رابطه ی بین منبع کنترل و خودپنداره با تنش ادراک شده بر مادران کودکان درخودمانده

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

10.22038/jfmh.2013.770

چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه‌ی منبع کنترل و خودپنداره با تنش ادراک شده بر مادران کودکان درخودمانده، انجام گرفت.
 
روش‌کار: این پژوهش توصیفی همبستگی در سال 1390، بر روی 42 نفر از مادران کودکان درخودمانده که به طور داوطلبانه در این پژوهش شرکت داشتند و در مراکز اختلال درخودماندگی نور هدایت، آوا و تبسم شهرستان مشهد انجام شد. به منظور اندازه‌گیری منبع کنترل از مقیاس کنترل درونی-بیرونی راتر و برای اندازه‌گیری خودپنداره از مقیاس خودپنداره‌ی بک و برای اندازه‌گیری تنش ادراک شده از مقیاس تنش ادراک شده استفاده شد.تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.
 
یافته‌ها: بین منبع کنترل درونی با تنش ادراک شده‌ی مادران کودکان درخودمانده، رابطه‌ی مستقیم و معنی‌دار وجود دارد (05/0P<) و بین منبع کنترل بیرونی و تنش ادراک شده‌ی مادران کودکان درخودمانده، رابطه‌ی مستقیم و معنی‌دار وجود ندارد (05/0P>)، هم‌چنین میان خودپنداره و تنش ادراک شده‌ی مادران کودکان درخودمانده نیز رابطه‌ی مستقیم و معنی‌دار وجود دارد (05/0P<).
 
نتیجه‌گیری: منبع کنترل با خودپنداره و تنش ادراک شده‌ی مادران کودکان درخودمانده، رابطه‌ی مستقیم و معنی‌داری دارد.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

مطالعه­ی شخصیت[1] به منظور پیش­بینی رفتار یا شخصیت فرد در روان­شناسی، جایگاه ویژه­ای دارد. تاریخ بشر شاهد تلاش­های زیادی در جهت طبقه­بندی افراد بوده و هست. انسان­ها از دورترین ایام در پی شناخت خصوصیات رفتاری، اخلاقی و مذهبی افراد دیگر بوده­اند و می­کوشیده­اند در این باره اظهار نظر نمایند و جنبه­هایی از این امر را مشخص سازند. در یک صد سال اخیر، روان­شناسان در این زمینه تلاش زیادی انجام داده­اند و بر این اساس برای ارزیابی شخصیت، روش­های مختلفی به وجود آمده است. یکی از جنبه­های شخصیت انسان نوع اسنادهایی است که در هنگام مواجه شدن با رویدادها به کار می­برد. نظریه­ی اسناد که در روان­شناسی اجتماعی[2] مطرح است بر این فرض استوار است که انسان­ها، موفقیت­ها و شکست­های زندگی خویش را یا به عوامل قابل کنترل نسبت می­دهند و یا به عوامل غیر قابل کنترل. دسته­ی اول کسانی هستند که دارای منبع کنترل درونی[3] هستند و دسته­ی دوم کسانی هستند که دارای منبع کنترل بیرونی[4] می­باشند. بنابراین می­توان شخصیت افراد را از این حیطه ارزیابی نمود (1). افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند، کنترل جدی بر زندگی دارند و طبق آن نیز رفتار می‌کنند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که درونی‌ها در تکالیف آزمایشگاهی در سطح بالاتری عمل می‌کنند و ارزش بیشتری برای مهارت‌ها و پیشرفت‌های خود قایل‌اند و نسبت به نشانه‌های محیطی که برای هدایت رفتار خود به کار می‌برند هوشیارتر هستند. آن‌ها اضطراب[5] کمتر و اعتماد به نفس[6] بیشتری را گزارش می‌دهند، آمادگی بیشتری برای پذیرفتن مسئولیت اعمال­شان دارند و از سلامتی روانی و جسمانی بیشتری برخور دارند (2) و افرادی که موضع کنترل بیرونی دارند این طور تصور می‌کنند که تقویت‌ها توسط عوامل بیرونی کنترل می‌شوند و دریافت تقویت[7] آن‌ها، وابسته به مردم دیگر، تقدیر و یا شانس است. ماهیت موضع کنترل بیرونی هر چه باشد افراد دارای موضع کنترل بیرونی معتقدند که آن‌ها در برابر این نیروهای بیرونی ناتوان‌اند. در نتیجه در کوشش برای بهبود موقعیت‌ خود فایده‌ای نمی‌بینند، آنان به موضع کنترل زندگی خود در زمان حال یا آینده، باور چندانی ندارند. می‌توان این طور نتیجه‌گیری کرد که افراد درونی در تکالیف خود عملکرد بهتری دارند و کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می‌گیرند، برای مهارت‌ها و پیشرفت‌های شخصی خود ارزش والاتری قایل‌اند و نسبت به قرینه‌های محیطی که می‌توانند برای هدایت رفتار خود از آن‌ها استفاده کنند، هوشیارانه­ترعمل می­کنند. به علاوه آن‌ها بیشتر از افراد دارای موضع کنترل بیرونی برای قبول مسئولیت اعمال خود آمادگی دارند. تحقیقات حاکی از آن است که افراد دارای مکان کنترل درونی از بهداشت روانی بهتری برخوردارند (2،3).

در زمینه­ی خودپنداره[8] می­توان این طور بیان کرد که اساسی‌ترین کلید برای شخصیت و رفتار انسان، تصویری است که فرد در ذهن خود از خویشتن دارد، حتی کارهای بزرگی که انجام می‌دهیم بستگی به تصویری دارد که از خود داریم، هر چه تصویر بهتری از خود داشته باشیم، موفق‌تر، موثرتر و خلاق‌تر خواهیم بود (4). پندار هر فرد از شخصیت خود تا اندازه­ی زیادی تصور او را درباره محیط خود تعیین می‌کند و این عمل، نوع رفتارهای او را طرح‌ریزی می‌کند. اگر تصور از خود، مثبت و نسبتا متعادل باشد شخص دارای سلامت روانی است و اگر برعکس خودپنداره­ی شخص، منفی و نامتعادل باشد، او از لحاظ روانی ناسالم شناخته می‌شود (5). البته این شناخت خود را باید در رابطه فرد با جامعه‌اش به خصوص در دوران پراهمیت کودکی و نوجوانی جستجو کرد (5).

استرس[9] در اصطلاح فارسی به معنی تنش و فشار است و به عنوان یکی از بیماری‌های جسمی و روانی در قرن بیستم شناخته شده است. البته تحقیقات نشان داده‌اند که اطلاعات فرد درباره عامل تنش‌زا به انطباق و سازگاری فرد با موقعیت، کمک زیادی به او می‌کند (3،6). یعنی افرادی که فرصت و وقت کافی دارند تا برای مقابله با عامل تنش‌زا خود را آماده کنند بهتر از کسانی که به طور ناگهانی با عامل تنش‌زا مواجه می‌شوند، سازگاری نشان می‌دهند. باید دانست که یک حادثه یا رویداد به تنهایی باعث فشار روانی نمی‌شود بلکه ادراک و شناخت فرد در آن موثر خواهد بود (7). تنش، مسئله­ی بزرگی در جامعه­ی ما محسوب می­شود. تقریبا 75 درصد بیماری‌های بدنی به تنش وابسته‌اند (6).

اختلال درخودماندگی[10] یکی از اختلالات فراگیر رشد دوران کودکی است که با رفتارهای کلیشه­ای، تحریک­پذیری، رفتارهای تخریبی و اشکال در ارتباط اجتماعی کودک مشخص می­شود و معمولا قبل از 3 سالگی بروز می­کند (8). متوسط شیوع این اختلال 5 مورد در هر 10 هزار نفر است و در پسران 4 تا 5 برابر دختران است (9). درخودماندگی، در تمام سطوح فرهنگی­اقتصادی مشاهده می‌شود. کودک درخودمانده غالبا تنها فرزند خانواده است که دارای اختلالات وخیم و زودرس[11] رشدی می­باشد. اختلالاتی که به دلیل زودرس بودن می‌توانند واکنش‌های انحراف‌آمیزی را در اطرافیان و به خصوص مادر، برانگیزانند (10). طیف اختلالات درخودماندگی تاثیرات شدیدی بر زندگی خانوادگی می­گذارند که سطوح بالای اضطراب، تنش، انزوا و بلاتکلیفی در مادران و همشیران کودک مبتلا از جمله­ی این موارد است (6). به طور کلی به ندرت این کودکان می‌توانند به سطحی از استقلال که لازمه­ی زندگی تحصیلی و سپس حرفه‌ای است،‌ دست‌ یابند در نتیجه تا پایان عمر نیاز به مراقبت‌های ویژه و دلسوزانه از جانب خانواده خود به خصوص مادر دارند (6).

تحقیقی تحت عنوان بررسی میزان و منابع تنش تحصیلی در میان دانش‌آموزان دبیرستانی و منابع مولد تنش در میان دانش‌آموزان نشان می­دهد که میزان تنش دانش‌آموزان دختر به طور معنی‌داری (در سطح 001/0) بیشتر از میزان تنش دانش‌آموزان پسر می‌باشد و هم­چنین چهار عامل اصلی در پیش‌بینی میزان تنش تحصیلی دانش‌آموزان عبارتند از: اضطراب امتحان[12]، ترس از شکست، نمره[13]، انضباط[14] و دانش‌آموزانی که والدین­شان دارای تحصیلات متوسط هستند بیشتر از سایر دانش‌آموزان احساس تنش می‌کنند. دانش‌آموزان دختر در اغلب منابع و عوامل تنش تحصیلی میانگین‌های بالاتری احراز کرده‌اند (11).

به عقیده­ی راتر[15]، بیشتر دانشجویان دانشگاه­ها گرایش درونی دارند (1). در مقیاس کنترل درونی-بیرونی[16] (I-E) تفاوت‌های نژادی و اجتماعی­اقتصادی مهمی در عملکرد مشاهده شده است. در مجموع، طبقات پایین‌تر اجتماعی و اقلیت‌ها، به جز آمریکایی‌های آسیایی تبار، دارای موضع کنترل بیرونی بوده و معتقدند که کنترل کمی بر وقایع زندگی دارند. در مطالعه‌ای تایید شده که کودکان سیاه­پوست طبقه­ی پایین اجتماع به کودکان سفید طبقه­ی پایین و متوسط و یا کودکان سیاه­پوست طبقه­ی متوسط، گرایش بیرونی دارند (1). مردمی که از نظر موضع کنترل درونی بالا می‌باشند احتمال کمتری دارد که مشکلات هیجانی داشته باشند و یا به الکل اعتیاد پیدا کنند. آن‌ها اضطراب،‌ نشانه‌های مرضی روان­پزشکی و افسردگی[17] کمتری را تجربه می‌کنند و در کنار آمدن با ناراحتی‌های روانی، توانایی‌های بهتری دارند (12). تحقیقی در مورد پیشینه­ی اجتماعی و خانوادگی در مورد موضع کنترل درونی و بیرونی نشان می‌دهد که کسانی که موضع کنترل درونی دارند، دارای والدینی صمیمی هستند (2). در پژوهشی که بر روی موش‌ها انجام گرفت مشخص شد که نوعی فشار روانی بر آن‌ها وارد می‌شود و موش‌های ناتوانی که نمی‌توانند ضربه‌های برقی را بگیرند در مقابل موش‌هایی که ضربه‌های برقی را قبل از این که به آن­ها اصابت کند می‌گرفتند، دچار زخم‌های گوارشی شدند (3). در پژوهشی بر روی مسئولان کنترل پرواز هواپیماها که در شرایط فشار روانی شدیدی کار می‌کردند و باید در هر لحظه تصمیماتی می‌گرفتند که جان صدها انسان در گرو آن‌ بود، بیشتر از صاحبان سایر شغل‌ها به زخم‌های گوارشی دچار می‌شدند و نسبت به یک انسان میان­سال بیشتر در معرض بیماری‌های قلبی و فشار خون قرار می­گرفتند (3).

در یک مطالعه در مقایسه­ی بین میزان تنش در مادران کودکان درخودمانده و مادران کودکان مبتلا به سندرم داون، میزان تنش در مادران کودکان درخودمانده بالاتر بود (13).

تعیین وضعیت منبع کنترل و خودپنداره و تنش ادراک شده­ی والدین کودکان درخودمانده، توجه والدین این کودکان به اهمیت کنترل وضعیت تنش، اهمیت موضوع افزایش خودپنداره­ی مثبت، اهمیت موضع منبع کنترل وافزایش وضعیت بهداشت روانی از جمله هدف­های این پژوهش می­باشند.

فراهم شدن اطلاعات علمی در رابطه با نحوه­ی برخورد با کودکان درخودمانده و چگونگی اعمال حمایت می‌تواند سبب شود تا با بینش و آگاهی کافی و اتخاذ روش‌های صحیح‌تر، با آن‌ها به طرز معقولانه‌تری رفتار شود. به این ترتیب میزان آسیب‌پذیری ‌ایشان در مقابله با مسایل و مشکلات کاهش می­یابد و این خودآگاهی، در جهت به حداقل رساندن مشکلات و اختلالات رفتاری والدین کودکان درخودمانده می­باشد. ماهیت خودپنداره و تصویری که افراد نسبت به خودشان دارند بر زندگی افراد و چگونگی برخورد با دیگران تاثیر دارد. هم­چنین منبع کنترل افراد به خصوص در والدین کودکان دچار اختلالات رشدی نقش مهمی در چگونگی کنترل و اداره­ی زندگی دارد. تنش به طور مستقیم و غیر مستقیم بر بدن انسان اثر گذاشته و موجب بیماری می­گردد. آمارها نشان می‌دهند که تنش، مهم­ترین عامل در ابتلا به بیماری‌ها و عوارضی است که بیشترین درصد تلفات مرگ و میر را در انسان تشکیل می‌دهد. با توجه به سه مورد ذکر شده (منبع کنترل، خودپنداره و تنش) در والدین کودکان درخودمانده و به خصوص مادران­شان، انجام تحقیقی در این راستا و به منظور پی بردن به مشکلات روان‌شناختی آن‌ها ضروری به نظر می‌رسد. از این رو سازه­های منبع کنترل، خودپنداره و تنش ادراک شده گزینه­های خوبی هستند تا درباره­ی عوامل روان­شناختی مشکلات این خانواده­ها دانش بیشتری کسب شود.

با توجه به پیشینه­ی پژوهش­های موجود، منبع کنترل و خودپنداره در مقدار و چگونگی ادراک تنش و نحوه­ی برخورد و تحمل تنش نقش موثری دارد. پژوهش حاضر نیز به دنبال بررسی رابطه­ی معنی­دار بین منبع کنترل و خودپنداره با تنش ادراک شده در مادران کودکان درخودمانده میباشد (4-1،6،9).

روش­کار

پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی[18] می­باشد.
جامعه­ی آماری پژوهش شامل 52 نفر از مادران کودکان درخودمانده بود که در مراکز اختلال درخودماندگی نور هدایت، آوا و تبسم شهرستان مشهد در سال تحصیلی 90-1389 مشغول تحصیل بودند. به منظور رعایت اخلاق پژوهش، شرکت­کنندگان در این طرح پژوهشی، در جلسه­ی توجیهی شرکت و پس از اطمینان از حضور داوطلبانه، پرسش­نامه­های پژوهش در اختیارشان قرار داده شد.

در نهایت، 42 نفر از مادران که علاقه­مند به شرکت بودند وارد مطالعه شدند که این حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان صحیح می­باشد. سن اکثر شرکت­کنندگان در دامنه­ی 26 تا 36 سال قرار داشته و اغلب مادران، خانه­دار و تک­فرزند بودند.

ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل سه پرسش­نامه می‌باشد:

الف- مقیاس کنترل درونی-بیرونی (I-E): این مقیاس راتر به عنوان یک مقیاس خودسنجی 29 سئوالی بوده و دارای 6 سئوال به صورت خنثی می‌باشد. بنا بر این نمرات در طیفی از صفر تا 23 قرار می‌گیرند. کل نمره­ی فرد، نشان‌دهنده­ی درجه و میزان کنترل درونی-بیرونی فرد است و هر چه نمره به 23 نزدیک‌تر باشد نمایشگر بیرونی‌تر بودن کنترل و بالعکس هر چه نمره کمتر از 23 باشد نمایشگر درونی‌تر بودن کنترل می‌باشد. حد متوسط ضرایب اعتبار این مقیاس که با روش‌های دونیمه‌سازی یا تصنیف و کودر- ریچارسون محاسبه شده است در حدود 70 درصد است. ضریب اعتبار این مقیاس با روش بازآزمایی در فواصل یک یا دو ماه نیز در همان سطح بوده است. در تحقیق صورت گرفته، ضرایب پایایی این آزمون با استفاده از روش دونیمه‌سازی محاسبه گردیده است. برای این منظور این آزمون روی یک گروه 47 نفره شامل 25 پسر و 22 دختر دانشجوی سال دوم رشته­ی کتاب­داری اجرا گردید. ضریب پایایی این آزمون برای گروه پسران 59 درصد و برای گروه دختران 61 درصد و برای کل دختران و پسران 59 درصد به دست آمد (به نقل از 14).

ب- مقیاس تنش ادراک شده (PSS)[19]: این مقیاس زمانی به کار می‌آید که بخواهیم بدانیم موقعیت‌های زندگی یک فرد تا چه اندازه از نظر خودش تنش‌زا می‌باشد. این سئوالات طرح شده‌اند تا پاسخ‌دهندگان نظر خود را در مورد غیر قابل کنترل بودن، پیش‌بینی­ناپذیری و مشقت‌بار بودن زندگی خویش بیان کنند. به دفعات مشخص شده است که این سه مورد، عناصر اصلی تجربه­ی تنش را تشکیل می‌دهند. این مقیاس شامل 14 سئوال است. سؤال‌های PSS درباره­ی احساسات و افکاری طرح شده‌اند که یک فرد در طول ماه گذشته داشته است. سئوالات 4، 5، 6، 7، 9، 10، 13 برعکس نمره‌گذاری می‌شوند و مجموع آن‌ها با جمع نمرات سایر سئوالات مقیاس به حساب می‌آید. بنا بر این حداقل نمره­ی تنش ادراک شده،‌ برابر 14 و حداکثر آن 70 می‌باشد. اعتبار مقیاس PSS در تحقیق انجام شده در خصوص میزان تنش ادراک شده با استفاده از آلفای کرونباخ به عنوان شاخصی از همسانی درونی PSS برابر 81/0=α به دست آمد (6).

از نظر روایی مقیاسPSS، همبستگی‌های به دست آمده بین نمره­ی کل مقیاس و هر یک از سئوالات، بین 75-60 می­باشد که در حد قابل قبولی است (6).

ج- مقیاس سنجش خپ9-99ودپنداره­ی بک[20]: این آزمون دارای 25 سئوال است و هر سئوال 5 گزینه دارد که فرد باید خصایص خودش را با دیگران درجه­بندی کند. محورهای آزمون عبارتند از: توانایی ذهنی، درجه­ی جذابیت فیزیکی، مسایل اخلاقی، کفایت کاری و روابط اجتماعی است. سئوالات این آزمون در واقع یک صفت یا خصوصیتی را مطرح می­کند که آزمودنی باید در این صفت خودش را با دیگران مقایسه کند. شیوه­ی نمره­گذاری گزینه­ها در آزمون­های شماره­ی 1، 4، 5، 9، 10، 12، 14، 15، 16، 17، 18، 19، 20، 22، 24 و 25 به همان ترتیب گزینه­ها یعنی 5 تا 1 نمره دارد ولی برای سایر شماره­های آزمون، ترتیب گزینه­ها معکوس می­شود در نتیجه به گزینه­ها نمره­های از 1 تا 5 داده می­شود کل نمرات از 25 تا 125 متغیر است. مدت زمان پاسخگویی آزمون تقریبا ده دقیقه و نمرات بالا نشان­دهنده­ی خودپنداره­ی مثبت می­باشد (15).

اعتبار مقیاس سنجش خودپنداره­ی بک درتحقیقی تحت عنوان شناسایی و مقایسه­ی ابعاد خودپنداره در افراد مضطرب بر مبنای ضریب آلفای کرونباخ 85/0 گزارش گردید که همبستگی درونی نسبتا خوبی را نشان می­دهد. روایی آزمون نیز از طریق انجام آزمون تی بین میانگین نمرات افراد عادی و افسرده در هر سئوال تجزیه و تحلیل شده که در تمام موارد، تفاوت معنی­داری به دست آمد (15).

پرسش­نامه­های ارایه شده به شرکت­کنندگان به صورت فردی اجرا گردید، قبل از اجرا به شرکت­کننده اطمینان داده شد که پژوهش حاضر کاملا علمی بوده و استفاده­ی شخصی از آن نخواهد شد، در ضمن به موقعیت فرزندشان در مدرسه صدمه­ای نخواهد رسید. بعد از ارایه­ی این مطالب از شرکت­کنندگان درخواست شد تا با کمال صداقت به پرسش­نامه­ها پاسخ دهند. داده­های حاصل از پرسش­نامه­ها با استفاده از آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل شدند. در ابتدا متغیرهای منبع کنترل و خودپنداره تحلیل شدند و در گام بعدی متغیر خودپنداره که دارای سهم بیشتری در ادراک تنش بود مشخص گردید و با استفاده از نرم­افزارSPSS مورد تحلیل قرار گرفت.

نتایج

بیشترین دامنه­ی سنی شرکت­کنندگان در این پژوهش26 تا 36 سال و بیشترین فراوانی در سطح تحصیلات مربوط به مدرک دیپلم می­باشد. اکثر شرکت­کنندگان دارای خودپنداره­ی مثبت می­باشند زیرا نقطه­ی برش در این مقیاس 14/71 می­باشد و اکثر افراد نمرات بالاتر از میانگین یا نقطه­ی برش را کسب کرده­اند.

نقطه­ی برش در مقیاس تنش ادراک شده 57/53 می­باشد و اکثر افراد این پژوهش، تنش را ادراک می­کنند زیرا نمرات بالاتر از میانگین را کسب کرده­اند (جدول 1).

 

 

جدول1- میانگین و انحراف معیار نمرات مادران کودکان درخودمانده در متغیرهای منبع کنترل، خودپنداره و تنش ادراک شده

نمره

فراوانی

حداقل نمره

حداکثر نمره

میانگین

انحراف معیار

واریانس

منبع کنترل

42

4

17

29/11

769/3

209/14

خودپنداره

42

42

91

14/71

227/12

491/149

تنش ادراک شده

42

32

92

57/53

447/18

300/340

 

 

در این پژوهش تعداد افراد دارای منبع کنترل درونی بیشتر می­باشند، هم­چنین تنش­های ادراک شده توسط افراد دارای منبع کنترل درونی بیشتر بوده است (جدول 2).

تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که به طور کلی بین نمره­ی منبع کنترل و نمره­ی خودپنداره با تنش ادراک شده، رابطه­ی مستقیم و معنی­داری وجود دارد (05/0P<) (جدول 3).

 

 

جدول2- مقایسه­ی میانگین و انحراف معیار نمره­های مادران کودکان درخودمانده در متغیرهای منبع کنترل درونی و بیرونی

 

نمره

حداقل نمره­ی درونی­ها

حداکثر نمره­ی درونی­ها

میانگین نمره­ی درونی­ها

انحراف معیار نمره­ی درونی­ها

حداقل نمره­ی بیرونی­ها

حداکثر نمره­ی بیرونی­ها

میانگین نمره­ی بیرونی­ها

انحراف معیار نمره­ی بیرونی­ها

منبع کنترل درونی

4

16

80/8

327/2

8

17

94/14

106/2

خودپنداره

42

87

28/67

919/9

45

91

82/76

338/13

تنش ادراک شده

35

92

80/58

050/19

32

91

88/45

903/14

 

 

به طور کلی بین تمامی متغیرها در سطح 05/0P< رابطه­ی مستقیم و معنی­داری وجود دارد، به جز نمره­ی همبستگی بین منبع کنترل بیرونی با تنش ادراک شده که معنی­دار نیست (جدول 4).

بحث

این پژوهش به دنبال بررسی رابطه­ی منبع کنترل و خودپنداره با تنش ادراک شده بر مادران کودکان درخودمانده بود. یافته­های پژوهش حاکی از آن بود که بین منبع کنترل درونی با تنش ادراک شده­ی این مادران، رابطه­ی معنی‌دار و مستقیم وجود دارد. یافته‌های پژوهش حاضر با نتایج پژوهش­های قبلی در این زمینه و نظریه­های موجود، هم­خوانی دارد (1،3،12).

تفاوت‌ میان منبع کنترل زنان و مردان به این صورت است که مردان دارای موضع کنترل بیرونی‌تری از زنان می‌باشند و زنان بیش از مردان موضع کنترل درونی دارند و علت این امر به خاطر تعامل اجتماعی کمتر زنان نسبت به مردان است. زیرا در جامعه­ی ما زنان نسبت به مردان در تعامل اجتماعی دارای محدودیت‌هایی هستند که مردان این محدودیت‌ها را ندارند (6).

جدول 3- ضرایب همبستگی نمرات منبع کنترل، خودپنداره و تنش ادراک شده در مادران کودکان درخودمانده

متغیر

نمره­ی منبع کنترل

نمره­ی خودپنداره

نمره­ی تنش ادراک شده

نمره­ی منبع کنترل

1

593/0

427/0-

سطح معنی‌داری

 

01/0

05/0

فراوانی نمونه

42

42

42

نمره­ی خودپنداره

593/0

1

796/0-

سطح معنی‌داری

01/0

 

01/0

فراوانی نمونه

42

42

42

نمره­ی تنش ادراک شده

427/0-

796/0-

1

سطح معنی‌داری

05/0

01/0

 

فراوانی نمونه

42

42

42

 

نتایج این تحقیقات با تحقیق حاضر هم­خوانی دارد زیرا در تحقیق حاضر که زنان به عنوان آزمودنی انتخاب شده بودند، بیشتر دارای مکان کنترل درونی­اند و اغلب آن‌ها خانه‌دار می­باشند، در نتیجه دارای تعامل اجتماعی کمتری ‌هستند. افرادی که از نظر موضع درونی کنترل، بالا می‌باشند احتمال کمتری دارد که مشکلات هیجانی داشته باشند. آن‌ها اضطراب، نشانه‌ی اختلال روان­پزشکی و افسردگی کمتری را تجربه کرده و در کنار آمدن با ناراحتی‌های روانی توانایی‌های بهتری دارند (12).

 

 

جدول 4- مقایسه­ی ضرایب همبستگی نمرات منبع کنترل، خودپنداره و تنش ادراک شده در مادران کودکان درخودمانده

 

متغیر

افراد دارای منبع کنترل درونی

افراد دارای منبع کنترل بیرونی

منبع کنترل

خودپنداره

تنش ادراک شده

منبع کنترل

خودپنداره

تنش ادراک شده

نمره­ی منبع کنترل

همبستگی پیرسون

1

557/0

391/0-

1

487/0

275/0-

سطح معنی‌داری

 

004/0

009/0

 

047/0

051/0

تعداد نمونه

25

25

25

17

17

17

نمره­ی خودپنداره

همبستگی پیرسون

557/0

1

728/0-

487/0

1

883/0-

سطح معنی‌داری

004/0

 

01/0

047/0

 

01/0

تعداد نمونه

25

25

25

17

17

17

نمره­ی تنش ادراک شده

همبستگی پیرسون

391/0-

728/0-

1

475/0-

883/0-

1

سطح معنی‌داری

009/0

01/0

 

051/0

01/0

 

تعداد نمونه

25

25

25

17

17

17

 

 

بنابراین چنان چه منابع تنش­زا قابل‌کنترل باشند، به نظر می‌رسد که افراد درونی در مقایسه با افراد بیرونی، در تعدیل اثرات منابع تنش­زا از وضعیت بهتری برخوردارند و تهدیدهای قریب‌الوقوع و تنش‌ها را زودتر از بیرونی‌ها ادراک نموده و برای تغییر شرایط تهدیدکننده به طور فعال‌تری کوشش می‌نمایند و این موضوع نیز با توجه به تحقیقات ارایه شده منطقی به نظر می‌رسد (12).

هم­چنین این پژوهش به دنبال بررسی رابطه­ی بین منبع کنترل بیرونی با تنش ادراک‌شده­ی مادران کودکان درخودمانده بود و یافته­های پژوهش حاکی از آن است که بین منبع کنترل بیرونی با تنش ادراک‌شده­ی این مادران، رابطه­ی معنی‌دار وجود ندارد. افراد دارای منبع کنترل بیرونی معتقدند رفتارها و توانایی‌های­شان تاثیری در تقویت‌هایی که دریافت می‌کنند، ندارند و اغلب ایشان ارزش کمی برای هر گونه تلاش در جهت بهبود شرایط خود قایل هستند (2). افراد دارای مکان کنترل بیرونی، فکر می‌کنند که دریافت تقویت آن‌ها، وابسته به مردم دیگر، تقدیر و یا شانس بوده و معتقدند که آن‌ها در برابر این نیروهای بیرونی ناتوان‌اند (1). بنابراین چنین افرادی آمادگی بیشتری دارند تا خودشان را با شرایط غیر قابل ‌کنترل وفق دهند. در نتیجه کمتر تنش‌ها را ادراک می­نمایند زیرا بیشتر اتفاقات را به محیط نسبت می­دهند. این موضوع با توجه به تحقیقات ارایه شده نیز منطقی به‌ نظر می‌رسد (1).

هم­چنین این پژوهش به دنبال بررسی رابطه­ی بین خودپنداره و تنش ادراک شده‌ی مادران کودکان درخودمانده بود و یافته­ها حاکی از آن است که بین خودپنداره و تنش ادراک شده‌ی این مادران، رابطه­ی مثبت و معنی‌دار وجود دارد. به نظر می‌رسد رابطه­ای بین مفهوم خود و پیشرفت تحصیلی وجود داشته باشد زیرا کودکانی که نسبت به خود، تصور مثبتی دارند معمولا مطالب را راحت‌تر فرا می‌گیرند و فعالیت‌های دشوار و ناخوش­آیند و موقعیت‌های ناآشنا تهدیدی برای آنان محسوب نمی‌شود. از سوی دیگر کودکانی که خود را دست کم می‌گیرند و تصور ضعیفی از خود دارند به دلیل ترس از یک ناکامی دیگر از انجام تکالیف می‌گریزند زیرا آن‌ها متقاعد شده‌اند که نمی‌توانند تکالیف خود را انجام دهند (16). بنا بر این هر چه افراد، خودپنداره­ی بهتری از خود داشته باشند کمتر دچار تنش شده و احساس بهتری خواهند داشت. با توجه به نتایج تحقیقات پیشین، وجود منبع کنترل درونی سبب درک بیشتر تنش­ها و تلاش بیشتر در جهت بهبود شرایط است که این مورد در افراد دارای منبع کنترل بیرونی صدق نمی­کند (3-1،16،12).

در مطالعه­ای در خصوص مقایسه­ی بین میزان تنش در مادران کودکان درخودمانده و مادران کودکان مبتلا به سندرم داون، میزان تنش مادران کودکان درخودمانده بیشتر بود (13). مادران کودکان درخودمانده با چالش­های فراوانی روبه­رو هستند و نسبت به مادران سایر کودکان با نیازهای ویژه، تنش بالاتری را تجربه می­کنند (9).

در واقع، تنش­زاترین عاملی که مادران کودکان درخودمانده، تجربه می­کنند پذیرش کم جامعه نسبت به رفتارهای درخودماندگی و شکست در گرفتن حمایت­های اجتماعی است (17). بر اساس برخی پژوهش­ها تنش از جمله مسایلی است که گریبان­گیر مادران کودکان درخودمانده است و شواهد قابل توجهی وجود دارد که سطح بالای تنش با تکلیف مراقبت از کودکان درخودمانده همراه است (18).

از جمله محدودیت­های این پژوهش عدم امکان کنترل شرکت­کنندگان از نظر سطح اقتصادی، فرهنگی، سن و تحصیلات به دلیل کمبود تعداد کودکان درخودمانده بود و همچنین به دلیل عدم همکاری پدران ، پژوهش حاضر را با همکاری مادران این کودکان به انجام رساندیم. لذا پیشنهاد می­شود پژوهش­هایی وسیع­تر در مورد مقایسه­ی منبع کنترل، خودپنداره و میزان تنش والدین کودکان عادی و درخودمانده در گستره­ی جغرافیای متفاوت انجام گیرد تا امکان کنترل شرکت­کنندگان به خصوص از لحاظ سن و تحصیلات وجود داشته باشد.

نتیجه­گیری

طبق نتایج پژوهش حاضر، خودپنداره نقش بسیار مهم‌تری از موضع کنترل در ادراک تنش‌ها دارد، زیرا این فکر و اندیشه­ی ما در مورد خود ماست که به ما می‌گوید دنیای اطراف خود و محیط‌مان را چگونه بنگریم و چگونه زندگی کنیم بنابراین افرادی که خودپنداره­ی مثبت دارند به نحو بهتر و موثرتری با وقایع زندگی کنار می‌آیند و بهتر می‌توانند در برابر مشکلات بایستند و تصمیمات معقول و منطقی در برابر پیشامدهای غیر قابل انتظار بگیرند. در نتیجه زندگی موفقیت‌آمیزتری را سپری خواهند کرد و دارای سلامت روانی مناسبی خواهند بود و این در مورد مادران کودکان   عقب­مانده­ی ذهنی بیشتر صدق می­کند زیرا در زندگی­شان وقایع غیر قابل پیش­بینی و مشکلات بیشتری را تجربه        می­کنند بنابراین داشتن خودپنداره­ی مثبت باعث شادی و استحکام بیشتر خانواده­شان خواهد شد.  



[1]Personality

[2]Social Psychology

[3]Inner Locus of Control

[4]External Locus of Control

[5]Anxiety

[6]Self Confidence

[7]Reinforcement

[8]Self-Concept 

[9]Stress

[10]Autism

[11]Developmental Disorder

[12]Test Anxiety

[13]Mark

[14]Discipline

[15]Rotter

[16]Internal-External

[17]Depression

[18]Correlation

[19]Perceived Stress Scale

[20]Beck Self-Concept Scale

1. Rotter GB. [Generalized expectancies for internal versus external control of reinforcement]. Psychol Monogr 1966; 80: 70-150.

2. Firs E, Trawl J, Timothy J. [Clinical psychology: Concepts, methods and practice].Fyrozbakht M , Bahari S. 4th ed. Tehran: Roshd; 2002: 150-220. (Persian)

3. Esmaelzade A. [Investigating control center of male and female in the condition stress]. MA. Dissertation. Rodehen: Islamic Azad University, 2008: 39-45. (Persian)

4. Maltz M. [Psychology of communication and control]. Zerehsaz J , Shamshiri B. 4th ed. Tehran: Chapkhosh; 2002: 202-50. (Persian)

5. Shamloo S. [Psychopathology]. 4th ed. Tehran: Mehr; 1984: 50-80. (Persian)

6. Ganji H. [Mental health]. 3th ed.Tehran: Arasbaran; 1996:90-135. (Persian)

7. Ross A. [Personality psychology]. Jamalfar S. 4th ed. Tehran: Besat; 1996: 157-210. (Persian)

8. Sadock BJ, Sadock VA. Synopsis of psychiatry.Rezaei F. 10th ed. Tehran: arjmand; 2007: 147-205.

9. Webster A, Feiler A, Webster V, Lovell C. Parental perspectives on early intensive intervention for children diagnosed with autistic spectrum disorder. Journal of early childhood research 2004; 2(1): 25-49.

10. Freeman BG. [Familiarity with the autism syndrome].Tabatabaei H. 2th ed .Tehran: Disabled Children A.P Organization; 1997: 170-260. (Persian)

11. Alizadeh S. Look at the troubles. Journal of scientific information 1992; 7: 56-80.

12. Benotsch EG, Christensen AJ, McKelvey L. Hostility: Social support; Newyork. 1996: 205-44. 

13. Blanch J, Rousaud A, Hautzinger M, Martínez E, Peri JM, Andrés S, et al. Assessment of the efficacy of a cognitive-behavioral group psychotherapy programme for HIV-infected patients referred to a consultation-liaison psychiatry department. Psychoter Psychosom 2002; 71(2): 77-84.

14. Sadi M. [Normalization of Byrz-Haryc self-concept test in male and female students of Kerman]. MA. Dissertation. Rodehen: Alzahra University, 1994: 60-80. (Persian)

15. Arastoyi Irani H. [Investigating the relationship between self-concept, sexuality and educational progress]. MA. Dissertation. Tehran: Alzahra University, College of psychology and education sciences, 2000: 59-60. (Persian)

16. Baron AB. Social psychology. 6th ed. U.S.A; 1991: 300-423.

17. Benderix Y, Nordstorn B, Sivberg B. Parents’ experience of having a child with autism and learning disabilities living a group. [Cited 2006]. Available from: URL; http://www.aut.sagepub.com

18. Duarte CS, Bordin IA, Yazigi L, Mooney J. Factor associated with stress in mothers of children with autism. Autism 2005; 9(4): 416-27.

معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد این مطالعه پس از تایید کمیته¬ی پژوهشی و با حمایت مالی معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده و با منافع نویسندگان ارتباطی نداشته است. از همکاری معاون پژوهشی و کارکنان آن حوزه و هم¬چنین مدیرکل و تمام کارکنان مرکز پزشکی قانونی استان خراسان رضوی و خصوصا مراکز معاینات پزشکی قانونی شهر مشهد سپاسگزاری می¬گردد