اعتباریابی پرسش نامه ی مثلث شناختی در دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهدمقاله ی پژوهشی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار روان شناسی مشاوره، دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

هدف این پژوهش هنجاریابی پرسش‌نامه‌ی مثلث شناختی (CTI) در میان دانشجویان بود. این پرسش‌نامه، شیوه‌ی تفکر افراد افسرده را درباره‌ی خود، دنیا و آینده می‌سنجد.
روش‌کار: مطالعه‌ی حاضر از نوع مقطعی‌توصیفی بوده و برای اعتباریابی آن 412 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد (157 نفر مرد و 255 نفر زن) در سال تحصیلی 89-1388 به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد.
یافته‌ ها: ضریب پایایی آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 85/0 و برای خرده‌مقیاس‌های ‌نگرش نسبت به خود 80/0، نگرش نسبت به دنیا 73/0 و نگرش نسبت به آینده 81/0 می‌باشد. هم‌چنین، در این هنجاریابی سئوالاتی که همخوانی معتبری نداشتند، مشخص شدند.
نتیجه‌ گیری: پرسش‌نامه‌ی مثلث شناختی روی دانشجویان ایرانی
می‌تواند به عنوان یک ابزار پایا و معتبر برای ارزیابی مثلث شناختی نظریه‌ی بک و برای سنجش شیوه‌ی تفکر دانشجویان افسرده باشد.
 

کلیدواژه‌ها


از آن جا که افسردگی چهارمین بیماری شایع جهان رتبه بندی شده است، بار مالی سنگینی را تقریبا به 12 درصد جمعیت جهان تحمیل می­کند (1) و به نظر می­رسد که از سال 2010 دومین اختلال ناتوان­کننده­ی جهان باشد (2).

یکی از شناخته­شده­ترین نظریه­ها در خصوص علت، روشن­سازی و تداوم افسردگی توسط بک[1]، راش[2] و شاو[3] مطرح شده است مبنای زیربنایی این نظریه این است که افرادی که نشانگان افسردگی را نشان می­دهند، تمایل شناختی به تفسیر رویدادهای زندگی توسط طرح­واره­های منفی دارند که در طول سال­های شکل­گیری رشدشان آموخته­اند (3). طرح­واره­های منفی، نهفته باقی می­مانند و از طریق رویداد­های محیطی به ویژه رویدادهای پرتنش زندگی فعال شده و متعاقبا منجر به افسردگی می­شوند (4،5). زمانی که طرح­واره­ای فعال شد، تجارب جدید با توجه به این طرح­واره، واقعیت را به شیوه­ی منفی تحریف می­کنند (5). بر اساس این دیدگاه، افکار خودآیند[4] و باورهای ناکارآمد در رشد و تداوم افسردگی مهم هستند (6).

نظریه­ی شناختی بک در مورد افسردگی، فرض را بر این قرار داده است که یک مولفه­ی مهم افسردگی مجموعه­ای از شناخت­های منفی یا طرح­واره­ها است (7). شناخت­های منفی در افراد افسرده بیانگر دیدگاه منفی نسبت به خود[5] ، دنیا[6] و آینده[7] است (2). این دیدگاه ناکارآمد در مورد خود، دنیا و آینده به عنوان مثلث شناختی[8] معروف است (7).

بک بیان می­کند که مثلث شناختی منفی از تعامل بین طرح­واره­های منفی و رویدادهای محیطی منفی به وجود می­آید. او بیان
می­دارد که طرح­واره­ی شناختی منفی یا مثلث شناختی در زمانی که رویداد تنش­زا یا فقدان روی می­دهد افراد را برای افسردگی مستعد می­سازد (6).

بک معتقد است نشانگان عمیق (عاطفی، رفتاری، انگیزشی، بدنی) در اختلال افسردگی، پیامد مستقیم مثلث شناختی منفی هستند. بسیاری از مطالعات، نابهنجاری شناختی را در افراد افسرده گزارش داده­اند. افکار خودآیند منفی، سبک اسنادی خودتحقیرکننده و تفکرات درماندگی همگی با افسردگی فعلی افراد ارتباط دارند (8). در تایید نظریات بک، افراد افسرده، نگرش­های ناکارآمدی در مقایسه با افراد غیر افسرده دارند (7). بر اساس این دیدگاه، افراد افسرده خودشان را
بی­ارزش، ناتوان و ناخوشایند توصیف می­کنند (7)، در حالی که افکار منفی نسبت به دنیا است که موقعیت را به صورت دست نیافتنی ادراک و از این رو مانع از دستیابی به اهداف­شان می­شود. طرح­واره­ی منفی نسبت به آینده، افکار بدبینانه درباره­ی فرصت­ها و چشم­اندازهای آینده می­باشد و می­تواند شامل ادراک آینده فرد به صورت غم­افزا، ناامیدکننده، بسیار سخت، بی­فایده و ناکام­کننده باشد. خطاهای شناختی در تفکر شامل تفکر انتزاعی، استنتاج دل­به­خواهی و تفکر دو قطبی، تداوم این طرح­واره را به دنبال دارد و دید منفی فرد را با وجود شواهد عینی بر علیه آن اعتبار می­بخشد (4). افراد افسرده بعد از این که در رسیدن به موفقیت دچار شکست می­شوند، تمرکز بیشتری روی خود دارند (9). هم چنین آن­ها تمرکز خودکار بیشتری روی خود و انتظارات کمتری از خودشان برای موفق شدن در مقایسه با افراد غیر افسرده دارند (10) و در اسنادهای خودارزیاب، گرایش­های انتقادکننده­ای دارند (10،11).

ویلنر[9] معتقد است دید منفی درباره­ی خود، زیربنای افسردگی در تمام حالت­های منفی شناختی است و دو بعد دیگر آن، دنیا و آینده، همانند نگرش نسبت به خود به طور وسیعی مورد مطالعه قرار نگرفته است (12). با این حال حمایت مستقیم برای دید منفی درباره­ی دنیا از مطالعاتی ناشی می­شود که افراد افسرده، میزان تقویت را ناچیز می­شمارند و میزان تنبیه را بیش از حد برآورد می­کنند (10). به علاوه، افراد افسرده مقدار بازخورد مثبت و منفی را در جهت منفی تحریف می­کنند (10). این تمایلات ادراکی می­تواند از اعتقاد به این که دنیا مکان خصمانه­ای است نشات گرفته باشد.

بلک­بورن[10] و یونسان[11] معتقدند که دید منفی نسبت به خود و دید منفی نسبت به دنیا شاخص معتبری برای افسردگی هستند (13). با این حال برخی محققین نشان دادند که افراد افسرده انتظارات منفی از خود دارند نه نسبت به آینده (10). هم­چنین سایر محققان بر این باورند که دید منفی نسبت به خود در دیدگاه بک، تنها سازه­ای است که به طور معنی­داری با افسردگی مرتبط می­باشد (14). هم­چنین نگرش منفی نسبت به خود با دلبستگی اضطرابی و راهبرد فزون­کاری در روابط بین فردی مرتبط می­باشد (15). دیدگاه منفی نسبت به خود در افراد افسرده به برآورد ضعیفی از مهارت­های شخصی و عزت نفس کم در افراد منجر می­شود (2). حمایت از رابطه­ی بین افسردگی و دید منفی نسبت به آینده را می­توان در مطالعاتی که بر ناامیدی و افسردگی انجام شده است، یافت (10). در مطالعات متعدد نشان داده شده است که احساس ناامیدی شدید، افسردگی را به دقت پیش­بینی می­کند ( 16). بنا به نقل از مطالعه­ی آندرسون[12] و همکار، آلوی و همکاران در مدل رشدنگر خود معتقدند، حس درماندگی طولانی­مدت، احتمالا به احساس ناامیدی منجر می­شود که دید منفی نسبت به آینده را شکل می­دهد (10).

با توجه به مبانی نظری فوق، بالا بودن آمار افراد مبتلا به افسردگی در کشور ایران که حدود 5 میلیون نفر (7/7%) برآورد شده است (17) و هزینه­های بالایی که بر نظام بهداشتی کشور تحمیل می­کند و هم­چنین با توجه به اهمیتی که مثلث شناختی در ایجاد و تداوم افسردگی دارد اما هیچ ابزار
اندازه­گیری استانداردی برای سنجش آن در ایران وجود ندارد. بنابراین هنجاریابی پرسش­نامه­ای که سبک تفکر در افراد افسرده را بسنجد به خصوص پرسش­نامه­ی مثلث شناختی، ضرورتی انکارناپذیر است. زیرا این پرسش­نامه به درمانگران، مشاوران، روان­شناسان و روان­پزشکان در ارزیابی هرچه بهتر و همه­جانبه­تر افراد افسرده و نشان دادن تغییرات پایدار در طی جلسات و بعد از درمان کمک می­کند. هم­چنین به نظر می­رسد پرسش­نامه­ی مثلث شناختی می­تواند پاسخگوی نیاز پژوهشگران برای کمک به کاهش شدت افسردگی در جامعه باشد. از این رو برای پر کردن این شکاف، در این مطالعه پرسش­نامه­ی مثلث شناختی[13] (CTI) که توسط بکهام[14]، لبر[15]، واتکینز[16]، بویر[17] و کوک[18] ساخته شده است (4) روی جمعیت غیر بالینی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد هنجاریابی شد.

روش­کار

با توجه به هدف پژوهش که هنجاریابی پرسشنامه مثلث شناختی (CTI) بود، جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 89-1388 بودند که تعداد 412 نفر آزمودنی به روش خوشه­ای تصادفی چند مرحله­ای از بین آن­ها انتخاب شدند. قبل از اجرای پرسشنامه، هدف مطالعه و شرط محرمانه ماندن اطلاعات برای آزمودنی­ها بیان شد. سپس بین کل دانشکده­ها، 7 دانشکده به طور تصادفی انتخاب و از هر دانشکده چند کلاس به صورت تصادفی انتخاب و پرسش­نامه­ها توسط پژوهشگران در دانشکده­های مختلف بین دانشجویان توزیع و تعداد 403 پرسش­نامه قابل ارزیابی جمع­آوری شد. در این هنجاریابی آلفای کرونباخ برای کل پرسش­نامه و خرده­مقیاس­ها محاسبه گردید. آلفای کرونباخ یکی از روش­های محاسبه، اعتبار و اعتماد علمی پرسش­نامه­ها محاسبه می­باشد. محاسبه­ی این شاخص با استفاده از si تعداد پرسش­ها و k رابطه­ی زیر امکان­پذیر خواهد بود. در این رابطه i- انحراف معیار امتیاز پرسش M و ∑ انحراف معیار امتیاز کل پرسش­ها است. هرچه این شاخص به ۱ نزدیک­تر شود به معنی همبستگی درونی بالاتر و همگن­تر بودن پرسش­ها خواهد بود. محدوده مقادیر آلفا بدین صورت است: بین 7/0 تا 1 عالی، بین 4/0 تا 7/0 خوب و کمتر از 4/0 ضعیف می­باشد.

ابزار پژوهش:

پرسش­نامه­ی مثلث شناختی (CTI): یک پرسش­نامه­ی 36 سئوالی است که دارای سه خرده­مقیاس برای سنجش نگرش فرد نسبت به خود، دنیا و آینده می­باشد (4). هر مقیاس شامل 10 سئوال است (البته 6 سئوال آن نمره­گذاری نمی­شود) و در یک طیف 7 نمره­ای از کاملا موافقم (1) تا کاملا مخالفم (7) به روش لیکرت درجه­بندی می­شود. البته بعضی از سئوال­ها به صورت معکوس نمره­گذاری می­شوند. نمرات بالاتر نشانگر دیدگاه منفی و نمرات پایین­تر بیانگر دیدگاه مثبت می­باشد. CTI همسانی درونی خوبی دارد و ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 95/0، برای خرده­مقیاس نگرش نسبت به خود 91/0، برای نگرش نسبت به جهان 81/0 و برای نگرش نسبت به آینده 93/0 می­باشد. اعتبار همزمان CTI از طریق همبستگی معنی­دار 77/0 با پرسش­نامه­ی افسردگی بک اثبات گردیده است (18). هم­چنین تمام خرده­مقیاس­ها همبستگی معنی­داری با سایر مقیاس­ها دارد. این مقیاس به خصوص در نگرش نسبت به خود همبستگی مثبت معنی­دار 90/0 با مقیاس عزت نفس1 دارد. ضمن این که مقیاس نگرش نسبت به آینده همبستگی معنی­دار 90/0 با مقیاس ارزیابی ناامیدی2 دارد (17).

پژوهشگران پرسش­نامه را از زبان انگلیسی به فارسی برگرداندند و از نظر معنا، واژه­گزینی آن را با متن اصلی مقایسه، تطبیق و سپس اجرا نمودند.

 

نتایج

در هنجاریابی این پرسش­نامه از 403 آزمودنی که در دانشکده­های کشاورزی، علوم پایه، ادبیات وعلوم انسانی، علوم تربیتی، الهیات، مهندسی و اقتصاد مشغول به تحصیل بودند با دامنه­ی سنی 18 تا 40 سال و میانگین سنی 5/21 سال استفاده شد. اطلاعات جمعیت­شناختی در جدول 1 آمده است.

با توجه به تجزیه و تحلیل آماری، جداول مربوط ارائه می­شود.

همان طور که در جدول 2 ملاحظه می­شود مقادیر آلفای کرونباخ کل پرسش­نامه CTI، 85/0 و مقدار آلفای کرونباخ مربوط به خرده­مقیاس­های نگرش نسبت به خود، دنیا و آینده به ترتیب 80/0، 73/0 و 81/0 می­باشد.

 

جدول 1- ویژگی­های جمعیت­شناختی آزمودنی­ها بر حسب جنس و مقطع تحصیلی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

متغیر

فراوانی

درصد

جنسیت

زن

255

9/61

مرد

157

1/38

مقطع تحصیلی

کارشناسی

312

7/75

کارشناسی ارشد

80

4/19

دکترا

11

7/2

 

 

 

جدول 2- شاخص­های توصیفی و نتایج اعتباریابی مقادیر آلفای کرونباخ کل پرسش­نامه­ی CTI و مقدار آلفای کرونباخ

مربوط به خرده­مقیاس­های نگرش نسبت به خود، دنیا و آینده و مقدار کلی آن در بین دانشجویان

خرده­مقیاس

تعداد نمونه

تعداد سئوالات

میانگین

واریانس

انحراف استاندارد

آلفای کرونباخ

آلفای کرونباخ مبتنی بر سئوالات استاندارد شده

مقیاس کل

318

36

66/102

45/551

48/23

856/0

867/0

نگرش نسبت به خود

386

10

16/26

19/96

80/9

803/0

805/0

نگرش نسبت به دنیا

373

10

03/28

66/83

147/9

737/0

739/0

نگرش نسبت به آینده

375

10

49/23

47/95

77/9

812/0

819/0

 

 

جدول 3 نشان می­دهد که با حذف هر یک از خرده­مقیاس­های مربوطه از پرسش­نامه، مقدار آلفا کاهش پیدا می­کند.

 

1Self-esteem

2Hopelessness Scale

 
جدول 4 مقادیر شاخص­های توصیفی و مقدار آلفای کرونباخ در صورت حذف هر یک از سئوالات مربوط به خرده­مقیاس نگرش نسبت به خود را نشان می­دهد. هم­چنین نشان می­دهد که  سئوال  17  از  همبستگی  پایینی   نسبت  به  سایر  سئوالات

 

 

 

برخوردار است و در صورت حذف آن آلفای کرونباخ از 80/0 به 81/0 افزایش می­یابد. نتایج جدول 5 مقادیر شاخص­های توصیفی و آلفای کرونباخ را در صورت حذف هر یک از سئوالات مربوط به خرده­مقیاس نگرش نسبت به دنیا نشان می­دهد. هم­چنین نشان می­دهد که سئوال 23 از همبستگی پایینی نسبت به سایر سئوالات برخوردار است و در صورت حذف آن آلفای کرونباخ از 73/0 به 74/0 افزایش می­یابد.نتایج جدول 6 مقادیر شاخص­های توصیفی و آلفای کرونباخ در صورت حذف سئوالات مربوط به خرده­مقیاس نگرش نسبت به آینده را نشان می­دهد.

 هم­چنین نشان می­دهد که سئوال 36 از همبستگی پایینی نسبت به سایر سئوالات برخوردار است و در صورت حذف آن آلفای کرونباخ از 81/0 به 83/0 افزایش می­یابد.

مقادیر همبستگی جدول 7 بر اساس ضریب همبستگی پیرسون

نشان­دهنده­ی همبستگی بالای پرسش­نامه­ی مثلث شناختی با خرده­مقیاس­ها است (90/0= rبا نگرش نسبت به خود، 89/0= r با نگرش نسبت به دنیا و 91/0= rبا نگرش نسبت به آینده). هم­چنین بین خرده­مقیاس­های مثلث شناختی برای خود با دنیا 69/0=r، خود با آینده 75/0= rو دنیا با آینده
74/0= rاست که نشان­دهنده­ی همبستگی درونی خوب
خرده­مقیاس­ها با یکدیگر است.

 

 

جدول 3- مقادیر شاخص­های توصیفی و آلفای کرونباخ در صورت حذف خرده­مقیاس­ها از مقیاس کل پرسش­نامه­ی مثلث شناختی

 

نام خرده­مقیاس

مقادیر شاخص­ها در صورت حذف مقیاس

میانگین کل

واریانس کل

همبستگی کلی

آلفای کرونباخ

نگرش نسبت به خود

07/77

05/232

772/0

741/0

نگرش نسبت به دنیا

17/75

29/268

764/0

783/0

نگرش نسبت به آینده

06/80

91/244

810/0

747/0

 

جدول 4- مقادیر شاخص­های توصیفی و آلفای کرونباخ در صورت حذف سئوالات مربوط به خرده­مقیاس نگرش نسبت به خود

 

گویه­ها

مقادیر شاخص­ها در صورت حذف سئوال

میانگین مقیاس

واریانس مقیاس

همبستگی کلی

آلفای کرونباخ

آدم شکست خورده­ای هستم (سئوال 5)

97/23

53/76

536/0

779/0

تقریبا در تمام روابط مهمی که دارم به­هم ریخته هستم (سئوال 10)

61/23

91/75

593/0

772/0

هیچ کاری را نمی­توانم به درستی انجام دهم (سئوال 13)

05/24

80/76

651/0

767/0

من از افرادی که می­شناسم شایسته­تر هستم (سئوال 17)

34/22

40/88

177/0

818/0

از خودم متنفرم (سئوال 21)

17/24

20/75

620/0

769/0

می­توانم برخی از کارها را به خوبی انجام دهم (سئوال 25)

28/24

98/85

327/0

801/0

در مورد چیزهای زیادی احساس گناه می­کنم (سئوال 29)

22/22

11/81

354/0

802/0

انسان ارزشمندی هستم (سئوال 31)

81/23

96/80

522/0

782/0

خودم را دوست دارم (سئوال 33)

17/24

11/80

530/0

781/0

در شخصیتم شکاف­های عمیقی وجود دارد (سئوال 35)

82/22

16/75

521/0

781/0

 

 

 

هدف اصلی پژوهش حاضر، اعتباریابی پرسش­نامه­ی مثلث شناختی (CTI) در بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه فردوسی مشهد بود که به منظور تهیه نسخه­ی فارسی
پرسش­نامه­ی مثلث شناختی که ابزار مهمی در ارزیابی یکی از مولفه­های مهم نظریه­ی شناختی بک و دیگران در خصوص بروز و تداوم افسردگی، انجام شده است.

نتایج نشان داد که این پرسش­نامه از پایایی و همسانی خوبی در بین دانشجویان برخوردار است. جدول 2 نشان می­دهد که آلفای کرونباخ کلی پرسش­نامه­ی مثلث شناختی در ارتباط با همه  سئوالات  85/0  می­باشد  که  نشان  می­دهد کلیه سوالات

 

پرسش­نامه از اعتبار خوبی برخوردارند. در این خصوص آخرین بازنگری پرسش­نامه­ی مثلث شناختی در آمریکا هم نشان­دهنده­ی همسانی درونی عالی 95/0 برای کل این مقیاس است (10).

در این خصوص بکهام و دیگران، این پرسش­نامه را ساختند و سه خرده­مقیاس آن را از یکدیگر جدا نمودند اما ساختار آن را به لحاظ تجربی ارزیابی ننمودند (به نقل از 2). دو مطالعه­ی دیگر، ساختار مثلث شناختی را در نمونه­های غیر بالینی دانشجویان دانشگاه مورد ارزیابی قرار دادند اما هیچ کدام نتوانستند مدل سه عاملی آن را تایید کنند (10، 19).


جدول 5- مقادیر شاخص­های توصیفی و آلفای کرونباخ در صورت حذف سئوالات مربوط به خرده­مقیاس نگرش نسبت به دنیا

 

گویه­ها

مقادیر شاخص­ها در صورت حذف سئوال

میانگین مقیاس

واریانس مقیاس

همبستگی کلی

آلفای کرونباخ

اغلب مردم دوست­داشتنی و مفید هستند (سئوال 3)

03/25

56/73

279/0

733/0

می­دانم در صورت نیاز، مردم به من کمک خواهند کرد (سئوال 8)

98/24

82/68

519/0

700/0

فعالیت­های روزانه­ی من مسخره و اجباری است (سئوال 12)

70/25

34/66

510/0

698/0

افراد مهم زندگی من مفید و حمایتی هستند (سئوال 20)

74/25

96/67

490/0

702/0

بر مشکلاتم غلبه خواهم کرد (سئوال 22)

87/25

47/71

356/0

722/0

اتفاقات بد اندکی برایم رخ می­دهد (سئوال 23)

64/24

99/75

170/0

749/0

همسر یا دوست صمیمی دارم که گرم و حمایت­کننده است(سئوال 24)

42/25

58/66

456/0

706/0

خانواده­ام مراقبت آن چه برایم اتفاق می­افتد نیستند (سوال 27)

86/25

64/66

485/0

702/0

آن چه انجام می­دهم مهم نیست، زیرا دیگران این مشکلات را  برایم به وجود

آورده­اند تاآن چه من می­خواهم را تصاحب کنند (سئوال 30)

68/25

13/66

450/0

708/0

با مشکلات زیادی رو به ­رو شده­ام (سئوال 34)

35/23

94/70

289/0

735/0

 

جدول 6- مقادیر شاخص­های توصیفی و آلفای کرونباخ در صورت حذف سئوالات مربوط به خرده­مقیاس نگرش نسبت به آینده

 

گویه­ها

مقادیر شاخص­ها در صورت حذف سئوال

میانگین مقیاس

واریانس مقیاس

همبستگی کلی

آلفای کرونباخ

دوست دارم در مورد چیزهای خوبی که به ذهنم می­رسد، فکرکنم (سئوال 6)

58/21

40/87

290/0

813

انتظار دارم که کارها از هم اکنون برای چند سالی به خوبی پیش برود (سئوال 9)

98/20

02/86

283/0

815

به آینده خیلی امیدوار نیستم (سئوال 11)

11/21

95/71

677/0

772/0

هیچ چیز خوبی که در زندگی من که به دنبالش بروم وجود ندارد (سئوال 15)

69/21

36/76

683/0

776/0

مشکلات و درگیری­های فعلی من همیشه به قوت خود باقی خواهد ماند (سئوال 16)

14/21

09/76

569/0

786/0

برای من هیچ دلیلی وجود ندارد که آینده­ی امیدبخشی در انتظارم باشد (سئوال 19)

50/21

57/75

623/0

781/0

آینده من آن قدر اسفناک است که نیازی به فکرکردن در مورد آن نیست (سئوال 26)

84/21

07/77

667/0

779/0

اتفاقات کاری خوبی در آینده برایم اتفاق خواهد افتاد (سئوال 28)

06/21

99/79

487/0

796/0

هیچ کاری نیست که در سال­هایی که در پیش ­روی دارم به دنبالش بروم (سئوال 32)

24/21

01/75

562/0

787/0

انتظار داشتم در سال­هایی که گذشت، من نیز با دیگران ارتباط داشتم و خشنود بودم (سئوال 36)

06/19

99/83

191/0

838/0

 

 

جدول 7- مقادیر همبستگی کل مثلث شناختی با خرده­مقیاس­ها و خرده­مقیاس­ها با یکدیگر

شاخص

خود

دنیا

آینده

خود

1

697/0

752/0

دنیا

697/0

1

744/0

آینده

752/0

744/0

1

کل

9/0

893/0

919/0

 

مکینتاش و فیشر[19] در مطالعه­ی خود فقط یک عامل را به دست آوردند و از این رو نتیجه گرفتند که اعتبار عاملی مدل بک صحیح است اما عبارات اضافی منفی به طور معنی­داری بیشتر از  عبارات مثبت در ساختار  عاملی  مثلث  شناختی  وجود دارد

(19). از طرف دیگر، برخلاف مطالعاتی که از نمونه­های غیربالینی استفاده نموده­اند، ساختار سه عاملی را می­توان تایید نمود که با یافته­های مکینتاش و فیشر که معتقدند الگوی یک عاملی آن­ها شاید در نتیجه­ی تفاوت در نحوه­ی تفکر افراد افسرده و غیر افسرده باشد، ناهماهنگ است (2،19).

یافته­های جدول 2 نشان می­دهد که با حذف هر یک از
خرده­مقیاس­های مربوطه از پرسش­نامه، مقدار آلفا کاهش پیدا می­کند. این کاهش همراه با کاهش میانگین و واریانس پرسش­نامه می­باشد. پس می­توان نتیجه گرفت که همه­ی ابعاد، همخوانی نسبتا مناسبی با هم دارند. جدول 3 نیز مقدار آلفای کرونباخ برای خرده­مقیاس­های نگرش نسبت به خود، دنیا و آینده به ترتیب 80/0، 73/0، 81/0 به دست آمده است که نشان می­دهد آلفای کرونباخ خرده­مقیاس نگرش نسبت به دنیا کمی پایین­تر از خرده­مقیاس­های نگرش به خود و آینده
می­باشد. هم­چنین جداول 4، 5 و 6 نشان می­دهند که سئوال 17 در خرده­مقیاس نگرش نست به خود، سئوال 23 در خرده­مقیاس نگرش نسبت به دنیا و سئوال 36 در خرده­مقیاس نگرش نسبت به آینده به مقدار بسیار کمی با سایر سئوالات آن بعد، ناهمخوانی دارد که درصورت حذف آن مقدار آلفای کرونباخ در هر خرده­مقیاس، افزایش پیدا می­کند و یا این که بهتر است تغییراتی در ترجمه­ی آن و همسو نمودن آن با سایر ابعاد صورت گیرد.

در این مورد، تازه­ترین بازنگری­ها روی پرسش­نامه­ی مثلث شناختی در آمریکا نیز نشان­دهنده­ی همسانی درونی عالی (آلفای 91/0 برای نگرش نسبت به خود، 81/0 برای نگرش نسبت به دنیا، 93/0 برای نگرش نسبت به آینده و 95/0 برای کل مقیاس) را نشان می­دهد. به علاوه خرده­مقیاس­های مثلث شناختی از همبستگی درونی خوبی (خود با دنیا 71/0=r، خود با آینده 75/0=r، دنیا با آینده 66/0=r) برخوردار است (2). پژوهش حاضر نیز همبستگی بین خرده­مقیاس­های مثلث شناختی را برای خود با دنیا 69/0=r، خود با آینده 75/0= rو دنیا با آینده 74/0= r به دست آورد (جدول 7) که بیانگر همبستگی درونی خوب خرده­مقیاس­ها با یکدیگر و همسو با نتایج سایر پژوهش­ها است.

این نتایج از این جهت مهم است که شواهدی برای مدل بک مبنی بر ارتباط نگرش نسبت به خود، دنیا و آینده ضمن جداسازی هر خرده­مقیاس به دست می­دهد. ضمن این که یافته­ها از لحاظ ساختارهای شناختی به قدر کافی شباهت و همخوانی دارد. بنا بر این، نتایج از توان تعمیم مدل بک در فرهنگ­های مختلف حمایت می­کند و اگر تفاوت­هایی وجود دارد، هم­چون همپوشی سئوال­های مثبت و منفی مثلث شناختی به روش­شناسی مربوط است. در این خصوص شوارتزر[20] و گارمونی[21] در مدل ساختاریشان از وضعیت مثبت و منفی ذهن، معتقدند هم عناصر مثبت و هم عناصر منفی هر یک مستقل از دیگری هستند و هر دو در سلامت روان سهیم هستند (به نقل از 2). سایر مطالعات تجربی با توجه به نگرش­ها، افکار و هیجان­ها نیز از این فرضیه حمایت می­کند که بیانگر صحت و اهمیت مثلث شناختی است (2،20).

یافته‌های این پژوهش در عرصه­ی عملی، می‌تواند اطلاعات مهمی برای جوانان ایرانی و مسئولین وزارت علوم داشته باشد. با توجه به این که دانشجویان در سنی هستند که مهم­ترین تصمیمات زندگی خود هم­چون کار، ادامه تحصیل و ازدواج را اتخاذ می‌نمایند و با توجه به این که داشتن نگرش مثبت و خوش‌بینانه به خود، دنیا و آینده نقش مهمی در سلامت روان، رضایت زناشویی و دلبستگی ایمن دارد، می‌توان با آموزش مهارت‌های ارتباطی و تغییر نگرش‌های منفی از بروز نارضایتی‌های زناشویی، شغلی و تحصیلی پیشگیری نمود و به یکی از وظایف مهم دانشگاه‌ها که تربیت شهروندانی با نگرش‌های سالم و منطقی، روابط بین فردی سالم، ایمن و پایدار و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی است، جامه­ی عمل پوشاند. ضمن این که در مراکز مشاوره­ی دانشجویی نیز یافته­های پژوهش حاضر کاربردهای فراوانی در حل مشکلات و تعارض‌های درون-برون فردی دانشجویان به دنبال دارد. به علاوه پرسش­نامه­ی مثلث شناختی با سایر ابزارهایی که عناصر شناختی نظریه­ی بک را می­سنجد، همبستگی دارد. برای مثال با پرسش­نامه­ی افکار اتوماتیک[22] (کندال، هوارد[23] و هایز[24]) همبستگی 53/0-=r و با پرسش­نامه­ی افسردگی بک همبستگی 71/0 در جمعیت­های عادی و73/0 در نمونه­های روان­پزشکی را نشان می­دهد (به نقل از 21). البته باید به این نکته اشاره کرد که نتایج این تحقیق، محدود به دانشجویان بوده و نمی­تواند به نمونه­هایی غیر از دانشجویان تعمیم داده شود.

هم­چون هر مطالعه­ی دیگری این مطالعه نیز محدودیت­هایی داشته است. نخست به دلیل محدودیت منابع مالی و حمایتی لازم این مطالعه تنها در بین دانشجویان انجام شد که تقریبا در دامنه­ی سنی بین 18 تا 28 سال قرار دارند و نمی­توانند نماینده­ی کل جامعه باشند که پیشنهاد می­شود در تحقیقات بعدی این پرسش­نامه در بین سایر اقشار جامعه که با سطح تحصیلات و در دامنه­ی سنی متفاوت هستند، هم­چون کودکان، نوجوانان و بزرگسالان مورد مطالعه قرار گیرند. دوم این که استفاده از نمونه­ی غیربالینی می­تواند یک محدودیت به حساب آید. ممکن است پرسش­نامه­ی مثلث شناختی، ویژگی­های روان­سنجی متفاوتی را زمانی که برای بیماران روان­پزشکی در مقایسه با نمونه­ی غیر­بالینی از دانشگاه اجرا می­شود، نشان دهد که پیشنهاد می­شود روی نمونه­های بالینی نیز اجرا شود. هم­چنین پیشنهاد می­شود که سئوالاتی که ناهمخوانی کمتری با سایر سئوالات دارند با توجه به شرایط فرهنگی خاص کشورمان مورد بازنگری و تجدید نظر قرارگیرند زیرا نتایج تایید می­کنند که پرسش­نامه­ی مثلث شناختی نمونه­ی ایرانی، ابزار معتبری است و می­تواند برای ارزیابی مثلث شناختی نظریه­ی بک و دیگران که به توصیف نحوه­ی شروع و دوام افسردگی
می­پردازد، به کار رود.

بحث و نتیجه­گیری

هدف اصلی پژوهش حاضر، اعتباریابی پرسش­نامه­ی مثلث شناختی (CTI) در بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه فردوسی مشهد بود که به منظور تهیه نسخه­ی فارسی
پرسش­نامه­ی مثلث شناختی که ابزار مهمی در ارزیابی یکی از مولفه­های مهم نظریه­ی شناختی بک و دیگران در خصوص بروز و تداوم افسردگی، انجام شده است. نتایج نشان داد که این پرسش­نامه از پایایی و همسانی خوبی در بین دانشجویان برخوردار است.

جدول 2 نشان می­دهد که آلفای کرونباخ کلی پرسش­نامه­ی مثلث شناختی در ارتباط با همه سئوالات 85/0 می­باشد که نشان می­دهد کلیه سوالات پرسش­نامه از اعتبار خوبی برخوردارند. در این خصوص آخرین بازنگری پرسش­نامه­ی مثلث شناختی در آمریکا هم نشان­دهنده­ی همسانی درونی عالی 95/0 برای کل این مقیاس است (10). در این خصوص بکهام و دیگران، این پرسش­نامه را ساختند و سه خرده­مقیاس آن را از یکدیگر جدا نمودند اما ساختار آن را به لحاظ تجربی ارزیابی ننمودند (به نقل از 2). دو مطالعه­ی دیگر، ساختار مثلث شناختی را در نمونه­های غیر بالینی دانشجویان دانشگاه مورد ارزیابی قرار دادند اما هیچ کدام نتوانستند مدل سه عاملی آن را تایید کنند (10، 19). مکینتاش و فیشر[25] در مطالعه­ی خود فقط یک عامل را به دست آوردند و از این رو نتیجه گرفتند که اعتبار عاملی مدل بک صحیح است اما عبارات اضافی منفی به طور معنی­داری بیشتر از عبارات مثبت در ساختار عاملی مثلث شناختی وجود دارد (19).

از طرف دیگر، برخلاف مطالعاتی که از نمونه­های غیربالینی استفاده نموده­اند، ساختار سه عاملی را می­توان تایید نمود که با یافته­های مکینتاش و فیشر که معتقدند الگوی یک عاملی آن­ها شاید در نتیجه­ی تفاوت در نحوه­ی تفکر افراد افسرده و غیر افسرده باشد، ناهماهنگ است (2،19).

یافته­های جدول 2 نشان می­دهد که با حذف هر یک از خرده
مقیاس­های مربوطه از پرسش­نامه، مقدار آلفا کاهش پیدا
می­کند. این کاهش همراه با کاهش میانگین و واریانس پرسش­نامه می­باشد. پس می­توان نتیجه گرفت که همه­ی ابعاد، همخوانی نسبتا مناسبی با هم دارند.

جدول 3 نیز مقدار آلفای کرونباخ برای خرده­مقیاس­های نگرش نسبت به خود، دنیا و آینده به ترتیب 80/0، 73/0، 81/0 به دست آمده است که نشان می­دهد آلفای کرونباخ
خرده­مقیاس نگرش نسبت به دنیا کمی پایین­تر از
خرده­مقیاس­های نگرش به خود و آینده می­باشد.

هم­چنین جداول 4، 5 و 6 نشان می­دهند که سئوال 17 در خرده­مقیاس نگرش نست به خود، سئوال 23 در خرده­مقیاس نگرش نسبت به دنیا و سئوال 36 در خرده­مقیاس نگرش نسبت به آینده به مقدار بسیار کمی با سایر سئوالات آن بعد، ناهمخوانی دارد که درصورت حذف آن مقدار آلفای کرونباخ در هر خرده­مقیاس، افزایش پیدا می­کند و یا این که بهتر است تغییراتی در ترجمه­ی آن و همسو نمودن آن با سایر ابعاد صورت گیرد. در این مورد، تازه­ترین بازنگری­ها روی
پرسش­نامه­ی مثلث شناختی در آمریکا نیز نشان­دهنده­ی همسانی درونی عالی (آلفای 91/0 برای نگرش نسبت به خود، 81/0 برای نگرش نسبت به دنیا، 93/0 برای نگرش نسبت به آینده و 95/0 برای کل مقیاس) را نشان می­دهد.

به علاوه خرده­مقیاس­های مثلث شناختی از همبستگی درونی خوبی (خود با دنیا 71/0=r، خود با آینده 75/0=r، دنیا با آینده 66/0=r) برخوردار است (2). پژوهش حاضر نیز همبستگی بین خرده­مقیاس­های مثلث شناختی را برای خود با دنیا 69/0=r، خود با آینده 75/0= rو دنیا با آینده 74/0= r به دست آورد (جدول 7) که بیانگر همبستگی درونی خوب خرده­مقیاس­ها با یکدیگر و همسو با نتایج سایر پژوهش­ها است.

 این نتایج از این جهت مهم است که شواهدی برای مدل بک مبنی بر ارتباط نگرش نسبت به خود، دنیا و آینده ضمن جداسازی هر خرده­مقیاس به دست می­دهد. ضمن این که یافته­ها از لحاظ ساختارهای شناختی به قدر کافی شباهت و همخوانی دارد. بنا بر این، نتایج از توان تعمیم مدل بک در فرهنگ­های مختلف حمایت می­کند و اگر تفاوت­هایی وجود دارد، هم­چون همپوشی سئوال­های مثبت و منفی مثلث شناختی به روش­شناسی مربوط است.

 در این خصوص شوارتزر[26] و گارمونی[27] در مدل ساختاریشان از وضعیت مثبت و منفی ذهن، معتقدند هم عناصر مثبت و هم عناصر منفی هر یک مستقل از دیگری هستند و هر دو در سلامت روان سهیم هستند (به نقل از 2). سایر مطالعات تجربی با توجه به نگرش­ها، افکار و هیجان­ها نیز از این فرضیه حمایت می­کند که بیانگر صحت و اهمیت مثلث شناختی است (2،20). یافته‌های این پژوهش در عرصه­ی عملی، می‌تواند اطلاعات مهمی برای جوانان ایرانی و مسئولین وزارت علوم داشته باشد. با توجه به این که دانشجویان در سنی هستند که مهم­ترین تصمیمات زندگی خود هم­چون کار، ادامه تحصیل و ازدواج را اتخاذ می‌نمایند و با توجه به این که داشتن نگرش مثبت و خوش‌بینانه به خود، دنیا و آینده نقش مهمی در سلامت روان، رضایت زناشویی و دلبستگی ایمن دارد، می‌توان با آموزش مهارت‌های ارتباطی و تغییر نگرش‌های منفی از بروز نارضایتی‌های زناشویی، شغلی و تحصیلی پیشگیری نمود و به یکی از وظایف مهم دانشگاه‌ها که تربیت شهروندانی با نگرش‌های سالم و منطقی، روابط بین فردی سالم، ایمن و پایدار و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی است، جامه­ی عمل پوشاند.

ضمن این که در مراکز مشاوره­ی دانشجویی نیز یافته­های پژوهش حاضر کاربردهای فراوانی در حل مشکلات و تعارض‌های درون-برون فردی دانشجویان به دنبال دارد. به علاوه پرسش­نامه­ی مثلث شناختی با سایر ابزارهایی که عناصر شناختی نظریه­ی بک را می­سنجد، همبستگی دارد.

برای مثال با پرسش­نامه­ی افکار اتوماتیک[28] (کندال، هوارد[29] و هایز[30]) همبستگی 53/0-=r و با پرسش­نامه­ی افسردگی بک همبستگی 71/0 در جمعیت­های عادی و73/0 در نمونه­های روان­پزشکی را نشان می­دهد (به نقل از 21).

البته باید به این نکته اشاره کرد که نتایج این تحقیق، محدود به دانشجویان بوده و نمی­تواند به نمونه­هایی غیر از دانشجویان تعمیم داده شود.

هم­چون هر مطالعه­ی دیگری این مطالعه نیز محدودیت­هایی داشته است. نخست به دلیل محدودیت منابع مالی و حمایتی لازم این مطالعه تنها در بین دانشجویان انجام شد که تقریبا در دامنه­ی سنی بین 18 تا 28 سال قرار دارند و نمی­توانند نماینده­ی کل جامعه باشند که پیشنهاد می­شود در تحقیقات بعدی این پرسش­نامه در بین سایر اقشار جامعه که با سطح تحصیلات و در دامنه­ی سنی متفاوت هستند، هم­چون کودکان، نوجوانان و بزرگسالان مورد مطالعه قرار گیرند. دوم این که استفاده از نمونه­ی غیربالینی می­تواند یک محدودیت به حساب آید. ممکن است پرسش­نامه­ی مثلث شناختی، ویژگی­های
روان­سنجی متفاوتی را زمانی که برای بیماران روان­پزشکی در مقایسه با نمونه­ی غیر­بالینی از دانشگاه اجرا می­شود، نشان دهد که پیشنهاد می­شود روی نمونه­های بالینی نیز اجرا شود.
هم­چنین پیشنهاد می­شود که سئوالاتی که ناهمخوانی کمتری با سایر سئوالات دارند با توجه به شرایط فرهنگی خاص کشورمان مورد بازنگری و تجدید نظر قرارگیرند زیرا نتایج تایید می­کنند که پرسش­نامه­ی مثلث شناختی نمونه­ی ایرانی، ابزار  معتبری   است  و  می­تواند  برای  ارزیابی  مثلث  شناختی

 

 

 

 

نظریه­ی بک و دیگران که به توصیف نحوه­ی شروع و دوام افسردگی می­پردازد، به کار رود.

 

 

 



[1]Beck

[2]Rush

[3]Shaw

[4]Automatic Thoughts

[5]Self

[6]World

[7]Future

[8]Cognitive Triad

[9]Willner

[10]Blackburn

[11]Eunson

[12]Anderson

[13]Cognitive Triad Inventory

[14]Beckham

[15]Leber

[16]Watkins

[17]Boyer

[18]Cook

[19]McIntosh and Fischer

[20]Schwartz

[21]Garmoni

[22]Automatic Thoughts Questionnaire

[23]Howard

[24]Hays

[25]McIntosh and Fischer

[26]Schwartz

[27]Garmoni

[28]Automatic Thoughts Questionnaire

[29]Howard

[30]Hays

 

1. Ustun TB, Ayuso-Mateos JL, Chatterji S, Mathers C, Murray CJ. Global burden of depressive disorders in the year 2000. Br J Psychiatry 2004; 184(4): 386-92.

2. Possel P. Cognitive triad inventory (CTI): Psychometric properties and factor structure of the German translation. J Behav Ther Exp Psychiatry 2009; 40(2): 240-7.

3. Beck AT, Rush J, Shaw BF. Cognitive therapy of depression. 1st ed. New York: Guilford; 1979: 100-425.

4. Greening L, Stoppelbein L, Dhossche D, Martin W. Psychometric evaluation of a measure of Beck’s negative cognitive triad for youth: Applications for African-American and Caucasian adolescents. Depress Anxiety 2005; 21 (4): 161–169.

5. Kaslow NJ, Stark KD, Printz B, Livingston R, Tsai SL. Cognitive triad inventory for children: Development and relation to depression and anxiety. J Clin Child Psychol 1992; 21(4): 339-47.

6. Timbremont B, Braet C. Brief report: A longitudinal investigation of the relation between a negative cognitive triad and depressive symptoms in youth. J Adolesc 2006; 29(3): 453-8.

7. Martin MH. The roles of attachment and the cognitive triad in depression. Ph.D. Dissertation. Ohio State: Case Western Reserve University, College of Frances Payne Bolton of nursing, 2001: 1-24.

8. Barnett PA, Gotlib IH. Psychosocial functioning and depression: Distinguishing among antecedents, concomitants, and consequences. Psychol Bull 1988; 104(1): 97-126.

9. Greenberg J, Pyszczynski T. Persistent high self-focus after failure and low self-focus after success: The depressive self-focusing style. J Pers Soc Psychol 1986; 50(5): 1039-44.

10. Anderson KW, Skidmore JR. Empirical analysis of factor in depressive cognition: The cognitive triad inventory. J Clin Psychol 1995; 51(5): 603-9.

11. Ruehlman LS, West SG, Pasahow RJ. Depression and evaluative schemata. J Pers 1985; 53(1):
46-92.

12. Willner P. Cognitive functioning in depression: A review of theory and research. Psychol Med 1984; 14(4): 807-23.

13. Blackburn IM, Eunson KM. A content analysis of thoughts and emotions elicited from depressed patients during cognitive therapy. Br J Med Psychol 1989; 62(1): 23-33.

14. Hoh Sh, Mclennan  J, Ho R. Depression related cognition: Attributional style and self-referent importance of negative events. Psychol Rep 1987; 61(2): 718.

15. Wood E. [Parental bonding, adult romantic attachment, fear of intimacy, and cognitive distortions among child molesters]. Ph.D. Dissertation. Texas: University OF North Texas, College of education, 2007: 1-41.

16. Rholes WS, Riskind JH, Neville B. The relationship of cognitions and hopelessness to depression and anxiety. Soc Cogn 1985; 3(1): 36-50.

17. Kimiaee SA, Shafiabadi A, Delavar A, Sahebi A. [The comparison of effectiveness of Beck and Tisdale cognitive therapy and Yuga exercise in the treatment major depression]. Journal of studies in education and psychology 2005; 7(2): 87-113. (Persian)

18. Wong SS. The relations of cognitive triad, dysfunctional attitudes, automatic thoughts, and irrational beliefs with test anxiety. J Curr Psychol 2008; 27(3): 177-91.

19. McIntosh CN, Fischer DG. Beck’s cognitive triad: one versus three factors. Can J Behav Sci 2000; 32(3): 153-7.

20. Possel P. Dysthymia and major depression: distinct conditions or different stages along a one-dimensional continuum? J Cogn Psychother 2003; 17(4): 335-46.

21. Possel P, Seemann S, Hautzinger M. [Evaluation of a German questionnaire to measure positive and negative automatic thoughts]. Zeitschrift fur Klinische Psychologie und Psychotherapie 2005; 34(1): 27-34. (German)