هم ابتلایی افسردگی با زیرگروه های اختلال وسواسی جبری در نمونه های غیربالینی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه روان شناسی، دانشگاه پیام نور استان آذربایجان شرقی

چکیده

افسردگی از شایع‌ترین اختلالات همراه با اختلال وسواسی‌ جبری است. پژوهش حاضر به منظور بررسی همراهی این دو اختلال با توجه به انواع فرعی اختلال وسواسی ‌جبری در  نمونه‌های غیربالینی انجام شد.
روش‌کار: دراین پژوهش همبستگی، 409 نفر (182 مرد و 227 زن) از دانشجویان دانشگاه‌های پیام‌نور تبریز، سراب و اردبیل در سال تحصیلی
 88-1387 به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و به پرسش‌نامه‌ی‌ افسردگی بک و مقیاس وسواس پادوا پاسخ دادند. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس  یک‌طرفه و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند.
یافته‌ها: وسواس‌های عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی (27/162=F، 0001/0P<)، نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی (01/116=F، 0001/0P<) و آلودگی (61/89=F، 0001/0P<) بیشترین همراهی را با افسردگی داشتند، در حالی که میزان افسردگی در نوع وارسی کمتر از سایر انواع وسواس بود.
نتیجه‌گیری: وسواس‌های فکری همراهی بیشتری با اختلال افسردگی داشته و شاید به همین دلیل در مقایسه با وسواس‌های عملی بهره‌ی کمتری از درمان‌های موجود می‌برند.
 

کلیدواژه‌ها


براساس بیشتر مطالعات صورت گرفته بر روی اختلال وسواسی­جبری، این اختلال با بسیاری از اختلال­های روانی دیگر رابطه دارد. تاکنون پژوهش
ها، رابطه
ی بین اختلال وسواسی­جبری با اختلال­های افسردگی اساسی[1]، اضطراب منتشر[2]، دوقطبی[3]، تیک[4]، بیش
فعالی­تکانشگری[5] ، خوردن[6]، اوتیسم[7]، اسکیزوفرنی[8] و اسکیزوتایپی[9] را نشان داده
اند (9-1). هم­ابتلایی
های روان
پزشکی می
تواند سبب وخیم
تر شدن سیر اختلال گردد، افسردگی ازجمله شایع‌ترین اختلال­هایی است که با اختلال وسواسی
جبری هم
پوشی دارد (10). از نظر تاریخی نیز افکار و اعمال وسواسی که نخستین بار در منابع پزشکی اوایل قرن نوزدهم توصیف شدند، تظاهر غیرعادی ملانکولی[10] تصور می
شدند (11). بنا بر این، ‌این افراد بیش از دیگران گرایش به افسردگی دارند و طبق تحقیق­های صورت گرفته، خلق افسرده نه تنها به ازدیاد و تشدید افکار ناخواسته منتهی می‌شود، بلکه سبب افزایش ناراحتی ناشی از این افکار نیز می
گردد (12). تقریبا دو سوم مبتلایان به وسواس از علایم افسردگی نیز رنج می
برند (13). اکثر محققان معتقدند از نظر علایم، بین این دو به
ویژه از نظر احساس گناه، اضطراب، تردید درباره
ی خویشتن و پایین بودن عزت
نفس هم
پوشانی
هایی وجود دارد. برخی نیز از احساس مسئولیت شدید و کمال
گرایی در وسواس بحث می
کنند که از ویژگی
های افسردگی نیز به
شمار می
آید. هم
چنین نشان داده شده است که بعضی از ناکارآمدی‌
های اجرایی[11] که هنگام اجرای آزمون
ها در بیماران وسواسی دیده می‌شود، حاصل هم
زمانی نشانه
‌های افسردگی با این اختلال است (14،15). اخیرا محققین پیشنهاد کرده
اند اختلال وسواسی
جبری ماهیت ناهمگن دارد و می
تواند به انواع فرعی همگن تقسیم شود. اساس طبقه
بندی، برگرفته از دیدگاه نشانه
شناسی با استفاده از تحلیل عاملی و نیز تا حدودی هم براساس یافته
های
عصب روان
شناختی می
باشد و بررسی میزان پاسخ به درمان یکی از انگیزه
های اصلی در شناسایی انواع فرعی این اختلال بوده است (4). یکی از ابزارهای استفاده شده برای شناسایی عامل
های فرعی موجود در اختلال وسواسی
جبری توسط ساناویو[12] تحت عنوان پرسش
نامه
ی پادوا[13] ساخته شده است. این مقیاس اختلال وسواسی جبری را براساس چهار عامل به چهار گروه فرعی در نمونه
های بالینی و غیربالینی تقسیم می
کند. انواع فرعی مذکور عبارت­اند از:
عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی[14]، وارسی[15]، تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی[16] و
آلودگی[17] (16).

در واقع در سطح بیماری­شناختی، مبتلایان به اختلال وسواسی
جبری از نظر افسردگی نمرات بالایی دارند (17،18). استفاده از نمونه
های بالینی با این
که می
تواند منجر به دانش
افزایی در سطح بیماری­شناختی گردد، ولی اعتبار نتایج حاصل از آن
ها با مشکلاتی نیز همراه است.

مزیت استفاده از نمونه
های غیربالینی اجتناب از ابهام­های بالقوه
ای است که در کار با بیماران بالینی وجود دارد (مانند اثرات ناشی از دارو و موسسه
ای شدن).  بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است تا کیفیت این رابطه را در نمونه
های غیربالینی و براساس انواع فرعی ویژگی
های وسواسی
جبری مورد پژوهش قرار دهد. دست­یابی به اهداف پژوهش می
تواند به
طور مستقیم وضوح بیشتری به رابطه
ی احتمالی افسردگی و اختلال وسواسی
جبری با در نظر گرفتن انواع فرعی آن ببخشد.

روش
کار

این پژوهش در یک زمینه
ی علی مقایسه
ای و همبستگی انجام شده است و جلسه
ی آماری آن شامل دانشجویان دختر و پسر مشغول به تحصیل در دوره
های کارشناسی دانشگاه
های پیام
نور تبریز، سراب و اردبیل در سال تحصیلی 88-1387 بود. از این جامعه
ی آماری 409 نفر به روش نمونه
گیری تصادفی خوشه
ای براساس جدول نمونه
گیری مورگان انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. پس از انتخاب نمونه
ها پرسش
نامه
ی افسردگی بک[18] و پادوا در اختیار آن
ها قرار داده شد. به منظور رعایت اخلاق پژوهشی، به
صورت شفاهی (قبل از اجرا) و کتبی (بالای پرسش
نامه) خاطر نشان گردید که اطلاعات درخواستی در این پرسش
نامه
ها، صرفا به
منظور اهداف پژوهشی است و نیازی به ذکر نام و نام
خانوادگی و دیگر مشخصات خصوصی به
 جز سن، جنسیت و وضعیت تاهل نمی
باشد. معیار
های ورود به مطالعه شامل شرکت داوطلبانه و دانشجو بودن می­شد و معیار
های خروج نیز شامل سابقه
ی بستری در مراکز روان
پزشکی و یا مراجعه به روان­پزشک به
دلیل اختلالات روانی بود.

داده
ها با استفاده از روش تحلیل واریانس یک
طرفه و رگرسیون چند متغیری گام­به­گام و در نرم­افزار SPSS نسخه
ی 15 تحلیل شدند. ابزارهای اندازه
گیری عبارت بودند از:

پرسش
نامه
ی‌ افسردگی بک:
این پرسش
نامه، یک پرسش
نامه
ی‌ خودگزارشی شامل 21 عبارت است که به
منظور اندازه
گیری شدت افسردگی توسط بک ساخته شده است و هر عبارت بازتاب یکی از علایم افسردگی است که براساس 4 پاسخ درجه­بندی شده است. دامنه
ی‌ نمرات از 0 تا 63 متغیر می‌باشد و نمرات بالاتر نشانه‌ی افسردگی شدیدتر هستند. در فرهنگ سازنده‌
ی آزمون، روایی هم
زمان این پرسش
نامه 79/0 و پایایی بازآزمایی آن 67/0 گزارش شده است (19).  در ایران پایایی این پرسش
نامه، از طریق محاسبه‌
ی ضریب همسانی درونی برحسب آلفای کرونباخ 84/0 و ضریب همبستگی با استفاده از روش تنصیف (براساس سئوال­های زوج و فرد)70/0=r گزارش شده است (20).

 گودرزی روایی پرسش
نامه
ی‌ افسردگی بک را همان روایی به‌دست آمده توسط حجت، شاپور و مهریار در فرم 13 سئوالی می‌داند. وی معتقد است که بین ساختار ترجمه
ی 13 سئوال مشابه در پرسش
نامه
ی 21 سئوالی با سئوال­های پرسش
نامه
ی 13 سئوالی، فقط تفاوت مختصری در ترجمه وجود داردکه به نظر نمی
رسد در روایی تاثیر بگذارد و به همین دلیل قضاوت در مورد روایی 13 سئوال مذکور را به داده
های حجت، شاپور و مهریار، استناد داده است. روایی 8 سئوال باقی مانده از طریق همبستگی بین این 13 سئوال با 8 سئوال مذکور به دست آمد و برابر با 74/0 گزارش شد (20).

 

پرسش
نامه
ی پادوا:
پرسش
نامه
ی پادوا تنها ابزار خودگزارشی وسواس است که ابعاد وسواس
های فکری را از وسواس
های عملی به
طور جداگانه می
سنجد و یکی از پرکاربردترین ابزارها در مطالعه­های مربوط به وسواس در نمونه
های بالینی و غیربالینی به
شمار می
آید (22،21). این پرسش
نامه توسط ساناویو در ایتالیا ساخته شده و شامل 60 پرسش با پنج درجه
بندی از صفر تا 4 می‌باشد که صفر معادل اصلا و 4 معادل خیلی زیاد است.

پرسش
نامه‌
ی پادوا قادر به اندازه
گیری تعداد و شدت علایم اختلال وسواسی
جبری، در افراد بهنجار و بیماران بالینی می‌باشد. پرسش
نامه
ی‌ مذکور، دارای چهار زیرمقیاس با عناوین عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی، وارسی، تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی و آلودگی می­باشد. پایایی این پرسش
نامه در فرهنگ اصلی از طریق محاسبه
ی‌ ضریب محاسبه
ی‌ نمره‌ی کل پرسش
نامه­ی پادوا  با  پرسش
نامه‌
ی وسواس فکری
عملی مادزلی و پرسش
نامه
ی‌ وسواس فکری لیتون در دامنه
ی‌ 65/0 تا 75/0 گزارش شده است (16).

پایایی و روایی این پرسش
نامه در ایران، توسط گودرزی و فیروزآبادی، مورد بررسی قرار گرفته و ضریب همسانی درونی آن 95/0، ضریب بازآزمایی با فاصله
ی‌30 روز در 4 عامل ذکر شده به ترتیب 76/0 ،81/0، 65/0 و 60/0 و در کل مقیاس 79/0 گزارش شده است. محاسبه‌
ی روایی افتراقی این پرسش
نامه، حاکی از این است که نمره
ها‌ی پادوا، قادر به تمایز بین بیماران وسواسی و افراد بهنجار هستند (21).

 

نتایج

 آزمودنی‌ها متشکل از 182 مرد با میانگین سنی 73/26 سال و انحراف معیار 94/5 و 227 زن با میانگین سنی 96/24 سال و انحراف معیار 78/5  بودند. از نظر وضعیت تاهل 247 نفر از ایشان مجرد و 162 نفر متاهل بودند.

به منظور بررسی میزان افسردگی در انواع فرعی وسواس از بین نمونه­ی 409 نفری، 120 نفر که نمره
ی وسواس آن
ها براساس عامل
های چهارگانه
ی مقیاس پادوا بیشتر از همه بود (به عنوان گروه
های چهارگانه­ی وسواسی
جبری) انتخاب و با پرسش
نامه
ی افسردگی بک مورد آزمون قرار گرفتند. به این منظور از روش تحلیل واریانس یک­طرفه استفاده شد. جدول (1) نتایج مقایسه
ی
 سه گروه را براساس نمره­هایی که در مقیاس افسردگی به دست آورده
اند، نشان می
دهد.

 

 

جدول1- تحلیل واریانس یک­طرفه نمره­های افسردگی در انواع فرعی وسواسی
جبری

سطح معنی
داری

F

میانگین مجذورات

درجه
ی آزادی

مجموعمجذورات

منابع تغییرات

 

05/0

 

 

86/9

 

91/1289

72/130

 

3

116

119

75/3869

57/15163

33/19033

درون­گروهی

بین­گروهی

کل

 

 

اطلاعات جدول فوق گویای آن است که تفاوت مشاهده شده بین گروه
ها معنی
دار است (86/9 =F، 05/0P<). به منظور تعیین معنی
داری تفاوت بین میانگین
های گروه
های چهارگانه از نظر نمره­های کسب شده در مقیاس افسردگی، از آزمون مقایسه
های چندگانه­ی توکی استفاده شد. نتایج حاصل بیانگر این نکته بود که تفاوت میانگین تغییرات نمره­ها در عامل وارسی با عامل
های فرعی دیگر وسواس معنی
دار است و میزان افسردگی در عامل وارسی پایین
تر از عامل
های دیگر می
باشد.

به منظور بررسی رابطه
ی افسردگی و انواع فرعی وسواسی
جبری، ضرایب همبستگی آن
ها با یکدیگر محاسبه گردید. این نتایج در جدول (2) خلاصه شده و گویای آن است که افسردگی با انواع وسواس همبستگی دارد. به منظور تعیین دقیق
تر رابطه و تشخیص سهم هرکدام از انواع فرعی
     جدول2- ضرایب همبستگی پیرسون بین انواع فرعی                                  وسواسی
جبری و افسردگی

مولفه­ها

عامل 1

عامل 2

عامل 3

عامل 4

افسردگی

53/0*

47/0*

52/0*

36/0*

* همبستگی در سطح 01/0 معنی­دار است

عامل 1- عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی، عامل 2- وارسی، عامل 3- تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی، عامل 4- آلودگی

 

وسواس در تبیین افسردگی از تحلیل رگرسیون چندمتغیره­ی گام­به­گام استفاده شد.در این مرحله، عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی، وارسی، تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی و آلودگی به
عنوان متغیر پیش
بین و  افسردگی به
 عنوان متغیر ملاک وارد معادله­ی رگرسیون شدند که جدول (3) نتیجه
ی این تحلیل را نشان می
دهد.

 


جدول3- تحلیل واریانس و رگرسیون افسردگی بر انواع فرعی وسواسی
جبری

             گام

متغیر وارد شده

به معادله

منابع

تغییرات

مجموع

مجذورات

درجه
ی
آزادی

میانگین مجذورات

Fنسبت

سطح   معنی
داری

1

 

 

عامل 1

رگرسیون

23/12397

1

23/12397

27/162

000/0

باقی­مانده

68/30788

403

39/76

 

 

کل

92/43185

404

 

 

 

2

عامل 1

عامل 3

رگرسیون

34/15804

2

16/9702

01/116

000/0

باقی­مانده

58/27381

402

11/68

 

 

کل

92/43185

404

 

 

 

3

عامل 1

عامل 3

عامل 4

رگرسیون

84/17332

3

61/5777

61/89

000/0

باقی­مانده

08/25853

401

47/64

 

 

کل

92/43185

404

 

 

 

 

عامل 1- عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی، عامل 3- تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی، 4- آلودگی

 


  نسبت معنی
داری F در جدول (3) نشانگر ارتباط معنی
داری بین متغیر پیش­بین و ملاک می
باشد.  مطابق اطلاعات جدول فوق، به
جز عامل وارسی بقیه
ی عامل­های فرعی وسواسی
جبری توان لازم برای ورود به معادله­های رگرسیونی جهت تبیین افسردگی را دارند. اطلاعات مربوط به ضرایب تعیین،
خطای معیار برآورد و ضرایب تحلیل رگرسیون فوق در
جدول (4) آمده است.

ضرایب حاصل از نتایج تحلیل رگرسیونی حاکی از آن است که در گام اول، ورود متغیرعدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی به تنهایی می
تواند 28 درصد تغییرات افسردگی را پیش­بینی کند. در گام دوم، ورود متغیر تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی می
تواند این مقدار را به 36 درصد افزایش دهد و در گام
 سوم نیز اضافه شدن متغیرآلودگی این تغییرات را به 40 درصد ارتقا می
دهد.

 

 

جدول 4- اطلاعات مربوط به ضرایب تحلیل رگرسیون افسردگی بر انواع فرعی وسواسی
جبری

گام

متغیر وارد شده به معادله

ضریب b

ضریب بتا

نسبت t

سطح معنی
داری
t

ضریب تعیین

1

عامل 1

50/0

56/0

73/12

000/0

28/0

2

عامل 1

عامل 3

34/0

58/0

36/0

33/0

69/7

07/7

000/0

000/0

36/0

3

عامل 1

عامل 3

عامل 4

24/0

63/0

27/0

26/0

35/0

20/0

25/5

79/7

86/4

000/0

000/0

000/0

40/0

 

عامل 1- عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی، عامل 3- تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی، 4- آلودگی

 

 

بحث و نتیجه
گیری

 بین افسردگی و اختلال وسواسی
جبری رابطه
ای آشکار در سطح بالینی وجود دارد به
 طوری
که رابطه
ی آن دو بیشتر به
 عنوان یک امر متداول مطرح است. پژوهش حاضر به بررسی رابطه
ی افسردگی و ویژگی
های وسواسی
جبری با در نظر گرفتن انواع فرعی آن در جمعیت غیر بالینی مطابق پرسش
نامه
ی پادوا پرداخت. اگر چه علایم وسواس در نمونه
های غیربالینی از نظر شدت علایم، افت کارکرد و رنج ناشی از آن
ها در حد تشخیص اختلال وسواس نیستند، اما در هر حال پدیده
های وسواسی به
شمار می
آیند. حدود 99-80 درصد جمعیت غیربالینی، افکار و تصورات ناخواسته و مزاحم یا اجبارهایی را که از نظر محتوا شبیه به اجبارهای افراد مبتلا به اختلال وسواسی
جبری است، تجربه می
کنند (23). نتایج پژوهش حاضر با استفاده از تحلیل واریانس نشان داد که میزان افسردگی در نوع فرعی وارسی کمتر از انواع دیگر وسواس است و به
 عبارتی وسواس
های مرتبط با عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی، تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی و نیز آلودگی بیشترین میزان افسردگی را دارا هستند. ضرایب حاصل از نتایج تحلیل رگرسیونی حاکی از آن بود که عوامل عدم کنترل بر فعالیت‌های ذهنی، تمایل و نگرانی در مورد از دست دادن کنترل رفتارهای حرکتی و آلودگی، توان پیش
بینی درصد  قابل ملاحظه
ای از تغییرات افسردگی را دارند. از زاویه
ای دیگر، نتایج پژوهش حاضر نشان می
دهد که میزان افسردگی در وسواس
های فکری بیشتر از وسواس
های عملی است که از این نظر با پژوهش اوربیک[19] و همکاران هم
سو می
باشد (1).

  بررسی پیشینه
ی تحقیق نشان می
دهد که در زمینه
ی رابطه
ی بین افسردگی با انواع فرعی وسواس در سطح غیربالینی پژوهشی انجام نگرفته است. در همین راستا، پژوهش حاضر نشان داد که در سطح غیربالینی نیز بین افسردگی و ویژگی
های وسواسی
جبری رابطه وجود دارد.

دو تبیین احتمالی را می
توان در جهت این یافته مطرح نمود. یکی این
که رابطه
ی موجود ممکن است  مصنوعی و محصول علایم مشترکی باشد که در هر دو اختلال موجود هستند

 

(مانند احساس گناه، اضطراب، تردید درباره
ی خویشتن، پایین بودن عزت
نفس، احساس مسئولیت شدید و کمال
گرایی). دیگر این
که همان
گونه که شانکمن و کلین1 در بحث رابطه
ی افسردگی و اضطراب عنوان می
دارند، افسردگی و ویژگی
های وسواسی
جبری می
توانند از یک بعد عمومی آشفتگی ناشی شوند و بنابراین، مبنای سبب
شناختی واحدی داشته باشند (24). به نظر می
رسد این بخش، مستلزم تحقیقات بیشتری است.

درک چگونگی ارتباط بین انواع فرعی اختلال وسواسی
جبری و افسردگی از نظر درمانی نیز می
تواند مفید واقع گردد. یافته
های پژوهش حاضر حاکی از آن است که تمام وسواس
های فکری با افسردگی رابطه دارند وسواس
های عملی (آلودگی) با افسردگی مرتبط هستند. این بخش از یافته
ها نیز با یافته
های ریکیاردی و مک نالی2 که نشان داده
اند خلق افسرده بیشتر با افکار وسواسی رابطه دارد هماهنگ است (25). هم
چنین، از آن
جایی که گزارش شده است افسردگی

 

 
   


با پیامد درمانی ضعیف در اختلال وسواسی
جبری رابطه دارد، این یافته تا حدودی با دیگر تحقیقاتی که گزارش کرده
اند حضور افکار وسواسی بدون اعمال وسواسی پیامد درمانی را تضعیف می
کند هماهنگ است (10،26،27).

 در جمع
بندی، یافته
های حاصل از این پژوهش در درجه
ی‌ اول می
تواند گامی در راه گسترش دانش پایه در زمینه
ی انواع فرعی‌‌ اختلال وسواسی
جبری و ارتباط آن با افسردگی بردارد. هم
چنین، پرداختن به بحث رابطه
ی فوق می
تواند متخصصان  و صاحب
نظران مربوط را نسبت به وضعیت این دسته از بیماران آگاه
تر نموده تا آن
ها بتوانند با ذهنی روشن
‌تر با این اختلال برخورد کنند.

1Shankman, Klei

2Ricciardi, McNally

 

 

 ذکر این نکته ضروری است که محدودیت پژوهش حاضر در بخش نمونهگیری میتواند تعمیمپذیری نتایج را تحت تاثیر قرار دهد. به خاطر ماهیت دانشگاه پیامنور (جامعهی تحقیقی) که در آن حضور در کلاس برای دانشجویان اجباری نمیباشد، نمونه از بین دانشجویانی انتخاب شد که در زمان تحقیق در دانشگاه حضور داشتند و بنابراین، انتخاب تصادفی واقعی در پژوهش حاضر به دلیل ماهیت جامعه میسر نشد.



[1]Major depressive disorder

[2]Generalized anxiety disorder

[3]Bipolar disorder

[4]Tic disorder

[5]Attention deficit hyperactivity disorder

[6]Eating disorder

[7]Autism disorder

[8]Schizophrenia

[9]Schizotypal personality disorder

[10]Melancholia

[11]Executive dysfunction

12Sanavio

13Padua inventory

[14]Impaired control over mental activities

[15]Checking

[16]Urges and worries of losing control over motor behaviors

[17] Contamination

[18]Beck Depression Inventory

1Overbeek

 

1. Overbeek T, Schruers K, Vermetten E, Griez E. Comorbidity of obsessive-compulsive disorder and depression prevalence, symptom severity, and treatment effect. J Clin Psychiatry 2002; 63(12):
1106-12.

2. Tolin DF, Worhunsky P, Maltby N. Are “obsessive” beliefs specific to OCD? A comparison across anxiety disorders. Behav Res Ther 2006; 44(4): 469-80.

3. Pashinian A, Faragian S, Levi A, Yeghiyan M, Gasparyan K, Weizman R, et al. Obsessive-compulsive disorder in bipolar disorder patients with first manic episode. J Affect Disord 2006; 94(1): 151-6.

4. McKay D, Abramowitz JS, Calamari JE, Kyrios M, Radomsky A, Sookman D, et al. A critical evaluation of obsessive-compulsive disorder subtypes: Symptoms versus mechanisms. Clin Psychol Rev 2004; 24: 283-313.

5. Pauc R. Comorbidity of dyslexia, dyspraxia, attention deficit disorder (ADD), attention deficit hyperactive disorder (ADHD), obsessive compulsive disorder (OCD) and Tourette's syndrome in children: A prospective epidemiological study. Clin Chiroprac 2005; 8(4): 189-98.

6. Mathis MA, Rosario MC, Diniz JB, Torres AR, Shavitt RG, Ferrao YR, et al. Obsessive-compulsive disorder: Influence of age at onset on comorbidity patterns. Eur Psychiatry 2008; 23(3): 187-94.

7. Bejerot S, Nylander L, Lindstorm E. Autistic traits in obsessive-compulsive disorder. Nord J Psychiatry 2001; 55: 169-76.

8. Poyurovsky M, Bergman J, Weizman R. Obsessive-compulsive disorder in elderly schizophrenia patients. J Psychiatr Res 2006; 40: 189-91.

9. Poyurovsky M, Faragian S, Pashinian A, Heidrach L, Fuchs C, Weizman R,  et al. Clinical characteristics of schizotypal-related obsessive-compulsive disorder. J Psychiatr Res 2008; 59: 254-8.

10. Keeley ML, Storch EA, Merlo LJ, Geffken GR. Clinical predictors of response to cognitive-behavioral therapy for obsessive-compulsive disorder. Clin Psychol Rev 2008; 28: 118-30.

11. Pourafkari N. [Obsessive-compulsive disorder]. 1st ed. Tabriz: Islamic Azad University; 2005:
25-40. (Persian)

12. Dadsetan P. [Developmental psychopathology, from infancy to adulthood]. 7th ed. Tehran: Samt; 1999: 147-77. (Persian)

13. GhassemzadehH,Karamghadiri N, Sharifi V, Norouzian M, Mojtabai R,  Ebrahimkhani N. [Cognitive, neuropsychologic and neurological function in obsessive-compulsive disorder with and without depression symptoms]. Cognitive sciences novelties 2006; 7(3): 1-13. (Persian)

14. Arntz A, Voncken M, Goosen A. Responsibility and obsessive- compulsive disorder: An experimental test. Behav Res Ther 2007; 45(3): 425-35.

15. Aycicegi A, Dinn WK, Harris CL, Erkmen H. Neuropsychological function in obsessive-compulsive disorder: Effects of comorbid conditions on task performance. Eur Psychiatry 2003; 18(5): 241-8.

16. Sanavio E. Obsessions and compulsions: The Padua inventory. Behav Res Ther 1980; 26: 169-77.

17. Yaryura-Tobias JA, Grunes MS, Todaro J, McKay D, Neziroglu FA, Stockman R. Nosological insertion of axis I disorders in the etiology of obsessive-compulsive disorder. J Anxiety Disord 2000; 14: 19-30.

18. Naomi A, Fineberg NA, Fourie H, Gale TM, Sivakumaran T. Comorbid depression in obsessive compulsive disorder (OCD): Symptomatic differences to major depressive disorder. J Affect Disord 2005; 87(2-3): 327-30.

19. Beck AT, Clark DA. Anxiety and depression: An information processing perspective. Anxiety Res 1988; 1: 23-36.

20. Goodarzi MA. [Validity and reliability of the Beck hopelessness scale in a sample of Shiraz University students]. Shiraz University journal of humanistic and social sciences 2001; 32(17): 1-12. (Persian)

21. Goodarzi MA, Firoozabadi A. Reliability and validity of the Padua inventory in an Iranian population. Behav Res Ther 2005; 43(1): 43-54.

22. Steketee G. Behavioral assessment and treatment planning with obsessive-compulsive disorder: A review emphasizing clinical application. Behav Ther 1994; 25: 613-33.

23. Julien D, O’Connor KP, Aardema F, Todorov C. The specificity of belief domains in obsessive-compulsive symptom subtypes. Pers Individ Dif 2006; 41(7): 1205-16.

24. Shankman SA, Klein DN. The relation between depression and anxiety: An evaluation of the tripartite, approach-withdrawal and valence-arousal models. Clin Psychol Rev 2003; 23: 605-37.

25. Ricciardi JN, McNally RJ. Depressed mood is related to obsessions, but not to compulsions, in obsessive-compulsive disorder. J Anxiety Disord 1995; 9(3): 249-56.

26. Abramowitz JS. Treatment of obsessive-compulsive disorder in patients who have comorbid depression. J Clin Psychol 2004; 60: 1133-41.

27. Alonso P, Menchon JM, Pifarre J, Mataix-Cols D, Torres L, Salgado P, et al. Long-term follow-up and predictors of clinical outcome in obsessive-compulsive patients treated with serotonin reuptake inhibitors and behavioral therapy. J Clin Psychiatry 2001; 62: 535-40.