حد پاسخگویی به سئوالات مربوط به پرسش­نامه­ی شاخص عملکرد جنسی و گذشت حداقل 6 ماه از تاریخ ازدواج، هم­چنین عدم بیماری و شرایط روانی و جسمی خاص یا مصرف داروهای موثر بر فعالیت جنسی در زوجین و عدم سوءمصرف مواد، بود.

ابزار مورد استفاده عبارت بودند از:

-پرسش­نامه­ی مشخصات فردی و زناشویی: این پرسش­نامه شامل چهار بخش مشخصات فردی و جمعیت­شناختی، مامایی و ازدواج، روابط جنسی و زناشویی و نقش زنانگی است که روایی به روش محتوا و پایایی آن با روش بازآزمایی با 9/0=r تاییدگردید.

-پرسش­نامه­ی شاخص عملکرد جنسی زنان: این پرسش­نامه شامل 19 سئوال با 6 حوزه­ی مستقل 1- میل، 2- تحریک روانی، 3- رطوبت، 4- ارگاسم (اوج لذت)، 5- رضایت­مندی و 6- احساس درد در روابط جنسی می­باشد. هم­چنین کل عملکرد جنسی نیز نمره­ای دریافت می­کند. روایی به روش محتوا و پایایی به روش بازآزمایی با 85/0=r و 01/0P< تایید شد.

-پرسش­نامه­ی تعیین سبک دلبستگی بالغین: این مقیاس، الگوی ارتباطیی که بالغین در سنین زیر 14 سال با پدر و مادر تجربه کرده­اند را با 84 سئوال در دو بخش پدر و مادر می­سنجد. این مقیاس پنج نوع سبک ایمن، هراسان، وابسته، والدینی و سرد را در افراد بزرگسال مشخص می­کند. مجوز استفاده از این ابزار از طراح اصلی آن خانم اسنو، کسب (20) و پس از ترجمه و ویرایش با نظر متخصص زبان انگلیسی و فارسی، روایی آن به شکل محتوا و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ با نمره­ی 70/0≤ در هر یک از خرده­آزمون­ها تایید شد.

جهت کنترل متغیرهای مداخله­گر از پرسش­نامه­ی DASS-21[14] (تعیین همزمان تنش، افسردگی و اضطراب)، پرسش­نامه­ی رضایت زناشویی اصلاح شده و پرسش­نامه­ی نگرش جنسی پژوهشگرساخته استفاده شد که روایی آن با روش محتوا و پایایی آن به روش آزمون مجدد با 1=r و 01/0P< تایید شد.

به واحدهای پژوهش در مورد اهداف، نگهداری محرمانه­ی پاسخ­ها، ارایه­ی اطلاعات به صورت کلی و مختار بودن به انصراف در هر مرحله از تحقیق توضیح داده شد و پس ازکسب رضایت کتبی، در محیطی خلوت و به طور انفرادی از آنان خواسته می­شد پرسش­نامه­های مربوطه را تکمیل نمایند.

در مورد پرسش­نامه­ی سبک دلبستگی، به افراد تاکید می­شد که هنگام پاسخگویی به سئوالات، به هیچ وجه احساس فعلی خود را در نظر نگیرند. جهت اطمینان ازحصول این نحوه­ی پاسخ­دهی، دو سئوال مهم مانند «من به نیازهای مادرم بیشتر از نیازهای خودم اهمیت می­دادم» از واحد پژوهش پرسیده و از وی خواسته می­شد درباره­ی این سئوالات، توضیح دهد.

در مورد شاخص عملکرد جنسی، ابتدا دستور کار ضمیمه به پرسش­نامه حاوی تعریف تعدادی واژه مانند فعالیت جنسی و هیجان جنسی به پاسخگو داده می­شد که با دقت آن را مطالعه نماید و سپس به سئوالات پاسخ دهد. جهت اطمینان از فهم صحیح سئوالات، مانند پرسش­نامه­ی سبک دلبستگی عمل
می­گردید.تجزیه و تحلیل آماری با نرم­افزار SPSS با استفاده از آزمون رگرسیون خطی در سطح معنی­داری 05/0 انجام شد.

نتایج

میانگین سن شرکت­کنندگان و همسران­شان به ترتیب 6/28 و 28/33 سال، میانگین طول مدت ازدواج 7/105 ماه و میانگین تعداد فرزندان 9/0 بود. بیشترین سبک دلبستگی به مادر از نوع ایمن (3/50%) و به پدر از نوع وابسته (6/28%) بود (نمودار 1 و 2).

 

 

نمودار 1- فراوانی سبک­های دلبستگی با مادر در

 زنان مورد مطالعه

 بر پایه­ی نتایج تحلیل واریانس و شاخص­های آماری رگرسیون، عملکرد جنسی و تمام حیطه­های آن به جز رطوبت جنسی ارتباطی مثبت و معنی­دار با سبک دلبستگی ایمن و ارتباطی منفی با سبک دلبستگی سرد به مادر به جز عدم احساس درد و ناراحتی در روابط جنسی دارد.

 

 

نمودار 2- فراوانی سبک­های دلبستگی با پدر در زنان مورد مطالعه

 

در مورد رطوبت جنسی، این ارتباط منفی معنی­دار (جدول 1) و عملکرد جنسی و تمام حیطه­های آن به جز عدم احساس درد و ناراحتی در روابط جنسی، ارتباطی منفی و معنی­دار با سبک دلبستگی سرد به پدر دارد (جدول 2).

بحث و نتیجه­گیری

یافته­ها نشان داد که عملکرد جنسی و حیطه­های آن به جز رطوبت جنسی ارتباطی مثبت و معنی­دار با سبک دلبستگی ایمن به مادر دارد و تمام حیطه­های عملکرد جنسی به جز عدم احساس درد در روابط جنسی، ارتباطی منفی با سبک دلبستگی سرد به مادر دارد که البته این ارتباط فقط در مورد رطوبت جنسی، معنی­دار شد.

مطالعه­ی تریسی و همکاران بر روی نوجوانان نیویورکی، بیانگر این بود که افراد ایمن، میل و قابلیت­های جنسی بیشتری داشته و بیشتر از افراد دیگر از فعالیت جنسی لذت می­برند (22). دمپستر در آمریکا نشان داد که زنان با دلبستگی ایمن کمتر بر خلاف میل خود درگیر فعالیت جنسی می­شوند و کمتر نسبت به فعالیت جنسی نگرش عملکردی[15] دارند (12).

مطالعه­ی طولی کوپر در مورد نوجوانان مشخص نمود که دختران با سبک دلبستگی ایمن با احتمال بیشتر از فعالیت جنسی برای ابراز صمیمیت نسبت به شریک جنسی خود و

 

جدول 1- خلاصه تحلیل واریانس و مدل رگرسیون ضریب همبستگی عملکرد جنسی و حیطه­های آن با سبک دلبستگی به مادر

 

سرد

هراسان

والدینی

وابسته

ایمن

سبک دلبستگی به مادر

p

F

t

B

t

B

t

B

t

B

t

B

حیطه های جنسی

001/0<

24/6

30/1-

03/1-

28/1-

71/0-

69/0-

46/0-

02/0-

01/0-

14/3**

05/2

عملکرد جنسی

001/0<

21/5

49/0-

11/0-

51/2-**

39/0-

25/0

04/0

31/1

19/0

41/2**

44/0

میل جنسی

02/0

56/2

71/0-

46/0-

08/0

03/0

96/0-

52/0-

39/0

16/0

00/2*

07/1

هیجان جنسی

005/0

53/3

22/2-*

39/1-

62/0

27/0

20/0

10/0

35/2-*

96/0-

79/0

92/0

رطوبت جنسی

001/0

57/4

70/0-

33/0-

59/1-

53/0-

53/0-

21/0-

27/0

08/0

80/2**

10/1

اوج لذت جنسی

009/0

22/3

74/0-

35/0-

23/0-

08/0-

22/1-

49/0-

36/0-

11/0-

59/2**

02/1

رضایت جنسی

001/0

45/4

68/0

33/0-

40/2-*

81/0-

51/0-

20/0-

95/0

30/0

11/2*

83/0

عدم احساس درد

در روابط جنسی

05/0*P<

01/0**P<

 

جدول 2- خلاصه تحلیل واریانس و مدل رگرسیون ضریب همبستگی عملکرد جنسی و حیطه­های آن با سبک دلبستگی به پدر

 

سرد

هراسان

والدینی

وابسته

ایمن

سبک دلبستگی به پدر

p

F

t

B

t

B

t

B

t

B

t

B

حیطه هایجنسی

001/0<

6/7

64/3-**

05/2-

34/0-

18/0-

23/1-

72/0-

03/0-

01/0-

53/1

98/0

عملکرد جنسی

001/0

48/4

21/2-*

38/0-

04/1-

16/0-

38/0

06/0

16/0

02/0

49/1

28/0

میل جنسی

002/0

10/4

65/3-**

67/1-

59/0

26/0

29/0-

14/0-

36/0-

14/0-

01/0

06/0

هیجان جنسی

02/0

02/2

36/2-*

08/1-

45/1

64/0

40/1-

67/0-

29/1-

50/0-

65/0

34/0

رطوبت جنسی

001/0<

59/7

52/2-*

84/0-

77/1-

56/0-

55/1-

54/0-

72/1

48/0

65/1

62/0

اوج لذت جنسی

001/0<

66/5

05/3-**

02/1-

06/0

02/0

83/1-

64/0-

10/0

02/0

32/1

50/0

رضایت جنسی

006/0

39/3

83/1-

65/0-

01/1-

34/0-

32/0-

12/0-

36/0-

10/0-

61/1

65/0

عدم احساس درد

 در روابط جنسی

*P<05/0

**P<01/0

 

بالا بردن لذت جنسی استفاده می­کنند که البته این ارتباط، معنی­دار نبود (15). هر چند بین نتایج پژوهش حاضر و مطالعات فوق به دلیل روش نمونه­گیری، جامعه­ی آماری، فرهنگ­های مختلف و استفاده از تقسیم­بندی متفاوت سه­گانه و پنج­گانه­ی سبک­های دلبستگی تفاوت­هایی وجود دارد؛ صرف نظر از این تفاوت­ها، دلبستگی ایمن دختران به مادر در کودکی بیش از دیگر انواع سبک­های دلبستگی به مادر بر روابط و قابلیت­های جنسی بزرگسالی فرد موثر است ودر واقع تاثیر مثبت دلبستگی ایمن به مادر بیش از تاثیرات سوء سبک­های ناایمن به مادر، در بزرگسالی بروز می­کند. افراد با دلبستگی ایمن خود را از نظر دیگران افرادی باارزش و دوست­داشتنی می­دانند، مهارت­های اجتماعی بالاتری داشته، انتظارات مثبتی از روابط خود با دیگران دارند و در نتیجه احساس رضایت­شان بیشتراست (24).

این خصوصیات می­تواند برعملکرد جنسی آنان تاثیر بگذارد. معنی­دار نشدن ارتباط رطوبت جنسی با سبک دلبستگی ایمن به مادر و ارتباط منفی و معنی­دار میان رطوبت جنسی و سبک­های وابسته و سرد به مادر و نیز ارتباط منفی و معنی­دار عدم احساس درد در روابط جنسی با سبک دلبستگی هراسان به مادر می­تواند بیانگر این باشد که جنبه­های فیزیکی عملکرد جنسی بیش از آن که از تاثیرات مثبت سبک دلبستگی ایمن تاثیر بگیرند از اثرات منفی سبک­های ناایمن متاثر می­شوند.

بین حیطه­های عملکرد جنسی واحدهای مورد پژوهش با سبک دلبستگی سرد به پدر ارتباط منفی و معنی­دار وجود داشت. در مطالعه­ی دمپستر، سبک دلبستگی هراسان و سرد با پدر و مادر ارتباطی مثبت و معنی­دار با فعالیت جنسی ناخواسته دارد (05/0P<) (12).

 باتزر[16] و همکارانش در لندن دریافتند که دلبستگی ناایمن دوسوگرا و اجتنابی با کاهش رضایت جنسی و رضایت زناشویی همراه است (001/0P<) (25). در مطالعه­ی برنبیوم و همکاران بر روی 96 زن که 8/69 درصد آن­ها همسر رسمی داشتند، افراد دوسوگرا، رضایت جنسی پایین­تر، برانگیختگی و لذت جنسی کمتر و صمیمیت پایین­تری را در حین فعالیت جنسی تجربه می­کردند (001/0P<) و سبک دلبستگی اجتنابی رابطه­ای معکوس با تمام جنبه­های عملکرد جنسی (رضایت، برانگیختگی، اوج لذت و صمیمیت حین فعالیت جنسی) داشت که تنها در مورد صمیمیت حین فعالیت جنسی، معنی­دار شد (05/0P<) (21). از آن جایی که فعالیت جنسی ناخواسته با افزایش مشکلات جنسی همراه است و رضایت یکی از قسمت­های مهم زندگی جنسی است که عملکرد جنسی را تحت تاثیر قرار می­دهد؛ یافته­های مطالعه دمپستر و باترز می­توانند به طور غیر مستقیم یافته­های مطالعه­ی حاضر را پشتیبانی نماید (12،25).

سبک دلبستگی سرد زمانی ایجاد می­شود که نیاز عاطفی کودک نادیده گرفته می­شود. این کودکان شدیدا سعی
 می­کنند مستقل شوند و از نظر عاطفی نسبت به دیگران سرد می­شوند (26).  این سرد شدن احساسی بر روابط جنسی افراد نیز می­تواند موثر بوده و منجر به پایین آمدن کیفیت عملکرد جنسی می­شود. با توجه به نظریه­ی فروید که یکی از افراد مهم در شکل­گیری نظریه­ی بالبی است، زمانی که دختربچه در 5 سالگی، توجهات پدرش را به خود بپذیرد و غرور مونث بودن خود را دوباره به دست آورد، شروع به تخیلاتی در مورد خود و پدرش می­کند. این موقعیت که برابر با احساسات ادیپی در پسران است، عقده­ی الکترا نامیده
 می­شود و هم­چون احساسات ادیپی تجربه­های عشقی را تحت تاثیر قرار می­دهد (27).  از نظریات فروید چنین استنباط می­شود که اگر دختربچه از پدر خود ناامید شود، وضعیت به وجودآمده منطبق با تعریف سبک دلبستگی سرد به پدر خواهد بود که تجربه­های عشقی و در نتیجه،
 تجربه­های جنسی شدیدا تحت تاثیر قرار می­گیرند.

بر اساس نتایج مطالعه­ی حاضر به جز ارتباط منفی رطوبت جنسی با سبک دلبستگی وابسته به مادر، حیطه­های عملکرد جنسی ارتباط معنی­داری با سبک­های دلبستگی وابسته و والدینی به پدر و مادر نشان ندادند. اگر چه ارتباط میان حیطه­های عملکرد جنسی و سبک­های وابسته و والدینی در بعضی حیطه­ها مثبت و در بعضی منفی بود که تفسیر یافته­ها را با مشکل مواجه می­نماید، اما ارتباط منفی حیطه­ی کلی عملکرد جنسی با سبک­های وابسته و والدینی به پدر و مادر  قابل بحث است. بالبی، دلبستگی والدینی را نوعی الگوی دلبستگی معکوس به شمار می­آورد که والدین گاه عمدی و گاه غیر عمدی در جایگاه کودک، برای او ایفای نقش
می­کنند و این باعث می­شود که کودک احساس نیاز به دلبستگی را در خود سرکوب کند (28). از اظهارات وی چنین استنباط می­شود که دلبستگی والدینی نمی­تواند دلبستگی ایمن قلمداد شود. به عقیده­ی برخی ازپژوهشگران، مشخصه­ی اصلی دلبستگی وابسته، اتکای ناهنجار به دیگران است. برخی مطالعات نشان داده­اند که زنان با شخصیت وابسته دارای روحیه­ی فرمان­برداری و علایم افسردگی بوده و از احساسات هیجانی کمتری برخوردارند (17).

سبک­های وابسته و والدینی در تقسیم­بندی اسنوکه در سال 2005مطرح شد، به عنوان ایمن دسته­بندی شده­اند ولی توضیح چندانی در نظریه­ی بالبی برای آن وجود ندارد. برای اظهار نظر دقیق­تر، نیاز به پژوهش­های گسترده­تر با حجم نمونه­ی بیشتر می­باشد.

محدودیت­های این پژوهش شامل عدم بررسی تاثیر نقش هورمون­ها و وراثت بر عملکرد جنسی بود.

معیارهای متعدد ورود و خروج نمونه، قابلیت تعمیم یافته­ها را تا حدی کاهش می­دهد. پرسش­نامه­ی تعیین سبک دلبستگی برای اولین بار در ایران اجرا می­گردید و مطلوب آن بودکه هنجار شود اما با توجه به مراحل طولانی این روند، به روایی محتوا بسنده شد.

دلبستگی ایمن به مادر و دلبستگی سرد به پدر در کودکی، به ترتیب با عملکرد جنسی مثبت و منفی زنان در بزرگسالی ارتباط مستقیم دارند. این ارتباط نشان می­دهد که دلبستگی ایمن دختر به مادر بیش از دلبستگی ناایمن وی و دلبستگی ناایمن دختر به پدر بیش از دلبستگی ایمن وی، بر عملکرد جنسی او در بزرگسالی موثر است.

نتایج این مطالعه، نظریه­ی بالبی را در مورد تاثیر روابط کودک با والدین بر مهارت­ها و قابلیت­های اجتماعی و عاطفی وی در بزرگسالی در زمینه­ی عملکرد جنسی تایید می­کند. پیشنهاد می­شود که پژوهش مورد-شاهدی و ترجیحا آینده­نگر با تشکیل گروه­هایی با انواع دلبستگی به تفکیک پدر و مادر و ارتباط آن با نحوه­ی عملکرد جنسی در ایشان انجام شود.



[1]Laumann

[2]Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 4th ed. Text Revision

[3]Attachment

[4]John Bowlby

[5]Mary Ainsworth

[6]Secure Attachment

[7]Insecure Attachment Avoidant

[8]Insecure Attachment Ambivalent

[9]Snow

[10]Birnbaum

[11] Tracy

[12]Dempster

[13]Cooper

[14]Depression Anxiety Stress Scale-21

[15]نگرشی که بر اساس آن فرد به فعالیت­های جنسی مانند خودارضایی و استفاده از آلات مصنوعی معتقد است.

[16]Butzer

 

1. Segraves RT. Female sexual disorders: Psychiatric aspects. Can J Psychiatry 2002; 47: 419-25.

2. Roland D, Incrocci L. Handbook of sexual and gender identity disorders. New Jersey: John Wiley and sons; 2008: 199-202.

3. Young M, Luquis R. Correlates of sexual satisfaction in marriage. Can J Hum Sex 1998; 7(2): 115-28.

4. Laumann EO, Paik A, Rosen RC. Sexual dysfunction in the United States: Prevalence and predictors. JAMA 1999; 281(6): 537-44.

5. Kaplan H, Sadocks B. [Synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry]. 9th ed. Farzin R. (translator). Tehran: Argmand; 2003: 274-88. (Persian)

6. Atkinson RL, Atkinson R, Smith E, Bem D, Nolen S. [Hilgard’s introduction to psychology]. 3rd ed. Brahany M, Birashk B, Bayk M, Zamany R, Shamloo S, Shahraray M. (translators). Tehran: Roshd; 2005: 122-5. (Persian)

7. Jahanfar S, Molaeenezhad M. [Textbook of sexual disorders]. 2nd ed. Tehran: Bizheh and Salemi; 2005: 79-90. (Persian)

8. Jonathan SB. [Berek and Novak’s gynecology]. 14th ed. Ghazijahani B, Zonuzi A, Bahrami N. (translators). Tehran: Golban; 2007: 292-8. (Persian)

9. Khatibi E. [Comparison of marital satisfaction in attachment styles]. MA. Dissertation. Tabriz: Tabriz University, College of psychology and educational sciences, 2004: 89-128. (Persian)

10. Steinberg SJ, Davila J, Fincham F. Adolescent marital expectations and romantic experiences: Associations with perceptions about parental conflict and adolescent attachment security. J Youth Adolesc 2006; 35(3): 333-48.

11. Collins NL, Cooper L, Albino A, Allard L. Psychosocial vulnerability from adolescence to adulthood: A prospective study of attachment style differences in relationship functioning and partner choice. J Pers 2002; 70(6): 965-1007.

12. Dempster D. Multidimensionality of patterns of attachment, sexual attitudes and unwanted sex. Ph.D. Dissertation. USA: University of Mississippi, College of philosophy, 2007: 18-38.

13. Rahimiyan BA, Nory A, Arizi H, Molavi H, Froghi MA. [Relationship between attachment styles with satisfaction and job stress in nurses]. Journal of Iranian psychiatry and clinical psychology 2007; 2(13): 148-57. (Persian)

14. Steven A, Meyers A, Landsberger SA. Direct and indirect pathways between adult attachment style and marital satisfaction. Pers Relatsh 2002; 9: 159-72.

15. Cooper ML, Pioli M, Levitt A, Talley AE, Micheas L, Collins NL. Attachment styles, sex motives, and sexual behavior: Evidence for gender specific expressions of attachment dynamics. In: Mikulincer M, Goodman GS. (editors). Dynamics of romantic love: Attachment, care giving, and sex. New York: Guilford; 2006: 243-75.

16. Brassard A, Shaver PR, Lussier Y. Attachment, sexual experience, and sexual pressure in romantic relationships: A dyadic approach. Pers Relatsh 2007; 14: 475-93.

17. Gordon KW. The multidimensionality of peer victimization and patterns of relating in attachment. Ph.D. Dissertation. USA: University of Mississippi, College of philosophy, 2008: 15-28.

18. Bowlby J. [Elite psychology and education-attachment theory]. 1st ed. Khoshabi K, Aboohamzeh E. (translators). Tehran: Danjeh; 2007: 32-135. (Persian)

19. Morton N, Browne K. Theory and observation of attachment and its relation to child maltreatment: A review. Child Abuse Negl 1998; 22(11): 1093-104.

20. Snow MS, Dugan E, Wolff LA, Stoltz KB, Heather H, Sullivan KA. The adult scale of parental attachment: Psychometric properties, factor analysis, and multidimensional scaling in two studies. J Attach Hum Dev 2007.

21. Birnbaum GE. Attachment orientations, sexual functioning, and relationship satisfaction in a community sample of women. J Soc Pers Relat 2007; 24(1): 21-35.

22. Tracy JI, Shaver PR, Albino AW, Cooper ML. Attachment styles and adolescent sexuality. In: Florsheim P. (editor). Adolescent romance and sexual behavior: Theory, research, and practical implications. Mahwah, NJ: Lawrence; 2003: 137-59.

 23. Nancy S, Weinfield L, Sroufe A, Egeland B, Carlson B. Individual differences in infant-caregiver attachment. In: Cassidy J, Shaver PR. (editors). Handbook of attachment: Theory, research, and clinical applications. New York, London: Guilford; 2008: 78-101.

24. Gridley GG. Integrating sex therapy and couple therapy in the treatment of hypoactive sexual desire disorder: An attachment-based approach. Ph.D. Dissertation. USA: California University, College of psychology, 2006: 1-50.

25. Butzer B, Campbell L. Adult attachment, sexual satisfaction, and relationship satisfaction: A study of married couples. Pers Relatsh 2008; 15: 141-54.

26. Mikulincer M, Shaver PR. Attachment theory and emotion in close relationships: Exploring the attachment-related dynamics of emotional reactions to relational events. Pers Relatsh 2005; 12: 149-68.

27. Crain W. [Theories of development: Concepts and applications]. 1st ed. Khoyi Nejad GH, Rajayi AR. (translators). Tehran: Roshd; 2005: 77-94.  (Persian)

28. Byng-Hall J. Relieving parentified children's burdens in families with insecure attachment patterns. Fam Process 2002; 41: 3