سطح هیجان ابراز شده، افسردگی و فشار روانی مراقب در همسران جانبازان بستری در بخش روان پزشکی و ارتباط آن با میزان بستری مجدد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مرکز تحقیقات روان پزشکی و علوم رفتاری، استادیار روان پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد

چکیده

پژوهش حاضر جهت بررسی سطح هیجان ابرازشده، افسردگی و فشار روانی مراقب در همسران جانبازان و ارتباط آنها با میزان بستری مجدد جانبازان انجام شده ‌است.
روش‌کار: این پژوهش مقطعی در سال 1387 بر روی 50 نفر از جانبازان بستری در بیمارستان روان‌پزشکی ابن‌سینا و همسران‌شان انجام شده است. تشخیص اختلال روان‌پزشکی جانبازان در ابتدای بستری بر اساس مصاحبه‌ی بالینی  نیمه ‌ساختار یافته و ملاک‌های طبقه
بندی آماری تشخیصی اختلالات روانی ویرایش چهارم تشخیص گذاشته و شدت بیماری توسط مقیاس تاثیر کلی بالینی ارزیابی شد. آزمون افسردگی بک، پرسش‌نامه‌ی فشار روانی خانواده و مقیاس سطح هیجان ابرازشده در همسران تکمیل شد. در پیگیری 6 ماهه، میزان بستری مجدد جانبازان بررسی شد. داده‌ها  توسط آزمون همبستگی، من‌ویتنی و تحلیل واریانس تحلیل گردید.
یافته‌ها: افسردگی خفیف در همسران به میزان 42% ، افسردگی متوسط 26%  و افسردگی شدید 8 % دیده شد. همچنین فشار روانی شدید در 52%  و هیجان ابراز شده‌ی بالا در 14% همسران دیده شد. میانگین تعداد بستری جانبازان در پیگیری 6 ماهه 28/1 ± 6/1 بار بود. میانگین فشار روانی خانواده در همسران 49/10 ± 31 بود. نمره‌ی افسردگی بک، فشار روانی، سطح هیجان ابراز شده و زیرگروه های آن در همسران با تعداد دفعات بستری جانبازان رابطه‌ی معنی‌داری نداشتند
(به ترتیب با Pمعادل 19/0، 92/0 و 67/0).
نتیجه‌گیری: سطح هیجان ابراز شده، افسردگی و فشار روانی همسران جانبازان با تعداد بستری مجدد جانبازان ارتباط آماری معنی‌داری ندارد
 

کلیدواژه‌ها


جنگ به عنوان یک عامل ایجاد آسیب
 روانی می­تواند منجر به عوارض ناگواری در زندگی انسان­ها شود. برخی از اختلالات روان
شناختی از جمله افسردگی هم در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه[1] (PTSD) و هم در بین اعضای خانواده­ی آنان و به ­ویژه در بین همسران­شان رایج است. در سال­های اخیر پژوهش
های زیادی نقش هیجان ابراز شده[2] (EE) را در عود اختلالات روان
پزشکی بررسی کرده
اند. هم
چنین می
توان انتظار داشت که مراقبت از یک بیمار مزمن که ممکن است اختلالات رفتاری جدی نیز داشته باشد باعث بروز فرسودگی مزمن در مراقبان وی گردد (3-1).

در تحقیقی که با عنوان بررسی بهداشت روان در جانبازان و همسران آنان در استان قم توسط بحرینیان و برهانی روی 250 جانباز و همسر جانباز انجام شد، آزمون بک میزان افسردگی جانبازان را 3/96 درصد و میزان افسردگی همسران­شان را 9/88 درصد نشان داده است (4).

در مطالعات مختلف، فرسودگی مراقب بیمار با نتایج روان
شناختی ضعیف
تر و کاهش کیفیت زندگی بیماران جسمی و روانی و عاقبت ضعیف جسمی و روان­شناختی برای مراقب همراه بوده است (10-5). پرلیک[3] اثرات فشار روانی مراقب را بر نتیجه­ی بالینی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ارزیابی کرد. ارتباط بین فشار روانی مراقب و پذیرش دارویی بیمار در پیگیری 7 ماهه و نتیجه­ی بالینی در پی
گیری 15 ماهه معنی
دار نبود (11). نویدیان، سالار، هاشمی
نیا و کیخایی مطالعه
ای با عنوان فرسودگی و خستگی روانی مراقبان خانوادگی بیماران روانی انجام دادند. نتایج این پژوهش نشان داد که از مجموع مراقبان، 4/26 درصد فرسودگی و خستگی روانی خفیف، 8/60 درصد فرسودگی و خستگی متوسط و 8/12 درصد فرسودگی و خستگی شدید دارند. مراقبان بیماران با طول مدت بیماری طولانی
تر و دفعات متعدد بستری در بیمارستان، بیشتر از سایرین فرسودگی و خستگی روانی داشتند ولی این تفاوت از نظر آماری معنی­دار نبود (12).

منطقی و دهقانی 109 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی را از نظر هیجان ابراز شده
ی خویشاوندان و عود بیماری (بستری مجدد) در طی 9 ماه مورد بررسی قرار داد و نتایج نشان دادند که میان هیجان ابراز شده
ی خویشاوندان و عود رابطه
ی معنی
داری در سطح 05/0>P وجود دارد و در بین مولفه
های EE نیز مولفه­ی مزاحمت و مداخله­گری دارای تفاوت معنی­دار می­باشد (به نقل از 13). باروکلو، گریگ و تاریر[4] میزان هیجان ابراز شده­ی خویشاوندان بیماران مبتلا به PTSD و ارتباط آن با نتیجه­ی بالینی بیماران را بررسی کردند. نتایج ارزیابی 6 و 12 ماه بعد نشان داد که میزان EE نتیجه­ی بالینی را پیش
بینی می
کند (14). ارزش پیش
گویی ­کننده
ی EE در عود سایر اختلالات روان
پزشکی نیز بررسی شده است. هولی، اورلی و تیسدال[5] مطالعه­ای در مورد بیماران افسرده­ی بستری انجام دادند. میزان عود 51 درصد و میزان بستری 18 درصد گزارش شد و میزان برخوردهای انتقادگرانه به طور معنی­داری با عود همراهی داشت (15). در مطالعات متعدد دیگری که به بررسی میزان EE در خویشاوندان بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی    پرداخته­اند، میزان خویشاوندان دارای EE بالا از 40 درصد  تا 87 درصد گزارش شده است (20-15).

لذا پژوهش حاضر به بررسی سطح هیجان ابراز شده، افسردگی و فرسودگی در همسران جانبازان و ارتباط آن با میزان بستری جانبازان می پردازد.

 

روش
کار

این پژوهش یک مطالعه
ی مقطعی می
باشد که 50 نفر از جانبازان بستری در بیمارستان روان
پزشکی ابن­سینای مشهد و همسران آنان را در سال 88-1387 مورد بررسی قرار می دهد. معیارهای ورود به مطالعه شامل موارد سن 25 تا 60 سال، سابقه­ی بستری در بیمارستان ابن
سینا، دریافت حداقل 10 درصد جانبازی اعصاب و روان از بنیاد جانبازان، گذراندن قسمت عمده
ی هفته (حداقل 5 روز) در منزل، بودند.

جانبازان مورد مطالعه با روش نمونه
گیری آسان (در دسترس) وارد طرح شده و در صورتی که دچار سایکوز یا اختلال شناختی جدی بودند از طرح خارج گردیدند. اختلالات روان
پزشکی در جانبازان طی مصاحبه توسط دو نفر روان
پزشک به­ طور جداگانه بر اساس بازنگری چهارمین ویرایش کتابچه
ی تشخیصی و درمانی اختلالات روانی[6] (DSM-IV-TR) ارزیابی و تشخیص­گذاری شد و شدت بیماری آنان در ابتدای بستری توسط مقیاس کلی بالینی[7] (CGI-S) تعیین شد. پس از توضیح کامل طرح به جانبازان و همسران­شان در صورت رضایت آنان به مشارکت در طرح پژوهشی، پرسش­نامه­ها به ترتیب زیر توسط روان
شناس همکار طرح تکمیل گردید. پرسش­نامه­ی جمعیت­شناختی شامل سن و میزان تحصیلات جانباز و همسرش، درصد جانبازی، تعداد فرزندان، میزان درآمد ماهیانه و مدت حضور در جبهه برای هر یک از جانبازان تکمیل گردید. میزان افسردگی همسران جانبازان  با آزمون افسردگی بک[8] (BDI) و میزان فرسودگی مراقب آنان با پرسش­نامه­ی فشار روانی خانواده[9] (FBIS) سنجیده شد. برای سنجش میزان هیجان ابراز شده­ی همسر جانباز، مقیاس سطح هیجان ابراز شده[10] (LEE) انجام شد. در طی مدت نمونه­گیری 50 نفر از جانبازان و همسران آنان مورد بررسی کامل قرارگرفتند. هر جانباز به مدت 6 ماه پس از ترخیص به صورت حضوری یا تلفنی پی
گیری شد. در صورت بستری مجدد، با بیمار مصاحبه می
گردید و تست CGI-S تکمیل می
شد. پس از پی
گیری 6 ماهه، نتایج آزمون
ها  و تعداد بستری هر جانباز جهت تحلیل آماری آماده گردید. برای مقایسه
ی شدت افسردگی، هیجان ابراز شده و فشار روانی همسران جانبازان در دو گروه جانبازان با و بدون بستری مجدد از آزمون من
ویتنی و برای سنجش ارتباط نمره­ی آزمون­های فشار روانی خانواده، افسردگی بک، هیجان ابراز شده و       زیرآزمون­های هیجان ابراز شده­ی همسران جانبازان با تعداد بستری مجدد جانبازان از آزمون همبستگی استفاده گردید. CGI: به
طور گسترده برای ارزیابی بالینی اختلال­های روان
پزشکی استفاده می
گردد. CGI دارای سه قسمت ارزیابی شدت بیماری، بهبودی کلی و پاسخ درمانی است که در هر قسمت جداگانه نمره­گذاری می­شود. دو قسمت اول بیشترین کاربرد را در جایگاه تحقیقاتی و بالینی دارد (21). 

LEE: برای تعیین سطح هیجان ابراز شده از آزمون ساخته­ی کول و کازاریان استفاده شد. این ابزار که برای اولین بار در ایران توسط دهقانی ترجمه و روایی درونی آن به روش آلفای کرونباخ تعیین گردیده است، ابزاری مدادی-کاغذی و شامل 60 ماده با پاسخ بلی- خیر و مطابق با ساختار هیجان ابراز شده است. در این آزمون علاوه بر نمرات چهار زیر­مقیاس، یک نمره­ی کل نیز به ­دست آمده و نمرات بالا مشخص­کننده­ی سطوح بالای هیجان ابراز شده می
باشند. نقاط برش آن به این صورت گزارش شده است: نمرات کمتر از 29 نشانگر هیجان ابراز شده­ی پایین، 29 تا 5/37، هیجان متوسط و بیش از 5/37 نشانگر هیجان ابراز شده­ی بالا می­باشد (13).

FBIS: این پرسش
نامه فشار روانی خانواده را در 8 زمینه ارزیابی می
کند که شامل ارتباط با فرد بیمار، امور مالی، فعالیت
های زندگی روزمره، نظارت، تاثیر بر نظم زندگی روزانه، نگرانی
های خانواده نسبت به بیمار، احساسات و هیجانات فرد مراقب نسبت به بیمار و برچسب
های اجتماعی می
باشند. هر یک از پرسش
ها به صورت شدید (=2)، متوسط (=1) یا بدون فشار (= صفر) نمره
گذاری می
شوند. بالاترین نمره 48 می­باشد و به این صورت تقسیم
بندی می
گردد: 16-0 کم، 32-17 متوسط، 48-32 شدید. ترجمه
ی آن توسط ربابه نوری قاسم
آبادی انجام شده است و به نقل از دکتر ملکوتی پایایی درونی فرم ایرانی آن 72/0 گزارش شده است (22). تکمیل این پرسش­نامه نیاز به 15 الی 30 دقیقه زمان بر حسب توان و وضعیت بیماران دارد (23).

 

BDI: در مجموع 21 نشانه در آن گنجانیده شده و از پاسخ
دهندگان خواسته می­شود که شدت این نشانه
ها را روی یک مقیاس از 0 تا 3 درجه­بندی کنند. یک تحلیل سطح بالا از کوشش
های مختلف برای تعیین همسانی درونی نشان داده است که ضرایب به دست آمده از 73/0 تا 92/0 با
میانگین 86/0 بوده است. در ایران  نیز گودرزی در گروهی  از

 دانشجویان دانشگاه شیراز ضریب همسانی درونی را برای این پرسش­نامه گزارش نموده و روایی آن را از طریق محاسبه­ی ضریب همبستگی آن مورد بررسی و تایید قرار داده است. نقطه­ی برش آن در ایران به این صورت می
باشد: 15-0 بدون علامت، 30-16 خفیف، 46-31 متوسط، 63-47 شدید (24).

 

نتایج

در این پژوهش 50 نفر از جانبازان بستری در بیمارستان       روان­پزشکی ابن­سینا و همسران­شان وارد مطالعه شدند. میزان هیجان ابراز شده، افسردگی و فشار روانی در همسران جانبازان ارزیابی و ارتباط آن با میزان بستری مجدد جانبازان در طول
6 ماه آینده بررسی گردید. توزیع فراوانی مطلق و نسبی مشخصات جمعیت­شناختی جانبازان بستری و همسران­شان در جدول (1) آمده است.

 

جدول1- توزیع مشخصات جمعیت­شناختی جانبازان بستری در بیمارستان ابن
سینا و همسران­شان

مشخصات

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف معیار

سن جانباز (سال)

34

56

70/43

63/4

سن همسر (سال)

25

55

18/40

80/5

درصد جانبازی

10

70

50/20

63/13

تعداد فرزندان

1

8

40/3

59/1

حضور در جبهه (ماه)

3

73

60/23

59/16

 

اکثر جانبازان (44%) و همسران­شان (36%) سطح تحصیلات در حد سیکل داشتند و میزان درآمد ماهیانه 42 درصد از جانبازان کمتر از 2 میلیون ریال بود.

توزیع فراوانی مطلق و نسبی میانگین و انحراف معیار آزمون
های CGI-S, LEE, FBIS ,BDI و زیرآزمون­های LEE در همسران جانبازان بستری در بیمارستان ابن­سینا در جدول (2) نشان داده شده است.

جهت انجام تحلیل آماری دقیق­تر، جانبازان بر اساس تشخیص اختلال روان­پزشکی در 4 دسته­ی تشخیصی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) (28%)، اختلال استرس پس از سانحه به همراه  اختلال افسردگی اساسی[11] (PTSD+MDD) (22%)،

جدول 2- توزیع فراوانی مطلق و نسبی، میانگین و انحراف معیار آزمون
های فشار روانی خانواده، افسردگی بک، هیجان ابراز شده و زیرآزمون
های هیجان ابراز شده در همسران و مقیاس تاثیر کلی بالینی جانبازان بستری در بیمارستان ابن­سینا

آزمون

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف معیار

فشار روانی خانواده

افسردگی بک

7

0

48

59

00/31

60/24

49/10

26/14

هیجان ابراز شده

2

52

48/19

73/13

مزاحمت­ و مداخله­گری

2

12

62/6

20/3

پاسخ هیجانی

0

14

24/5

20/4

نگرش منفی

0

14

44/3

48/3

تحمل پایین/ انتظار بالا

0

14

18/4

14/4

مقیاس تاثیر کلی بالینی

1

6

60/4

10/1

 

 

اختلال خلقی دوقطبی[12] (BMD) (20%) و سایر تشخیص­ها (30%) قرار گرفتند. جانبازان مورد پژوهش به مدت 6 ماه پس از ترخیص پیگیری و تعداد بستری آن
ها در طول مدت پیگیری ثبت گردید. حداقل تعداد بستری مجدد صفر و حداکثر آن 7 نوبت در طی6 ماه بود.

میانگین تعداد بستری 28/1±6/1 مرتبه بود. شدت افسردگی، هیجان ابراز شده و فشار روانی همسران جانبازان در دو گروه با و بدون بستری مجدد در جدول (3) آمده است. طبق آزمون من­ویتنی بین این دو گروه تفاوت معنی
داری دیده نشد.

 

جدول 3-  شدت افسردگی، هیجان ابراز شده و فشار روانی همسران جانبازان در دو گروه جانبازان با و بدون بستری مجدد

متغیر

بستری مجدد

کل

آمار

-

+

افسردگی

 

بی علامت

6(12)

6 (12)

12 (24)

 

خفیف

17(34)

4 (8)

21 (42)

08/0=P

متوسط

7 (14)

6 (12)

13 (26)

62/6=z

شدید

1 (2)

3 (6)

4 (8)

 

 

 

 

 

 

 

 هیجان ابراز شده

پایین

24(48)

13(26)

37 (74)

52/0=P

27/1=z

متوسط

4 (8)

2 (4)

6 (12)

بالا

3 (6)

4 (8)

7 (14)

 

 

 

 

 

 

فشار روانی

کم

2 (4)

4 (8)

6 (12)

08/0=P

89/4=z

متوسط

15(30)

3 (6)

18 (36)

شدید

14(28)

12(24)

26 (52)

 

جدول 4- ضریب همبستگی نمره­ی آزمون­های فشار روانی خانواده، افسردگی بک، هیجان ابراز شده و زیرآزمون
های هیجان ابراز شده­ی همسران جانبازان با تعداد بستری مجدد جانبازان به تفکیک تشخیص

تشخیص

PTSD

PTSD+ MDD

BMD

    سایر تشخیص ها

            کل

آزمون

همبستگی

آماره

همبستگی

آماره

همبستگی

آماره

همبستگی

آماره

همبستگی

آماره

فشار روانی

32/0

26/0

41/0-

20/0

19/0-

59/0

38/0-

15/0

005/0-

97/0

افسردگی

28/0

31/0

11/0-

73/0

38/0-

26/0

41/0

12/0

27/0

58/0

هیجان ابراز شده

18/0-

53/0

18/0

58/0

44/0-

19/0

27/0

31/0

03/0

79/0

مزاحمت و مداخله گری

20/0-

48/0

63/0

03/0

41/0-

23/0

10/0

71/0

04/0

74/0

پاسخ هیجانی

01/0-

96/0

05/0-

88/0

40/0-

24/0

23/0

40/0

68/0

63/0

نگرش منفی

20/0-

47/0

11/0-

74/0

38/0-

26/0

53/0

04/0

11/0

44/0

تحمل پایین/انتظار بالا

26/0-

35/0

01/0

97/0

42/0-

21/0

10/0

70/0

07/0-

59/0

اختلال استرس پس از سانحه= PTSD ، اختلال افسردگی اساسی= MDD، اختلال خلقی دو قطبی=BMD  ، تحلیل آماری=آماره

 

 

در جدول (4) ضریب همبستگی نمره­ی آزمون
های LEE، BDI، FBIS و زیر­آزمون­های LEE در همسران جانبازان با تعداد بستری جانباز به تفکیک انواع تشخیص نشان داده شده است. در گروه تشخیصی PTSD+MDD، زیرآزمون مزاحمت و مداخله
گری در همسران جانبازان با تعداد بستری جانبازان مرتبط و از نظر آماری معنی
دار گزارش گردید (03/0=P). در گروه سایر تشخیص
ها، با افزایش میزان نگرش منفی نسبت به بیماری، تعداد بستری جانبازان به صورت معنی
داری افزایش می­یافت (04/0=P).

 

بحث و نتیجه­گیری

میانگین تعداد بستری جانبازان در مدت 6 ماه پی
گیری 28/1±6/1 مرتبه بود. هم
چنین نتایج حاکی از آن بود که 42 درصد از همسران دارای علایم افسردگی خفیف، 26 درصد افسردگی متوسط و 8 درصد دارای افسردگی شدید می
باشند. میانگین آزمون FBIS در همسران جانبازان 49/10±00/31 بود، 52 درصد فشار روانی شدید و 14 درصد هیجان ابراز شده­ی بالا داشتند. میانگین آزمون
های LEE، BDI، FBIS و زیر­آزمون
های LEE در همسران جانبازان با تعداد بستری جانبازان ارتباط آماری معنی
داری نداشت (به ترتیب 67/0=P، 19/0=P و 092/0=P).

در تحقیق بحرینیان و برهانی مشابه مطالعه
ی حاضر، میزان افسردگی همسران جانبازان با آزمون BDI سنجیده شد و 9/88% از آن­ها علایم افسردگی داشتند (60% خفیف، 2/12% متوسط و 7/16% شدید). در این بررسی در مجموع 76% از همسران جانبازان افسرده بودند (42% خفیف، 26% متوسط و 8% شدید) که با نتایج مطالعه
ی بحرینیان مطابقت دارد (4).

هم
چنین نتایج مطالعات جوردن، سولومون، وایس­من[13] و همکاران ایشان که میزان افسردگی و اختلالات روان­شناختی بیشتری را در همسران افراد مبتلا بهPTSD  ناشی از جنگ گزارش کرده
اند، با مطالعه
ی ما همسو می
باشد (1،25،26). در مطالعه
ی ما میزان افسردگی همسران با میزان بستری مجدد جانبازان مرتبط نبود. در جستجوی انجام شده در منابع اینترنتی مطالعه
ای که میزان افسردگی همسران جانبازان را با میزان بستری جانبازان مقایسه نماید، یافت نگردید ولی می
توان گفت که میزان افسردگی همسران بیش از آن
که با تعداد بستری مجدد جانبازان مرتبط باشد، به علت جانباز شدن شوهر می­باشد که زمینه
ی ایجاد افسردگی را در همسر وی پدید آورده است و یا این
که وجود علایمی مثل اضطراب، عدم تحمل ناکامی، میزان حمایت
های اجتماعی پایین و ... در بستری مجدد نقش داشته است که در مطالعه
ی حاضر  به آن پرداخته نشده است.

در مطالعه­ی ما میانگین آزمون FBIS در کل همسران جانبازان مورد بررسی 49/10±00/31 بود (یک
بار بستری 70/8±77/30 و بیش از یک
بار بستری 55/13±41/30). نتایج نشان داد همسران جانبازانی که بستری مجدد نداشتند با همسران جانبازانی که بیشتر از یک بار بستری شدند از نظر

 

میزان فشار روانی تفاوت معنی
داری ندارند. هم
چنین 52% از کل همسران جانبازان مورد مطالعه فشار روانی شدیدی را تحمل می­کردند. مطالعه
ی مشابهی که میزان فشار روانی را در همسران جانبازان بررسی نموده باشد تاکنون در کشور انجام نشده ولی می
توان به پژوهشی که توسط ملکوتی و همکاران در مورد فشار روانی مراقبان بیماران مزمن روانی انجام شده و از تست FBIS استفاده گردیده است، استناد نمود (22).

در مطالعه
ی ایشان 4/2±1/24 درصد مراقبان بیماران مزمن روانی دچار فشار روانی شدید بودند. تفاوتی را که در نتیجه
ی این پژوهش با مطالعه
ی حاضر دیده می
شود می
توان ناشی از متفاوت بودن نمونه
های مورد پژوهش دانست.

در مطالعه
ی ملکوتی 9/58 درصد مراقبان را زنان با میانگین سنی 12/39 سال و 1/41 درصد را مردان با میانگین سنی 5/42 سال تشکیل می
دادند و بیشترین تعداد مراقبان، از گروه مادران بودند ولی در مطالعه
ی ما همه
ی مراقبان زن بوده و همگی آنان نقش همسری داشتند. بنا بر مطالعات مختلف، زنان بیشتر از مردان دچار تنش و فشار روانی به
هنگام مراقبت می
شوند زیرا از طرفی اغلب به
عنوان مراقبان اولیه هستند، از طرف دیگر وجود فرزندان، موقعیت اجتماعی و نوع فشارها و تنش
های زنان باعث می
شود که میزان فرسودگی و خستگی در آن
ها نسبت به مردان بیشتر باشد (27).

بیکر[14] معتقد است انجام امور مربوط به زندگی، شغل و نیز داشتن نقش
های متعدد (همسری، والدینی و ... ) باعث افزایش میزان فشار و خستگی در مراقب می
گردد (28). در تحقیق نویدیان، سالار، هاشمی
نیا و کیخایی، مراقبان بیمارانی که طول مدت بیماری آنان طولانی
تر و به دفعات متعدد در بیمارستان بستری شده بودند،  بیشتر از سایرین فشار و خستگی روانی داشتند ولی این تفاوت از نظر آماری معنی
دار نبود که با نتایج مطالعه
ی ما هماهنگ می
باشد (12).

همان
گونه که در نتایج ذکر گردید 14 درصد از همسران جانبازان مورد مطالعه EE بالا داشتند و از نظر میزان هیجان ابراز شده و زیرآزمون
های آن در دو گروه همسران جانبازان با یک
بار بستری و بیش از یک
بار بستری اختلاف آماری معنی
داری یافت نشد. در مطالعه
ی تاریر و همکاران تقریبا نیمی از خویشاوندان بیماران مبتلا به PTSD به عنوان گروه با EE بالا شناخته شدند (51%) و هیچ
یک از متغیرهای مرتبط با بیمار، تروما، ‌درمان و یا خویشاوند به
جز اظهار­نظرهای انتقادی و خصومت، نتیجه
ی بالینی را پیش
بینی نمی
کرد (29).

هم­چنین در پژوهش دهقانی بین هیجان ابراز شده
ی خویشاوندان و عود اسکیزوفرنی رابطه
ی معنی
داری وجود داشت. در بین مولفه
های EE نیز مولفه
ی مزاحمت و مداخله
گری دارای تفاوت معنی
دار بود (13).

نتایج کلی این دو مطالعه با نتایج مطالعه
ی ما متفاوت است که می
تواند به دلیل تفاوت تشخیص بیماران مورد بررسی باشد. اما در مطالعه
ی ما در گروه تشخیصی PTSD+MDD، رابطه­ی زیر­آزمون مزاحمت و مداخله
گری در همسران جانبازان با تعداد بستری جانبازان از نظر آماری معنی
دار گزارش گردید. همان
گونه که در مطالعه
ی دهقانی مولفه
ی مزاحمت و مداخله
گری دارای تفاوت معنی
دار بود (13). نتیجه
ی مطالعه
ی واقن و لفت[15] نشان داد که EE، میزان عود را در بیماران مبتلا به افسردگی تک­قطبی پیش
گویی می
کند (67% عود در گروه EE بالا در مقایسه با 22% در گروه EE پایین) (30). در مطالعه
ی ما نیز با اضافه شدن تشخیص MDD به PTSD مولفه
ی مزاحمت و مداخله
گری در تعداد بستری جانبازان
موثر می
گردد.

همان
گونه که در مطالعه
ی هولی، اورلی و تیسدال در مورد بیماران افسرده میزان عود 51 درصد و میزان بستری 18 درصد گزارش شد و میزان برخوردهای انتقادگرانه به طور معنی
داری با عود همراهی داشت (15). در مطالعه
ی اوکاشا[16] و همکاران، همراهی بین EE و عود در افسردگی تایید شد (31). گرچه در این مطالعه، میزان انتقادگری عود را پیش
بینی نمی
کرد که البته عواملی هم
چون تفاوت
های فرهنگی و نوع روش این مطالعه می
تواند این شکست را توجیه کند؛ زیرا آن­ها هم بیماران افسرده
ی تک قطبی و هم دو­قطبی را وارد مطالعه کرده بودند در حالی که در مطالعات قبلی نمونه
گیری به بیماران افسرده تک قطبی محدود شده بود (32). در مطالعه
ی کرون­مولر و همکاران EE همسران ارزیابی ولی به عنوان عامل پیش
بینی­کننده
ی نتیجه
ی افسردگی اثبات نشد (33).

در بین مطالعات مختلف، هی
هورست و همکاران و فیدلر و همکاران  هیچ
کدام نتوانستند نتیجه را بر اساس سطح EE پیش
بینی کنند (19،18)، همان
طور که در مطالعه
ی ما میزان LEE به صورت کلی میزان عود افسردگی را پیش
بینی نمی
کرد. علت این پدیده را می
توان چنین بیان نمود که انتقادگری می
تواند نتیجه
ی ادامه
ی علایم افسردگی باشد.‌ به عبارت دیگر یکی از عوارض شدت بیماری است تا این
که به
عنوان علت آن مطرح باشد.

در مطالعه
ی باروکلو، گریگ و تاریر میزان هیجان ابراز شده
ی خویشاوندان بیماران مبتلا به PTSD و ارتباط آن با نتیجه
ی بالینی بیماران بررسی شد. نتایج ارزیابی 6 و 12 ماه بعد نشان داد که میزان EE نتیجه
ی بالینی را پیش
بینی می
کند (14). این نتیجه با نتایج ما متفاوت است زیرا گذشت زمان طولانی از جنگ و نیز وجود منافعی که با درصد جانبازی بیشتر کسب می
شود، سبب شده است که برخی جانبازان، علایم بیماری خود را بیش از آن چه هست نشان دهند و ماهیت اختلال PTSD آنان از نمونه
های سایر مطالعات متفاوت باشد. لذا با وجود این
که در تشخیص PTSD نمونه
های مورد مطالعه
ی ما نهایت دقت به عمل آمد لیکن به طور دقیق قابل مقایسه با مطالعات خارج از کشور از جمله مطالعه
ی باروکلو، گریگ و تاریر نبوده و نتایج متفاوت می
نماید.

این مطالعه نخستین مطالعه
در ایران است که به بررسی متغیرهای متعدد از جمله هیجان ابراز شده و فشار روانی همسران جانبازان اعصاب و روان پرداخته و ارتباط آن با عود و بستری مجدد جانبازان در دسته
های تشخیصی مختلف را سنجیده است. یکی از محدودیت­های مطالعه، ارتباط منافع بستری و میزان درصد جانبازی با امتیازات دریافتی از سوی بنیاد جانبازان است که سبب می­گردد علایم ابراز شده توسط جانبازان از قابلیت اعتماد کمتری برخوردار باشد و این امر ممکن است روی نتایج مطالعه تاثیر گذاشته باشد. محدودیت دیگر مطالعه سطح تحصیلات پایین اکثر جانبازان و به خصوص همسران­شان بود که انجام آزمون­های مطالعه را با دشواری زیادی رو­به­رو می­ساخت.

پیشنهاد می­گردد مطالعاتی با طول مدت پیگیری بیشتر و تعداد نمونهی افزونتر انجام گردد تا نتایج بهتر و دقیقتری به دنبال داشته باشد. همچنین کنترل سایر متغیرهای مداخلهگر مثل اختلالات اضطرابی و نیز بررسی حمایت اجتماعی در نمونههای مورد پژوهش و انجام مصاحبهی تشخیصی تکمیلی در همسران جانبازان میتواند مفید باشد



[1] Post Traumatic Stress Disorder

[2] Expressed Emotion

[3] Perlick

[4]Barrowclough, Gregg and Tarrier

[5]Hooley, Orley and Teasdale

[6]Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders- 4th edition-Text Revision

[7]Clinical Global Impression

[8]Beck Depression Inventory

[9]Family Burden Interview Scale

[10]The Level of Expressed Emotion

 

[11] Major Depressive Disorder

 

[12]Bipolar Mood Disorder (BMD)

[13]Jordan, Solomon and Waysman

[14]Baker

 

[15]Vaughn and Left

[16]Okasha

 

  1. Jordan BK, Marmar CR, Fairbank JA, Schlenger WE, Hough RL, Weiss DS. Problems in families of Vietnam veterans with posttraumatic stress disorder. J Consult Clin Psychol 1992; 60: 916-26.
  2. Kulka RA, Schlenger WE, Fairbank JA, Hough RL, Jordan BK, Marmar CR, et al. Trauma and the Vietnam War generation: Report on the findings from the National Vietnam Veterans Readjustment study. New York: Brunner/Mazel; 1990: 124-6.
  3. Verbosky SJ, Ryan DA. Female partners of Vietnam veterans: Stress by proximity. Issue Ment Health Nurs 1988; 9: 95-104.
  4. Bahreynian A, Borhani H. [Psychologic evaluation in the Qom combat veteran's wives]. Journal of research in medicine 2004; 27(4): 305-12. (Persian)
  5. Draper BM, Poulos CJ, Colc AM, Poulos RG, Ehrlich R. A comparison of caregivers for elderly stroke and dementia victims. J Am Geriatr Soc 1992; 40: 896-901.
  6. Beckham JC, Burker EJ, Rice JR, Talton SL. Patient predictors of caregiver burden, optimism and pessimism in rheumatoid arthritis. Behav Med 1995; 20: 171-8.
  7. Loukissa DA. Family burden in chronic mental illness: A review of research studies. J Adv Nurs 1995; 21: 248-55.
  8. Beckham JC, Lytle BL, Feldman ME. Caregiver burden in partners of Vietnam War veterans with posttraumatic stress disorder. J Consult Clin Psychol 1996; 64: 1068-72.
  9. Schulz R, Newsom J, Mittelmark M, Burton L, Hirsch C, Jackson S. Health effects of caregiving. The caregiver health effects study: An ancillary study of the cardiovascular health study. Ann Behav Med 1997; 19: 110-6.
  10.  Vitaliano PP, Schulz R, Kiecolt-Glaser J, Grant I. Research on physiological and physical concomitants of caregiving: Where do we go from here? Ann Behav Med 1997; 19: 117-23.
  11.  Perlick A. Impact of family burden and affective response on clinical outcome among patients with bipolar disorder. J Psychiatr Serv 2004; 55(9): 1029-35.
  12.  Navidian A, Salar A, Hasheminia A, Keikhaei A. [The burden of caregivers of chronic mental patients]. Journal of Babul University of Medical Sciences 2002; 12: 33-8. (Persian)
  13.  Dehghani SH. [Expressed emotion and sexuality]. Journal of fundamentals of mental health 2003; 6(19): 84-91. (Persian)
  14.  Barrowclough Ch, Gregg L, Tarrier N. Expressed emotion and causal attributions in relatives of post-traumatic stress disorder patients. Behav Res Ther 2008; 46: 207-18.
  15.  Hooley JM, Orley J, Teasdale JD. Levels of expressed emotion and relapse in depressed patients. Br J Psychiatry 1986; 148: 642-7.
  16.  Hinrichsen GA, Pollack S. Expressed emotion and the course of late-life depression. J Abnorm Psychol 1997; 106: 336-40.
  17.  Hooley JM, Teasdale JD. Predictors of relapse in unipolar depressives: Expressed emotion, marital distress and perceived criticism. J Abnorm Psychol 1989; 98: 229-35.
  18.  Hayhurst H, Cooper Z, Paykel ES, Vearnals S, Ramana R. Expressed emotion and depression. Br J Psychiatry 1997; 171: 439-43.
  19.  Fiedler P, Backenstrass M, Kronmuller KT, Mundt Ch. [Expressed emotion (EE), Ehequalita¨ t und das Ru¨ckfallrisiko depressiver patienten]. Nervenarzt 1998; 69: 600-8. (German)
  20.  Backenstrass M, Fiedler P, Kronmuller KT, Reck C, Mundt Ch. [Expressed emotions (EE) und eheliche interaktion: Eine prospektive studie mit depressiven patientenund ihren partner]. Psychotherapie 2000; 5: 92-9. (German)
  21.  Joan B, Steven D. The clinical global impression scale: Applying a research tool in clinical practice. Psychiatry 2007; 7: 7.
  22.  Malakouti K, Noori R, Naghavi M, Ahmadi Abhari A, Nasr M, Afghah S, et al. [The burden of caregivers of chronic mental patients and their needs to care and therapeutic services]. Journal of family research 2003; 6(2): 277-87. (Persian)
  23.  Pai SH, Kapur RL. The burden on the family of a psychiatric patient: Development of an interview Schedule. Br J Psychiatry 1981; 138: 332-5.
  24.  Gudarzi M. [Psychometric properties of the Beck depression inventory in students of Shiraz University]. Journal of Shiraz University of Sociology 2001; 32: 25-34. (Persian)
  25.  Solomon Z, Waysman M, Levy G, Fried B, Mikulincer M, Benbenishty R, et al. From front line to home front: A study of secondary traumatization. Fam Proc 1992; 31: 289-302.
  26.  Waysman M, Mikulincer M, Solomon Z, Weisenberg M. Secondary traumatization among wives of PTSD combat veterans: A family typology. J Fam Psychol 1993; 7(1): 104-18.
  27.  Maurin Judith T, Barmann Boyd C. Burden of mental illness on the family: A critical review. Arch Psychiatr Nurs 1990; 4(2): 99-107.
  28.  Baker S. The relationship of self-care agency and self care actions to caregiver strain as perceived by female family caregivers of elderly parents. J N Y State Nurs Assoc 1997; 28(1): 7-11.
  29. Tarrier N, Sommerfield C, Pilgram H. Relatives’ expressed emotion and PTSD treatment outcome. Psychol Med 1999; 29: 801-11.
  30.  Vaughn C, Left J. The measurement of expressed emotion in the families of psychiatric patients. Br J Soc Clin Psychol 1976; 15: 157-65.
  31.  Okasha A, Akabawi AS, Synder KS, Wilson AK, Youssef I, Dawla AS. Expressed emotion, perceived criticism and relapse in depression: A replication in an Egyptian community. Am J Psychiatry 1994; 51: 1001-5.
  32.  Hooley JM, Miklowitz DJ. Expressed emotion and depression in Egypt. Am J Psychiatry 1995; 152: 1240-6.
  33.  Kronmuller K. Expressed emotion, perceived criticism and 10-year outcome of depression. Psychiatr Res 2008; 159: 50-5.